X
تبلیغات
3000دروار

3000دروار

دروار

سوخته کاری

قرآن به روش «سوخته‌كاري» كتابت مي‌شود
23 مرداد 1386 ساعت 9:54
يك زوج ايراني براي نخستين بار در جهان، قرآن را به روش سوخته‌كاري مكتوب مي‌كنند.
"مرتضي نداف"، درباره اين اثر نفيس به خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) گفت: تاكنون قرآن مجيد با هنرهاي مختلفي خلق شده، ولي هنوز كسي با هنر سوخته‌كاري اين كار انجام نداده است.

وي با تأكيد بر ويژگي‌هاي منحصر به‌فرد اين اثر افزود: قرآن مذكور به لحاظ فني و هنري داراي ويژگي‌هاي ممتازي از جمله جنس مرغوب،‌ مقاومت در برابر ضربه و رطوبت، خط و نسخ معتبر است كه به تأييد اساتيد هنر و دانشگاهي نيز رسيده است.

"نداف" كه با همكاري همسرش اين كار را انجام مي‌دهد، خاطرنشان كرد: قرآن مذكور داراي 650 صفحه است. براي كتابت هر يك از صفحات 12 ساعت زمان صرف خواهد شد.

وي همچنين اظهار داشت: با توجه به ويژگي‌هاي لحاظ شده، من و همسرم براي اتمام اين اثر نفيس هنري بايد 8 سال كامل كار كنيم.

"نداف" به ويژگي‌هاي مواد اوليه اين اثر اشاره كرد و گفت: مواد اوليه اين اثر از چوب جنگلي است كه آن را روي MDF پرس مي‌كنيم تا مقاوم، ضدآب و ضدضربه شود.

وي اين اثر را به لحاظ تنوع طرح و نقش، مجموعه‌اي از طرح‌ها و نقش‌هاي مختلف توصيف كرد و گفت: هر جزء اين قرآن طرح و نقش جداگانه‌اي
هر جزء اين قرآن طرح و نقش جداگانه‌اي دارد كه در مجموع با 30 طرح تذهيب مي‌شود
دارد كه در مجموع با 30 طرح تذهيب مي‌شود.

"نداف" نگه‌داري اين آثار را نيازمند فضاهاي موزه‌اي دانست و افزود: هر برگ از اين قرآن نياز به فضاي مخصوص دارد كه بايد در فواصلي منظم، براي نمايش در موزه قرار گيرد.

وي به تأييد اساتيد فن نسخه‌هاي خطي ايران بر اثر مذكور اشاره كرد و يادآور شد: تهيه اثري با اين حجم و استاندارد بالا،‌ نياز به فضا و هزينه زيادي دارد، چنان كه ما به تنهايي از عهده آن بر نمي‌آييم و اميدواريم براي اين حركت فرهنگي از سوي بخش خصوصي يا دولتي نيز حمايت شويم.

"نداف" از انجام اين كار به‌عنوان رسالت هنري خود ياد كرد و درباره روش سوخته‌كاري توضيح داد: خلق قرآن مجيد با هنر سوخته‌كاري بسيار دشوار است و کم‌ترین اختلاف زمانی در انجام سوخت، باعث تغییر رنگ چوب و در نتیجه اختلاف در کنتراست‌ها و یا باعث فرو رفتن نوک بسیار داغ هویه در چوب مي‌شود و اثر را از بین خواهد برد. همچنين نفس نیز در هنگام انجام سوخت حبس مي‌شود تا کنترل بیش‌تری بر روی چوب و هویه اعمال شود.

وي در خاتمه سخنانش اظهار داشت: سوخته‌كاري از هنرهاي سنتي و البته فراموش شده ايران‌زمين است كه طي يك دهه فعاليت احيا شده. سوخته‌كاري، هنر سوزاندن چوب است كه با استفاده از ابزار داغ
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/23ساعت 1:49 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

جنگل های شمال ایران

   

دارواش، با نام علمی .Viscum album L درختچه ای است نیمه انگل از تیره دارواش (Viscaceae ) که در جنگل های شمال ایران، بر روی تاج درختان مَمرَز و اُوجا و مَلَج و انجیلی و گاه، بید می روید. این درختچه همیشه سبز در جنگل های سردشت نیز انتشار دارد. 

یکی از پژوهشگران مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان مازندران در این باره به ایرنا گفت: گياه انگلي، گياهي است كه خودش قادر به توليد غذا نيست و از غذاي ديگر گياهان استفاده مي‌كند.

"يوسف گرجي بحري" افزود: گياه نيمه ‌انگلي، با گياه ميزبان، حالت داد و ستد دارد و اين را مي ‌توان در گونه هميشه سبز "دارواش" مشاهده كرد.

