X
تبلیغات
3000دروار

3000دروار

دروار

فرش بافی درایران (اصفهان

دار مورد استفاده در اصفهان و توابع، دار عمودی است. وجود چوب دیگری به نام
پله پیچ که از میان نخهای چله پائینی عبور می کند و به وسیله سیمهای فلزی به زیر دار متصل می شود از امتیازات این دار است. درمراحل نهایی بافت و پایین کشی قالی و زمانی که به واسطه کوتاهی چله ها، عمل گره زدن چله های بالایی به سردار میسر نیست، با انتقال چوب پله پیچ به بالا و عبور چله های بالایی از میان آن و اتصال این چوب به سردار به کمک سیمهای فلزی بافت قالی ادامه می یابد. این عمل برای بافنده این امکان را فراهم میسازد تا بدون تغییر مکان به بافت بقیه قالی ادامه دهد.

شله بافی یا گلیم بافی بخش پایین قالی معمولاً 3 تا 5 رج است، و در چله کشی، هر 100چله که فاصله ای برابر 10 تا 14 سانتی متر را در برمی گیرد، شیرازه میشود.

در بافت بخشهای ساده، معمولاً از گره جفتی استفاده میشود و قسمتهای ظریف با گره تکی پر می شود. برخی بافندگان در بافت قسمتهای ظریف نقشه، از خامه های ظریفتری استفاده
می کنند و خامه ضخیم تر را در بافت زمینه ساده و بخشهای یکنواخت به کار می برند. در نتیجه بخشهایی که با پرز خامه ظریفتر بافته شده، به پایین زدگی دچار می شود.

تار وپود فرشهای اصفهان از پنبه و گاه از پشم است، تار و پود قالیهای ابریشمی اصفهان از ابریشم می باشند. قالیهای زر بفت اصفهان یادآور قالیچه های پولونز که تار و پودشان از نخهای گرانبهاست می باشد.

از نظر کیفیت قالیهای اصفهان از بهترین قالیهای ایران به شمار می آیند و پر دوام هستند و جنبه تزئینی دارند. نمونه های نفیس و گرانبها سرمایه خوبی بحساب می آیند خصوصاً قطعات قدیمی و آنتیک که امروزه هنوز در بازار یافت می شوند.

پشم های مورد مصرف در قالی بافی اصفهان بیشتر از استانهای کرمان و کرمانشاهان و منابع خارجی مانند استرالیا تأمین می شود.  در اصفهان مانند سایر نقاط بافندگی فارس زبان (کاشان- کرمان- نائین- قم- یزد و نواحی شرقی و خراسان) عمل گره زنی را با دست و بدون استفاده از قلاب بر روی چله هایی که تا حدودی شل بوده و مانند چله های ترکی فشار کششی شدید نیستند انجام می دهند....

ویژگیهای عمده فرش اصفهان عبارتند از:

1.     داشتن گل و برگهای شکیل و اصیل ختایی که بصورت درشت و پر برگ دیده می شود.

2.     عدم استفاده از 4/1 ترنج در لچکها

3.     تقلید از کاشیکاریهای بناهای دوره صفویه اصفهان (مسجد امام و شیخ لطف الله)

4.     استفاده از قندیل به جای سر ترنج در بیشتر فرشها

5.     استفاده از رنگهای سنتی مثل لاکی و سرمه ای در زمینه و حاشیه

6.     عدم استفاده از سایه روشن در اغلب کارها (به جز در کارهای اخیر)

7.     استفاده از طرح ظل السلطان در بعضی از فرشها با تنوع رنگی بیشتر

8.     داشتن اندازه های کوچک و متوسط (اخیراً اندازه بزرگ نیز متداول شده است)

9.     متأثر از مینیاتور، خاتم و سایر صنایع دستی ایران

 

-  طرح های رایج

زمانی که شاه عباس صفوی، اصفهان را به عنوان پایتخت ایران برگزید، این شهر، عروس شهرهای ایران بود و هنوز مدت زیادی از نفوذ و دلبستگی های شاهان صفوی به هنر غربی نمی گذشت که، طرح و رنگ قالی ایران در حوزه تأثیر و تحول هنر غربی قرار گرفت.

احوال آن روزگار و دلبستگی شاهان صفوی بویژه شاه عباس کبیر، طراحان و نقاشان بسیاری را به حوزه هنر غرب نزدیک گرداند و این آغازی شد تا نه تنها بخشی از آثار معماری ما مزین به رنگ ها و نقاشیهای فرنگی گردد، بلکه آینده طرح و نقش در فرش ایران نیز بگونه ای با آن گره خورد. از آنجائیکه اولین روابط بازرگانی و حتی سیاسی ایران با ممالک دیگر به ویژه اروپا، از زمان پادشاهی خاندان آق قویونلو (نیمه دوم سده نهم هجری) پدید آمده بسیاری معتقدند که نفوذ مایه های فرنگی در هنر ایرانی بویژه نقاشی و هر آنچه که می توانست، است. رواج تصویرگری و چهره نمایی در پارچه ها و فرش ایران دستاورد چنین تحولاتی بود که از اوایل دوره قاجار شتاب و حضور پر رنگ تری یافت .

قالی اصفهان در این زمان از یگانه قالیهای شهری باف ایرانی است که حفظ سنتهای طراحی اصیل ایرانی در آن بیش از سایر مناطق دیده می شود و شاید بتوان آن را سنتی ترین قالی پیشرو در این زمان دانست که ضمن حفظ کیفیت، کمتر مورد تعرض و هجوم نقش مایه های غریب قرار گرفته است.  با این منظور در دوران صفوی نقوش اسلیمی و شاه عباسی بیشترین نگاره های مورد توجه هنرمندان فرش بوده اند ... هر چند که اسلوب گل فرنگ و تصویر سازی، پراکنده و متفرق (اما سنجیده تر) در فرش اصفهان دیده می شود، اما چنین روندی نتوانسته است همچون سایر فرشها، ساختار و بنیاد آن را تحت الشعاع قرار دهد. در واقع رویکرد شاهان صفوی به نقاشی و شیوه های اروپایی در قالی اصفهان اثری بر جای نگذاشت، و شهری که خود دروازه ای گردید برای ورود آثار و شیوه های غربی، فرش خود را با مبانی مستحکم و اصیل فرش ایرانی محفوظ داشت.

 با بررسی به عمل آمده می توان دریافت که در نهضت تصویرسازی فرش ایران، که دو دهه از شتاب و هجوم افزایش یافته آن می گذرد، فرش اصفهان نه تنها کمتر تأثیر پذیرفته، بلکه در انتخاب موضوعات نیز در ورطه ناآگاهی فرو نیفتاده است. تصاویر و مضامین نقاشان غربی در این فرش هیچگاه حضور نیافته و مضامین ادبی و موضوعات و مفاهیم ایرانی بیش از همه مورد توجه هنرمندان فرش اصفهان بوده است.        

بنابریان قالی اصفهان نه تنها تحت تأثیر نقوش و طرحهای بیگانه قرار نگرفته است بلکه  به میزان زیادی تحت تأثیر نقوش کاشی کاری ها و عمارات تاریخی این شهر مانند عمارت چهل ستون- مدرسه چهار باغ- مسجد شیخ لطف الله و غیره بوده و طرحهای خود را با نگاره های زیبایی منقش به این ابنیه تزیین نموده اند. طرحهایی که در فرش های اصفهان بیشتر بچشم می خورند عبارتند از:

شاه عباسی لچک و ترنج، درختی حیواندار، اسلیمی لچک و ترنج، شاه عباسی افشان و هندسی لچک و ترنج و طرحهای صورت و منظره).

استفاده هنرمندانه از طرحهای ایرانی و پذیرش عمومی آنها به ویژه در بازارهای خارج نشان داد که هنوز و همواره طرحهای ویژه ایرانی یکی از مورد توجه ترین هنرهای شرقی است. در مقایسه با فرش تبریز (که به دلیل زیبایی و تنوع ازارزش اقتصادی خاصی بهره مند است)، استفاده از طرحهای سنتی که به دست طراحان صاحب سبک طراحی و رنگ آمیزی شده، فرش اصفهان را با ارزش ترین فرش ایران کرده است. همچنین بر فرشهای که با نام تولید کنندگان بزرگ فرش، نظیر صیرفیان، مهر مرغوبیت و کیفیت بر پیشانی دارند و با ارزش های بالا در بازار عرضه می شوند، قبل از هر چیز می توان اثر طراحان بزرگ اصفهان وطرحهای سنتی را مشاهده کرد.

با توجه به طرح، فرش اصفهان در سده اخیر را می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد:

1.  فرشهایی که توسط استادان هنرستان هنرهای زیبا خلق شده اند مثل آثار استاد عیسی بهادری، رستم شیرازی، هوشنگ جزی زاده؛ که آثاراین هنرمندان آکادمیک بوده و اصول سنتی و کلاسیک را در طراحی اسلیمی و ختایی کاملاً رعایت می کردند. هنرستان اصفهان به نام هنرستان دولتی در سال1315 شروع به کار کرد که تحت سرپرستی عیسی خان بهادری بوده که در سه رشته مینیاتور نقش قالی و طبیعت (رنگ و روغن) هنرجویان خود را تعلیم می داد که سرپرستی آنرا سی سال بعهده داشت. از کارهای معروف استاد بهادری، طرح بشریت، ستاره دریایی شکار چرخ، شیر و گاو می باشد.

2.  نقاشانی که وابسته به هنرستان نبودند و لیکن بصورت سنتی اصول طراحی به سبک اصفهان را ادمه می دادند. کار آنها اگر چه زیبا و لطیف هستند و در استفاده از شاه عباسی و اسلیمی مهارت دارند لیکن آن خلاقیت هنرستانیها را کمتر داشته اند و کارشان حالت تکراری دارد. لیکن این نکته چیزی از ارزش آنها کم نمی کند چرا که این هنرمندان بودند که در کنار سایر هنرمندان توانستند اصالت فرش اصفهان را حفظ کنند. از معروفترین هنرمندان این گروه می توان به استاد ارچنگ، حاج آقا امامی، حاج مصور الملکی اشاره کرد. از شاگردان اینها استاد جعفر رشتیان و استاد عباس کرباسیون را میتوان نام برد.

امروزه بیشتر نقش قالیهای جدید اصفهان را طرحهای لچک و ترنج تشکیل می دهند، اسلیمیهایی که مستقل ازترنج مرکزی، گلهای شاه عباسی را در برمی گیرند، طرحهای سجاده ای، محرابی ستوندار، درختی، شکارگاهی، از جمله نقشهای مورد استفاده اند.

طرحهای متنوع و درهم و نقشهایی با طراحی دقیق، طرح ترنج و نقشهای اسلیمی و همچنین پرنده و گل و گیاه و نخل نیز به کار می روند. در وسط قالی یک طرح مدالی دو بخشی و یا در مواردی نقشهای مکرر به چشم می خورند. حاشیه بزرگ شاه عباسی استفاده زیادی دارد و دیگر طرحهای گل و گیاه حواشی از زمینه الهام می گیرند. زمینه و حواشی یا خط از یکدیگر مجزا می شوند.

 

-  رنگبندی

یک بررسی صد ساله بر روی قالی معاصر اصفهان و حتی سالهای دورتر تا روزگار صفویه نشان میدهد که نه تنها طرح و نقش، بلکه رنگ و رنگ آمیزی فرش در اصفهان به ندرت دچار تحول و دگرگونی بوده است. در دوران حکومت صفویان رنگهای زرد طلایی و سبز به ترتیب از نمایه های اصلی فرشهای نفیس و حتی شاهی اصفهان بوده اند. در این زمان، هنوز هم می توان به وضوح تعلق خاطر هنرمند اصفهانی را به نقوش سنتی و زیبایی لچک و ترنج های اسلیمی و شاه عباسی مشاهده نمود. رنگ لاکی به عنوان مادر رنگهای فرش ایران در کنار رنگ کرم، زمینه متن و حاشیه اغلب فرشهای اصفهان را در برگرفته و کمتر می توان اثری از رنگهای بیگانه و نامأنوس در این فرش دید.

تعداد رنگهای بکار رفته در فرشهای اصفهان تا حدودی، زیاد است و کمتر اتفاق می افتد که در آنها کمتر از 14رنگ به کار می رود.

طراحان و قالیبافان اصفهانی، اغلب رنگهای دلخواه خود را در زمینه های فیروزه ای، سرمه ای، قرمز، بژ و سفید نخودی انتخاب می کنند.

 رنگ قالیهای اصفهان در زمینه رنگهای روشن است. مثلاً از بژ یا آبی روشن استفاده بیشتری می شود. گاه از 15 رنگ برای ایجاد تضاد و برای طرحهای داخلی از درجات گوناگون قرمز استفاده می شود. 

نسبت رنگهای سرد به رنگهای گرم کاربرد بیشتری دارد. رنگهای کرم، سرمه ای، انواع آبی (آبی روشن، آبی سیر، آبی فیروزه ای) ، الماسی، انواع رنگهای خاکی شامل خاکی روشن، خاکی متوسط، خاکی بادامی، خاکی اصفهان، خاکی سیر، بژ، سبز سیر (مینایی)، بژ صورتی ولاکی استفاده می شود.

 

-  رنگرزی

 

-  ابعاد

در اصفهان قالیچه ها و فرش هایی در اندازه های ذرع و چارک، ذرع و نیم، دو ذرعی، پرده ای و فرش های شش متری و گاهاً بزرگتر بافته می شود بافنده اصفهانی هیچگاه رغبتی به بافت کناره و کلگی از خود نشان نمی دهد. فرش های ظریف بافت و گل ابریشم اصفهان با طرحهای فوق العاده زیبای آن همواره از شهرت بسیار زیادی در بازارهای جهان برخوردار بوده اند...

 -  توزیع جعرافیایی

 -  وضعیت فعلی قالیبافی

قالیهای اصفهان امروزه بیشتر در مراکزی نظیر نجف آباد، فلاورجان، قمشه (شهرضا)، گلپایگان، نائین، نطنز، (فریدن، سمیرم) و کاشان و خوانسار، تولید می شوند.

برخی از تکبافان و مؤسسات معروف که در گذشته و حال به فرش اصفهان شهرت و معروفیت  داده اند عبارت است از: داوری، حقیقی، (در دشتی)، مأموری، صدقیانی میر جلالی، عمادی، فدایِی، معینی و انتشاری.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/30ساعت 1:50 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

قالیباف نمونه

 

 

دستانش روی صفحه می لغزند .
یک, دو ,سه .... چهل و پنج تا یشمی شماره ی دو ....
منیر با نوک انگشتانش می بیند .
... رج چهارم ... یک کرم ... یک دودی ....
" فکر نمی کردم بتونم قالی بافی یاد بگیرم , خیلی خوشحالم, خیلی ... "
" هنر به من آرامش می ده ... "
حمیده و زینت ناشنوا هستند. یک سال پیش به دنیای قالی بافی آمده اند ...

اینجا دنیای دیگریست ! فرسنگ ها دور از برج های بلند و سنگی تهران .
هوا بوی اکسیژن می دهد ! انرژي همينجاست ! عشق در ميان هر رج و
هر گره ي اين قالي ها پيداست ! اينجا خانه ي محبت است .
به راستي دنياي ديگريست ! دنياي که هميشه در انتظار ماست اما
همواره دعوتش را رد کرده ايم !


خانم جليلي, انسان بزرگی ست که دعوت فرشته ها را رد نکرد و مهمان این خانه شد .
ما هم چند ساعتی از غبار خیابان دل کندیم و در موزه ی فرش ایران , با خانم جلیلی و
هنرمندان قالی باف نابینا و ناشنوایمان همراه شدیم .......

کسی که قدم در این راه می گذاره و به افراد روشن دل آموزش می ده باید زمینه های زیبایی رو برای خودش پرداخته باشه و توانایی خاصی رو در خودش پیدا کرده باشه . اگه اجازه بدید از سابقه ی شما در این هنر و چگونگی شروع مربیگریتون شروع کنیم .

+ من دیپلم تجربی دارم. از پانزده سالگی کار فرش رو زیر نظر استاد عرب زاده شروع کردم . پنج سال خدمت ایشون بودم و بعد از این دوره به صورت مستقل آموزش قالی بافی رو شروع کردم . پنج سال در کشور سوئد در زمینه ی فرش و به خصوص مرمت فرش و قالی فعالیت کردم و پس از بازگشت به ایران چهار سال در خدمت استاد موسوی سیرت ( بافنده ی شاهنامه ها ) در زمینه ی شناخت رنگ ها آموزش دیدم . و از همون زمان در موزه مشغول به کار هستم . بیست و دو سال سابقه ی کار دارم .

فکرایجاد این کلاس ها از کجا شکل گرفت ؟

+ خانم دادگر ( مدیر موزه ی فرش ) در بازدیدی که دو سال پیش از موزه ای در خا رج از کشور داشتند, می بینند که در موزه از افراد نابینا, برای راهمایی و توضیح روی آثار استفاده می شه . این طرح از همینجا شکل گرفت !
پس از برگشتن طرح رو به من گفتند و قرار شد به صورت آزمایشی تعدادی کار آموز جذب کنیم .
اما در زمینه ی فرش پیش از این چنین کاری صورت نگرفته بود و یک فرد نابینا نمی توانست بدون کمک یک فرد بینا قالی ببافد و علاوه بر این من هم تجربه ی کار با روشن دلان رو نداشتم !

با توجه به این مشکلات چطور این کار رو شروع کردید ؟

+ ما با پنج نفر کار آموز از موسسه ی عصای سفید شروع کردیم . زمانی که کار آغاز شد متوجه شدم که بچه ها خیلی باهوش هستند و همه ی کار های مربوط به فرش مثل چله کشی و ... رو خودشون انجام میدن ! اما بزرگترین مشکل ما شناخت رنگ , نقشه خوانی و رج خوانی بود . مراکز مخصوص نابینایان به ما پیشنهاد می کردند از یک دستگاه کامپیوتری نقشه خوان استفاده کنیم اما این دستگاه خیلی پرهزینه و بزرگ بود و ما به دنبال راه های بهتری بودیم . به کمک بچه های گروه اول برای هر رنگ یک کد گذاشتیم مثلا- ق- برای قرمز یا- آ- برای آبی و رنگ ها رو جایگزین کردیم و یک کاتالوگ برای رنگ ها درست کردیم تا کار آموز با مطالعه ی این کاتالوگ , کد رنگ ها رو در ذهن داشته باشه . بعد همه ی نقشه رو به وسیله ی دستگاه پرکینز با خط بریل پیاده کردیم و به این صورت نقشه با کمک حس لامسه برای کار آموز قابل خواندن شد .


در حال حاضر چند کار آموز دارید ؟ و پیشرفت این کلاس ها چطور بوده ؟

+ در حال حاضر حدود سی تا شاگرد نابینا و نیمه بینا داریم که پنج نفر از این افراد که همون گروه اولیه ما هستند برای مربیگری آموزش دیدند و در حال حاضر در مراکز نابینایان محبی و نرگس به صورت مستقل آموزش میدن و تصمیم داریم در آینده همین طرح رو در قم به کمک همین بچه ها اجرا کنیم .

گفتید که تجربه ی کار با روشن دلان رو نداشتید . چطور با این دنیا ارتباط برقرار کردید ؟ و این شناخت چه تاثیری در زندگی شخصیتون داشت ؟

+ من تجربه ی کار با کودکان عقب مانده ی ذهنی رو داشتم ولی در زمینه ی نابینایان کاملا بی تجربه بودم . در شروع کار , یک ماه و نیم با چشم بند کار کردم تا بتونم به این دنیا وارد بشم . تا اون زمان همیشه من می گفتم و شاگرد می دید و انجام می داد ولی به مرحله ای رسیده بودم که لازم بود خودم تجربه کنم و بعد به کار آموز انتقال بدم . اوایل به خاطر روحیه ی حساسم خیلی ها پیشنهاد می کردند که درگیر این فضا نشم اما توی این کلاس ها من اعتماد به نفس , قاطعیت و استفاده از وقت رو یاد گرفتم . من از بچه ها یاد گرفتم که محکم باشم و چیز هایی رو درک کنم که توی زندگی عادی به خاطر اتکا به بینایی و دیدن ظواهر ازاون ها غافل بودم .

برای تشکیل و ادامه ی این کلاس ها حمایت هم شدید ؟

+ ما برای شروع کار احتیاج به نقشه داشتیم که این نقشه ها به صورت رایگان از طرف آقای موسوی سیرت( پسر استاد موسوی سیرت ) در اختیار ما قرار گرفت .
برای تبدیل نقشه ها نیاز به دستگاه پرکینز داشتیم . با کمک بچه های روشن دل و با استفاده از خود اونها در موزه کنسرت موسیقی اجرا کردیم که با استقبال مواجه شد و با درآمد کنسرت دستگاه پرکینز تهیه کردیم .
معاونت آموزش و آقای بهشتی لطف کردند و این کلاس ها رو به صورت رایگان برگزار کردند .
اتحادیه ی فرش هم کار زیبایی کرد و به هر کدوم از کار آموز های ما یک سکه و یک لوح تقدیر هدیه داد .
خیرین زیادی ما رو حمایت کردند و اگر ما پابرجا هستیم به خاطر کمک ها و حمایت های اونهاست .

وحتما انتقاد هایی هم بوده .

+ بله بوده . در ابتدا خانواده ها موافق نبودند و فکر می کردند ممکنه قالی بافی برای بچه ها خطرناک باشه ودست هاشون رو ببرن اما در این مدت چنین اتفاقی نیافتاد . کسانی بودند که آمدند و گفتند : شما محیط موزه رو مثل بهزیستی کردید . چنین حقی ندارید . این بچه ها برای چی اینجا هستند و...
فرهنگ ما به حدی نرسیده که بدونیم با معلول چطور برخورد کنیم . ما همیشه فکر کردیم کمک به نابینا یعنی اینکه از خیابان ردش کنیم در حالی که یاد نگرفتیم اول از نابینا اجازه بگیریم که آیا تو می خوای کمکت کنیم یا می خوای خودت از خیابان رد بشی !
راننده های تاکسی باید یاد بگیرند که وقتی فرد نابینا می گه که مثلا می خواد بره موزه ی فرش , اگر آدرس رو بلد نیستند از دو نفر بپرسند ! نه اینکه فرد نابینا رو در جایی که اصلا نمی شناسه پیاده کنند !
اوایل بازدید کننده ها با ترحم می گفتن : ای وای ! این ها کورهستند ؟
بچه های ما با این حرف می شکستند ولی حالا کسانی رو که این کلمه رو به کار می برند , دست می ندازند !

در زمینه ی کار با روشن دلان ,شما از نقشه های خاصی استفاده می کنید ؟

+ بله . ما از نقشه هایی استفاده می کنیم که کاملا مشخص هستند . سبک بافت ما و طرح ها کاملا جدید
هستند . برای مثال ما گل شاه عباسی رو کار می کینم اما اگر دقت کنید در وسط این گل ها طرح عصا کار شده و همینطور در حاشیه ی فرش ها .