وي درباره نحوه مواجهه با اين گياهان يادآور شد: ما نبايد كاري به كار آنها داشته باشيم زيرا گونه‌اي مانند دارواش، براي درخت بي‌ضرر است و دامداران براي علوفه دام از آن استفاده مي‌كنند.

اين پژوهشگر اظهار داشت: تا به حال گزارش نشده است كه دارواش به صورت آفت ظاهر شود و در كل ضرر خاصي براي جنگل ندارد.

گرجي با اشاره به اين كه دارواش اغلب در ارتفاعات پايين جنگل ديده مي‌شود گفت: اين گونه نيمه‌انگلي روي درختاني همچون ممرز، بلوط، پَلَت، شيردار و توسكا قرار دارد. 

 كارشناسان مي‌گويند: گياهاني مانند موخور (چشم بلبلي) و دارواش، آب و بعضي مواد غذايي لازم را از ميزبان خود به دست مي‌آورند و رشد آن را كم مي‌كنند. دارواش در قاره اروپا به درختان سيب و صنوبر و به خصوص تبريزي حمله مي‌كند.

     

یکی از كارشناس ارشد جنگلداري درباره دارواش گفت: اين گياه گل‌دار به درختان ميوه و جنگلي حمله مي‌كند و گاه روي يك درخت ‪ ۱۵۰‬ـ ‪ ۲۰۰‬عدد از آن ديده مي‌شود.

"ميثم ميارعباسي" افزود: بر اثر رویش اين گياه، درختان ضعيف مي‌شوند و ميوه شان كاهش مي‌يابد و پس از مدتي شاخه‌ها خشك مي‌شود.

وي گفت: اغلب، در محل رويش دارواش روي درخت، برآمدگي بزرگي به وجود مي‌آيد. همچنين اين گياه در هنگام جوانه زدن، سم توليد مي‌كند.

اين كارشناس ارشد جنگلداري ادامه داد: اين گياه هميشه سبز، برگهاي چرمي دارد و گل هاي نر و ماده آن از هم جدا هستند.

ميارعباسي افزود: دارواش ريشه ندارد و با وجود داشتن كلروفيل و توانايي غذاسازي، با اندام مكنده خود، از گياه ميزبان هم استفاده مي‌كند و آب زيادي احتياج دارد.

وي اضافه كرد: براي مبارزه با خسارات اين گياه، بايد از روش مكانيكي استفاده كرد يعني شاخه‌هاي آسيب ديده به ويژه در درختان ميوه، قطع شود.

به گفته ميارعباسي، دارواش در جنگل هاي شمال ايران، بيشتر روي درختان انجيلي، ممرز، ملج و اوجا مي‌رويد و بذر آن از طريق باد يا پرندگان منتقل مي‌شود.

اين كارشناس ارشد جنگلداري گفت: دارواش اندام ‌مكنده خود را به آوند آبكش درخت ميزبان متصل و از شيره پرورده آن استفاده مي‌كند.

به گفته او جنگل‌نشينان، برگ اين گياه را در فصل زمستان به مصرف خوراك دام مي‌رسانند ولي افزايش تعداد آن روي درخت، براي ميزبان مضر است. 

       

 برخي تحقيقات نشان مي‌دهد كه حمله دارواش از ميزان رشد ساليانه جنگل در هر هكتار ‪ ۱۹‬درصد مي‌كاهد و اگر تعداد دارواش‌ها خيلي زياد باشد، ممكن است موجب مرگ درخت شود.

به موجب بررسي هاي دكتر "محمد حسين جزيره‌اي " چهره ماندگار كشور، دارواش روي شاخه، به هر قطري و درخت به هر سني مستقر مي‌شود و حتي به درختچه وليك نيز حمله مي‌كند.

جزيره‌اي درباره مبارزه با گياهان انگلي معتقد است: عملي‌ترين راه مبارزه با گياهان انگل که به سهولت و سرعت از درختي به درخت ديگر منتشر مي‌شوند، بريدن درخت است.

بنابر اظهار اين استاد برجسته جنگل، در ايران هنوز به اثر نامطلوب گياهان انگل و نيمه‌انگل، چندان پي برده نشده و از اين رو براي برانداختن آنها هيچ اقدامي صورت نگرفته است.

در جنگل هاي ‪ ۱/۸‬ميليون هكتاري شمال در حدود ۱۶۰۰ ‬گونه گياهي شناسايي شده كه فقط تعداد اندكي از آنها انگل يا نيمه‌انگل محسوب مي‌شود.


نَمدار ، درخت معطر جنگل های شمال

برخلاف تصور بسياري از مردم كه گل‌هاي زيبا و معطر را مختص بوته‌ها و درختچه‌ها مي‌دانند، در جنگل‌هاي شمال ایران، درختي بزرگ به نام نَمدار وجود دارد كه عطر گل‌هاي زرد رنگ آن، زنبور عسل را به خود جلب مي‌كند.

نمدار، با نام علمی Tilia platyphyllos Scop. subsp. caucasia (Rupr.) Loriaدرختی از تیره نمدار (Tiliaceae) است که باوجود گسترش زياد، در جنگل‌هاي شمال، هنوز ارزش‌هاي زيبا شناختي آن بي‌استفاده مانده است . اين در حالي است كه در كشورهاي اروپايي، نمدار حتي در پارک ها و حاشيه خيابان ها كاشته مي‌شود. نمدار از نظر حجم، هفتمين گونه جنگل‌هاي شمال است.

رئيس گروه توليد نهال دفتر جنگل كاري و پارك هاي جنگلی سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری كشور گفت: نمدار در سرتاسر جنگل‌هاي شمال از جلگه تا ارتفاعات و ازشرق تاغرب مي‌رويد.

"علي محمد پورعسکري" در گفتگو با ايرنا افزود: اين درخت، نيمه سايه ‌پسند است و در دامنه‌هاي غربي و شمالي جنگل‌هاي شمال، بيشتر ديده مي‌شود.

وي ادامه داد: بذر نمدار مانند گونه وَن، دوره خواب دارد و يك سال در خواب مي‌ماند و در سال بعد سبز مي‌شود كه با روش‌هايي مي‌توان از مشكل‌زا شدن اين ويژگي جلوگيري كرد.

اين كارشناس توضيح داد: يك روش اين است كه بذر را به جاي اواخر شهريور، در اواخر مرداد كه نارس است بچينيم و در همان زمان بكاريم.

پورعسکري افزود: راه ديگر آن است كه در سال هايي كه بذر دهي فراوان است، بذرهاي مازاد را در ميان لايه‌هاي ماسه و درون جعبه‌هايي نگهداري كنيم كه در اين حالت، تا يك سال مي‌توان بذر را نگه داشت.

رئيس گروه توليد نهال دفتر جنگل كاري و پارك هاي جنگلی سازمان جنگل‌ها و مراتع تأكيد كرد: در مجموع توليد نهال نمدار به دليل داشتن دوره خواب و نيز پوكي خيلي از بذرها، كم است.

وي ادامه داد: تعداد بذر نمدار در هر كيلوگرم ‪ ۱۰‬هزار عدد است و براي تكثير، در خزانه كاشته و سپس به صورت «ريشه لخت» به عرصه منتقل مي‌شود.

پورعسكري افزود: نهال نمدار را در اكثر مناطق مي‌توان كاشت ولي توليد نهال بايد از بذرهاي به دست آمده از همان منطقه باشد تا ناسازگاري به وجود نيايد.

اين كارشناس جنگل، كاشت نهال نمدار را به صورت آميخته، كُپه‌اي و رديفي ذكر كرد و گفت: اين گونه تا ارتفاع ۲۰۰۰ متري از سطح دريا كاشته مي‌شود و تا حدي رطوبت پسند است.

به گفته او، در كشور تركيه نمدار در حاشيه بسياري از خيابان‌ها كاشته مي شود و مانند برخي ديگر از گونه‌هاي جنگلي، همچون ون، بلوط، انجيلي و داغداغان براي فضاي سبز، مناسب است.

پورعسکري، اين ايراد را كه ارتفاع زياد درخت نمدار باعث برخورد شاخه‌هاي آن به سيم‌هاي برق و خانه‌هاي مردم در طبقات بالامي‌شود، ناوارد دانست و گفت: اين درخت، به اندازه چنار است و چنين اشكالاتي در مورد چنار هم وجود دارد ولي كاشته مي‌شود.

رئيس گروه توليد نهال دفتر جنگل كاري و پارك هاي جنگلی سازمان جنگل‌ها و مراتع ادامه داد: برگ نمدار، مطلوب دام است و براي همين بسياري از پايه‌هاي آن در مناطق جلگه‌اي نابود شده‌است.

اين كارشناس جنگل تصريح كرد: ميانگين رشد قطري نمدار نيم سانتي‌متر و رشد ارتفاعي آن ‪ ۶۰‬سانتي متر در سال است و به دليل داشتن چوب مرغوب و زيبا و خوش كار، زياد قاچاق مي‌شود.

پورعسکري با بيان اينكه تلفات نهال‌هاي نمدار در جنگل كاري‌ها، در حد متعارف يعني ‪ ۱۰‬درصد است افزود: فاصله كاشت نهال‌هاي اين گونه ‪ ۲‬در‪ ۲‬متر است و اغلب در پايين بند و ميان بند كاشته مي‌شود.