چطور جامعه رو برای ورود قالی باف های نابینا آماده می کنید ؟

+ ما امسال برای اولین بار در نمایشگاه بین المللی فرش به معلولان جسمی یک غرفه اختصاص دادیم تا خودشون رو نشون بدهند و بگویند که اگر جایی براشون باز باشه می تونند فعالیت کنند . غرفه ی ما یکی از پربیننده ترین غرفه های نمایشگاه بود و رسانه های داخلی و خارجی کار های بچه ها رو تحت پوشش قرار دادند . حتی از این طریق ما با دختر نابینایی در کرمانشاه آشنا شدیم که به قالی بافی علاقه داشت و با کمک روش های ما موفق شد به تنهایی قالی ببافه. ما فقط نیاز به حمایت و تبلیغ داریم .


در چند تا نمایشگاه بچه ها غرفه داشتند ؟

+ در محیط موزه زیاد بوده اما خارج از اینجا نه !
اما دوست داریم که بچه ها به روستا ها و شهر های مختلف دعوت بشن تا کار هاشون رو نشون بدن .
یکبار خانمی به من گفت, که دختر نابینایی داره که همیشه پنهانش می کرده اما با دیدن این بچه ها فهمیده که معلولیت, محدودیت نیست .

کار آموزهای این مرکز غیر از قالی بافی فعالیت دیگری هم دارند ؟

+ اغلب بچه های ما لیسانس دارند .
سمیرا نوروزی , ادبیات می خونه و به زبان انگلیسی هم تسلط کامل داره . در زمینه ی موسیقی و عروسک سازی هم کار کرده .
مهتاب علی محمدی, از کار آموزهای نابینا و ناشنوای ما ست که لیسانس ایتالیایی داره و طبق گفته ی سفیر ایتالیا این زبان رو مثل زبان مادری صحبت می کنه . به زبان انگلیسی هم در حد مترجمی تسلط داره .
خانمی هم لیسانس الاهیات دارند .
خانم اعتضاد هم لیسانس روانشناسی بالینی دارند . ایشون به طور مادرزاد دو دست ندارند و با پا, قالی بافی, خطاطی, نقاشی و طراحی می کنند و معلم بچه های استثنایی هم هستند .

هر هنرمندی وقتی برای کاری وقت صرف می کنه از دیدن نتیجه ی کارش لذت می برد . بچه های روشن دل چطور این حس و این ذوق رو نشون می دهند ؟

+ بچه ها از هر لحظه ی کار لذت می برند . از اولین گره ای که می زنند تا انتهای کار و گاهی من بیشتر از بچه ها ذوق می کنم !

چند سال پیش که به کاشان رفته بودم با دیدن دار های قالی توی زیر زمین ها و بچه های خمیده و افسرده ای که پشت دار ها نشسته بودند تصویر خاصی توی ذهنم نقش بست . چقدر در تغییر دادن این تصویر تلاش کردید ؟

+ به قول مرحوم عربزاده کار ما این بود که دار ها رو از زیر زمین ها به آپارتمان ها آوردیم و این کار کمی نبود . الان اولین درس ما به قالی باف ها , نور, حالت نشستن و استفاده درست از ابزار هاست .

کار آموزان ناشنوا چطور وارد این طرح شدند ؟

+ ما اینجا دو تا کار آموز ناشنوا داریم و برای اولین بار به نابیناها و ناشنوا ها درکنار هم تعلیم میدیم .
یک سال پیش گروهی از طرف یکی از مدارس ناشنوایان از موزه دیدن کرد و دو تا از بچه ها که به قالی بافی علاقه داشتند خواستند که در کلاس ها شرکت کنند .
من یک مقداری نگران ارتباط بچه های نابینا با ناشنوا بودم اما بچه ها کم کم راه ارتباط با هم رو پیدا کردند .
بچه های ناشنوا کف دست نابینا ها می نویسند و با کمک لب خوانی با نابینا ها ارتباط برقرار می کنند .

از نظر شما ,چطور جامعه و افراد ناتوان جسمی می تونند فاصله ای رو که بینشون هست از بین ببرند و در کنار هم فعالیت کنند ؟

+ من, خواستم که به این دنیا وارد بشم و اولین قدم رو هم خودم برداشتم . ما در کتابخانه ی موزه بخشی رو به نابینا ها اختصاص دادیم تا اونها هم بتونند مثل همه, از امکانات استفاده کنند .
بچه های ما با استعدادند و در خیلی از زمینه ها می تونند موفق باشتد .
از نظر من بچه ها در زمینه ی سفالگری می تونند پیشرفت داشته باشند اما مسئولین موزه ی آبگینه با اینکه اینجا رو دیدند ولی هیچ اقدامی نمی کنند !
افراد نا توان جسمی می تونند همپای افراد دیگه در زمینه های مختلف در جامعه فعالیت داشته باشند .

 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/30ساعت 1:18 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

ویژگی های گلیم باف

 

تعریف بافنده گلیم نقش برجسته

گلیم باف حرفه ای کسی است که تاریخچه گلیم، مواد اولیه گلیم بافی ، اصطلاحات رایج درگلیم، انواع دستگاه گلیم بافی ، انواع نقشه گلیم و ابزار بافت را بشناسد و از عهده چله کشی ، کوجی بندی ، نصب شمشیرک و هاف ، زنجیره بافی، گونی بافی، گره زدن ، شیرازه بافی ، پود گذاری و بافت قالی بر زمینه گلیم و جداسازی گلیم نقش برجسته از دار... درست به اندازه یک قالی باف و با همان دقت و ظرافت برآید . و در کنار تمام اینها نکات ایمنی و بهداشتی را اعم از عمومی و انفرادی رعایت کند.

نمونه وظایف

توانایی رعایت نکات ایمنی و بهداشتی در کارگاه و پیشگیری از حوادث
آشنایی با ایمنی و بهداشت محیط کارگاه ، نور ، رطوبت ،تهویه مطبوع کفپوش مناسب ، موارد دیگر
آشنایی با ایمنی و بهداشت در استفاده از ابزار و مواد اولیه
آشنایی با ایمنی و بهداشت گلیم بافی

طرز نشستن روی نیمکت(الوار) جهت پیشگیری از بیماریها
استفاده از ماسک دهان و لباس کار مناسب
آشنایی با ایمنی و بهداشت و مراقبت از گلیم در برابر نور و رطوبت و حشرات موذی و موارد دیگر
آشنایی با اصول دستگاه گلیم بافی
نقشه خوانی

آشنایی با انواع نقشه های متداول
آشنایی با انواع نقشه از نظر اجزا ،نقشه های سراسری ،نقشه های واگیره و...
شناسایی اصول شناخت انواع نقشه گلیم
توانایی چله کشی
آشنایی با آماده سازی دار
آشنایی با دار مناسب
آشنایی با روش تشخیص مواد (پشم، پنبه، ابریشم) طبیعی از مصنوعی
شناسایی اصول تشخیص مواد طبیعی از مصنوعی
آشنایی با انواع رنگهای مصرفی برای مواد اولیه ،رنگ های طبیعی، رنگ های شیمیایی ومصنوعی

شناسایی اصول تشخیص و انتخاب مواد اولیه متناسب با رج شمار گلیم
توانایی تشخیص انواع گلیم ازیکدیگر
آشنایی با اصطلاحات و مفاهیم رایج درگلیم بافی
واحد اندازه گیری (ذرع، چارک، گره ذرعی)،رج و رجشمار
اجزا و بخشهای مختلف یک گلیم

توانایی شناخت تاریخچه گلیم نقش برجسته

توانایی تشخیص و انتخاب مواد اولیه مصرفی
آشنایی با مواد اولیه مصرفی ،الیاف مصنوعی ،پشم ،پنبه، ابریشم
آشنایی با خصوصیات فیزیکی پشم
آشنایی با انواع پشم و کاربرد آنها ،زنده و مرده ،گرده شور و ناشور،سفید و الوان



ابزار و وسایل

کتب آموزشی
عکس یا اسلاید
الیاف طبیعی (پشم، پنبه، ابریشم)
الیاف مصنوعی
رنگهای طبیعی
رنگهای شیمیایی
ترازوی دقیق
عکس از مواد اولیه
جدول تناسب مواد اولیه با رجشمار

نقشه گلیم
دار مناسب جهت بافت گلیم
نخ مناسب جهت چله کشی
سانتیمتر
روپوش کار
ماسک دهان
کپسول آتش نشانی
جعبه کمکهای اولیه
تصاویر آموزشی ایمنی و بهداشت



شرایط ارتقاء شغل

شرایط ارتقاء شغل گلیم بافی به سرعت بالای دستان و کیفیت فوق العاده گلیم و ابتکاراتی که در حین انجام کار خلق می کند و به پشتکار وی بستگی دارد. حقوق یک گلیم باف به کیفیت و سرعت کار و تجربه وی باز می گردد.


ویژگی های شخصیتی

در گلیم بافی شرایط بسیار ویژه و حساس است. حوصله فراوان، چشمان بسیار سالم، دستانی هنرمند ، دقتی توام با سرعت در کار و زدن گره های محکم بسیار حائز اهمیت است. اگر بخواهیم فقط به شخص گلیم باف بپردازیم باید بگوییم مهمترین مسائلی که شخص باید داشته باشد همانهایی است که در بالا اشاره شد و البته نقشه خوانی گلیم بافها نیز در کیفیت نهایی کار بسیار سهیم است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/30ساعت 1:7 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

شرایط قالی باف

 

 قالی باف درجه 2 کسی است که تاریخچه فرش ، مواد اولیه فرش بافی ، اصطلاحات رایج در فرش ، انواع دستگاه قالی بافی ، انواع نقشه قالی و ابزار بافت را بشناسد و از عهده چله کشی ، کوجی بندی ، نصب شمشیرک و هاف ، زنجیره بافی ، گلیم بافی ، گره زدن ، شیرازه بافی ، پود گذاری و بافت فرش و جداسازی فرش از دستگاه برآید . و نکات ایمنی و بهداشتی را رعایت کند .

نمونه وظایف

1. توانایی رعایت نکات ایمنی و بهداشتی در کارگاه و پیشگیری از حوادث
2. آشنایی با ایمنی و بهداشت محیط کارگاه ، نور ، رطوبت ،تهویه مطبوع کفپوش مناسب ، موارد دیگر
3. آشنایی با ایمنی و بهداشت در استفاده از ابزار و مواد اولیه
4. آشنایی با ایمنی و بهداشت قالی بافی
5. طرز نشستن روی نیمکت جهت پیشگیری از بیماریها
6. استفاده از ماسک دهان و لباس کار مناسب
7. آشنایی با ایمنی و بهداشت و مراقبت از فرش در برابر نور و رطوبت و حشرات موذی و موارد دیگر
8. شناسایی اصول شناخت دستگاه قالی بافی
9. توانایی شناخت انواع
نقشه قالی
10. آشنایی با انواع نقشه های متداول
11. آشنایی با انواع نقشه از نظر اجزا ،نقشه های سراسری ،نقشه های واگیره
12. شناسایی اصول شناخت انواع نقشه قالی
13. توانایی چله کشی
14. آشنایی با آماده سازی دار
15. آشنایی با دار مناسب
16. آشنایی با مفهوم سیه بندی
17. شناسایی اصول سیه بندی
18. آشنایی با روش تشخیص مواد (پشم، پنبه، ابریشم) طبیعی از مصنوعی
19. شناسایی اصول تشخیص مواد طبیعی از مصنوعی
20. آشنایی با انواع رنگهای مصرفی برای مواد اولیه ،رنگ های طبیعی، رنگ های شیمیایی (مصنوعی)
21. شناسایی اصول تشخیص و انتخاب مواد اولیه متناسب با رج شمار فرش
22. توانایی تشخیص انواع فرش از یکدیگر
23. آشنایی با اصطلاحات و مفاهیم رایج در فرش بافی
24. واحد اندازه گیری (ذرع، چارک، گره ذرعی)،رج و رجشمار
25. اجزا و بخشهای مختلف یک فرش
26. توانایی شناخت تاریخچه فرش
27. آشنایی با تاریخچه فرش ،قبل از اسلام ، بعد از اسلام
28. شناسایی اصول شناخت تاریخچه فرش
29. توانایی تشخیص و انتخاب مواد اولیه مصرفی
30. آشنایی با مواد اولیه مصرفی ،الیف مصنوعی ،پشم ،پنبه، ابریشم ،الیاف مصنوعی
31. آشنایی با خصوصیات فیزیکی پشم
32. آشنایی با انواع پشم و کاربرد آنها ،زنده و مرده ،گرده شور و ناشور،سفید و الوان



ابزار و وسایل

1. کتب آموزشی
2. اسلاید با
عکس
3. الیاف طبیعی (پشم، پنبه، ابریشم)
4. الیاف مصنوعی
5. رنگهای طبیعی
6. رنگهای شیمیایی
7. ترازوی دقیق
8. عکس های از مواد اولیه
9. جدول تناسب مواد اولیه با رجشمار
10. تصویر نقشه های متداول قالی
11. نقشه قالی
12. دار مناسب جهت بافت فرش
13. نخ مناسب جهت چله کشی
14. سانتیمتر
15. روپوش کار
16. ماسک دهان
17. کپسول آتش نشانی
18. جعبه کمکهای اولیه
19. تصاویر آموزشی ایمنی و بهداشت



شرایط ارتقاء شغل

شرایط ارتقاء شغل قالی بافی می پردازد به سرعت بالای دستان کیفیت فوق العاده فرشی که بافته و ابتکاراتی که در حین انجام کار خلق می کند و به قطع و پشتکار وی بستگی دارد. حقوق یک قالی باف به کیفیت و سرعت کار و تجربه وی باز می گردد.



ویژگی های شخصیتی

در قالی بافی شرایط بسیار ویژه و حساس است. حوصله فراوان، چشمان بسیار سالم، دستان هنرمند، دقت و سرعت در کار و زدن گره های محکم بسیار حائز اهمیت است. اگر بخواهیم فقط به شخص قالی باف بپردازیم مهمترین مسائلی که شخص باید داشته باشد همانهایی است که در بالا اشاره شد و البته نقشه خوانی قالی باف ها نیز در کیفیت کار سهیم است.


+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/30ساعت 1:3 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

نقشه کشی قالی

طرحهای آثار باستانی و ابنيه اسلامی
طرحهای شاه عباسی
طرحهای اسليمی
طرحهای اقتباسی
طرحهای افشان
طرحهای واگره ای (بندی)
طرحهای بته ای (بته جقه)
طرحهای درختی
طرحهای تركمن
طرحهای شكارگاهی
طرحهای گل فرنگ
طرحهای قابی (خشتی)
طرحهای گلدانی
طرحهای ماهی درهم
طرحهای محرابی
طرحهای محرمات
طرحهای هندسی
طرح های ایلی و عشایری
طرح های تلفیقی
طرح و نقش قالی ایرانی
قالیچه های تصویری
قالی های تصویری شهری باف
قالی های تصویری ایلات و روستاها
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/07/30ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

نمد مالی در ایران

 

بهتر ز هزار فرش اطلس نمدم
مواین نمدم به کل عالم نمدم
فرد ا که حساب خلق آیه به میون
موجز نمدم حساب دیگر نمدم
روزگاری طنین چهارپاره هایی از این دست، از میان گرد و غبار پشم کارگاه‏های نمدمالی گوشه و کنار ایران بلند بود و حالا دیر زمانی است که این کارگاه‏ها متروک مانده‏اند و تنها غبار زمان روی آنها نشسته است.
نمد پیشینه چندین هزار ساله دارد و شاید به جرات بتوان آن را جزو اولین زیراندازهای بشری محسوب کرد.
زندگی شهرنشینی امروز دیگر کمتر با چنین صنایعی گره می‏خورد و اگر خورد گاه از سر تفنن و تنوع. سنگ‏ها و سرامیک‏ها این روزها جای فرش‏های هزار رنگ را می‏گیرند و موکت‏ها و ماشین باف‏ها میهمان چند روزه خانه‏ها می شوند.
اما در این میان هستند کسانی که تمام هم و غم شان را گذاشته‏اند برای این‏که دستباف‏ها و نمدمال‏ها فراموش نشوند.
میرمولا ثریا و دوستانش در کارگاه نمدمالی سرزیباخانوم جزو این گروه هستند. نمدهایی که می‏خواهند هر طور شده با زندگی امروز پیوند بخورند، حالا به هر شکلی در اندازه‏های کوچکتر به رنگ‏های شادتر و حتی گاهی وقت‏ها روی دیوارها شاید چیزی شبیه به تابلو فرش.
«میرمولا ثریا» چندی پیش از نمایشگاه دستباف‏های عشایری تازه‏‏ترین کارهایش را ارائه کرده بود، نمدهای متفاوت و رنگارنگی که کمتر شبیه نمدهایی که در ذهن داریم بودند.
ثریا می‏گوید: به اقتضای رشته دانشگاهی‏ام که هنرهای سنتی و فرش‏های دستباف بود با نمد آشنا شدم و کشش خاصی نسبت به نمد پیدا کردم.
هنری که به عبارتی منسوخ شده است و نام و نشان‏اش روز به روز کمتر می‏شود. نمد اصیل، نمد خوب حالا سال‏هاست که دیگر نیست، نمدهایی که این روزها در کارگاه‏های نمدمالی تولید می‏شوند از لحاظ کیفیت و پرداخت از کمترین کیفیت برخوردارند.
ثریا نمدها را شهر به شهر دنبال کرده است و حالا با نمد شمال ایران، خراسان، ترکمن‏ صحرا، بختیاری‏ها و قشقایی‏ها آشنا است. او می‏گوید: «نمد عین طبیعت است بی‏هیچ افزودنی به خاصیت ارتجاعی پشم، در اثر مالش چنین چیزی را تولید می‏کند. درگذشته‏ها و حتی تا حدود 50 سال پیش هم نمد در اکثر نقاط ایران استفاده می‏شده و به خاطر خاصیت‏هایی که داشت از محبوبیت زیادی برخوردار بود، این‏که نم را به خود راه نمی‏داد زمستان‏ها کف خانه را گرم می‏کرد و تابستان‏ها خنک، زیباترین زیراندازهای نمدی در خانه خان‏های بختیاری انداخته می‏شد و به همین خاطر نمدمال‏های این قسمت ظرافت و سلیقه بیشتری به خرج می‏دادند.
میرمولا مهجور ماندن نمد را در میان صنایع دستی تنها به خاطر نگاه و تا حدی کج‏فهمی ایرانی می‏داند: «عامه مردم فکر می‏کنند نمد یکی از پست‏ترین زیراندازهاست و در نگاه اول تنها آنها را یاد طبقه تنگدست جامعه می اندازد. زیرانداز پستی که بو می‏دهد، پر از پرز است و خیلی زود وا می‏رود. نمی‏دانم ولی شخصا احساس می‏کنم این کینه‏ای که نسبت به نمد روا داشته‏اند، ناحق است. در حالی که در گذشته‏های دور نمد در خانه اعیان و اشراف هم استفاده می‏شد، اما حالا وقتی اسم نمد را می‏آوریم همه چهره در هم می‏کشند. البته خوشبختانه این روزها نگاه نسل جوان به نمد بهتر است. آنها راحت‏تر این مقوله را درک می‏کنند و با نمد به عنوان یک هنر برخورد می‏کنند با این‏که اطلاعات آنها هم درباره نمد ناقص است. اما با نمد به عنوان یک شیء تزئینی برخورد می‏کنند. از طرفی این روزها جایگاه نمد کم کم دچار یک جهش می‏شود.
بسیاری از دوستداران هنر و آنهایی که نسبت به هنرهای سنتی دارای دید وسیعی هستند با نمد ارتباط برقرار می‌کنند و نمد را در بهترین نقطه‌های خانه‌شان پهن می‌کنند، در حالی که در شهرهایی که نمدمالی قدمت دیرینه‌ای دارد؛ این روزها در بهترین حالت از نمد به عنوان پادری استفاده می‌کنند من شهر به شهر رفته‌ام و از نمدمال‌های سنتی تکنیک‌های اصلی را یاد گرفته‌ام؛ طرح‌های قدیمی را درس گرفته‌ام و حالا کارگاهی ایجاد کرده‌ام که در آن به کمک استادکارهای سنتی و نمدمال‏های دیگر کار می‌کنم.
سعی می‌کنم در این میان از مواد عالی و با کیفیت استفاده کنم تا کیفیت نمد را به شکل متعالی آن برسانم.
ثریا نمد را به فضاهای مدرن تر و تازه‌تری کشانده است؛ نمدهایی که در قاب رفته‌اند و طرح‌های گرافیکی دارند می‌گوید: به هر حال باید درباره نمد هم یک جهش صورت بگیرد تا نمد هم احیا شود. چند سال پیش گبه هم حال و روزی بهتر از نمد نداشت اما چند تن از استادکاران و تاجران دست روی این هنر گذاشتند! سرمایه‌گذاری کردند و حالا گبه ایرانی در خانه‌های اروپایی پهن است. نسل جدید در خانه‌هایشان به جای فرش‌های گرانقیمت ابریشم و فرش‌های ماشینی پلاستیکی از گبه‌های رنگارنگ استفاده می‌کند. حالا همه می‌بیننند که گبه هیچ منافاتی با زندگی مدرن امروزی ندارد؛ قطعا نمد هم می‌تواند به چنین جایگاهی برسد؛ فقط باید دوباره آن را احیا کرد و روحی تازه به کالبد بی‌جان‌اش دمید. کارگاه‌های نمدمالی این روزها یک به یک تعطیل می‌شوند آنهایی هم که هستند محض خالی بودن عریضه و برای امرار معاش ادامه می‌دهند که نمدهایشان هم از مواد درجه3 و 4 تولید می‌شود. نیروی جوان هم سراغ این کار نمی‌رود چون هم کار بدی محسوب می‌شود هم درآمد ندارد.
سال‌ها پیش کسانی چون هوشنگ سیمون و بهرام دبیری تک کارهایی کرده بودند؛ اما ادامه نداشت و ابتر ماند. این روزها تمام داشته‌هایم را با هر آنچه از اساتید این کار وام گرفته‌ام کنار هم می‌گذارم تا شاید گشایشی در کار نمد ایجاد شود.
رنگ‌های گیاهی همچون نیل؛ روناس و... را به کار می‌گیرم و سایزهای متفاوتی را که مطابق با معماری امروز است برای کارها در نظر می‌گیرم؛ حتی گاهی وقت‌ها دست به دامن نقش و طرح فرش می‌شوم؛ از طرح‌های گرافیکی هم کمک می‌گیرم.
میرمولا نمدهای عشایری همچون بختیاری‌ها و ترکمن‌ها را جزو بهترین‌ها می‌داند و اضافه می‌کند: بهترین نمدها و زیباترین طرح‌ها را در گذشته‌های دور ترکمن و بختیاری‌ها داشتند؛ آنقدر که استادکارهایی بودند که تنها نقش می‌زدند و نمدمال‌ها؛ نمد را می‌مالیدند. متاسفانه این روزها هیچ مرجعی نیست که از نمد حمایت کند؛ نه میراث فرهنگی؛ نه صنایع دستی و نه سازمان فرش؛ تنها سازمان صنایع دستی نمدهای استادکارهای قدیمی را می خرد که آب باریکه‌ای برای آنها باشد تا طاقتشان طاق نشود. به هر حال نمدمالی کار سخت و پردردسری است و یک کار یدی و مردانه است. البته در هرات خانم‌های افغانی یک نوع نمد نازک درست می‌کنند که روی آن گلدوزی و سوزن دوزی می‌شود.
شاید اگر نمدمالی یک کار زنانه بود. اوضاع و احوالش از این بهتر بود. خانم‌ها گه گاه سراغ‌اش می‌رفتند و مثل گلیم بافی درآمدش را مکمل خرج خانه می‌کردند؛ اما درباره مردها این طور نیست یا باید نمدمال باشند یا نباشند. و نمد از این جهت هم بدشانسی آورد که یک هنر دستی زنانه است مثل گبه و گلیم که هر روز رنگ‌های شادتر و ذهنی بافی‌های قشنگ‌تری به آن اضافه می‌شود. با تمام این احوال تمام سعی‌ام در این است که ذهنیت‌های جوروجوار را روی ماتریال‌های مختلف پیاده کنم و روح نمد را دوباره زنده کنم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/29ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

نمد مالی درایران (قوچان)

 

تاریخچه نمدمالی درایران و...