          

به گفته كارشناسان جنگل، ارزشمندي‌هاي نمدار در چوب مرغوب و گل‌هاي معطرش خلاصه نمي‌شود. بلكه خواص دارويي هم دارد و از اين نظر جزء گياهان دارويي جنگل‌هاي شمال محسوب مي‌گردد.

كارشناس محصولات فرعي جنگل و مرتع در اين ‌باره گفت: گل آذين نمدار داراي اسانسي است كه براثر تقطير با آب، از آن به دست مي‌آيد.

"عيسي بوداغي" يادآور شد: علاوه بر داشتن تانَن و موسيلاژ و قند، ضد تشنج و آرام‌كننده است.

وي ادامه ‌داد: اسانس آن با داشتن اثركاهش ‌دهنده گلبول‌ها و كم‌كننده حالت چسبندگي و قابليت انعقاد خون، باعث رقيق شدن خون و كاهش آن در عضو بر افروخته مي‌شود.

اين كارشناس اظهارداشت: دم كرده گل نمدار به صورت غرغره براي رفع ‌التهاب مخاط دهان مفيد است و چوب قسمت سطحي آن، مجاري عروق خوني قلب را باز مي كند و براي درمان آنژين صدري كاربرد دارد.

بوداغي تأكيد كرد: استحمام در وان محتوي دم كرده گل نمدار و آب گرم، ضد تشنج و محرك و آرامش بخش است.

یکی از كارشناسان جنگل كاري سازمان جنگل‌ها و مراتع كشور درباره نمدار گفت: اين گونه علاوه بر جنگل‌هاي شمال، در جنگل‌هاي اَرَسباران، واقع در آذربايجان‌شرقي هم ديده مي‌شود.

"وحيد شقاقي افضلی" افزود : نمدار، اغلب در حاشيه دره‌هاي خشك و مرطوب و زهكشي شده مي‌رويد و گاه، در اطراف دره‌ها به صورت نوار خالص ديده مي‌شود.

وي ادامه داد: پوست تنه آن در درختان جوان، صاف و خاكستري ودرختان مسن، تيره رنگ و داراي سوراخ‌هاي مشخصي است.

اين كارشناس ارشد اظهار داشت: گل نمدار، زرد رنگ است و دمگل بسيار بلندي با يك برگه دارد و عسل خوبي از گل‌هاي معطر آن به دست مي‌آيد.

شقاقي گفت: اين گل خاصيت دارويي دارد كه به صورت دم كرده مصرف مي‌شود و در اروپا، با نام "چاي زيزفون " طرفداران زيادي دارد.

كارشناس ارشد جنگل كاري سازمان جنگل‌ها و مراتع تصريح كرد: به دليل معطر بودن گل‌ها، نمدار در حاشيه پاركها و خيابان‌هاي كشورهاي اروپايي كاشته مي‌شود.

به گفته او، چوب آن از نظر صنعتي و تجاري، خيلي با كيفيت است و در مصارف روستايي، براي ساخت طَبَق، چمدان، صندوق، ستون خانه و كندوي زنبور عسل استفاده مي‌شود.

شقاقي افزود: نمدار به اسيديته خاك، چندان حساس نيست و توليد نهال آن از ابتداي شروع جنگل كاري در جنگل‌هاي شمال در ‪ ۴۰‬سال قبل، مورد توجه بوده است.

وي خاطرنشان كرد: اكنون نيز اين گونه در جنگل كاري‌هاي استفاده مي‌شود ولي چون قوه ناميه بذر آن كم است، تكثير آن مشكلاتي دارد.


بارانَک ، خاويار جنگل های شمال

    

بارانك با نام علمی Sorbus torminalis درختي است از تيره گل سرخ (Rosaceae) كه در ايران، از جنگل‌هاي اَرَسباران در آذربايجان شرقي تا جنگل‌هاي گرگان پراكنده ‌است. ارتفاع آن به ‪ ۳۵‬متر و قطرش به نيم مترمي‌رسد و از گونه‌هاي كمياب جنگل‌هاي شمال محسوب مي‌شود.

كارشناسان در گفتگو با ايرنا اظهار داشتند: بارانك گونه‌اي ارزشمند و تأثير گذار در تركيب و تنوع عناصر رويشي جنگل‌هاي خزري است كه مي‌تواند جايگاه ويژه‌اي از نظر توليد چوب با ارزش و كيفي به خود اختصاص دهد.