نمد درلغت : پارچه ای کلفت که ازپشم یاکرک مالیده سازند وازآن فرش وکلاه و جامه کنند ...

نمدمال : آنکه پشم وکرک رابمالد ونمد سازد. نمدگر ...

نمدمالی ونمدگری :  عمل وشغل نمد مال ونمدگر ...

... ( کهن ترین شیوه وروش فراهم سازی زیرانداز که تاکنون شناخته شده نمدمالی است .)

... دراینکه نمد برای نخستین بار درکجا درست شده هیچگونه اطلاعی در دست نیست ٬ جزاینکه ازدوره نوسنگی مردمی که باپشم سروکار داشته اند ٬ نمد را می شناختند . اسناد ومدارک چینی 2300 پیش از میلاد درباره پادری ٬زره وسپر نمدی خبر میدهد . درگورهای عصر مفرغ ٬ درآلمان نمدهایی پیدا شده که تاریخ آن به 1400 پیش از میلاد می رسد . نویسندگان کلاسیک ٬ از همر به این طرف ٬ درباره نمد سخن گفته اند و آن را بطور عمده به ایران نسبت داده اند . در گور سکاهای سده پنجم پیش از میلادمسیح که در قسمتهای مستور از برف ویخ روسیه مرکزی پیدا شده اشیاء نمدی زیادی چون پرده ٬ قالی ٬ عرقچین ٬  جل اسب و پتو به دست آمده است . قبایل ترک که از این نواحی مهاجرت کرده اند و چادرنشینهای ایرانی نیز تا به امروز استادان مسلم هنر نمد سازی هستند. نه تنها کپنک نمدی با کلاه وآستین یکپارچه درست می کنند ٬ بلکه در تزیین وآرایش نمد با نقشه هایی که از پشم رنگ شده در دور نمد به کار می برند استادهستند . روشی که این چادر نشینان به کار می بردند ساده بوده وتا امروز هم پایدار بوده است . قدیمی ترین نمد موجود در گنجینه سلطنتی (شو سو یین) در‹‹نارا›› واقع در ژاپن متعلق به قرن هشتم پیش از میلاد است ٬ این نمد ها را از راه دادوستد یا به عنوان پیش کش به ژاپن می آوردند .شیوه نمد مالی و تهیه نمد از زمانهای گذشته تا کنون تغییری نکرده است و در نقاط مختلف تقریبا  یکسان می باشد اما موادی که به پشم میافزایند گونا گون است مثلا در مازندران آب خالص ٬ در با ختران و فارس صابون  بدین منظور مصرف می شود . در نواحی دشت گر گان تا بابل و آمل ورامسر و کلار دشت نمد مالی  انجام می گردد . ایلات ترکمن نیز  نمد را جهت پوشش سقف و اسکلت چوبی کلبه و یورت خود می مالند و نوعی نمد مرغوب نیز با  نقشهای گوناگون جهت زیر انداز ومفروش نمودن کف کلبه فراهم می سا زند . نمد مالی در نواحی اصفهان بروجن ٬ بختیاری نیز رایج بوده است . در با ختران در شهرهای قصرشیرین ٬ سر پل ذهاب ٬ اسلام آباد غرب و کرند نمد مالی متداول است .

 روایت داستانی به نقل از کتاب :(سیری در صنایع دستی ایران ٬ تالیف : جی کلاگ...)

به روایت داستان عامیانه ا ی که در میان نمدمالان سمنان ومازندران مشهور است ٬ پسر حضرت سلیمان ٬ چوپانی بود که می خوا ست از پشم گوسفندش برای بافتن پارچه استفاده کند پس از آن که چندین بار در این آرزو ناکام  شد دست از کوشش بر داشت ٬و از روی ناامیدی پشم را مشت کوبید و اشک اندوه بر آن ریخت اشک ها به درون الیاف پشم راه یافت وآ نها را به هم چسباند آنگاه پسر حضرت سلیمان دریافت که از خیساندن و مالیدن پشم ٬پارچه ای برایش ساخته شده است بدینسان نخستین نمد ‹‹آفریده ›› شد و یاد پسر حضرت سلیمان تااین زمان به عنوان  ‹‹ رب النوع ››نمد مالان شمال ایران زنده مانده است .این افسانه درباره (آفرینش )نمد گواه آن است که نمد مالی کهن ترین شیوه شناخته شده در بافت است ونمد شاید کهن ترین شکل کفپوش دستباف است. 

نمد و مواد اولیه  :

1- پشم گوسفند و... : پشم به عنوان مهمترین ماده اولیه برای نمد مالی از خصوصیات  ویژه ای برخوردار است که اگر نبود این خصو صیات ویژه در پشم شاید ساخت نمد به عمل نمی رسید.

ویژگی های پشم :

پشم ٬   رشته هایی است که مانند مو وکرک بر روی بدن گوسفند وشتر می رو ید و خشن و ربر و مجعد است و با رشتن آن نخ و سپس پارچه یا انواع فرش بافته می گردد. الیاف پشم از ماده مخصوصی به نام ‹‹کراتین›› تشکیل گردیده و ویژگی اسیدی وبازی را تواما دارد و این بدان جهت است که دارای مقدار مساوی از عوامل ‹‹کر بکسیل›› و ‹‹آمین ››می باشد پشم خام دارای 16 تا 70 درصد نا خالصی بشرح زیر است :

1- چربی ٬ که عامل جلوگیری از شکستن الیاف می باشد و در پوست حیوان تولید می شود . 

2- رطوبت ٬ که درصد آن در پشم های مختلف متفاوت است . 3- گرد وخاک ٬ کثافات ٬ مواد معدنی دیگر ومواد گیاهی خشک شده ٬ که برای از بین بردن آنها علاوه بر شستشو باید از روش ‹‹خاکگیری و کر بونیزه کردن ›› نیز استفاده نمود . حدود 90 در صد لیف پشمی از سلول های پوستی تشکیل  شده و قابل ذکر است که سلول های پوستی نیروی کشش الیاف پشمی را که به حدود 20تا40 درصد می رسد ونیز رنگ طبیعی آن را تامین می نماید .  الیاف پشم طبیعی دارای خواص فیزیکی وشیمیایی است که برای این ماده مهم ٬ کیفیت و ویژگیهایی بوجود می آورد وتا  اندازه ای وجه مشخصه مرغوبیت آن است وهمین خصوصیت است که آنرا مناسب بکارگیری در ساخت نمد و بافت فرش می سازد . بهترین پشم در کار نمد مالی ٬ پشم گوسفند و از نژاد مرغوب آن است و در ایران از نواحی خراسان ٬ آذربایجان ٬ فارس ٬ لرستان ٬ خوزستان ٬ کردستان ٬ باختران واصفهان بدست می آید مراحل آماده سازی پشم جهت بکارگیری در ساخت نمد. پس از اینکه پشم روی بدن گوسفند به حد کافی و مناسب بلند شد ٬ پشم چینی آغاز می شود و بعد از چیدن پشم نوبت به تمیز کردن می رسد . به این طریق که ابتدا خارو خاشاک لای پشم ها را که در اثر موارد مختلف با گوسفند همراه شده ٬ جدا می کنند وپس از آن جهت گرفتن خاک وچربی اضافه وزائد از پشم ٬ آن را با آّب ولرم می شویند . بعد از شستشو وخشک نمودن آن به وسیله کمان ویا در صورت امکان با دستگاه حلاجی پشم را اصطلاحا می زنند که به آن پشم محلوج می گویند . علت اینکه این عمل انجام می شود

این است که : -  الیاف از هم جدا شود و خاصیت نفوذ پذیری جهت مواد لازم و جدید را پیدا کند. 

2- هر لیف خاصیت ارتجاعی خود را باز یابد .

3-   مواد خارجی و ناخالصی باقی مانده در پشم ٬از آن جدا شود.

بعد از حلاجی ٬پشم آماده رنگرزی می شود –که در جای خود توضیحات لازم داده خواهد شد.

  صابون یکی از تمیز کننده ها ی مواد فرش و نمد است .صابون ها از ترکیب روغن جامد و یا مایع یا سود در اثر حرارت فراهم می گردد .این تمیز کننده دارای انواع  مختلفی است و اختلاف عمده این گونه ها به جهت نوع چربی و قلیایی ومواد اضافی مصرف شده درآنها می باشد .

صابو ن ها از لحاظ سختی به 4 گروه تقسیم می شود:

الف :صابون های سخت یا صابون سدیم که در خانه ها بکار شستن دست و لباس می رسد.

ب: صابون نرم یا صابون پتاسیم که براثر مشکلات حمل ونقل وبرخی خدمات قیمت آن بالاتر است .

پ : صابون های طبی ٬ مانند صابونهای میکرب کش اسید فنیک ٬ قطران سوبلیمه و غیره ...

ت : صابون های کاغذی که ازطریق تزریق موادلازم به کاغذ فراهم شده وخشک می گردد .

برای تهیه صابون های لباسشویی مقدارسود بیشتری مصرف می گردد تاصابون بدست آمده چربی لباس را بهتر پاک کند . صابون به دلیل داشتن خاصیت قلیایی چربی هارابه صورت ذرات بسیارریز درمی آورد بدینگونه برطرف سازی آن راتسهیل می نماید . برای تهیه انواع صابون چربی هاراباسود سوزآور (سود کاستیک )می پزند وسپس نمک به آن می افزایند. صابون چون درآب نمک حل نمی گردد و روی آب می استد ٬  آن راجداکرده کاملا می شویند ومجددا حرارت داده وبه صورت قالب یاسایر انواع درمی آورند .

درنمدمالی ازنوع الف آن استفاده می کنند که درقسمت مراحل تولید شرح داده خواهد شد .

آب :آب مایعی است بی رنگ  و بی بو و اندکی قابل تراکم مرکب از اکسیژن و هیدروژن که در طبیعت به وفور موجود است . مواد داخل در آب را بر دو گونه اصلی زیر میتوان تقسیم نمود:

الف: سختی ها که بوسیله تصفیه فیزیکی از آن جدا می گردد .

ب: مواد معدنی ترکیب شده با آب مانند کلسیم ٬ منیزیم ٬ پتاسیم. آب را در طبیعت به دو نوع کلی می توان یافت :

 

1 - آب های سطحی : که در سطح زمین یا به فاصله کم از آن در زیر زمین موجود است . مانند آب رود خانه ٬ جویبار ٬ در یاچه ٬ چاه های دستی و کم عمق

2 – آب های زیر زمینی : این آب ها  در داخل سطوح زمین نفوذ کرده در  طبقات غبر قابل نفوذ جمع می گردد و سرانجام قسمتی از آ ن به روش های گوناگون از جمله حفر چاه ها به سطح زمین هدایت شده مورد بهره برداری قرار می گیرد . آ ب هایی که علاوه بر سایر مصارف در رنگرزی الیاف ٬ پنبه٬ پشم ٬ ابریشم و نیز شستشوی الیاف و ساخت نمد مورد استفاده است در طبیعت بگونه های زیر یافت می گردد :

   1 - آب رودخانه

   2- آب قنات 

   3 - آب چاه های عمیق٬ نیمه عمیق

     4 - آب چاههای دستی

   5 - آب لوله کشی شهرها

   6 - آب های موجود در پایاب ها ٬ آب انبار ها ٬ حوض ها ٬ استخر ها و

منابع دستی وصنعتی و کار خانه ای ٬ که بهتر از همه انها ٬ آب لوله کشی شهری به لحاظ آزمایش مکرر و گرفتن سختی از آب ٬ مناسب به نظر  می رسد و می توان از آن آب به راحتی در نمد مالی استفاده کرد .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/29ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

نمد مالی درایران (مازندران )

 

نمدمالی:

نمد مالی يکی از رشته های مهم استان است. تهيه نمد براساس دو خاصيت پشم است، يکی خاصيت جعديابی و ديگری پوسته ای شدن. زمانی که پشم در حرارت مرطوب مجعد شده و الياف آن درهم می روند پوسته ها نمی گذارند الياف دوباره از هم باز شوند اين بهم پيچيدگی، بافت نا منظمی درست می کند که اگر ترکيبات نمدسازی (مانند خاک نمد) را به آن بيافزايند محکمتر می شود

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/29ساعت 3:46 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

نمد مالی درایران (ایلام )

 

نمدمالی:



نمد کف پوشی است که از پشم حلاجی شده پهنه می شود و اگر در تولید آن دقّت و مهارت به کار رود دارای مزایای گوناگونی است. چون افزون برزیبایی رطوبت کمی را جذب می کند, حمل و نقل آن آسان است و بالاخره نسبت به هزینه اش بادوام است. نمد مورد مصرف ایلات و روستائیان است.

چادرنشینان معمولاً برای نمد پشم,
چین اول گوسفند را مورد مصرف قرار می دهند که مرغوبتر است. محصولات تولیدی از نمد عبارتند از: جلیقه چوپانی و فرش نمدی.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/29ساعت 7:7 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

نمدبافی درایران (کردستان )

 

نمدبافى
نمدبافى در کردستان با سابقه طولانى کردها در امر دام‌دارى ارتباط تنگاتنگ دارد. مزاياى نمد به عنوان عايقى در برابر رطوبت، گرما و سرما و نيز استحکام قابل توجه اين فرآورده، آن را به وسيله مناسبى براى زندگى در کوهستان و مناطق سردى چون کردستان بدل ساخته است.
از سوى ديگر ابزار کار براى ساخت نمد، ساده، محدود، ارزان و مواد اوليه آن همواره در دسترس بوده است. دو کاربرد عمده نمد در اين نواحي، يکى به عنوان تن‌پوش مردان (کوله‌بال و که‌په‌نک) و ديگرى به عنوان زيرانداز است. گاه از نمد به عنوان زيرهٔ اسب و خورجين استفاده شده است.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/28ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

نمد بافی

 

نمدمالی یا نمدبافی که بنا به ذوق و سلیقه خاص طراحی و ساخته می‌شود، بسیار پر زحمت و وقت‌گیر است و به‌علت تنوع و فراوانی انواع فرش ماشینی‌ و قیمت ارزان آن، این هنر درحال نابودی است. قدک بافی نیز که نوعی پارچه و لباس دست‌بافت محلی است از دیگر صنایع‌دستی محلی رامسر است، که همگی این صنایع دست‌ساز زیبا سوغات خوبی برای مسافران به‌شمار می‌آید.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/28ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

قالی بافی درایران (استان مازندران )

قالی کلاردشت:
قالی کلاردشت، فرشی است که در منطقه مازندران و حتی در ایران، بسیار ناشناخته است و حتی بین تجار و بافندگان نیز نا آشنا است. این قالی در بازار داخل بطور کل خریدار بسیار اندکی دارد و تنها گروهی از صادر کنندگان قالی اقدام به صادرات آن به کشورهای اروپایی می نمایند.
معروفترین قالی کلاردشت در روستای مکارود استان بافته می شود. قالی کلاردشت جزء قالیهای درشت با فت می باشد که به قالی خرسک نیز معروف است. نقوش قالی کلاردشت عمدتاً ذهنی و بدون نقشه هستند. در نقشهای قالی کلاردشت گویی طبیعت زیبا و در عین حال سخت کوهستانی متجلی می شود.
نقش "مل چفته" در حاشیه گلیم هرسین دقیقاً در حاشیه نقش متن یک قالی قدیمی کلاردشت مشاهده می شود. از دیگر نقوش قالی در کلاردشت می توان به نقش جنگلی، صندوقی، رودبارکی، مجمه ای، گل سینی، عینکی، چخماقی، رسولی، شمله، خرکی، شکری، سیخ کبابی و مزلقان اشاره کرد.
گلهایی که در متن فرش کلاردشت استفاده می کنند، عبارتند از:
رسین گل (که به آن" طناب رسن" می گویند)، شاخ نر، چنگ گربه، گل کلوچه، حلوا قجل( که یک نوع حلوا با کره محلی و عسل درست می شود)، نقشه گوزن، گنجشک، مسیر کاه گل، شانه هیری، گل ترکمن، گل لاری، گل شاه عباسی، پیل مل یا پول گردن، ماهی گل، گل چخماق، لوله پنجه، پیچ پیچی، پمپال، گل سینی، میش دندان، گل پیاله، پتو گل، کریم خانی، چهارواز، چنار، گل شیدی، پل بز(بز بدون شاخ) و بز چلچله ای(بز شاخ دار)

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/27ساعت 1:2 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

قالی بافی درایران (استان آذربایجان شرقی)

قالی بافی:

آذربايجان و بويژه شهر تبريز از دير باز در خلق قاليهای نفيس، نقش عمده ای داشته است.

سابقه تاريخی هنری اين مردم به دوران مادها می رسد. طراحی فرش در اين مرز و بوم، سابقه طولانی دارد و طراحان بزرگی در اين منطقه وجود داشته اند که با خلق آثار گرانبها و با ارزش، خدمات ارزنده ای به فرش ايران کرده اند.

تبريز يکی از مراکز بافندگی بسيار با اهميت ايران در زمينه قالی بافی است. فرش های آن چه آنها که زينت بخش موزه ها ی معتبر جهان است. و يا در مجموعه کلکسيونرهای مشتاق جای گرفته اند و يا آنهايی که در مقياس زياد سر از بازارها و چهار سوق ها در می آورند، همواره خوش اقبال و خوش معامله هستند.

از هنرمندان اين رشته می توان به مير منصور، رسام ارژنگی، عبدالله باقری، احمد عماد، حبيب الله امين افشار، ميرزا تقی خيابانی، جعفر پاکدست، عباسعلی اعلاباف، اکبر برگی، قلی نامی، محمد حسن نجف زاده معروف به « بنام تبريزی»، ايپکچی، اهرابی، جوان، سلماسی، ممقانی، تهرانچی، آنتيکچی و طباطبايی اشاره کرد.

اولين عناصر و نقش سايه های سنتی ايران نظير اسليمی ها و ختايی ها قبل از آنکه از طريق مکتب اصفهان و فرهنگ دوره صفوی ابعاد جهانی يابند، از طريق نگاره ها و تذهيب و مرقعات برروی فرشهای شمالی غرب ايران و تبريز ظاهر شدند. نقشه های اين فرشها اگر چه نام و نشانی برخود ندارند ولی در آن حدی از کمالند که طرح و رنگ آنها را می توان با آثار بهزاد و سلطان محمد و ديگر هنرمندان عصر مقايسه کرد. به دنبال رکود پس از عصر صفوی، تبريز در اواخر قاجاريه، از اولين شهرهايی است که تجارت فرش به طور گسترده در آن رواج می يابد و بازار پررونقی برای شرکتهای اروپايی می شود.

فرش های تبريز در هفتاد سال اخير اغلب با طرحهای گلدانی، محرابی، شکارگاه، هراتی گل فرنگ، شاه عباسی، بندی، خشتی يا قابقابی، منظره بافی، قاب قرآنی، افشان، اسليمی و بعضی از آثار و ابنيه اسلامی از کوچکترين تا بزرگترين اندازه های ممکن بافته شده اند. از ديگر طرحهای رايج در تبريز می توان به ريز ماهی، لچک ترنج و بته اشاره کرد.

بافت انواع فرشهای سنتی با طرحها و رنگهای بديع و زيبا نمايشگر اوج تسلط طراحان و بافندگان برفنّ بافت است. چنين است تلفيق رنگهای سنتی و رنگهای متنوع ديگر که به طور هنرمندانه صورت می گيرد هر چند که ارزش رنگرزی گياهی قابل مقايسه با رنگرزی شيميايی نيست.

مورد ديگری که به عنوان طراحی تابلو و عموماً تحت تأثير طراحی اروپايی در تبريز رايج شده است و ظاهراً بازار گرمی نيز دارد، جای بحث دارد. اين تصاوير همراه بافتی نفيس و درخشان نتايج حيرت باری را به ارمغان آورده است.

مسأله ديگری که در طراحی امروز نقشه های فرش در تبريز وجود دارد آن است که به ظاهر طراحی و رنگ تا حدودی جنبه ذوق آزمايی شخصی پيدا کرده است و بر اساس ذوق و استعداد و توانايی تعدادی هنرمند و يا تحت تأثير عوامل  بيرونی طراحی می شود. با اطمينان می توان گفت اگر تبريز آسيبهای ناشی از بحران تورم و کمبود مواد مورد نياز را از عرصه توليدات دور سازد، تا ساليان طولانی فرش تبريز فرش غير قابل رقابت محسوب خواهد شد و فرشهای زيبا و نفيس آن کماکان در آن سوی مرزها به فتح بازارهای فرش خواهد رفت.

 هريس:

هريس در کنار جاده ای که تبريز را به شهرستان اهر متصل می کند قرار دارد. از نظر قالی بافی معروفيت زيادی دارد و فرش های ابريشمی و پشمی و خوش آب و رنگ آن از دير زمان مطلوب بازارهای داخل و خارج بوده است. فرشهای هريس با وجود آنکه همگی در يک سبک بافته می شود ولی کمتر مشابه يکديگر هستند.

قالی بافان هريس در گذشته از به کاربردن نقشه، احتراز می نمودند و اغلب فرش های خود را به کمک حافظه    می بافتند. بافندگان محلی سابقاً پشمهای مورد مصرف خود را از گوسفند ان ايل شاهسون تأمين می کردند.

اسامی نقشه هايی که از قديم در هريس بافته می شد به ترتيب زير است:

راحله، افشان، حيات، تاجری، صمدخانی، پيشيکلی، چلينگری، علی اصلان، سيل آپادان يا صبوری، قره قاش، خاتون نقشه، ماری، اشرف، کف ساده، اسماعيل بگ، يدی گل، حافضعلی، دستمال نقشه.