اين گونه از جنبه زيبايي شناختي جلوه درخور تحسيني را درفصول مختلف سال به جنگل مي‌دهد و درختي مناسب براي احياء و توسعه عرصه‌هاي جنگلي تخريب يافته است.

چوب بارانك در اروپا قيمت بالايي دارد و هر متر مكعب گرده بينه آن در فرانسه، تا ‪ ۵۰‬هزار فرانك فروخته مي‌شود و به همين دليل به آن "خاويار جنگل" لقب داده‌اند ولي در ايران تا حدي ناشناخته است.

كارشناس ناظر اداره‌كل منابع طبيعي غرب مازندرن درباره اين درخت به ايرنا گفت: بارانک از ميان بند تا بالابند ديده مي‌شود و شباهت زيادي به درخت اَلَندَري دارد و تشخيص آنها مشكل است.

"عباس تقي‌پور" افزود: بارانك در خاك هاي نيمه غني مي‌رويد و مقطع عرضي تنه‌اش اغلب سينوسي شكل است و تا ارتفاع ۲۷۰۰ ‬متر از سطح دریا ديده مي شود.

وي تصريح كرد: اين درخت، ميوه‌اي خوراكي و شيرين به شكل گلابي كوچك دارد كه مطلوب حشرات است و چوب آن نيز مرغوب و خوش نقش است.

اين كارشناس ارشد جنگلداري تأكيد كرد: روستاييان چندان به قطع اين درخت رغبت نشان نمي‌دهند و فقط از ميوه‌اش استفاده مي‌كنند.

تقي پور ادامه داد: بارانك، بذر سنگيني دارد ولي با اين حال، كمتر تيپ خالص آن ديده مي‌شود كه شايد دليلش آن باشد كه پرندگان، سمور و سنجاب بذر آن را مي‌خورند.

كارشناس ناظر اداره‌كل منابع طبيعي غرب مازندران افزود: اين گونه به صورت پراكنده واغلب با پلت، شيردار، راش و ممرز، تيپ آميخته تشكيل مي‌دهد.

وي تصريح كرد: نمي‌دانم چرا در جنگل كاري هاي از بارانك استفاده نمي‌شود شايد به دليل توليد چوب كم و تنه ناصاف آن باشد.

يكي از كارشناسان سازمان جنگلها و مراتع گفت: بارانك يكي از گونه‌هاي با ارزش جنگل‌هاي شمال است كه در سال‌هاي اخير آسيب زيادي ديده است.

"وحيد شقاقي افضلی" افزود: استفاده روستاييان از ميوه اين درخت، از زادآوري آن جلوگيري مي‌كند و تكثير آن مختل مي‌شود.

وي تصريح كرد: بارانك از نظر ارتفاعي، مخصوص ميان بند و كوهستان است ولي در ارتفاع ‪ ۴۰۰‬ـ ‪ ۵۰۰‬متري، از جمله در "دنياچال " تالش هم ديده مي‌شود.

اين كارشناس ارشد ادامه داد: اين گونه در كُجور و دره كندوان تا ارتفاع ۲۵۰۰ ‬متري هم روييده است و بيشتر در دامنه‌هاي شمالي مي‌رويد ولي در جنگل‌هاي نيمه مرطوب جنوبي يا مرتفع هم ديده مي‌شود.

شقاقي اظهارداشت: بارانك به صورت پراكنده و در راشستان ها و بالابند قرار دارد و برگ و چوب زيبايي دارد و در پاييز برگ‌هاي رنگارنگي پيدا مي‌كند.

كارشناس ارشد سازمان جنگل‌ها و مراتع افزود: اين درخت، گونه‌اي نورپسند است و گل‌آذين خوشه‌اي دارد و بيشتر با بذر تكثير مي‌شود و از ميوه‌اش، دوشاب تهيه مي‌كنند.

وي گفت: بارانك درختي تك زي و انفرادي است و در داخل جوامع گياهي ديگر ديده مي‌شود و چوبش به دليل داشتن درون چوب قرمز، در خراطي استفاده مي‌شود.

شقاقي اظهارداشت: روستاييان شمال ازچوب آن، در و پنجره و وسايل خانه مي‌سازند ولي به طوركلي، چوب آن كمتراستفاده مي‌شود.

اين كارشناس ارشد تأكيد كرد: در نشانه‌گذاري، طبق دستور سازمان جنگل‌ها ومراتع براي حفظ گونه‌هاي درحال كاهش، آن را حفظ مي‌كنيم و تاحد امكان قطع نمي‌شود.

وي تصريح كرد: از نظر علمي، بارانك و اَلَندَري دو گونه جدا هستند ولي جنگل نشينان، آنها را يكي مي‌دانند، درحالي كه رويشگاه اين دو گونه نيز كمي با هم فرق دارد و الندري بيشتر در مناطق مرطوب از جمله در راشستان ها ديده مي‌شود.