البته امروز بيشتر طرحهای صمد خان، تاجری، صبوری، يدی گل، علی اصلان، اسماعيل بيک، چلينگر، افشان و تلفيقی هريس بافته می شود.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/27ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

قالی بافی درایران (استان سیستان و بلوچستان )

قالی بافی:

شروع قاليبافی در سيستان به دو هزارسال پيش برمی گردد که اقوام سکايی در دشت زرخيز سيستان ساکن شده و به کشاورزی پرداختند و بافندگی خود را همچنان حفظ کردند. قوم مذکور در قرن پنجم ق.م. قالی و گليم می بافتند و نمد توليد می کردند و از گورهای آنان در شمال آلتايی واقع در سيبری، قالی، گليم و نمد به دست آمده است.

در نوشته های اوايل دوره اسلامی، سيستان دارای بهترين بافته های ابريشمی و پشمی بوده است. شهرت بافته های سيستان در آغاز دوره اسلام نشان از سابقه طولانی و درخشان قالی بافی در منطقه دارد. کشف "قالی پازيريک" نشان می دهد که اين قالی توسط اقوام سکايی بافته شده است و به جرأت می توان گفت سکاها نخستين کسانی بودند که بافته هايی بسيار زيبا از خود به جای گذاشته اند.

طرحهای قالی سيستان شبيه به نقش های ترکمن است و نقش های اصيلی چون بلوچی، مددخانی، فتح اللهی و غيره که در اکثر نقاط ايران شناخته شده و در استان های کرمان، خراسان و مازندران مشتری های قديمی دارند. طرحهای مذکور بدون داشتن طراح و نقاش، به صورت ذهنی از نسلی به نسلی ديگر منتقل شده اند.

قالی بافان سيستانی به واسطه زندگی غير ساکن از دارهای افقی استفاده می کردند ولی در حال حاضر دارهای آنان به دارهای عمودی تغيير يافته است.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/27ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

قالی بافی درایران (استان همدان2 )

 ساختار

 در اینجا از ذکر جنبه های فنی نظیر چله کشی، ریشه زنی، مقراض کاری و پرداخت قالی، به رعایت ایجاز سخن، صرفنظر می کنیم چون با نقاط مختلف ایران در طرز کار و نام ابزار، تقریباً یکسان است، جز اینکه در بعضی از جاها تغییراتی جزئی دارد. تنها به ذکر این نکته می پردازیم که در بافندگی، کار بافت به وسیله افراد مختلف، با مهارتها و تخصصهای گوناگون انجام می پذیرد.

پشم: بهترین قالیچه های استان همدان از پشم دستریس تهیه می شود، خامه مورد نیاز به صورت دستریس و ماشینی مورد استفاده است، که نوع  دستریس بیشتر توسط زنان در دهات و روستاهای اطراف همدان تولید می شود. پشم مورد نیاز از باختران، خرم آباد، سبزوار فراهم می آید و به نام برچین یعنی تار بدون الوان معروف است. 

 

گره: قالیها و قالیچه های استان همدان تقریباً بدون استثنا، با گره ترکی بافته می شوند زیرا بیشتر ساکنان این استان که بالغ بر یکصد روستاست، ترک زبانند اما گره فارسی نیز معمول است.

 غیر از چند موردی که استثنایی است، هزاران تخته قالیچه ای که در روستاهای همدان تهیه می شود، همگی مانند قالیبافان عشایر بلوچ و شمال خراسان و قبایل افشاری در کرمان و عشایر فارس یک پوده بافته می شوند. غیر از اینها که گفتیم سایر جاها قالیهای خود را یک پوده نمی بافند، قالیهای شهرهای تبریز، مشهد، کرمان، اصفهان، کاشان و قم دو پوده بوده و بعضی اوقات هم سه پوده است، که با معاینه پشت قالی یک پوده با دو پوده آنها قابل تشخیص است. اینک، با ذکر ادله کافی به ارزشیابی این دو عامل تشخیص می پردازیم:

1-با توجه به این نکته که گره ترکی در مناطق بسیاری از آذربایجان و بیشتر نقاط ایران نظیر: بیجار، تکاب، کردستان، لرستان، نواحی مرکزی و روستایی باف اراک، شاهرود و سمنان و برخی از نقاط خراسان، فارس، بختیاری، نیز رایج و معمول است، این وجه تمایز را نمی توان به عنوان عاملی تعیین کننده مدنظر قرار داد. بخصوص که  گره فارسی در همدان نیز به کار می رود.

 

 

2- یک پودی بودن نیز تنها به قالیهای روستائی همدان اختصاص ندارند، چه در بسیاری از مناطق، مثل: سنندج، کنگاور، سقز، مهاباد و نواحی مرکزی و روستایی اراک و قالیهای روستایی شهر بابک، سیرجان، بافت، شیوه یک پودی گاه به تنهایی و گاه به همراه شیوه دو پودی متداول است.

 

 

3- بلندی ریشه (ایلمک):قالیچه های روستایی همدان، به استثنای بافته های بیجار، عموماً ضخیمتر و سنگین تر ازفرآورده های سایر روستاهای ایران است. کلاف دستریس ضخامت کافی دارد و هنگام چیدن پرز آنها را زیاد كوتاه نمی كنند. با اين خصوصيات، قالی یا قالیچه متراکم و خشن و زمخت و با دوام می شود و علیرغم فقدان ظرافت، از سختی و استحکام خاصی بهره مند خواهد بود.  

 رج شمار: قالیهای نوع شهری همدان در هر 6.5 سانتیمتر بین 27 تا 35 گره دارند. حال آنکه ظرافت قالیهای نوع روستایی همدان حداکثر 25 گره در 6.5 سانتیمتر است.

پود گذاری: قالیهای مناطق شهری باف، اصولاً دو پودی و قالیهای نوع روستایی یک پودی اند. در اصطلاح محلی پود زیر را ارقج وتار را اریش می نامند. .این اصطلاحات در تمامی مناطق آذربایجان نیز معمول است.

 هر چند که قالی های همدان از نوع تمام پشم کم نیستند، ولی عموماً تار و پود آنها از نخ پنبه ای می باشند. گاهی مواقع، پود از پشم شتر است و تار از پنبه. نخ های تار همه در یک سطح قرار دارند در حالی که نخ های پود، که ضخیم تر هستند، فقط یک بار از روی هر رج گره عبور می نمایند.

دار: در همدان دو نوع دار متداول است: دار ثابت محلی، و دار تبریزی، در مناطق شهری باف، بیشتر دارهای نوع تبریزی (چرخان) معمول است. صرف نظر از بعضی روستاها در بیشتر مناطق روستایی از دارهای ثابت (ایستاده) استفاده می شود.  

منطقه همدان از نظر بافت دارای سه نوع فرش بافی است. اول نوعی فرش بافی شهری که می توان آن را بیشتر در همدان و همچنین تا حدودی در ملایر مشاهده کرد. آنچه به اجمال می توان بیان داشت این است که فرش بافی همدان با حومه ی نزدیک آن در دوره  رونق خود زیر نظارت شرکت سهامی فرش ایران قرار داشته و به دلیل تمرکز بازار و تجار بزرگ در شهر، دارای کیفیت پیشرفته و سازمان یافته ای بوده است که اکنون نیز آثاری از آن مشاهده می شود. نوع دوم مربوط به حومه ملایر (جوزان)، مهربان (قهورد) و فامنین است که به ترتیب در ارتباط و وابسته به حوزه فرش ارک و ساروق (در سالهای شکوفایی آن) و حوزه فرش بیجار و تا حدودی ابریشم بافی قم می باشد. این فرشها ضمن اینکه دارای نوعی هویت بومی می باشند دارای بافت و رنگ آمیزی نسبتاً مطلوب و نقشه دقیق و بافت تقریباً نظارت شده هستند. منطقه سوم فرشی است که در حورزه غنی و گسترده و پر تنوع روستایی – عشایری قرار دارد که معمولاً براساس تک نقشه و ذهنی بافته می شود و رنگ بندی محدود و بافت ضخیم و گوشتی دارد و عمدتاً تک پود بوده و نوع فرش بافی قسمت اعظم مناطق شمال، شمال غرب و همچنین قالی بافی نهاوند، تویسرکان، کبوتر آهنگ و رزن و اسدآباد را در برمی گیرد. اگرچه در برخی از این مناطق نوعی از فرش شهری هم دیده می شود که تحت تأثیر گذشته پر رونق خود می باشد. از این جمله می توان به مناطقی نظیر تویسرکان و بهار و انجلاس و شراء و بزچلو اشاره کرد که فرش بافی مطلوبی داشته اند. بااین وصف اساس تقسیم بندی مراکز قالی بافی نه براساس حوزه های فوق بلکه تا حدود زیادی براساس اهمیت مراکز تولید وتوزیع در نظر گرفته شده است. برای مثال تمام مراکز کنترل و نظارت بر تولیدات فرش اعم از سازمانهای دولتی مراکز و نهادهایی که طی سالهای اخیر شروع به فعالیت در امر فرش کرده اند در همدان یا در ملایر و یک یا دو شهر دیگر مستقر می باشند و همچنین امکان دسترسی به مواد اولیه و بازارهای فرش و تسهیلات لازم برای تولید عمدتاً در این شهرهاست و طبیعتاً می توان دریافت که حومه ی این مراکز عملاً تولید کننده چه نوع فرشی می باشند.

- طرحهای رایج

لازم به یادآوری است که هر چند در اثر انتشار روزافزون قالیبافی در ایران، نقشه ها خصلت محلی و سنتی خود را تا حدودی زیادی از دست داده اند، ولی با وجود تداخل و ادغامی که در زمینه نقشه های قالی دیده می شود، با این حال، نقشه یکی از عناصر اصلی تشخیص قالیها و تعیین منشأ محلی آنهاست همانطور که قبلاً ذکر شد، در نقاط شهری باف، بیشتر نقشه های شاه عباسی و کرمانی و در نقاط روستائی نقشه ماهی و انواع  لچک و ترنجهای روستایی متداول است.

طرح بافته های روستایی همدان، به طور کلی، ساده تر از قالیچه های عشایر ایران است. با اینکه این تولیدات فاقد نقشهای بدیع و چشم نواز است، با این حال اعتدال رنگها و تضاد دلپذیرشان ارزش خاصی را به تولیدات این منطقه بخشیده است. گر چه هردو منطقه از طرحهای شکسته استفاده می کنند، ولی طرح قالیچه های فارس دقیقتر و استادانه تر است. از سوی دیگر طرح قالیچه های همدانی رونوشت دقیقی از نقشها و تولیدات قدیم همدان است، با این تفاوت که حواشی خارجی دیگر از پشم شتر بافته نمی شود، بلکه تماماً از پشم رنگ شده استفاده می شود. بیشتر این طرحها شکسته و از ترنجی چند ضلعی در متن فرش تشکیل شده است که اغلب سر ترنجی بشکل لنگر کشتی در طرفین آن قرار دارد و لچکهایی با خط مورب زاویه هایی چهار گوش را به خود اختصاص داده اند.     

در بیشتر قالی های مشرق زمین، قبل از حاشیه نقشین که از قاب های پشت سر هم تشکیل شده اند، یک لبه بسیار باریک و بدون نقش نیز وجود دارد. در قالی های همدان، این قاب ثانوی، بخصوص در قالی های قدیمی، گاهی مواقع آنچنان عریض است که روی قاب اصلی و حتی روی تمام حاشیه آن تفوق پیدا می کند.

همین قاب ثانوی دارای رنگ قهوه ای ویژه ای است که در نتیجه استفاده از پشم طبیعی شتر حاصل می شود و حالت ابریشمین، نرم و بسیار محکمی دارد. در بعضی از قالیها، همگونی رنگ را حضور نقش های مجرد و کوچک قطع کرده است. این نقش ها تقریباً همیشه یا بوته هستند یا گل های کوچک و یا اینکه مجموعه ای از گل های سوسن.

قاعدتاً همیشه در حاشیه واقعی، نقوش تزئینی ثابتی وجود دارند ولی استثنائاتی نیز در این قاعده کلی دیده می شود. این حاشیه از سه قاب تشکیل شده است: قاب بیرونی دارای نوعی دندانه یا کنگره دو رنگ است. قاب دوم با پیچ و خمی که از برگهای بلند دندانه دار تشکیل شده، تزئین می گردد که به تناوب در بین این برگ ها یک گل سرخ و یا نوع دیگری از گل وجود دارد. قاب سوم با نقش گل های کوچک و با نقش دندانه ای منقش شده است.

در مورد طرح های زمینه قالی حالات مختلف را شاهد هستیم که در واقع با یک بررسی دقیق به این نتیجه می رسیم که اولین حالت فقط گسترش و یا به عبارت بهتر تکرار حالت دوم است. در موارد نادرتری قالی هایی باابعاد معمولی و یا کله ایهایی با ابعاد متوسط می بینیم که زمینه آنها تک رنگ و به رنگ قهوه ای، یعنی رنگ طبیعی پشم شتر است. چهار عدد لچک نیز در چهار گوشه آن قرار دارند و در درون این لچک ها گل هایی نقش بسته اند. در مرکز این زمینه یک ترنج لوزی شکل وجود دارد که در گوشه های بالا و پائین آن دو عدد نقش به شکل گیاه نوک تیز قرار گرفته است. نوک تیز این گلها هم یادآور پیکانی است که توسط یک لوزیوچک تر بریده شده و هم یادآور ساقه بلند و صافی است که منتهی به یک غنچه تقسیم شده است.

درون ترنج نیز دارای نقوشی مشابه با نقوش لچک ها می باشد. در قالی های خیلی قدیمی، این نقش از گل سرخ کوچکی تشکیل شده است که اطراف آن را برگ ها و گل هایی بلند و باریک محاط کرده اند. در قالی های همدان مربوط به نیمه دوم قرن نوزدهم جای این نقش را غالباً نقوش گیاهی، که آنها را هراتی یا ماهی می نامند، گرفته اند.  

- رنگ بندی

قالی های همدان عاری از نقوش تزئینی بسیار پیشرفته بوده و بافت آنها چندان ظریف و لطیف نیست. با وجود اینها، بی پیرایگی و سادگی آنها در امرمربوط به رنگ و ظرافت های مربوط به اختلاف رنگ موجب پاره ای از ارزش ها برای این قالی ها می گردد. این قالی ها با دور شدن از سنت ایرانی، که استفاده از مایه های رنگ های زنده را ترجیح می دهد، از مجموعه ای از مایه های رنگ قهوه ای پشم شتری استفاده می کنند که از طریق رنگ های نقش های تزئینی (قرمز، قرمز صورتی، آبی، سبز، بلوطی تیره) جان تازه ای می گیرد. تا حدود سال 1880 در این قالی ها رنگ های گیاهی به کار رفته است.

جاکوبی در بین این رنگ ها، استفاده از رنگ قرمز تیره ای را کشف می کند که این رنگ در قالی های قدیمی شیراز نیز دیده می شود. این رنگ عبارت از رنگ قرمزی است که توسط حشره قرمزدانه به دست می آید.

- رنگرزی

در حال حاضر غیر از رنگهای طبیعی سهل الوصول و ارزان بقیه رنگهای طبیعی جای خود را به رنگهای صنعتی و جوهری داده اند. رنگهای قرمز را از روناس و رنگ سبز طبیعی را از برگ مو و انواع آبی را از نیل به دست می آورند.

رنگهای قالیبافی معمول ومتداول در استان همدان عبارتند از: ایبراقی (نوعی سبز و روشن)، سبز (روشن و سیر)، زرد، طلائی، نارنجی، سرمه ای، آبی سیر و روشن، پنبه ای (صورتی)، زرشکی، حلوایی (شتری تیره)، کرم و فیروزه ای. صرف نظر از رنگهای مذکور رنگهای چره ای (پشم خالص سفید)، سودگل (بور)، مخلوط (همراه پشمهای دباغی)، سفید سودایی، سفید سیاه، از جمله رنگهای مرسومی هستند که در قالی بافی استان به کار می رود.

رنگرزی در شهر به وسیله رنگرز حرفه ای، که در کار خود ماهر و با استعمال رنگهای صنعتی آشناتر است انجام می گیرد، حال آنکه در مناطق روستایی که اصلاً قالیهای ارزان قیمت بافته می شود بافندگان یا رنگرزهای دوره گرد چندان دقتی در امر رنگ کردن خامه نشان نمی دهند؛ به همین دلیل، رنگها غالباً ثبات ندارند و قالیهای تولیدی پیش از صادر شدن در کارگاهها شستشوی دوا شورمی شوند تا رنگشان ثابت بماند.

هزینه رنگرزی نیز متفاوت با رجشمار قالی است. به عنوان مثال اجرت رنگرزی برای خامه ظریف و رجشمار 140 گره (ایلمیک) در چارک بیشتر از خامه معمولی و رنگهای مصنوعی خواهد بود.

- ابعاد

معمولاً در مناطق شهری باف قالیهای 32 متر و 5/3  5/2 متر و بزرگتر بافته می شود، ولی درمناطق روستایی باف، متداولترین قطعه، قالیچه های دو ذرعی، ذرع و نیم، چارک، پشتی، خرک و کناره است. در برخی نقاط بافت کلگی نیز(5/3  5/2 متر) معمول است.

متداولترین قطع این قالی ها، کله ایها و کنارهها هستند و این امر بویژه در قالی های بافت قدیمی دیده می شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/27ساعت 12:52 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

قالی بافی درایران (استان همدان1 )

همدان شهریست قدیمی، با سابقه ای تاریخی بس طولانی که قدمت تاریخی آن به  بیش از 2500 سال می رسد این شهر که زمانی اكباتان  نامیده می شد و پایتخت امپراتوری ماد بوده است. منطقه ای تقریباً کوهستانی و سردسیر است.

وجود مراتع سرسبز و آب نسبتاً فراوان از رونق دام داری و پرورش گوسفند حکایت دارد. به طور طبیعی این مشخصات اقلیمی ساکنان روستاهای سردی را که دارای زمستان های طولانی است به استفاده از صنایع و حرفه های دستی به ویژه فرش هدایت می کند. وجود حرفه های نظیر نمد مالی، سبد بافی، حصیر بافی، گیوه بافی، گیوه دوزی و ... نیز به نوعی از رونق بافندگی حکایت می کند.

از سویی تنوع نقوش و طرح های فرش در منطقه به آسانی دلالت بر آن دارد که گستردگی این حرفه قطعاً حاصل سالهایی بسیار پیش تر از این بوده است.

سیسیل ادواردز می گوید: اطلاعاتی دال بر علاقه شاه طهماسب در دست است و گفته می شود که خود وی طرحهایی برای چند قالی تهیه کرد. همچنین می دانیم که وی به سلطان سلیمان نامه ای نوشت و طی آن پیشنهاد کرد که برای مسجدی که اکنون به مسجد جامع سلیمانیه مشهور است و در آن زمان معمار بزرگ سنان آن را برای وی در استامبول ساخت، قالی بفرستد. قالیها در موعد معینی بافته و فرستاده شد. سفیر مجارستان (که این گزارش را می دهد) میگوید که در بین قالیهای مزبور چند تخته قالی ابریشمین نیز وجود داشته که در همدان یا درگزین تهیه شده بود. ولی تا آنجایی که می دانیم در همدان یا درگزین هرگز قالی ابریشمی بافته نشده و در واقع تهیه هر نوع قالی در شهر همدان قبل از 1912 بعید به نظر می رسد. ولی درباره درگزین باید گفت که این جا یک ناحیه حاصلخیز کشاورزی است که در چهل میلی شمال همدان واقع گردیده است. در این محل چند قرن است که قالی مخصوصاً قالیچه های کوچک و ارزان بافته می شود و هنوز این کار ادامه دارد. احتمال دارد یکی از قالیهایی که شاه طهماسب برای سلیمان فرستاده، بافت این ناحیه باشد ولی بافت قالی ابریشمین در این محل بسیار بعید به نظر می رسد".

بااین وصف سفیر مجارستان رسیدن فرشها را به استانبول گزارش داده و همچنین سفیر ایران در گزارش به سفیر اعظم عثمانی صورت هدایا را که در بین آنها فرشهای بزرگ پارچه و ابریشمی از همدان و درگزین است اعلام کرده است و همچنین وجود قالیبافی پیشرفته ای در برخی روستاهای درگزین از جمله روستای سوزن از سابقه تولید فرش در این منطقه حکایت ی کند.

یاکوپ پولاک – طبیب دربار قاجار در سالهای 1850 در سفرنامه خود می گوید "فرش ایران بیشتر نه ازنظر رنگ بلکه از حیث دوام و دقت بافت معروفیت دارد ... زیباترین قالیها از آن ایالت فراهان در نزدیکی کرمانشاه است و چادر نشینان کردستان و همدان نوعی از قالی درجه دو می بافند آنها با استعمال رنگ قهوه یی باز در زمینه ی قالیها که از پشم شتر است می دانند که چطور جذابیت ظاهری قالیها را بالا ببرند".

در حوالی همین سالهاست که کمپانی انگلیسی زیگلر در سلطان آباد اراک شروع به سرمایه گذاری و ایجاد کارگاههای بزرگ قالی بافی کرده و سپس سرمایه گذاران دیگری جذب بازار این حرفه می شوند. بخشهایی از همدان و ملایر نیز از حوزه ی فعالیت گسترده آنان به دور نمانده و بازار همدان گذرگاه مناسبی برای عرضه و صدور فرشهای ساروق و جوزان و مهربان و انجلاس می شود.

امروزه قالی بافی در تمام جلگه همدان از یک سو در ارتباط با استان مرکزی و از یک سو درارتباط بامراکز قالی بافی قروه و بیجار کردستان نشان از گستردگی حرفه ای می دهد که به دلیل تنوع نقوش رنگ آمیزی پشتوانه با ارزشی در تولید فرش ایران است.

استان همدان یکی از مناطق مهم قالی بافی ایران از لحاظ کمیت و تعداد است و در آن بیشتر از هر منطقه دیگر ایران فرش بافته می شود. مطابق آمار سالهای گذشته بر روی 11500 دار قالی موجود این منطقه بیش از 57000 کارگر قالیباف بکار گره زنی مشغول بودند. 

امروزه بازارهای شهر از تولیدات عشایر مهاجری که فرشهای سنتی خود را تحت عنوان بافت همدانی (با استفاده از پود پنبه ای کوبیده منفرد بین هر ردیف از گره های ترکی) عرضه می کنند پر شده است.

قطعه های قدیمی و عتیقه که در بازار موجود هستند معمولاً بصورت کناره و در برخی اوقات  قطعات بزرگ می باشند. این قطعات از کارگاههای شهری و با طرحهای ساده و غیر پیچیده با زمینه ای از موی شتر رنگ نشده و یا پشم گوسفند رنگ شده و حواشی پهن به بازار عرضه می شوند. رنگهای تزئینی و سایه روشن گوناگون، عمدتاً سرخ و آبی، همراه با طرحهای هندسی و نقوش استلیزه، شامل شش وجهی، چند وجهی و لوزی و تزئینات فرعی دیگر به رنگ طبیعی تولید می شوند.