شقاقي با اشاره به استفاده از اين گونه در جنگل كاري ها گفت: بارانك آفت خاصي كه همه گير باشد ندارد و تخريب آن نيز درهمه جاي شمال يكسان بوده است.

پژوهشگران جنگل مي‌گويند: درباره بارانك درايران، تاكنون تحقيقات چنداني انجام نشده است در حالي كه به دليل اهميت فراوان آن در اروپا، كشورهاي‌اين قاره، پژوهش‌هاي مختلفي در اين‌باره انجام داده‌اند.

مديركل دفتر جنگل كاري و پارك‌هاي جنگلی سازمان جنگلها و مراتع كشور درباره اين گونه جنگلي گفت: در هرجايي از جنگل‌هاي شمال كه اوضاع محيطي براي كاشت بارانك مناسب باشد، جنگل كاري باآن صورت مي‌گيرد.

" محمد علي هدايتي" افزود: البته بايد توجه داشت كه بارانك گونه‌اي انفرادي‌است و جنگل كاري متمركز و وسيع با آن صورت نمي‌گيرد و به طور متوسط، ‪ ۲‬درصد از جنگل كاري ها با اين گونه است.

وي گفت: در ميان چهار اداره‌كل منابع طيعي شمال کشور، توليد و كاشت نهال بارانك، بيش از همه در حوزه اداره‌كل منابع طبيعي ساري(شرق مازندران)انجام مي‌شود.

اين مسؤول سازمان جنگلها و مراتع اضافه كرد: در نهالستان هاي فَريم، لاجيم و نكاچوب، نهال بارانك به مقدار كافي توليد مي‌شود و در رويشگاه طبيعي بارانك، وارد جنگل مي‌گردد.

هدايتي افزود: با توجه به اينكه بارانك به طوركلي گونه‌اي است كه در جلگه كمتر ديده مي‌شود، در نهالستان هاي جلگه‌اي نظير "شهر پُشت " نوشهر توليد نمي شود.

مديركل دفتر جنگل كاري و پارك‌هاي جنگلی سازمان جنگل‌ها و مراتع كشور گفت: بارانك و الندري فرق مختصري باهم دارند و ما براي جنگل كاري، بيشتر از بارانك استفاده مي‌كنيم.

وي تأكيد كرد: انتخاب گونه مناسب براي كاشت در جنگل، با نظر كارشناسان جنگل‌ها و مراتع انجام مي‌شود و حتي مجريان خصوصي طرح‌هاي جنگلداري، بايد مطابق طرح‌هاي مصوب عمل كنند.

كارشناسان مي‌گويند: با توجه به‌ارزشمندي هاي بارانك، لازم‌است تحقيقات كافي براي شناخت اين گونه به ويژه نحوه تكثير و پرورش آن انجام شود و مناسب ترين روش، در توليد نهال و جنگل كاري استفاده گردد.


تُوسکا ، درخت ارزشمند و ناشناخته جنگل های شمال

        

                توسکای ييلاقی                                           توسکای قشلاقی

 

جنس توسکا با نام علمی  Alnus  Miller درختی است از تیره تُوس (Betulaceae) که بر طبق آمار در حدود ‪ ۹‬درصد حجم چوب جنگل‌هاي شمال را تشكيل می دهد. اين درخت تند رشد و رطوبت پسند در جنگل‌هاي شمال، در دو گونه ييلاقي (  A. subcordata) و قشلاقي ( A. glutinosa)  ديده مي‌شود و از پركاربردترين درختان براي خشكاندن زمين‌هاي باتلاقي است.

توسكا در مقايسه با ديگر درختان جنگل‌هاي خزري، دیرزیستی كوتاهي دارد و بيش از ‪ ۱۰۰‬سال عمر نمي‌كند و منتهاي رشد آن در ‪ ۵۰‬سالگي است.

يكي از كارشناسان سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور در اين ‌باره به ايرنا گفت: توسكا براي حفظ اكوسيستم مناطق ماندابي و زهكشي خاك، گونه‌اي ارزشمند و مهم است.

"غلامرضا هادي‌زاده" افزود: اين درختِ نورپسند، طالب خاك مرطوب و تاحدي غني است ولي رطوبت خاك برايش مهم‌تر است و حتي در زمين‌هاي ماسه‌اي كنار دريا نيز مي‌رويد.

وي ادامه داد: قدرت جذب آب در توسكا زياد است و مانند گونه اوكاليپتوس، يكي از مصارف آن، كم كردن آب در زمين‌هاي بسيار مرطوب و پرآب است.

به گفته اين كارشناس، توسكا اغلب در كنار رودخانه‌ها وجاده‌هاي جنگلي ديده مي‌شود و در داخل جنگل، كمتر مشاهده مي‌گردد.

هادي‌زاده اظهار داشت: برگ اين درخت، مطلوب دام نيست و به دليل داشتن ماده‌اي روغني، خاك اطراف درخت را براي رويش نهال، نامساعد مي‌كند.

اين كارشناس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري افزود: توسكا آفت و بيماري فراگير و مهمي ندارد و فقط لارو نوعي حشره برگ خوار، مناطق محدودي را آلوده مي‌كند و در نتيجه برگ اين درخت به شكل توري درمي‌آيد.

وي در باره مصارف محلي اين گونه تصريح كرد: جنگل نشينان از چوب آن براي ساختمان‌سازي و نظاير آن استفاده نمي‌كنند زيرا ترد و شكننده است ولي به دليل نقش و نگارهاي زيبا، براي روكش‌سازي مناسب است.

هادي زاده گفت: اين درختِ دو پايه، اغلب با گونه "پلت" كه سرشت بوم شناختي مشابهي با آن دارد، در دره‌ها و مناطق مرطوب، به صورت گونه همراه ديگر درختان ديده مي‌شود.

وي بيان داشت: توسكا اولين درخت جنگل‌هاي شمال است كه در فصل رويش، برگ درمي‌آورد و آخرين گونه‌اي است كه خزان مي‌كند.

يكي از كارشناسان ارشد صنايع چوب سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور درباره ويژگي‌هاي چوب توسكا گفت: چوب اين درخت به رنگ كرم مايل به قرمز و گاهي داراي لكه‌هاي مغزي قهوه‌اي است.

" يدالله حسين‌پور" افزود: چوب توسكا، نرم يا نيمه سخت، سبك و كار با آن آسان است و به خوبي پرداخت مي‌شود و رنگ مي‌پذيرد.

وي ادامه داد: قابليت برش، نگهداري ميخ و پيچ، چسب پذيري و رنگ كاري در اين چوب بالاست.

حسين‌پور اظهارداشت: با اين كه چوب توسكا در كل، كم‌دوام است، مقاومت زيادي در آب دارد و از اين رو در ساخت قايق و بناهاي آبي كاربرد دارد.

اين كارشناس ارشد سازمان جنگل‌ها و مراتع گفت: در ايران از چوب اين درخت براي جعبه‌سازي و در نجاري اغلب براي توكاري و همچنين در صنايع روكش و تخت لايه سازی استفاده مي‌شود.

وي درباره ديگر ويژگي‌هاي چوب توسكا گفت: اين چوب در مقطع عرضي، بافتي همگن و " راست تار" دارد و جزو چوب‌هاي پراكنده آوند و بدون "درون چوب" مشخص است.

حسين‌پور افزود: دواير ساليانه اين درخت، پهن و مشخص و تاحدودي موج‌دار است ولي در برش طولي، چندان مشخص نيستند.

به گفته او، از چوب درخت توسكا در صنايع نئوپان و فيبر و كاغذسازي نيز استفاده مي‌شود.

"ميثم ميارعباسي" كارشناس ارشد جنگلداري دراين ‌باره به ايرنا گفت: جنس توسكا داراي ‪ ۳۵‬گونه است كه فقط دو گونه آن به نام‌هاي توسكاي ييلاقي و توسكاي قشلاقي در ايران انتشار دارد.

وي افزود: توسكاي قشلاقي مختص جنگل‌هاي شمال است و بيشتر در قسمت جلگه‌اي و كم ارتفاع، از جمله حاشيه رودخانه‌ها و مزارع و مناطق نيمه باتلاقي و ساحلي مي‌رويد.

ميارعباسي گفت: در بيشتر پلاژها ازتوسكا براي سايبان استفاده مي‌شود و در جنگل‌هاي شمال، رودخانه‌اي را نمي‌توان يافت كه دركنارآن درخت توسكا نباشد.

اين كارشناس ارشد جنگلداري اظهارداشت: توسكا گونه‌اي است وابسته به آب و خاك كه با محيط هاي مختلف سازگار مي‌شود و در حدود ۸۳۰۰ ‬سال پيش از اروپا و قفقاز وارد جنگل‌هاي شمال ايران شد.

وي گفت: اين گونه در بيشتر جوامع گياهي به صورت درخت همراه ديده مي‌شود و باگونه‌هايي نظير شمشاد، راش، مَلج، خُرمَندي، سفيد پَلت و حتي وَن تشكيل جامعه مي‌دهد.