امروزه محصولات همدان به ندرت با اینگونه قطعات شهری و عشایری قابل قیاس ی باشد. نقشهای اصیل و به نسبت رسمی جای خود را به طرح ترنج مخصوص همدانی داده در حالیکه نقشهای تکراری بوته و هراتی و دیگر طرحهای گل و بوته دار به کالاهای تجاری ارزان و تولید انبوه شباهت دارند اگر چه گهگاه موارد استثنایی نیز دیده می شود که زیبایی خاص خود را دارند. به رغم این به نظر می رسد که گویی امروزه بافندگان و کارگاههای مختلف درصدد بازگشت به دوران خوش گذشته هستند به همین منظور برای آنکه طرح های امروزی قابل تشخیص از چنان قطعه های اصیل باشند واژه اکباتانی یعنی نام باستانی همدان بطور فزاینده در تجارت فرش مورد استفاده قرار گرفته است.

  

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/27ساعت 12:50 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

قالی بافی درایران (استان خراسان )

قالی بافی

یکی از صنایع دستی مهم استان خراسان قالی بافی است. پیشینه قالی بافی در این استان را می توان به دو دوره متمایز تقسیم کرد:
- دوره صفویه که قالی‌های این دوره اغلب دارای نقش های هراتی با زمینه لاجوردی و یا لاکی سیر و با حاشیه باریک به رنگ زرد روشن می‌باشد.
- دوره دیگر راه اندازی کارگاه‌های قالی بافی توسط بازرگانان تبریزی در نیمه دوم قرن سیزدهم است. به این دلیل، امروزه در صنعت فرش مشهد دو نوع گره وجود دارد که عبارت‌اند از: گره فارسی (محلی) و گره ترکی (تبریزی).
مهم‌ترین مرکز قالی بافی در استان خراسان
مشهد است. زمینه قالی‌های مشهدی دارای رنگ لاکی با نقش ترنج و لچک و حاشیه لاجوردی است. بیرجند، طبس، کاشمر، سبزوار و نیشابور از نظر قالی بافی به ترتیب در مراحل بعدی قرار می‌گیرند.
در میان عشایر خراسان، قالی بافی از رونق فراوانی برخوردار است. قالیچه‌های بلوچی در میان چادر نشینان اطراف تربت حیدریه، کاشمر، سرخس و تربت جام رایج است. هم چنین در میان
عشایر کرد که در شمال خراسان سکونت دارند، بافت قالیچه‌های ترکمنی رواج دارد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/27ساعت 12:48 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

قالی بافی درایران (استان اصفهان )

 

اصفهان در زمان صفویان یکی از مراکز عمده قالیبافی بود. در این شهر تعداد زیادی کارگاه وجود داشت که در آن قالیهای زر بفت بافته می‌‌شد. اصفهان در فتنه افغان آسیب فراوان دید و تعداد بسیاری از هنرمندان و صنعتگران خود را از دست داد ولی پس از چندی توانست رونق اولیه خود را به دست آورد. در زمان قاجاریه قالی بافی اصفهان دوباره احیاء شد. در وضعیت زندگی استاد درجنگ جهانی اول اصفهان یکی از مراکز عمده تهیه قالیچه بود و پس از آن نیز بحرانهای زیاد اقتصادی تأثیر در کار قالی بافی نگذاشت.

تعداد رنگهای انتخاب شده در قالیهای اصفهان بسته به نوع طرح متفاوت است و از چند عدد تا چند ده رنگ در طرحهای معمول و حتی چند صد نوع رنگ در طرحهای ویژه متغیر است. گره قالیهای اصفهان فارسی بوده.ماده اصلی برای تهیه رنگهای فرشهای اصفهان گیاهی بوده است اما در سالیان اخیر بدلیل افزایش شدید قیمت مواد اولیه گیاهی کاربرد آن بسیار کاهش یافته و به جز چند تولید کننده قدیمی مانند صیرفیان و حکمت نژاد بقیه تولید کنندگان به استفاده از رنگهای شیمیایی رو آورده اند. در روستاهای اطراف اصفهان نیز کم و بیش دارهای قالی وجود دارد. روی این دارها قالی و قالیچه‌ها طرح شاه عباسی و سایر طرحهای اصفهان بافته می‌‌شود. رنگهای بکاررفته در آنها عموماً نباتی بوده و بیشتر از روناس، قارا، اسپرک، گنده یا گندل، پوست گردو، پوست انار و چند گیاه دیگر استفاده به عمل می‌‌آید. از توابع اصفهان که در هنر قالی بافی مشهور هستند از قالیچه‌های بختیاری و قالی‌های جوشقان بایستی نام برد. قالیچه‌های بختیاری را البته بیشتر در روستاهای شهرکرد و چهار محال می‌‌بافند. قالی و قالیچه‌های جوشقان از زمان صفویه مشهور عالم بوده است و سابقه قالی بافی جوشقان به پیش از زمان صفویان می‌‌رسد. ولی در روزگار شاه عباس این صنعت در آنجا توسعه بسیار یافت. در آن زمان کارگاههای متعدد شاهی در آنجا مشغول کار بوده اند. جوشقان در آن زمان از توابع کاشان بوده است. در موزه‌های اروپا و امریکا تعداد زیادی قالی وجود دارد که منصوب به این روستای کوچک بوده است. قالیهای جوشقان ریز بافت و دوپوده است.

نقش قالی جوشقان شکسته است و شاید از دویست و پنجاه سال پیش تابحال همچنین ثابت مانده است. رنگهای آن از بهترین رنگهای طبیعی انتخاب می‌‌شود و همچنین رنگها کاملاً زنده و شاداب است. نوع پشم قالی جوشقان بسیار خوب و خامه آن دستریس است و گره جفتی چندی است که در جوشقان رخنه کرده است. درمیمه واقع در سه فرسنگی جوشقان بر سر جاده اصفهان به تهران نیز قالیهایی با همان نقش شکسته جوشقانی اما ریز بافت و بهتر از کار خود جوشقان بافته می‌‌شود.

نایین در شمال یزد و کناره دشت کویر قرار دارد و پیش از این به بافتن عباهای بسیار لطیف شهرت داشت اما پس از آنکه در کشور ما مردم به لباس اروپایی درآمدند عبا منسوخ گشت. بافندگان نایین مانند شال بافان کرمان و مخمل و زیبا بافان کاشان به قالی بافی روی می‌‌آوردند. صنعت قالی بافی در نایین در آستانه جنگ دوم جهانی آغاز شد و چون بافندگان آنجا همواره با پشم نازکتر سروکار داشتند به بافتن قالیچه‌های بسیار ریز بافت پرداختند و از آنجا که میزان تولید کم و جنس بسیار خوب بود، بازار خوبی برای کالای خود یافتند. که در زمان جنگ باز بر رونق آن افزوده شد. بدین ترتیب قالی نایین که شاید بهترین قالی امروز ایران باشد پدید آمد. پشم نایین نازکتر و نرمتر از دیگر پشمهای ایران است. رنگها چندان دلاویز نیست و تنوع ندارد. شاید90 درصد قالیهای اصفهان دارای متنی است به رنگ کرم بایک ترنج سرمدادی یا آجری و حاشیه آجری تند، رنگهای فرعی نیز در مایه‌های تند و شماره آنها محدود است و شاید در سراسر صنعت قالی بافی اصفهان بیش از 15 رنگ بکار برده نشود. مسئول این امر البته رنگرزان اصفهان هستند. ولی همچنین خود صاحب کار که توجهی به مایه‌های رنگی که تحویل می‌‌گیرد ندارد نیز مقصر است.

  قالی کاشان

قالیهای تاریخی و گرانبهای کاشان مظهر زیبایی ذوق و هنر ایرانیان در جهان است. قالی ایران که عامل بزرگ شناسایی کشور کهنسال ما به جهانیان گشته و اکنون در زندگانی همه اقوام بشر از هر نژاد و ملت خودنمایی می‌‌کند، گذشته از تأمین نیازمندیهای زندگی و تشکیل اندوخته پربهای هر خانه و خانواده ای، ارزنده‌ترین نماینده اندیشه‌های لطیف انسانی و زیباترین پدیده‌های دلپذیر بشمار می‌‌رود. اما قالی کاشان که شهرت آن دنیا را فرا گرفته و شامل گرانبهاترین آثار هنری و قطعه‌های ممتازی در نوع خود می‌‌باشد از نظر تاریخی دو عصر متفاوت و مختلفی را پیموده و یک تعطیل طولانی و فاصله زمانی قریب به دو قرن این دو مرحله را از یکدیگر جدا ساخته است.

هر چند اظهار نظر قطعی درباره همه قالی‌های بافت کاشان که اکنون در موزه‌ها و مجموعه‌های دنیا موجود است کار سهل و آسانی نیست اما از بررسیهای فنی کارشناسان و تحقیق و تطبیق کلی و قراین دیگر خصوصیاتی از قالی کاشان به دست آمده که برای شناختن و تشخیص آنها بسیار مؤثر است. از جمله تزئینات مربوط به نقش و تزئینات و ریزه کاریها و نقش و نگار مشترکی که با ظروف سفالی و کاشی سازی کاشان در آنها موجود است.همچنین بافت ریز و مخمل نما و ظرافت خاص آن نسبت به قالی‌های دیگری که باگره فارسی بافته شده است. پروفسور پوپ مختصات دیگری را هم برای نقشه قالیها ی کاشان شمرده است مانند: ترنجهای کنگره دار و برگهای ظریف، شاخه‌ها و برگهای دندانه دار و ....

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/27ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

تاریخ قالی بافی

 

 

 

 

 

قالی بافی در عهد مفرغ

( 1500 تا 2500 سال پيش از ميلاد مسيح )

اولين اطلاع و يا به عبارتي كشفياتي كه نشانه اي از هنر قاليبافي در عهد مفرغ را با خود به دنبال دارد مربوط به كارد قاليبافي است كه توسط ‌‌‌« ا . ن . خلوپين I.N.Khlopin » راجع به ابزار مخصوص قاليبافي ، از جمله كاردك ، از گورهاي عصر مفرغ در تركمنستان  و شمال ايران كشف شده و اولين بار در شماره دوم از دورة پنجم مجله Hali ( پاييز 1982 ) به چاپ رسيد ، اما روشن ترين تصوير در خصوص قالي بافي عهد مفرغ را دكتر علي حصوري به دست مي دهد . وي براي اولين بار در سال 1354 با دو ابزار از اين نوع مواجه شد كه پس از وقوع يك سيل و پديد آمدن يك كور توسط يك مرد قشقايي در شمال غربي راهجرد و در نزديكي كامفيروز فارس پيدا شده بود . وي در توضيح دلايل تعلق اين ابزار به ابزار قالي بافي با بررسي شكل ظاهر و نوع طراحي وساخت آنها و ارايه تصوير روشني از مشخصاتشان چنين مي نويسد .

« قطعه اي كه سرنيزه و امثال آن به نظر مي آيد داراي زايده كوچك سوراخ داري در انتهاست كه بي شك محل نصب دستة چوبي است ، اما بسيار ظريف به طوري كه با اين ظرافت نمي توانسته است براي ضربه زدن به كار رود ، بلكه به طور قطع در كارهاي معمولي و فقط براي بريدن مفيد بوده است . اگر اين وسيله به عنوان جنگ افزار به كار رفته باشد بايد نوك آن صدمه ديده باشد يا ساييدگي پيدا كرده باشد . در حالي كه تنها دو قسمت كنار آن ، يعني دقيقاً لبة دو تيغه آن بر اثر طول كاربرد و احياناً تيز كردن هاي مكرر فرو رفته و قوس برداشته است . اين نشان مي دهد كه وسيله برش بوده است . بي شك اين ، يك كارد برش خامه بوده است . جاي دسته كوچك آن هم فقط براي يك كارد معمولي شايستگي دارد و از سوراخ آن نخي مي گذشته است كه آن را به دسته ي چوبي ثابت مي كرده است .

قطعه دومي كه باز ممكن است ابزار جنگي به حساب آيد ميله بلند جوالدوز مانندي است با سري برجسته و دكمه مانند ، طول آن 45 سانتيمتر و قطر ته آن در حدود يك سانتيمتر و نوك آن تيز است . در فاصله ده سانتيمتر از ته آن سوراخي در بدنه آن ديده مي شود در صورتي كه اين وسيله ابزار جنگي مي بود ، مي بايست كه آن هم باريك و سوراخ دار و به هر حال شكلي باشد كه بتوان دسته اي به آن متصل كرد . در حالي كه ته آن قطور و غير قابل قرار دادن در دسته چوبي است . ته آن هم از پارچه رد نمي شود تا سوزن يا جوالدوز باشد . همين كه اين قطعه از ته اندك اندك باريك مي شود نشانه آن است كه نمي توانسته است در دسته اي جا گيرد. مجموعاً اين قطعه چنان كارايي ندارد كه بتواند ابزار جنگي يا وسيله دوخت و دوز باشد . چندان آراسته يا زيبا هم نيست كه بتواند وسيله تزيين باشد . آنچه زينت آن به حساب مي آيد شيارهايي در ته آن است و نشان مي دهد كه به همين ترتيب و لخت در دست جاي مي گرفته و شيارها مانعي براي لغزيدن در دست است . به نظر مي رسد ايـن وسيله مـي تـوانسته است دو كاربرد داشته باشد :

 

نخست اينكه اين ابزار به جاي شانه يا دفتين وسيله كوبيدن فرش بوده است . در عصري كه هنوز دفن قاليبافي اختراع نشده بود و اگر شده بود ، وزني براي كوبيدن نداشت تا در قالي هم از آن استفاده شود . ديگر اينكه همين ابزار امروزه در ميان عده زيادي از قالي بـافان غـرب ايـران از جمله مناطق انگوران ، افشار ، گروس ( بیجار ) ، و بخشي از كـردستان بـه كار مي رود كه آن را به كردي سنگ ( seng ) و به تركي خيلان ( خلال )مي گويند . تنها تفاوت در اين است كه سنگ يا خلال بنابر الزامات صنعت در دوره ما از جنس آهن است همين سنگ يا خلال را تا پنجاه سال پيش در بخش مهمي از ايران مخصوصاً در غرب ايران به كار مي برده اند و به فارسي آن را سُك (sok) ناميده اند . اما با پديد آمدن كركيت ، نقش و جنس آن در ميان آنان عوض شده است و پس از كوبيدن پود دوم با كركيت يا دفتين و اغلب قبل از آن براي نظم بخشيدن به چله ها و يكدست كردن آن استفاده مي شود . به  اين معني كه آن را مورب در دست مي گيرند و آهسته روي تارها و در سراسر عرض بافته مي كشند به اين ترتيب قطعه دوم مفرغي هم به احتمال بسيار زياد وسيله قالي بافي است . دليل مهم ديگري كه در مورد ابزار قالي بافي بودن اين قطعه دوم وجود دارد ، وجود سوراخ در فاصله 15 سانتيمتري از سر و 10 سانتيمتري از ته آن است ، به احتمال قوي از اين سوراخ براي كشيدن پود استفاده مي شده يعني اين قطعه همان نقشي را داشته است كه اكنون سيخ پودكشي در مناطقي همچون آذربايجان بر عهده دارد . بدون ترديد قسمتي از پود را از اين سوراخ رد مي كرده اند و سپس خود آن را با پود از فاصله تارها مي گذرانده اند .

محل پيدا شدن اين دو قطعه در گوري نزديكي كامفيروز فارس بوده است . اين محل فاصله چنداني از تپه مليان ندارد كه اكتشافات آن معروف است و تاريخ آن قبل از دوره مفرغ آغاز مي شود . اما اينكه اين دو قطعه از گوري پيدا شد ، دليل ديگري است بر اينكه ابزار قالي بافي هستند . احتمالاً ابزارهاي قالي بافي زن بافنده را با او به خاك مي سپرده اند تا در جهان ديگر هم بيكار نماند . قطعاتي هم كه از آسياي مركزي كشف شده همگي در گور زنان بوده است . بعد از مشاهده دو ابزار مذكور نمونه هاي مفرغي ديگري نيز مشاهده شده كه گاه سه يا چهار سُك يا خلال به هم و با حلقه مفرغي ديگري به هم متصل بوده اند . اين مرحله ديگري در پيشرفت به سوي ايجاد شانه قالي بافي است يعني به جاي استفاده از يك سُك ، سه يا چهار سُك را همراه كرده ، كارايي آن را چند برابر كرده اند . كهنترين نمونه اي كه از اين ابزار كشف و ضبط شده از تپه يحيي است كه از هزاره سوم قبل از ميلاد مي باشد و اين ابزارها همگي و به احتمال زياد ابزارهاي قالي بافي هستند . سُكهاي زيادي نيز از تالش به دسته آمده است كه تصوير آنها را برزورسكي در كتاب « مروري بر هنر ايران » به دست داده است .

 

همچنين بخش مهمي از قطعات مفرغي كه از لرستان به دست آمده و به نام گيره يا سنجاق يا سوزن و امثال آن ناميده شده اند . سُكهاي آراست قالي بافي هستند و قلابي كه معمولاً در سر آنها با پيكره كوچك گوزن ، بز كوهي و امثال آنها ساخته شده ، بعنوان دستگيره آن و شبيه قلاب يا جا انگشتي در مضراب سنتور است و به طور مشخص براي قرار گرفتن با انگشتان و كوبيدن قالي است.

 

تعدادي از اين سكها در موزه ايران باستان موجود است . اين قطعات متعلق به هزاره سوم قبل از ميلاد در تپه يحيي و هزاره دوم در تالش و هزاره اول در لرستان به دست آمدند و آخرين نمونه ها حتي نشانه اي از تحول كامل چاقوي قالي بافي را دارند . اين وسايل دو نمونه اند به شماره هاي 1296 د .ك . آ 1396 و 3572 د .ك . آ 16511 در موزه ايران باستان كه بسيار قابل توجه اند. نخستين نمونه داراي سه قسمت دسته ،كاردك و سُك با هم است . اين مرحله مهمي در پيشرفت است هم در صرفه جويي و كاربرد فلز كمتر و هم تضييع وقت كمتر براي گذاشتن و برداشتن ابزارها ، اما هنوز كارد را مثل كاردهاي پيشين دو طرفه ساخته اند و حال آنكه مي توانستند مثل كارد و قلاب آذربايجاني يك طرفه بسازند . نمونه بعد كه شباهت آن به كارد يا قلاب آذربايجاني بسيار زياد است و با آن قابل مقايسه است به اين مرحله از پيشرفت رسيده است از آنجا كه هنوز سر اين قطعه مانند سك است و خميدگي قلاب را ندارد روشن است كه از آن مثل سك استفاده مي شده است .

 

 

 

 

متأسفانه از آنجاكه از قديم دستة شانه از چوب ساخته مي شده ، بر خوردن به شانه قاليبافي در آثار باستان شناسي غير ممكن است . مگر اينكه يك دسته سُك يا تيغه با هم كشف شود و بقاياي شانه باشند . امروزه تعداد اين سُكها و چاقوها در موزه هاي ايران وجهان نسبتاً فراوان است و تنها بايد آنهايي را كه نمي توانسته اند سوزن يا ميله اي زينتي باشند از ابزارهاي قاليبا في جدا كرد . بايد توجه داشت كه انسان عهد مفرغ توانسته است از مفرغ ميله هايي تا قطر دو ميليمتر ايجاد كند . بنابراين امكان اينكه اين سُكها سوزن يا جوالدوز باشند وجود ندارد . خصوصا كه تعدادي از آنها سوراخ ندارند و ديگر اينكه آنها كه سوراخ دارند اين سوراخ در سر يا ته آنها نيست و همچنين معمولاً دستگيره آنها اجازه عبور از بافته را نمي دهند . »

 

 

 

به  اين ترتيب طبق شواهد مذكور و توضيحات و ادلّة علي حصوري با قديمي ترين  ابزار قاليبافي كه متعلق به عهد مفرغ است آشنا شديم و اين حركتي است در جهت گسترش تاريخ فرشبافي ايران بلكه جهان .

اخبار مرتبط


 


+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/27ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

جاجیم درایران (آذربایجان شرقی)

 

الف- پلاز و جاجیم : دو نوع دست بافت عشایر است که زنان عشایری در موقع فراغت در محل سکونت بخصوص در فصول مساعد آنرا بادست و سایر وسایل مورد نیاز بافتنی می بافند و بصورت فرش و یا لحاف از آن استفاده میکنند . گلیم و ورنی نیز از دست بافتهای عشایر و برای استفاده و هم برای فروش و تامین ارزاق می باشد.
ب-نمد : یکی دیگر ازبافتهای محلی عشایر است که مردان عشایر آنرا با کوبیدن پا از پشم گوسفند وشتر به ترتیب ذیل می کوبند پس از آنکه زنان عشایری پشم گوسفندها را خوب شستند و تمیز کردند آنرا لای پلاز پهن کرده و بصورت لوله می پیچند و با طنابی محکم می بندند پس از آن چند نفر از جوانان آنرا آنقدر با پا می کوبند که آن پشم ها بصورت نمد در می آیند و غیرقابل نفوذ میباشد .  نمد در حال حاضر با وجود موکت و برزینت و پوشش پلاستیکی رخت بسته است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/26ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گلیم بافی درایران (گلستان )

 

گلیم بافی:
گلیم یا پلاس و در گویش ترکمنی اوی دیمه که یک فرشینه ای حدودأ متشابه به قالی است از دیگر صنایع و هنرهای سنتی می باشد، که بصورت خانگی و محدود در روستاهای استان گلستان به خصوص روستاهای ترکمن نشین بافت می شود.
تشابه نسبی میان قالی و گلیم از بافت ابزار ومواد اولیه مصرفی در فرایند تولید وجود دارد مصرفی در صنعت قالی بافی من الجمله: پشم،ابریشم،پنبه ویا الیاف مصنوعی می باشد ومواد اولیه مصرفی در گلیم و پلاس نیز این چنین می باشد. ولی در مورد الیاف پشمی در صنعت گلیم بافی می توان از الیاف نامرغوبتر نسبت به الیاف مصرفی در صنعت گلیم بافی دار،قیچی، سوزن ،میله می باشد، که در روستاهای ترکمن نشین بیشتر شاهد دارهای افقی و خوابیده بر روی زمین هستیم. دارهایی که حدودأ تمامی سطح اتاق ترکمن را اشغال کرده وآن اتاق را تنها تبدیل به کارگاه گلیم بافی نموده است.
صنعت رنگرزی در مورد گلیم بافی بسیار نقش داشته و الیاف پشم ،ابریشم مصرفی قبل از هرگونه عملیات بافت باید رنگرزی شوند، ودر میان روستاهای ترکمن نشین ما شاهد کار بسیار محدود هنرمندان رنگرز هستیم.
مراحل کار پلاس بافی به این شرح است که ابتدا الیافی که به نخ تبدیل نموده اند به دار مورد نظر چله پیچی می نمایند. چله کشی را می توان مهم ترین وحساس ترین مرحله در کار بافت گلیم دانست
چله مخفف«چهل» است و به معنی نخ تابیده می باشد وفرایند قرار دادن نخهای تاربه دور تیرک های افقی دار گویند، کسی که کار چله کشی را انجام می دهد چله دوان گویند.
درمرحله بعد چند رج ساده که گیس نام دارد در ابتدای گلیم بافته می شود که حدود 10الی15سانتیمتر از طول گلیم را به خود اختصاص می دهد
در مرحله بعد است که تفاوت میان گلیم وقالی نمایان می شود. بدین منوال که دربافت گلیم درمرحله پودگذاری از پرز خبری نیست ونخهای پودرعبورکرده وفرایند بافت گلیم را متشکل می شود.
در اینجا باید تفاوت میان گلیم بافی را با پلاس بافی(گلیم بافی ترکمن) بیان نمائیم. تفاوت این دو گونه بافت در این است که در مرحله پود گذاری قسمت پشت کار روبروی فرد بافنده قرار می گیرد وبافنده از پشت گلیم مبادرت به بافت گلیم می کند و قسمت اصلی ودر اصطلاح رو کار دیده نمی شود وفرد بافنده مجبور است برای مشاهده قسمت بافته شده در حین کار اگر دار عمودی بوده پشت دار واگر افقی بود که اکثرأ نیز این چنین است با قراردادن آینه ای کوچک می تواند دست بافته خویش را مشاهده کند.
کسی را که به کار بافتن گلیم می پردازد لواف سالنگی نسبت داده می شود.
در بافت گلیم وپلاس از طرحها و نقوش متفاوتی استفاده می شود. از جمله: شطرنجی ،نقش حیوانات ،نقش اشیاء ،نقش گیاهان ،نقش خورشید وغیره که زیبایی خاصی را به گلیم می دهد.
محصولات متفاوتی از فرایند گلیم بافی بدست می آید که درچند دهه گذشته نقش فراوانی در زندگی مردم داشته است. می توان محصولات زیر را در این مورد بیان کرد:

جل اسب جوال خورجین سجاده پادری تزئیناتی پاشتری

در بافت گلیم به مشکلاتی ازقبیل: ریشه شدن چله ،پرزدادن سطح گلیم ،نخ شدن وغیره برخورد می شود که فرد بافنده باید با مهارت این عیوب را از میان ببرد تا به محصولی با کیفیت عالی دست یابد.
فن و هنر گلیم بافی و پلاس بافی همانند دیگر محصولات سنتی دستخوش افول و فراموش شده وتنها در میان روستاها و آنهم به صورت بسیار جزئی بافته می شود که بیشتر جهت تزئین منازل کاربرد دارند
قالی بافی:
یکی دیگر از رشته های هنری وسنتی موجود در استان گلستان که در آن از انواع الیاف پنبه وابریشم وپشم استفاده می شود و به همین دلیل از صنعت رنگرزی نیزدراین فرایند ا ستفاده شده واین فن کارآمد می باشد. هیچ رشته ای ازهنرهای صنعتی درایران به اندازه قالی بافی مهم نیست،با اینهمه اطلاعات وآگاهیها درباره توسعه و تکامل باستانی آن محدود می باشد
قدمت فرش ایران به چند هزار سال پیش برمی گردد،و حتی در اوستا سخنی از کف پوش فرمی همچون فرش به میان آمده است. فرش و فرش بافی درایرا ن عهد باستان ازاحترام و ارزش بالایی برخوردار بوده است که حتی گزنفون تاریخ نویس یونانی(430-359) پیش از میلاد حضرت مسیح در کتاب خود(kgyopolidaia) متذکر می شود که ایرانیان فرشهایی داشته (psilotapis) که زود از دست می رفت وتنها شاه روی آن راه می رفت.
پیرامون مواد اولیه وابزار تولید فرش وقالی باید همانطور که در بخش گلیم متذکر شدیم، بیان شود مواد اولیه وابزار تولید همانند گلیم بافی بوده و تنها در کیفیت الیاف بکار رفته می توانند تفاوتی نسبی داشته باشد. در قالی بافی سعی می گردد از الیاف با کیفیت عالی استفاده شود تا فرش زیبا وبا ارزش بدست آید. یکی از ابزارآلات تولید فرش دار است،که به دو نوع دار افقی یا خوابیده ودارعمودی یا ایستاده تقسیم می شود، دارهای عمودی را می توان به دار گردان،فندک دار و تبریزی تقسیم کرد. دار مورد استفاده در میان روستائیان ترکمن منطقه بیشتر دار افقی می باشد.
مرحله چله کشی قالی همانند گلیم می باشد. چله کسی خود به دو گونه چله کشی فارس وترکی می باشد.کار قالی بافی از روی طرح و نقش انجام می شود. قالیبافان معمولأ بخشی از طرح را به عنوان سرمشق کار خود در روبروی خود قرار می دهند و به کار بافت می پردازند.
آن چیز که در بافت قالی از اهمیت بالایی برخوردار است وجود پرز و گره در قالی است چرخش پرز یا خامه به دور تار با ترکیب خاص را گره گویند. گره و ریشه اساس کار قالی بافی است که همانا پرز فرش را تشکیل می دهد. گره یکی از تفاوتهای میان گلیم و جاجیم وقالی است زیرا جاجیم وگلیم بدون پرز و گره و قالی دارای پرز می باشد.
در بافت قالی چند نمونه گره وجود دارد: متقارن(ترکی)، گره نامتقارن(فارسی) که هر کدام به روش های متفاوتی انجام می شود.
بعد از اتمام کار پود گذاری یا گره گذاشتن بر روی قالی نوبت به شیرازه بستن بر روی آن می رسد. شیرازه به دو صورت متصل و منفصل تقسیم بندی می شود. شیرازه بافت کناره های راست وچپ قالی به تعداد معین را گویند.
در مرحله آخر کار قالی بافی نوبت پرداخت سطح قالی می باشد، در جریان کار پودگذاری وگره کردن بر روی الیاف تاروبریدن سرنخ تمامی نخها به یک اندازه بریده نشده است وسطحی حدودأ نا صاف دست داده است در مرحله پرداخت سعی می شود ب

 

ا بریدن نخهای اضافی وبلند سطحی صاف و یکدست ،بدست آید
نقوش متفاوتی در جریان قالی بافی ایران متمایز و مشخص هستند که به بیان آنها می پردازیم:
قالی دارای ترنج یا حوض قالی گلدار قالی لهستان قالی باغچه دار قالی با نقش حیوانات قالی نماز قالی پرده ای قالی فرنگ
وجود کارخانجات قالیبافی و فرش بافی و وفور فرشهای نسبتأ ارزان قیمت ماشینی عرصه را برای فعالیت هنر مندان قالی باف تنگ کرده و بافت قالی بافی دستی را محدود کرده است. وجود برخی عوامل از قبیل عدم استفاده از نخ های با کیفیت بالا واستفاده از رنگهای شیمیایی در عرصه تولید وعدم حکایت از صنعت قالی بافی دستی موجب تضعیف این فن و هنر در ایران زمین گشته ودیگر کمتر شاهد تولید فرش وقالی دستی هستیم، وصادرات آن به میزان بالایی کاهش یافته است وبازارهای جهانی همانند سالیان گذشته خواهان و دوستدار فرش دستباف ایرانی نمی باشند.
مراحل کار تولید نمد بدین گونه می باشد که ابتدا هنرمند یا نمدمال که بیشتر زنان روستا می باشند،جهت طرح ریزی و پیاده کردن طرح دلخواه نمد، الیاف رنگ شده پشمی را باکمک مچ دست خویش به صورت فتیله های نازک در می آورند و بر روی حصیرکه می توان آن را نوعی میزکار داشت بنا به طرح مورد نظرپیاده می کنند.

  
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/26ساعت 11:18 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

جاجیم درایران (قزوین)

جاجیم‌بافى

این هنر در استان قزوین از سابقهٔ طولانى برخوردار است. در گذشته در بیشتر روستاها، جاجیم‌بافى رایج بود. متأسفانه امروزه اکثر کارگاه‌هاى آن از چرخهٔ تولید خارج شده است. مواد اولیه بافت جاجیم، پشم است و معمولاً توسط زنان روستا تهیه مى‌شود. زنان در مواقع بیکارى علاوه بر پشم‌چینی، آنها را با مواد محل و گیاهى نیز رنگ مى‌کنند. روستاییان در فصول بیکارى -پاییز و زمستان- کارگاه جاجیم را در داخل اتاق برپا مى‌دارند و عشایر از اوایل بهار و اواخر زمستان در فضاى باز به جاجیم‌بافى مى‌پردازند. امروزه از کاموهاى رنگى در جاجیم‌بافى استفاده مى‌شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/26ساعت 11:7 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

جاجیم درایران

جاجیم, دست بافته ای پشمین منقش و غالبا مخصوص نواحی سردسیرمیباشد .
برخی لغتنامه نویسان جاجیم را واژه ای فارسی دانسته اند (شاد ذیل «جاجم » حسنین داعی الاسلام دسوقی شتا ذیل واژه ) اما کاربرد واژگانی چون جاجم جیچیم و جیجیم در زبان ترکی ( د. ترک ذیل "Cicim" ) سبب شده که برخی دیگر آن را واژه ای ترکی به شمار آورند (پرهام و آزادی ج 2 ص 39 دهلوی فیروزالدین کنتوری ذیل «جاجم »).

در د. ترک (همانجا) آمده که جیجیم واژه ای ترکی مرکب از «جی جی » (به معنای قشنگ و پر نقش و نگار) و «یم » (ضمیر ملکی اول شخص مفرد به معنای مال من ) است . این واژه

را ترکی زبانان زنجان ــ که از مهم ترین بافندگان جاجیم به

شمار می روند ــ «جیجیم » در بیرجند «جاجم » و در مهاباد «جاجم » تلفظ می کنند ( رجوع کنید به رضائی ذیل «جاجم » فتاحی قاضی ص 59).



جنس جاجیم را نمد الوان (شاد همانجا دهخدا معین ذیل واژه ) پارچة پشمی ضخیم رنگارنگ (جمالزاده ذیل واژه ) پنبه یا پشم تابیدة بسیار زبر و خشن و بدون پرز (معین همانجا صدری افشار و دیگران ذیل واژه ) و پارچة کلفت پشمی یا ترکیبی از پنبه ای و پشمی (داعی الاسلام همانجا امینی ص 133) ذکر کرده اند اما اغلب تار و پود آن هر دو از پشم تابیده است ( د. ترک همانجا).

بر اساس شواهد باستان شناختی بافت جاجیم از دیرباز در میان ملل جهان معمول بوده است که از این میان دستبافتة جاجیمی قوم نازکا در پرو متعلق به سده های سوم تا هشتم میلادی شایان ذکر است (پرهام و آزادی ج 2 ص 346).

از پیشینة بافت جاجیم در ایران و جهان اسلام اطلاع چندانی در دست نیست . در قرن چهارم مؤلف حدودالعالم انواع بافته هایی را که با جاجیم سنخیت داشته و در نواحی گوناگون بافته می شده نام برده ولی از جاجیم یا ضبطی نزدیک به آن مطلبی نیاورده است (برای نمونه رجوع کنید به ص 95 97 102 106 109 و جاهای دیگر). این ویژگی در آثار سایر جغرافی نویسان معاصر وی (برای نمونه رجوع کنید به اصطخری ص 153 188 ابن حوقل ص 299 342 مقدسی ص 442) و نیز منابع جغرافیایی و غیر جغرافیایی قبل و بعد از وی نیز کمابیش

دیده می شود.

جاجیم را به عنوان پلاس و فرش (شاد دهخدا همانجاها) رختخواب پیچ و مانند آن (معین همانجا) زیرانداز یا روکش (صدری افشار و دیگران همانجا) نوعی فرش نازک تر از پلاس (اختریان ذیل واژه ) بالاپوش و پوشش روی رختخواب و مانند آن (جمالزاده همانجا نجفی ذیل واژه ) به کار می برده اند. در نگاره ای متعلق به قرن هشتم جاجیمی با نقش نوارهای مورب (آلاقورد) به چشم می خورد که از آن به عنوان روانداز استفاده می شده است (پرهام و آزادی ج 2 ص 344). در ایران جاجیم را بیشتر بر روی کرسی و رختخوابهای کنار اتاق می اندازند یا به عنوان رختخواب پیچ روانداز و حتی رویة لحاف از آن استفاده می کنند. در ترکیه نیز برای پوشاندن ورودی چادرها و نیز به عنوان پرده روانداز بالش و پتو از جاجیم استفاده می شود ( د. ترک همانجا). با این همه کاربری غالب آن روانداز بوده است .

بافت جاجیم به سبب ویژگی و تمایز آن نسبت به سایر بافته ها به «جاجیمبافت » معروف است . این بافته از نوارهای منسوج تارنمای به هم دوختة کم و بیش ضخیم تشکیل شده است که در بافت آنها رشتة پود به صورت تک رنگ از میان





تارهای رنگینی که نقشهای جاجیم را می سازد می گذرد. تار و پود آن غالبا از پشم و بافتی لخت نرم و سنگین است . جاجیم از به هم دوخته شدن چند تختة (نوار) جاجیم بافت شکل می گیرد. عرض نوارها بین هجده تا 35 سانتیمتر و طولشان بین سه تا شش متر در نواحی گوناگون تفاوت می کند (امینی ص 133). جاجیم بافت ــ که بر خلاف همة بافته های دیگر «تارنما» است و پود آن دیده نمی شود ــ بافتی متناوب دارد و تارهای آن در نقش اندازیها معلق است . این تارهای معلق اضافی موجب می شود که جاجیم بافت بافته ای نسبتا برجسته به نظر آید ( رجوع کنید بهوولف ص 201ـ202). رنگ تارها نیز متناسب با نقش مورد نظر بافنده فرق می کند. این ویژگیها ایجاب می کند که طرح و ترکیب بندی نقشهای جاجیم بافت به صورت خطی باشد. نقش جاجیم با تار نمایان می شود و با انتخاب چلة (تارهای ) چند رنگ می توان بر آن نقش انداخت . به همین سبب در این نوع بافت جهت امتداد طرح و نقش به تبع جهت امتداد رشته های



تار در راستای درازای بافت است از این رو نقش پردازی جاجیم منحصر است به نقش محرمات قائم (نقشمایه ای به شکل نوارهای پهن بافته شده در طول یک تخته جاجیم ) و نیز نقشمایه های چهارخانه و شطرنجی و طرحهای سرتاسری که در جهت درازای بافت امتدادپذیر باشد (پرهام و آزادی ج 2 ص 39 53).

برای بافت جاجیم دستگاه (دار) جاجیم بافی به صورت افقی روی زمین قرار می گیرد. مجموعة تارها (چله ها) که نسبت به سایر بافته ها متراکم تر و رنگ آنها متغیر است به طول تقریبی بیست تا سی متر به موازات هم به فاصلة چند سانتیمتری زمین در کنار هم کشیده می شوند. تارها در ابتدای دستگاه به دور چوبی به نام سردار و در انتها به دور چوبی به نام زیردار که به زمین متصل شده اند می چرخند. همیشه نیمی از تارها به صورت یکی در میان با چوبی که نخی به شکل خاص به دور آن تابیده شده است (چوب کوجی ) از نیم دیگر تارها جدا می شود. دو سر این چوب با دو رشته طناب به بالا کشیده می شود و به سه پایه ای چوبی متصل می گردد که قابل جابجایی است و همیشه در محل بافت قرار می گیرد بنابراین همیشه نیمی از تارها به صورت یکی در میان در بالا و نیمی دیگر در پایین قرار می گیرد. در دستگاه جاجیم بافی از چوبهایی استفاده می شود که بافنده به مقتضای طرح و نقش با آنها تارهایی را که می خواهد روی بافته معلق بمانند بلند می کند و پودگذاری می نماید. به این طریق چند «ورد» به طور غیرمستقیم وارد دستگاه بافندگی می شود. ظاهرا به همین دلیل وولف (همانجا) ضمن شرح مختصری در بارة دستگاه جاجیم بافی آن را اولین قدم در راه ابداع دستگاه چند وردی قلمداد کرده است . هر بار که پود از میان تارها عبور می کند با جابجا کردن چوبی که در میان تارهاست جای این دو رشته تار عوض می شود. در بافت آن برای کوبیدن پودها از یک کاردک چوبی با لبة گرد که یک طرف آن نازک تر از طرف دیگر است استفاده می شود. این کاردک از میان دو دسته تار بالا و پایین می گذرد و بافنده باکشیدن آن با دو دست به سمت خود پود را با فشار در میان دو دسته تارهای بالا و پایین جای می دهد. پود ضمن بافت در زیر تارها پنهان می شود و تارها از روی کار دیده می شوند. تعداد پود در بافتهای دیگر مانند گلیم و غیره متعدد و رنگ آن متنوع است و می تواند نقشهای بیشماری را ایجاد نماید ولی در جاجیم بافت چون رشته های تار نقش را به وجود می آورند و تعداد و رنگ آنها محدود است و پس از بسته شدن تارها به دو چوب سردار و زیردار دیگر نمی توان آن را کم و زیاد کرد نقش پردازی نیز محدود است (امینی ص 17ـ 18 36).

جاجیم گاه بافته ای یک رویه و گاه دو رویه است و این به سبب تارهای اضافی است که نقشمایه را به وجود می آورند. این تارها گاه در فاصلة میان دو نقشمایه آزادانه در پشت بافته کشیده شده اند (همان ص 36).

پراکندگی جغرافیایی کوچ نشینان و روستانشینانی که به جاجیم بافی اشتغال دارند نشان می دهد که این بافته مختص نواحی سرد کوهستانها و کوهپایه هاست . از بین کوچندگان ایران کردهای آذربایجان غربی بانه سقز مریوان اورامان سنندج کامیاران جاف جوانرودی کرمانشاهان اورامان لهون و کرمانشاه جاجیم بافی داشته اند ( ایرانشهر ج 1 ص 122ـ134). هم اکنون نیز بافندگان کرد به ویژه کردهای مهاباد جاجیمی با رنگهای تند و شاد از پشم گوسفند و نیز از کرک بز مرزه می بافند که بیشتر برای پیچیدن رختخواب و مانند آن به کار می رود (فتاحی قاضی ص 60 67). در میان قشقاییهای ترک زبان ناحیة فارس نیز جاجیم بافی رواج داشته است ( ایرانشهر ج 1 ص 144ـ147). طول جاجیمی که زنان قشقایی می بافند بیشتر از چهار متر و عرض آن کمتر از دو متر است که بیشتر برای پوشاندن اثاث داخل چادر و روانداز (مانند پتو) به کار می رود (پرهام و آزادی ج 2 ص 42ـ43). تقریبا تمام جاجیم بافتهای ایل قشقایی دو تکه است ولی جاجیمهای بسیار ظریف را در سه یا چهار قطعه می بافند (همان ج 2 ص 40). کاربرد زنجیره ای نقشمایة کنگره ای ساده در جاجیم بافی ایل قشقایی بسیار متداول است و جاجیمهای نقش محرمات این ایل فقط نقشمایة ردیفهای مکرر و پیوستة کنگره ای دارد (همان ج 2 ص 345). در جاجیمهای قشقایی هر دو رویه از جهت نقش و رنگ یکسان است و با آنکه پودها نیز هویداست غلبه با رشته های تار است و ازاین رو جاجیم متعارف قشقایی هم تار رو و هم پود رو است که معمولا دو تار زیر و دو تار روی پود می افتد (همان ج 2 ص 39ـ40).

در بین لرهای بختیاری نوعی جاجیم بافی به نام جاجیمی معمول است (قاضیانی ص 185). زنهای بختیاری آن را به شکل نوارهای باریک به عرض هجده تا 35 سانتیمتر و طول بیست تا 25 متر از پشم می بافند. پس از بافت آن را به قطعاتی با طول مناسب تقسیم می کنند و از پهلو به یکدیگر می دوزند در نتیجه سطح یکپارچه ای حاصل می شود که مصرف روانداز دارد. بختیاریها با استفاده از شیوة بافت جاجیم نوارهای تسمه مانندی نیز تولید می کنند که به «آواآرـ تهده » شهرت دارد. عرض



این نوارها به اندازة عرض یکی از نقشهای نواری یکی از تخته های جاجیم است (حدود هفت تا ده سانتیمتر). از این نوارها برای حمل گهوارة نوزاد بر پشت مادر به هنگام کوچ استفاده می شود (همان ص 98). نقش کلی تخته های جاجیم بختیاریها به صورت نوارهای دراز در طول آن است (همان ص 121ـ122). از حدود 45 نقشی که در بافته های بختیاریها موجود است فقط شش نقش آن قابل انطباق با نوع و فن بافت جاجیمی است که عبارت اند از: قچی یا دیک پره (همان ص 142ـ143) دندون مشکی (همان ص 139) گل خیرده یا گل دره (همان ص 130) گل پیکه یا گلخالی (همان ص 130ـ131) گل هچه (همان ص 150) و نقش بالنده یا پرنده (همان ص 188).

در بین کوچروهای شاهسون ترکی زبان دشت مغان جاجیمهای بسیار ظریفی وجود دارد که همة آنها با نقش محرمات باریک و معمولا بیش از سه تکه بافته می شوند. در بین





اینها جاجیم یک رویه بسیار متداول است و آن جاجیمی است که رشته های تارهای اضافی که نقشمایه را به وجود می آورند در فاصلة میان دو نقشمایه بدون گذشتن از زیر و روی پودها در پشت دستبافت آزادانه کشیده شده است (پرهام و آزادی ج 2 ص 40). شاهسونها همچنین از نوار جاجیم بافت برای استحکام بخشی دور طارمیهای آلاچیق استفاده می کنند (امینی ص 25). در میان ترکمنها نیز نوارهای جاجیمی مشابهی به نام دورلق یاخا (جهت استحکام بخشی طارمیها) و دوزی (جهت استحکام بخشیدن به اوقها) به کار می رود (شریعت زاده ص 81 ـ82). عشایر کرد اطراف قوچان (امینی ص 19) و لرهای ایتوند بویر احمد و ممسنی از دیگر کوچ نشینانی هستند که به بافت جاجیم اشتغال داشته اند ( ایرانشهر ج 1 ص 139ـ143 148ـ149 156).

از نواحی مهم بافت جاجیم در ایران همدان ( فرهنگ جغرافیایی شهرستانهای کشور ج 2 ص 262) و زنجان است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ج 25 ص 135). طالقان نیز از نواحی مهم جاجیم بافی ایران بوده است . در 1328 ش در میان حدود 43 آبادی از دهستانهای طالقان بالا و طالقان وسطا جاجیم بافی رواج داشت و یکی از اشتغالات زنان به شمار می رفت (رزم آرا ج 1 جاهای متعدد). عرض هر تخته جاجیم

طالقان حدود 25 سانتیمتر بود و طول آنها بنا به مصرف از دو تا چهار متر تفاوت می کرد. معمولا تخته ها را به نحوی به هم می دوختند که طول و عرض جاجیم با هم برابر باشد. اگر برای انداختن بر روی کرسی بود طول تخته ها را چهار متر می گرفتند و در نتیجه شانزده تخته جاجیم را از پهلو به هم می دوختند تا عرض آن نیز چهار متر شود. این جاجیم لحاف روی کرسی را محافظت و آن را سنگین می کرد و پاکیزه نگه می داشت . رنگها و نقشهای متنوع آن نیز موجب تزئین خانه می شد. به جای رولحافی (در زبان محلی : چارتالی ) و در تابستانها به جای روانداز و پتوی دستبافت نیز به کار می رفت . از جاجیم به عنوان زیرانداز یا فرش استفاده نمی شد مگر به هنگام ضرورت . از جاجیمهایی با طول بیشتر (سه متر) و عرض کمتر (دو متر) برای پوشاندن رختخوابها استفاده می شد. جاجیم طالقان از پشم گوسفند بافته می شد. زنها پشم را با دوک (در زبان محلی : چول ) می ریسیدند (پورکریم ص 93). رنگرزهای محلی این نخ پشمها را سبز قرمز آبی و کبود می کردند. نخهای رنگ شده تارهای بافت را تشکیل می داد و پود آن از پشم تک رنگ (معمولا سیاه ) یا خودرنگ بود. نقش جاجیم (به نامهای درزابوته موشه دندان و غیره ) را همین تارها به وجود می آورد. داشتن چند جاجیم در خانه نشانة ثروت و مکنت صاحب آن بود. امروزه جاجیم بافی در کلیة روستاهای طالقان از بین رفته و جاجیمهای باقی مانده حکم اشیای عتیقه و یادمانهای خانوادگی را پیدا کرده است .

مقایسة برخی آمارها (رزم آرا همانجا فرهنگ جغرافیائی آبادیها ج 26 جاهای متعدد) نشان می دهد که بافت جاجیم طی دهه های اخیر در ایران بشدت کاهش یافته است . مثلا در 1328ش در 376 روستای شهرستان قزوین (بخشهای بوئین آبیک ضیاءآباد آوج حومه ) 165روستای شهرستان ساوه 69 روستای شهرستان تهران و 42 روستای شهرستان دماوند جاجیم بافی رواج داشته است (رزم آرا همانجا) درحالی که در 1376 ش این تعداد به 36 روستا در شهرستانهای آبیک بوئین زهرا تاکستان و قزوین (بخشهای مرکزی رودبار شهرستان رودبار الموت طارم سفلا البرز کوهین ) تقلیل یافته است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ج 26 جاهای متعدد). همچنین در 1328 ش در نواحی ری افجه کرج و ورامین چهارده روستا جاجیم بافی داشته اند (رزم آرا همانجا) که این رقم در 1373 ش به صفر رسیده است ( رجوع کنید به فرهنگ جغرافیائی آبادیها همانجا).

کاربرد و بافت جاجیم به قفقاز و ترکمنستان نیز کشیده شده و در آنجا به آن جاجم می گویند (پرهام و آزادی ج 2 ص 39). در ترکیه ممتازترین جاجیمها را از لحاظ رنگ و بافت تیرة اویماق ترکمانان افشار می بافتند که اکنون در اوزون یایلا واقع در نواحی قیصریه سیواس و ارزنجان زندگی می کنند ( د. ترک همانجا). عرض هر تخته از جاجیم آنها 25 تا سی سانتیمتر و طول آن 25ر3 تا 5ر3 متر است .


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/26ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

جاجیم درایران (فارس)

جاجیم:

از بافته های عشایر قشقایی جاجیم است که برای پوشاندن رختخواب و اثاثیه درون چادر استفاده می شود از این رو به آن «پوشن» نیز می گویند. جاجیم های کوچک به عنوان روانداز نیز کاربرد دارد. جاجیم به رنگهای مختلف بافته می شود و رنگ های روشن در بافت آن بیشتر به کارمی رود. معمولاً تار و پود آن هم رنگ است. نقوش جاجیم که برای تزیین آن به کار می رود عبارتند از:

نقش شطرنجی، نقش آینه کگل، نقش کنگره، نقش موازی، نقش حوض، نقش مدخل، نقش لوزی و... .

جاجیم گل برجسته(گلیم گل برجسته):

گلیم گل برجسته یا گلیم سوزنی از بافته های خاص منطقه فارس و ایل قشقایی بویژه طایفه کشکولی است. این بافته شباهت به گلیم دارد با این تفاوت که قسمت هایی از آن به صورت پود پیچی بافته می شود و به شکل برجسته در روی کار نمایان است.

جاجیم های گل برجسته معمولاً زمینه ای روشن دارند و نقوش آنها دارای رنگهای متنوع و ترکیبی از نقوش گلیم و قالی است. بافت آن از تار و پود پشمی یکرنگ است. ابعادش معمولاً همان ابعاد گلیم و ابزار کار و حتی نحوه چله کشی این بافته دقیقاً همانند گلیم است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/26ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گلیم بافی درایران (فارس)

گلیم:

در استان فارس بخش عمده ای از تولید گلیم توسط زنان و دختران عشایر ساکن و کوچ رو قشقایی انجام می شود. برای بافت گلیم معمولاً از نقشه استفاده نمی کنند. نقشه ها ذهنی هستند و معمولاً از طرح هایی استفاده می شود که از نسل های گذشته به حال انتقال یافته و تغییرات جزیی در همان چهارچوب آداب و رسوم موجود در منطقه است. البته در سالهای اخیر با راه یافتن گلیم بافی به مناطق شهری و روستایی استفاده از نقشه تا حدودی درگلیم بافی رایج شده است.

برای رنگرزی نخ های پشمی مورد مصرف در پود گلیم از رنگهای گیاهی یا رنگهای شیمیایی استفاده می شود. مهمترین مراکز تولید گلیم در استان فارس منطقه فیروزآباد، ممسنی و داراب است. گلیم های قشقایی نه تنها در ایران که در سطح جهان نیر به واسطه اصالت نقش ها و رنگ های زیبا و کیفیت ممتاز بافت مشهور و مورد تقاضا است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/26ساعت 10:39 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

جاجیم بافی

جاجیم بافیجاجیم بافی یکی از صنایع دستی ایرانی و رایج در بعضی استانها از جمله کرمانشاه، کردستان، همدان و فارس است که از دیرباز بین خانواده‌های روستایی و عشایر رواج داشته‌است. جاجیم به عنوان زیر انداز استفاده می شود وهمچنین هنگام کوچ عشایر برای بسته بندی و جابجایی اسباب و لوازم و گاهی به عنوان بالاپوش گرم مورد استفاده قرار می‌گیرد. حتی در بین برخی از خانواده‌های روستای جاجیم را به عنوان چشم روشنی و جهیزیه نوعروسان هدیه می‌دهند و به عنوان یادگاری ارزنده سال‌ها در خانوارها باقی می‌ماند.

جاجیم نواری کرمانشاه
جاجیم نواری کرمانشاه
جاجیم سنجابی کرمانشاه
جاجیم سنجابی کرمانشاه

مواد اولیه جاجیم پشم است و بافت آن شبیه گلیم است با این تفاوت که جاجیم در چهار تخته بافته می‌شود و پس از بافتن به هم متصل و دوخته می‌شود. در منطقه اورامان و ثلاث باباجانی زنان جاجیم‌هایی را با نقوش متنوع و جنس مرغوب می‌بافند که در نوع خود کم نظیر می‌باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/26ساعت 10:28 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گلیم بافی درایران (مازندران)

از صنایع دستی موجود در استان مازندران می توان به قالی بافی، گلیم بافی، جاجیمچه بافی، بافت گلیمچه، چوقا، شمد و ملحفه، سوزن دوزی، رنگرزی و چاپ سنتی سفالگری و سرامیک سازی، فرآورده های پوست و چرم، هنرهای مرتبط با فلز، هنرهای مرتبط با چوب، حصیر بافی، طراحی سنتی و نگارگری، صحافی و جلد سازی سنتی، صنایع دستی دریایی عروسک سازی اشاره کرد.
قالی بافی و گلیم بافی از رشته های اصلی و اساسی مازندران نیست ولی در استان بافته می شود. در شرایطی که فرش در بعضی مناطق حرف اول برای ابراز وجود دارد تنها شهرت خود را در مازندران به سایر رشته ها واگذار کرده است و نقشه هایی که درمازندران بافته می شود
مربوط به سایر مناطق است
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/25ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گلیم بافی درایران (یزد)

گلیم بافی " از قرنها پیش در استان یزد بخصوص شهرستان‌های ابركوه و خاتم رایج است و گفته می‌شود بیش از یك هزار سال در این خطه سابقه دارد.

برخی كارشناسان سابقه گلیم را پیش از قالی بافی دانسته و آن را برگرفته از گلیم بافی می‌دانند.

گلیم‌های هر منطقه دارای خصوصیات ویژه‌ای از نظر طرح و رنگ است و به طور كلی باید گفت كه گلیم هر منطقه را می‌توان باتوجه به طرح و رنگ بندی‌های آن از مناطق دیگر باز شناخت.

برای تهیه تار گلیم ، اغلب از نخ پنبه و پشم و در موارد استثنایی از ابریشم استفاده می‌شود.

در گلیم‌بافی به شیوه " پودگذاری " ، نخ پود با عبور از لایه‌های نخ تار، طرح نقشه مورد نظر را روی گلیم نمایان می‌سازند كه این شیوه بافت در اغلب مناطق كشور رایج است.

در گلیم بافی به شیوه " پود پیچی " علاوه بر نخ تار و پود ازنخ پود نازك نیز استفاده می‌شود و پود به حال پیچش از میان نخ‌های تار و پود نازك عبور می‌كند و بعد از كوبیدن آن با شانه بافندگی، عمل درگیری نخ‌های تار و پود قطعی می‌شود.

بسیاری از صاحبنظران، این شیوه بافت گلیم را حد واسطی میان گلیم بافی و قالی بافی دانسته‌اند.

در حال حاضر گلیم به عنوان زیرانداز ، پرده ، رختخواب، چادرشب ، خورجین و پشتی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

برای بافت گلیم به " دار " با انواع عمودی، افقی، تبریزی و گردان، مواد اولیه نخ چله ، پشم و نقشه نیاز است.

" دار ثابت " ابتدایی‌ترین و دار تبریزی متداول‌ترین دارهاست و در دار- گردان ، می‌توان طول تارها را به اندازه طول گلیم تنظیم كرد.

نخ چله‌ازپنبه با ضخامت‌های متفاوت تهیه می‌شود و در برخی روستاها به جای پنبه از پشم استفاده می‌كنند.

پشم برای بافت گلیم نیز مراحل شستن، ریسیدن و رنگرزی را طی می‌كند و سپس به عنوان " خامه " از آن استفاده می‌شود.

" چله كشی " مهمترین مرحله بافت گلیم است و نخ‌های چله باید به موازات یكدیگر و با فاصله مشخص روی دار پیچیده شود.

گلیم مرغوب باید در مقابل نور و شستشو رنگش ثابت باشد و درصورت نامرغوب بودن اگر رطوبت به آن برسد ، رنگ پس می‌دهد.

برای شناخت گلیم مرغوب باید آن را پیچیده و فشارداد تااستحكام آن سنجیده شود و گلیم‌های دارای پود كم به آسانی كشیده و از هم باز می‌شود.

هر چه گلیم سبك‌تر باشد از مرغوبیت بیشتری برخوردار است زیرا در بافت آن از تار و پود ظریفتری استفاده شده‌است.

در گلیم ممكن است یك طرح با چندین رنگ بافته می‌شود و یا برعكس، طرحی كه با یك رنگ بافته می‌شود در اندازه‌های مختلف باشد.

بافندگان روستایی معمولا در لبه‌های خارجی گلیم، حاشیه با موی بز به رنگ سیاه می‌بافند كه این كار به استقامت گلیم كمك می‌كند.

پارگی چله، ناصاف بودن پودها، ضخیم بودن نمره نخ، نمایان شدن نخ و ریش- شدن چله از اشكالات گلیم در هنگام بافت است.

معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان یزد گفت: گلیم‌های این استان ، دارای رنگ‌های سیاه ، لاكی ، زرشكی و نخودی است.

"محمد بهشتی نژاد" در گفت وگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی ، افزود: ثبات رنگ ، سبكی وزن ومرغوبیت از ویژگی‌های گلیم یزد است و اغلب گردشگران داخلی و خارجی آن را خریداری می‌كنند.

وی همچنین تصریح كرد: طرح ونقشه گلیم یزد ذهنی است وبافنده بدون مراجعه به نقشه آن را می‌بافد.

بهشتی نژاد اظهار داشت: ساده بافی، سوماك، چاك دار، بدون چاك، گلیمچه، زیلو ، زیلو پلاس ، جل و سجاده ، جوال ، خورجین ، سجاده، جولی، چاك دار، گلیمچه و سوماك از انواع گلیم یزد است.

وی ، تصریح كرد: گلیم برای تزئین دیوارهای خانه، كف پوش اطراف فرش‌های منزل ، آویز ورودی‌ها و پادری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان یزد اضافه كرد: مواد اولیه گلیم بافی یزد از پشم گوسفند تهیه و در برخی موارد از ضایعات فرش دستباف استفاده می‌شود.

بهشتی نژاد ، تعداد هنرجویان گلیم‌بافی در استان یزد كه آموزش‌های لازم را در این صنعت رایگان فرا گرفته‌اند یك هزار نفر ذكر كرد و گفت: در حال حاضر حدود ‪ ۵۰‬نفر در این صنعت مشغول به كار هستند.

وی ، عدم خریدوبازاریابی و گران بودن مواد اولیه را از چالش‌های فرا روی گلیم بافی استان یزد برشمرد و افزود: گلیم یزد در ابعاد مختلف از جمله یك در دو ، دو در دو و دو در سه متر بافته می‌شود.

معرق، ایكات، منسوجات، سفال، سرامیك، خاتم، قلم كاری، چاقوسازی ، گیوه- بافی، نمد، احرامی، دارایی، زرگری، جاجیم، ترمه، مسگری، طلاسازی، نقاشی روی چرم، سوزن دوزی، شعربافی و زیلو و قالی از جمله صنایع دستی استان یزد است. ك/‪۴‬

22شهریور
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/25ساعت 8:43 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گلیم بافی درایران (بوشهر)

 

 گلیم بافی در بوشهر

گلیم

گلیم بعد از گبه شاخصترین صنعت دستی و خانگی استان بوشهر است كه توسط زنان و دختران خانه دار در مناطق روستائی بیشتر در اوقات فراغت از كارهای كشاورزی و خانگی بافته شده گلیم بوشهر با نقوش متنوع و هندسی دارای رنگهای بسیار زیبا و شاد است و از نظر اصالت هنری قابل تامل می باشد. گلیم بافان هم برای بافت از دارهای افقی استفاده می كنند و برای ایجاد نقوش بر روی فرآورده های تولیدی خود در حین بافت از نقشه استفاده نمی كنند و تماماً بطور ذهنی به این كار می پردازند و تمامی بافندگان یك یا چند طرح خاص را در ذهن داشته و در بافت آن دارای مهارت هستند. مواد اولیه بافت گلیم هم توسط تجار و پیله وران تهیه میگردد كه نوع رنگرزی آن به شیوه سنتی و یا گیاهی بوده در بافت مورد استفاده قرار می گیرد. نام نقشه های بافته شده بر روی گلیم شامل (حوض، دانه بیگی، آئینه گل، خراسانی، آقاجاری، تهرانی و چنگ) می باشد. مراكز مهم تولید گلیم در استان بوشهر عبارتند از: روستاهای طسوج، سرمك، حناشور، اژدرخواب، ممریز، سنا، درویشی، شنبه، چاهگاه و بن بید از توابع شهرستان دشتی. روستاهای تشان، دره بان، اسلام آباد، ریز، قلعه باغ از توابع شهرستان كنگان. روستاهای تلخ آباد، آبگرم، خیرك و شكرك از توابع شهرستان دشتستان.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/25ساعت 8:37 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

اولین گلیم

آثار و نوشته های مورخان و جهانگردان پیداست كه بافتن جزو اولین هنرها و صنایع قبیله های پراكنده انسانها بوده است .

می توان گفت بافتن پارچه و گلیم تقریبا از یك زمان رواج یافته است. حتی می توان گفت كه انسان پیش از آنكه دست به ساختن خانه بزند، اقدام به بافتن كرده است . برای بافتن پارچه از الیاف ظریف تر و برای بافتن گلیم از الیاف ضخیم تر استفاده می كرده است.

در سال 1949 در سرزمین روسیه یك قطعه قالی به نام قالی (پازیریك) به حال انجماد ،پیدا شد كه مربوط به 350 تا 500 سال قبل از میلاد مسیح بوده است و به این ترتیب وجود قالی و گلیم در تمدنهای باستانی فلات ایران ثابت گردید. فرش یاد شده دارای 3600 گره متقارن در هر دسیمتر مربع می باشد.

 نقش آن قالی بیانگر این است كه برای رسیدن به چنین مهارتی در قالبی بافی لازم است كه بافنده از یك سنت حداقل هزار ساله برخوردار باشد. بدین ترتیب تاریخ پیدایش هنر گلیم بافی و قالی بافی در ایران حدودأ بین1500 تا 2000 سال قبل از میلاد تعیین شد. از آنجایی كه گلیم زودتر از قالی بافته شده تاریخ گلیم بافی به 3000 سال پیش از میلاد عنوان شده، كه تاریخ آغاز نساجی است و از وسایل بافتنی كه از بهشهر به دست آمده  و تاریخ آن متعلق به 600 سال قبل از میلاد است ، نشان می دهد كه از موی بز و گوسفند استفاده می شده است. اما در مورد پارچه مشخص نیست كه از همین الیاف استفاده می كردند یا نه. در تپه های سیلك كاشان نمونه بافت پارچه متعلق به 4700 سال پیش به دست آمده است.

در حال حاضر گلیم وسیله ای است كه به عنوان زیر انداز و پرده در چادرها و محلهای عمومی نظیر قهوه خانه ها و نیز در تهیه لوازم زندگی و كار، مانند رختخواب بند (چادر شب)، سجاده، خورجین، جوال دیوارهای چادر، جل اسب، پشتی، سفره و ... استفاده می شود كه در این مقوله توضیح داده شده است. لازم به ذكر است كه بافت گلیم و استفاده از آن تقریبا در تمام نقاط ایران رایج است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/25ساعت 8:31 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گلیم چیست؟

 گلیم چیست؟

گِلیم پوششی است که از ابریشم، موی بز، گوسفند و یا برخی از دیگر چهارپایان اهلی بافته شده و به شکل سنتی اش، معمولا برای پوشاندن زمین، دیوار و یا رواندازی برای حیوانات باربر استفاده می‌شود ولی امروزه بصورت یک پوشش مدرن برای خانه های شهری نیز خریداری می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/25ساعت 8:27 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گلیم بافی درایران (خوزستان )

همانطور که گفته شد بافته هایی است که از دار برای تولید آنها استفاده می شود، که دارها یا عمودی و یا افقی است. بعضی از این بافته ها گره دارهستند مانند قالی و گبه و برخی مانند گلیم و زیلو پود باف بوده و بعضی مانند ورنی و شیرکی پیچ پود پیچ هستند.

در استان خوزستان بافته های داری به شیوه گره زنی یا پود گذاری بافته می شود و شامل قالی، قالیچه و گلیم است و بافندگان اصلی آنها زنان ایلی و روستایی هستند که بر روی دار افقی که بر روی زمین قرار می گیرد کاربافتن را انجام می دهند. نقشه ها اکثراً ذهنی و طرح ها هندسی است و رنگ های قرمز، مشکی، سبز، نارنجی، سفید، سرمه ای در بیشتر بافته ها کاربرد دارد.

زنان و دختران عشایر عرب نیز به صورت محدود به کار بافت قالی اشتغال دارند و قالی هایی با نقش هندسی و با استفاده از رنگهای قرمز، نارنجی، صورتی ، مشکی، زرد کدر، سرمه ای و سفید می بافند.

گلیم :

در استان خوزستان بافته دیگری که بیشتر به صورت دارهای افقی و بعضا ًبه صورت عمودی بافته می شود گلیم است. که بافندگان آن عشایر بختیاری و عشایر عرب هستند، گلیم هایی نیز در هفتگل بافته می شود که نقوش آنها شباهت به بافته های عشایر قشقایی فارس دارد.

از مناطق اصلی گلیم بافی در خوزستان روستای عرب نشین غزی است که گلیم های آن غالباً دارای تار پنبه ای و پود پشمی است و به رنگهای قرمز، صورتی، سبز، نارنجی، آبی، سرمه ای و سفید است . نقوش گلیم های غزی هندسی و ذهنی است و بافتی ساده دارد.

گلیم پارچه ای :

زنان عشایر بختیاری و روستائیان مناطق بختیاری نشین خوزستان در نواحی هفتگل و مسجد سلیمان با استفاده از لباسهای مندرس خود گلیم های را ه راه ومحکمی می بافند که برای فرش کردن کف اتاق یا سیاه چادر از آنها استفاده می کنند: ابتدا پیراهن و دامن های پرچین از کار افتاده را بصورت نوارهای رشته رشته و باریک به پهنای یک انگشت پاره می کنند و این رشته ها را بوسیله پره می تابانند. سپس ریسمانهای بوجود آمده را بصورت گلیم می بافند. محصول بدست آمده در صورت انتخاب رنگهای مناسب در کنار یکدیگر زیبا، محکم و مقرون به صرفه است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/25ساعت 8:24 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گلیم بافی درایران (کرمانشاه)

دستگاه ها وابزارهاي گليم وقالي بافي:

دستگاه گليم بافي ساختار ساده اي داردوزير 2 داركول تشكيل شده وشياري‌درزيرداردزيرداردرآن‌قرارميگيردوباتخته‌درشيارها‌محكم‌مي‌شود.اين‌دوداركول‌دربالادو شاخهاي هستند كه سردارروي آن قرامي گيرد.

دررگليم بافي از3 نوع سك در3 اندازه متفاوت براي كوبيدن نقش هاي كوچك يك تا5 رديفي استفاده مي شود.

سك تمام چوبي

سكي كه دسته آن چوبي وسرآن فلزي است

دارهاي سنتي قالي بافي درآستان كرمانشاه چهارچوب ساده اي دارندكه به صورت ايستاده قرارمي گيرند وقسمت پايين ستون هاي داركول درزمين فرورفته است ودو شكاف درآن وجودارد كه زبانه هاي دوسوي چوب زيردار به فاصله 1 وجب به موازات زمين درآن ها جاي مي گيرد بالاي دستگاه دوسوراخ درسقف تعبيه شده است ودوتمه فلزي چوب بالاي دار رامي كشد ودربالاي بام ،آن رابه كمك چند تكه سنگ وآجر وچوب كه زير آن قراردارند تنظيم مي كند وثابت نگه ميدارد .

براي قيچي كردن ازقيچي تركي استفاده مي شود .

براي بريدن نخ ها ازچا قويي كه اغلب ساخت شهركرند است استفاده مي كنند.

گلیم بافی ونقوش آن:

درفرهنگ جوامع روستایی وعشایری وحتی جوامع سنتی شهری ماچهارپایه،صندلی ومبل‌جایی‌نداردوکف‌پوش وزیرانداز،به اشکال گوناگون کاربرددارد.درمنطقه کرمانشاه گلیم یکی ازعمده ترین این کف پوش ها است.

گلیم هرسین:

در تمام منطقه کرمانشاه ودرتمام قسمت هایی ازبازار ایران وخارج ازایران که باگلیم سروکاردارند،نام‌هرسین باگلیم همراه است.همیشه بهترین گلیم کرمانشاه درهرسین بافته شده وهنوزهم هرسین بهترین گلیم منطقه راتولید می کند.هرسین در54 کیلومتری‌شرق‌کرمانشاه‌واقع‌است‌وازشمال‌به‌صحنه،ازمشرق‌به‌نهاوندوکنگاور،ازجنوب‌به خرم‌آبادوازمغرب به‌کرمانشاه محدود است.دارای‌آب‌وهوایی‌معتدل است وکشاورزی ودامپروری دراین شهررونق دارد.گلیم بافی درهرسین وجودوسابقه ای بسیار طولانی دارد.دلیل این سابقه باشد.

سابقه تاریخی وکهن منطقه

زمین مساعدکشاورزی (برای کشت پنبه)

وجودامکانات طبیعی برای پرورش دام

مردمانی باذوق،هنر وفرهنگ

دربسیاری از روستاهای بخش شرقی کرمانشاه ،که گلیم به صورت کالایی وتولیدعمر، بافته می شود،کاربافندگان تحت تأثیر طرح دررنگ وبافت گلیم هرسین است، امادرقسمت های غربی نقشی که درگلیم هامی اندازند تقریباً یک شکل وبه صورت جناقی است ونیز درمنطقه گیلان غرب که گلیم یکی از عمده ترین صنایع دستی آن است ،مشخصه اصلی گلیم هاتشابه نقش آن ها بانقش موج وعمده بودن نقش مثلث درآن ها است .گلیم دراین منطقه به صورت کناره وسه متری معمول است.

گلیم هرسین به طور کلی دارای مشخصه های زیر است:

نقش ونمونه واحدی که همه بافنده ها ازآن اقتباس کنند وجوندارد.

نوع نقش هایی که درگلیم ها موجود است ارتباط مستقیم باوسعت ذهن ودید بافنده واشیاءمورد علاقه اودارد.

نقوش گلیم به دلیل بافت آن کلاً هندسی است.

نقش های ساده شده هستند وهمیشه خطوط اصلی شیئی راکه بافند،قصد نشان دادن آن راداردمشخص می کنند.

نقوش ساده آن هاباطبیعت روستایی هماهنگی داردجاذبه خاصی است.

نقش هاپروریزباف است.

حاشیه وزمینه پر نقش است وبافنده به هر کیفیتی شده جای خالی رابا نقش های مختلف پر می کند.

گلیم در نظر کلی متقارن به نظر می رسدولی جزئیات آن این تقارن رابه هم

می زند.

تقارن هم از نظر طولی وهم ازجهت عرضی به چشم می خورد

10-باوجود اینکه درنقش گلیم هااز رنگ های متضاد استفاده می شود ،مجموعه آن هماهنگی گیرائی خاصی داردخوشایند است وچشم رانمی آزارد.

11- درلبه های خارجی گلیم حاشیه باریکی به رنگ سیاه وازموی بز بافته میشودکه درطول سه تاچهار سانتی متر ودرعرض گلیم 2تا3 سانتی متر است.

12- معمولاً3تا4 ترنج به هم پیوسته دروسط گلیم دیده می شود.

13- خطوطی که نقش رابوجودمی آورنددرطول صاف ودرعرض دندانه دارهستند.

14- متن گلیم راخرده نقش های انتزاعی مشابه پر می کنند.

15- متن حاشیه دارای نقوش ساده به هم پیوسته است.

16- کناره های حوض ها،خطوط شانه مانندی است که(کراخه ) نام دارد.

17- بیشتر نقش هاازطبیعت وزیبایی های آن سرچشم می گیرد.

18- رنگ ها محدودندوهرکدام جلای خاصی دارند .

علاوه برهرسین دربیشتر قسمت های کرمانشاه درهرروستایی چند دارگلیم برپا است.زن های خانه درایام فراغت به بافتن گلیم مشغولند که تمامی این هاجنبه خودمصرفی دارد.نقوش سوزنی وراه راه وقارچ خربزه ازنقوش موجوددرگلیم این مناطق است.

اندازه اندازه های بزرگتروکناره 5/2 × 5/1 - 3 ×5/1 -3×1 گلیم های کوچک به منظور استفاده برای سجاده ،وپشتی ومصارف تزئيني 1×5/0 - 1×1-1×75 - 5/1×1 -2×1 علاوه برگلیم معمولی وپرنقش نگار گلیم پارچه ای نیز درمنطقه بافته می شودکه برای فرش کردن ایوان،راه رو،پایین اتاق،وهمچنین زیر وسایل واشیاءسنگین است. این گلیم رابارشته های پارچه ای می بافندونقش های آن ساده ومعمولاً راه راه است قارچ خربزه ای نام دارد.

نقوش گلیم:

نقوش ازطبیعت زیباووسایل واشیاءموجودوگاهی تلفیقی ازاینها الهام گرفته شده وبه‌ندرت‌جایی‌خالی‌ازنقوشي‌مانند:درخت‌وگنجشک،گردن‌کج ،سماور،گل،عروسک مرغابی،حاشیه دندانه دار،نقش راه راه، نقش سوزنی، گل بال دار،

پنجه گربه،قرقره،قیچی،شغال،طرمه، مثلث هابارنگ های متنوع وتشکیل نقوش مختلف بااین مثلث ها .

پنج وپنجه:

نقش خانه خانه-که ازمربع واشکال گوناگون ساخته شده ازمربع تشکیل میشود.وبسیاری خرده نقش های دیگر که درگلیم استفاده میشود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گلیم بافی درایران ( سیستان و بلوچستان )

گلیم بافی ":
گلیم بیشتر توسط زنان چادرنشین که دامدارند، بافته می‌شود که از پشم دامهای خود برای تولید مواد اولیه گلیم بهره می‌برند.
نقش های گلیم اکثرا سنتی است و بیشتر از نقش های موجود در سوزن دوزی استفاده می‌شود. رنگهای مورد استفاده اغلب دارای زمینه تیره است و رنگهای مشکی، زرشکی، قرمز و اندکی رنک سفید یا زرد نیز به کار می‌رود.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گلیم بافی درایران (همدان )

 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گلیم بافی درایران (اردبیل)

صنایع دستی اردبیل بیش تر توسط عشایر و ساكنان شهرها و روستاهای كوچك منطقه صورت می گیرد. قالی بافی، گلیم بافی و جاجیم بافی از کهن ترین صنایع دستی شهرستان اردبیل است که دارای شهرت فراوان و اهمیت ویژه ای هستند. گلیم بافی در این میان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده و فرش اردبیل در مجموعه فرش ها

صنایع دستی اردبیل بیش تر توسط عشایر و ساكنان شهرها و روستاهای كوچك منطقه صورت می گیرد. قالی بافی، گلیم بافی و جاجیم بافی از کهن ترین صنایع دستی شهرستان اردبیل است که دارای شهرت فراوان و اهمیت ویژه ای هستند. گلیم بافی در این میان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده و فرش اردبیل در مجموعه فرش های نفیس آذربایجان به شمار می آید. نقشه شكسته و اسلیمی، زمینه فرش های تولیدی فرش بافان اردبیلی را تشكیل می دهد. از مهم ترین طرح های این نقشه ها می توان به طرح قیچی، تک گل، ستاره، ریزماهی، وان، هریس، زیرخاكی، كله قوچ، زرین قلم، طرح قره باغ، لچک ترنج و مانند این ها اشاره كرد. بر اساس آمار موجود 80 درصد فرش تولیدی شهرستان اردبیل، به خارج از كشور و بیش تر به كشورهای آلمان، ایتالیا، فرانسه و ژاپن صادر می شود. از دیگر صنایع دستی شهرستان اردبیل می توان شال بافی، جوراب های پشمی، پشتی، قلاب دوزی، خورجین بافی، نقره كاری، قلمزنی، خاتم كاری، صنایع چوبی و فلزی و سفال گری را نام برد.

ی نفیس آذربایجان به شمار می آید. نقشه شكسته و اسلیمی، زمینه فرش های تولیدی فرش بافان اردبیلی را تشكیل می دهد. از مهم ترین طرح های این نقشه ها می توان به طرح قیچی، تک گل، ستاره، ریزماهی، وان، هریس، زیرخاكی، كله قوچ، زرین قلم، طرح قره باغ، لچک ترنج و مانند این ها اشاره كرد. بر اساس آمار موجود 80 درصد فرش تولیدی شهرستان اردبیل، به خارج از كشور و بیش تر به كشورهای آلمان، ایتالیا، فرانسه و ژاپن صادر می شود. از دیگر صنایع دستی شهرستان اردبیل می توان شال بافی، جوراب های پشمی، پشتی، قلاب دوزی، خورجین بافی، نقره كاری، قلمزنی، خاتم كاری، صنایع چوبی و فلزی و سفال گری را نام برد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت 4:44 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

تکنیک و روش بافت گلیم

تکنیک و روش بافت گلیم

 

گليم بافته ايست بدون پرز ، با نقوش شكسته و زاويه دار با طر حهاي هندسي و تجربي و با كيفيتي دورو كه قابل استفاده در رنگهاي مختلف مي باشد
در گليم از پود دست و ممتد استفاده نمي شود بلكه پود در هر رج به صورت منقطع و نيمه ممتد با رنگهاي مختلف بافته مي شود
عملا گليم نوعي ساده باف است شبكه بافت همان بافت ساده است (يكي در ميان)و نيز بافته اي را به وجود مي آورد كه دو رويه است ،يعني طرح در دورويه ء آن ظاهر مي شود . منتها اين نوع بافت ،نوع كاملي از كار بافندگي ساده است . تنها بافته اي كه در آن نوع بافت،نوع كاملي از كار بافندگي ساده است تنها بافته اي كه در آن نوع بافت تب به تب نبوده و امكان بافت پله اي و ناصاف در آن گليم مي باشد در نوع ساده باف پود هاي رنگارنگ كه مرحله به مرحله و در خطي افقي و يك دست با استفاده از عملكرد پيز و پشت بافته مي شوند و در بافت شومك(رندي)و قالي نيز به خاطر استفاده از گره به دور تار و پود گذاري ممتد در چند مرحله نوع بافت در خطي راست و(افقي)انجام مي شود.
ولي در گليم پود ممتد(يكدست)استفاده نمي شود بلكه پود منقطع (نيمه ممتد )خود ايجاد نقش مي كنند و اين امكان در بافت آن هست كه بنا به سليقه بافنده هر رج از بافت به صورت ناصاف يا پله پله بافته شود . ولي بافت با اين روش مشكل تر مي شودطوري كه بافنده بايد به جاي عمل هاف خود چله ها را چپ و راست نموده و كار هاف را انجام دهد. بهتر است بافندگان گليم سعي كنند در يك خط راست به بافت بپردازند تا چوب هاف كار بافندگي آنها را راحت تر نمايد در روستا هاي ترك نشين بروجن اغلب زنان در بافت گليم به شيوه ناصاف گليم بافي مي كنند

روش بافت:
بافندگان گليم به تناسب رنگ و طرح دلخواه پود را يك در ميان از لابلاي تارها عبور داده و در هر نقطه كه ختم طرح مورد نظر مي باشد بر خلاف حركت اول به عكس و باز هم يك در ميان پود را بر ميگردانند اين كار باعث دورويه شدن نقش در دوطرف گليم مي شود .
به عبارت ديگر بافت گليم عبارت از عبور نخ هاي رنگين "پود" از لابلاي نخهاي ساده "تار"است كه به اشكال مختلف امكان پذير مي باشد
ساده ترين شيوه بافت گليم عبور نخ هاي پود به صورت يكي در ميان از لا بلاي نخ هاي تار است و شكل ديگر آن عبور تار از روي چندين پود يا عبور پود از روي چندين تار مي باشد

 

صنایع دستی استان چهارمحال وبختیاری - روش بافت گلیم


 
 

 

.................................................................................

صفحه اصلی

Copyright © 2007 [Dezpart]. All rights reserved

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

ابزار گلیم بافی

ابزار گلیم بافی :
الف . دار گلیم

دار گلیم خود بر دو نوع است افقی و عمودی و از آن جایی که

 

در عشایر فقط از دار افقی استفاده می نمایند ، به شرح دار

 

افقی می پردازیم .

یکی از مهمترین وسایل کار گلیم بافی و بافندگان «دار» است

 

که در هر منطقه طبق سنتهای معمول می باشد .

این دار شامل چهار چوبی است که معمولاً در ایلات متداول

 

است و هر گاه تصمیم به بافت بگیرند چهار گوشه را با میخ به

 

 

زمین ثابت می نمایند وسایل این دار عبارتند از :
1-

 میخ ها : چهار عدد میخ به طول 50 الی 60 سانتی متر که انتهای آنها استوانه ای و نوک آنها تیز
2-

 میخ کوب : که از چوب تشکیل شده و برای کوبیدن میخها بکار می رود .
3-
سر دار و زیر دار :

چوبهایی هستند که بدنه اصلی دار را تشکیل میدهند که

 

چوبی که در بالای میخها قرار می گیرد سردار و چوبی که در

 

پایین میخها قرار می گیرد زیر دار نامیده می شود .
4-

 پیز : چوبی است که چله های پایینی و بالایی بر روی آن حلقه می شود .
5-

 پس پیز : چوبی که بعد از پیز در بین چله ها قرار می گیرد .
6-

 ملار : سه پایه ای که از چوب تشکیل شده و انتهای آن با

 

طناب بسته شده و با آن دوغ می زنند و برای مهار «پیز» بکار

 

می رود و تاشو به سهولت جا به جا می شود .

ب . نخ چله و چله کشی

نخهای چله معمولاً از جنس پنبه و به رنگ سفید و ضخامتهای

 

مختلف هستند و در بعضی از روستاها ، از پشم برای نخ چله

 

« تار» استفاده می کنند .

مهمترین مرحلة قبل از بافت چله کشی است که بعد از تهیه و

 

بر پاداشتن دار چله کشی صورت می گیرد .

نحوة چله کشی :
«

قبل از اینکه چله کشی شروع شود ، ابتدا دو رسته (چند لا از

 

تار) نخ را به فواصل دلخواه و به موازات زیردار و سردار (حدوداً

 

به فاصله 20 سانتیمتر) با میخ به بدنة دار کوبیده می شود .

در اصطلاح چله کشی این دو رشته را نخ زهوار می نامند .

 

یکی از این زهوارها بعداً برای شروع گلیم بافی و دیگری به

 

منظور قرار دادن چوب میانی (هاف) یا «پیز» مورد استفاده

 

قرار می گیرد پیز برای جدا کردن نخهای رو از نخهای زیر مورد

 

استفاده قرار می گیرد .

برای دقت و سرعت عمل در شمارش نخ تار یا چله ، ابتدا

 

چوبهای سردار و زیردار را علامت گذاری و به واحد ده سانتیمتر

 

تقسیم می نمایند سپس شروع به چله کشی می کنند ، به

 

این ترتیب که نخ اول از روی سردار می گذرد و از پشت و

 

سپس زیر دار به جلو و جای اول بر می گردد ، این کار معمولاً

 

بوسیله دو یا سه نفر انجام می پذیرد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت 4:22 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

بافت گلیم و مواد و ابزار بافت آن

بافت گلیم و مواد و ابزار بافت آن
گلیم بافی :
گلیم از وسایلی است که که به عنوان زیر انداز و پرده در چادرها و محلهای عمومی نظیر قهوه خانه ها ، هتل ها ، و … استفاده می شود و بافت آن تقریباً در تمام نقاط ایران رایج است .

تاریخچه گلیم بافی :

« از آثار و نوشته های مورخان جهان گردان پیداست که بافتن جزء اولین هنرها و صنایع قبیله های پراکنده انسانها بوده است . می توان گفت پارچه و گلیم تقریباً ، از یک زمان رواج یافته است . در سال 1949 در سرزمین روسیه یک قطعه قالی به نام پا زیرک به حال انجماد پیدا شد که مربوط به 350 تا 500 سال قبل از میلاد مسیح بوده است و به این ترتیب وجود قالی و گلیم در تمدنهای باستانی فلات ایران ثابت گردید . فرش یاد شده بیانگر آن است که برای رسیدن به چنین مهارتی در قالی بافی ، لازم است که بافنده از یک سنت حداقل هزار ساله برخوردار باشد . بدین ترتیب تاریخ پیدایش هنر گلیم بافی و قالی بافی در ایران حدوداً بین 1500 تا 2000 سال قبل از میلاد تعیین شد . از آنجایی که گلیم زودتر از قالی بافته شده تارخ گلیم بافی به 3000 هزار سال پیش از میلاد عنوان شده که تاریخ آغاز نساجی است و از وسایل بافتنی که از بهشهر به دست آمده تاریخ آن متعلق 600 سال قبل از میلاد است و نشان میدهد که از موی بز و گوسفند استفاده می شده است


+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت 4:20 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گلیم بافی درایران (ایلام )

گلیم بافی:



گلیم بافی یکی از اصیل ترین صنایع دستی ایران است که به مراتب بیش از قالی بافی قدمت دارد. از خصوصیات گلیم آن است که از حیث وزن بسیار سبکتر از قالی بوده و به آسانی قابل حمل و نقل است ضمن آن که دارای ظرافت و زیبایی خاصی است.

گلیم بافی در تمام ایران به عهده زنان بوده و زنان عشایری ایلام نیز آن را به گونه ای زیبا انجام می دهند، گلیم گل برجسته را می توان از گلیم های خاص یا گلیم های یک رو ولی غیر "سوماک" دانست، چرا که در بافت آنها از روش و تکنیک های مختلف گلیم ساده(پودگذاری)، بافت گلیم سوماک(پودپیچی) و شیوه بافت قالی(گره کامل) استفاده می شود و گلیم گل برجسته ایلام دارای معروفیت خاص است. این نوع گلیم با استفاده از نقشه بافته شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت 4:16 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گلیم بافی

 

گلیم بافی یا لب بافی

 

از قدیمی ترین صنایع دستی است که حدود ۳۰۰ سال پیش به وجود آمده است .و حدوداً در صد سال گذشته رونق بسیار زیادی در بین مردم داشته و یکی از شغل ها و کسب درآمد آنان به شمار می رفته است. دستگاه گلیم بافی چوبی است و تقریباً مانند دستگاه قالی بافی است. و وسایل آن از یک سردار و یک زبردار و دو حاف و یک شانه تشکیل شده است . نخ های گلیم بافی در قدیم از پشم و موی گوسفندان بوده که به تدریج از نخ های پنبه ای استفاده می شود ، نخ هایی که از پشم گوسفند و موی بز تهیه می شده به این ترتیب بوده است که پشم گوسفندان را می چیدند و آن را به وسیله دوک به صورت نخ در می آوردند و بعد برای گلیم بافی مورد استفاده قرار می دادند. موی بز را هم به همین ترتیب به صورت نخ در می آوردند ناگفته نماند که موی بز و نخی که از آن تهیه می کردند محکم تر از پشم و پنبه بوده است. نقش و نگار گلیم یا فرش گلیمی به صورت های مختلفی بوده که بافنده به حسن سلیقه خود این نقش ها را در کنار کار خود می بافته است . کم کم به مرور زمان کار پنبه کاری در روستا به وجود آمده که پنبه ها را هم به همان ترتیبی که گفته شد به صورت نخ در می آورند و از آن برای بافتن گلیم مورد استفاده قرار می دادند. در کنار کار گلیم بافی چیزهای دیگری نیز بافته می شد که به هر کدام از آنان اشاره می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/22ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

هنرها وصنایع دستی

 

صنایع دستی نوعی کار است که در آن لوازم تزئینی و کاربردی تنها با استفاده از دست یا ابزار ساده ساخته می‌شود. معمولاً این کلمه به روشهای سنتی ساختن کالاها اطلاق می‌گردد. استادکاری مخصوص هر یک از این موارد مهم‌ترین ملاک است. چنین چیزهایی اغلب از لحاظ فرهنگی و یا مذهبی فوق العاده هستند. لوازمی که بصورت تولید انبوه و یا با ماشین آلات مختلف ساخته می‌شوند جزء صنایع دستی نیستند.آنچه مقوله صنایع دستی را از هنر کاردستی متمایز می‌سازد , هدف از ساخته آنهاست. صنایع دستی لوازمی هستند که قرار است مورد استفاده قرار گرفته و کهنه , پوسیده و غیره شوند. مورد استفاده آنها بیش از یک تزئین ساده‌است. صنایع دستی اغلب کارهای فرهنگی و رسومی تری تلقی می‌شوند زیرا به عنوان بخشی از ملزومات زندگی روزمره مطرح هستند. درحالی که هنر و کاردستی بیشتر یک فعالیت سرگرمی گونه و یک ارائه بی نقص از یک تکنیک خلاقیت است. از جنبه‌های عملی انواع مختلف صنایع دستی به دلیل شباهت مورد استفاده همپوشانی زیادی دارند.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/20ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

صنایع دستی معروف ایرانی

 

صنایع دستی معروف ایرانی:گلیم، فرش، گبه، قلمزنی، شیشه گری، منبت کاری، مینا کاری، سفال، چوب است.

صنایع دستی

ابریشم‌دوزی | آجیده‌دوزی | بافتنی | بردری‌دوزی | بلورسازی | بیلیش‌دوزی | پارچه‌بافی | پتوبافی | پشتی‌دوزی | پلاس | پوستین‌دوزی | تذهیب | ترمه‌دوزی | تکه‌دوزی | توربافی | جاجیم‌بافی | جوال | جوراب پشمی | چاپ باتیک | چارق‌دوزی | چرم‌سازی | چشمه‌دوزی | چنته‌بافی | چهل‌تکه | چوغا | چیدمان | چیغ‌بافی | حاشیه‌دوزی | حصیربافی | حکاکی | خاتم‌کاری | خامه‌دوزی | خراطی | خورجین‌بافی | خیاطی | داغ کردن چوب | ده‌یک‌دوزی | دوتارسازی | رفوگری | رنگرزی | رودوزی | ریسندگی | زیلوبافی | زین‌سازی | زیورآلات | سبدبافی | سرامیک | سرپرده | سرمه‌دوزی | سفالکاری | سکمه‌دوزی | سوزن‌کاری | شماره‌دوزی | شیشه‌گری | صحافی | طلاسازی | عروسک‌سازی | فلزکاری | قارچین | قلاب‌بافی | قلمکارسازی | قیطان‌دوزی | کابینت‌سازی | کاشی‌سازی | کلاژ | کنده‌کاری | گبه‌بافی | گلابتون‌دوزی | گل‌دوزی | گلیم‌بافی | گلیمچه | لحاف‌دوزی | لوست | مرصع‌سازی | مرواربافی | مسگری | معرق‌کاری | ملیله‌دوزی | منبت‌کاری | منجوق‌دوزی | منگوله‌سازی | میناکاری | مینیاتور | نازک‌کاری | نجاری | نقره‌سازی | نقشه‌کشی قالی | نمدمالی | نمدمالی | نواربافی | ویترای | ورنی‌بافی

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/20ساعت 4:52 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  |