ميارعباسي تأكيد كرد: هم زيستي با اكتينوميست‌هاي تثبيت‌كننده نيتروژن، اين درخت را به يك گونه حاصلخيز كننده خاك تبديل كرده است و مي‌توان در جنگل‌كاري‌هاي آميخته از فوايد اين هم زيستي براي افزايش‌ ابعاد درختان همراه آن سود جست.

وي ادامه داد: اين گونه با دامنه بردباري بوم شناختي گسترده، درمناطقي كه خاك معدني مناسب و رطوبت كافي وجود داشته و يا خاك، به هم خورده باشد، به سرعت مستقر مي‌شود و گونه پيشاهنگ در توالي اكوسيستم جنگل محسوب مي‌گردد.

اين كارشناس ارشد جنگلداري افزود: باتوجه به سرشت اين گونه، مي‌توان آن را در اطراف رودخانه‌ها كاشت كه باعث تثبيت خاك كنار رودخانه‌ها و در نهايت رفع كمبودهاي موجود در تأمين چوب مي‌شود.

به گفته ميارعباسي از توسكا مي‌توان براي زهكشي مناطق آبرفتي و توربزارها و جلوگيري از فرسايش آبي منطقه مورد نظر استفاده كرد.

وي افزود: چوب خشك توسكا، بهترين هيزم است و پوست آن در دباغي كاربرد دارد.


وَن ، درخت پر توقع جنگل های شمال

  

ون يا زبان گنجشك، درختي است با نام علمی .Fraxinus excelsior  L و از تيره زيتون (Oleaceae) كه در بيشتر مناطق جنگل‌هاي شمال مي‌رويد و در جنگل كاري، از آن استفاده زيادي مي‌شود.

به گفته كارشناسان ، ون درختي پرتوقع است و خاك عميق و غني و «سبك بافت» و داراي زهكشي مطلوب مي‌خواهد.

زماني اراضي جلگه‌اي شمال كشور مأمن اصلي ون بود، ولي در حدود ‪ ۶۰‬سال قبل و هم زمان با برداشت هاي "به‌گزيني" بلوط و گردو، پيمانكاران خارجي بهترين پايه‌هاي ون را قطع و به خارج حمل ‌كردند.

اين گونه به دليل خوش ریخت بودنِ تنه و كيفيت مناسب چوب و مصارف متنوع در صنايع چوب، مورد استقبال مقاطعه‌كاران خارجي و سودجويان داخلي قرار گرفت. چوب آن براي ساخت اتاق كاميون، هواپيما، وسايل ورزشي، روكش ، تخته لايه ، نجاري و مبل‌سازي استفاده مي‌شود.

اكنون در اغلب جنگل‌هاي ميان بند شمال، گونه ون نابود شده است و این گونه را فقط در ارتفاعات بالا و دره های البرز، آن هم در ابعاد کوچک می توان یافت.

استاديار دانشگاه آزاد اسلامی واحد نوشهر و چالوس درباره ويژگي‌هاي اين گونه به ايرنا گفت: ون يكي از گونه‌هاي پرارزش و صنعتي جنگل‌هاي شمال است.

"فرهنگ اسداللهي" افزود: اين درخت، از جلگه تا ارتفاعات، در دامنه‌هاي شمالي و دره‌هاي مناطق مرطوب و نيمه مرطوب و حتي نيمه خشك، جوامع خاصي را با گونه‌هاي جنگلي تشكيل مي‌دهد.

وي اظهارداشت: ون گياهي پرتوقع است و در خاك‌هاي زهكشي شده با ساير گونه‌هاي جنگلي به صورت آميخته ديده مي‌شود و درجنگل كاري‌هاي شمال، همراه با پَلَت، كشت و پرورش داده و وارد جنگل مي‌شود.

اسداللهي تصريح كرد: دكترطبري درسال ‪ ۱۳۷۱‬با نظارت و همكاري اين جانب و دكتر محمدحسين جزيره‌اي، جوامع جنگلي ون را بررسي كرد و به اين نتيجه رسيد كه اين درخت با گونه‌هاي بلند مازو، توسكاي قشلاقي، ممرز، نَمدار و كرمازو، تشكيل جامعه مي‌دهد.

كارشناسان مي‌گويند: ون درختي نورپسند است كه اغلب در اشكوب بالايي ديده مي‌شود و به دليل داشتن بذرسبك و ميوه بال دار، به شكل انفرادي و گاه گروهي و توده‌اي مشاهده مي‌گردد.

كارشناس ناظر اداره‌كل منابع طبيعي غرب مازندران گفت: ون، درختي رطوبت پسند است و درقعردره‌ها بيشتر ديده مي‌شود و زادآوري بسيار خوبي دارد.

" عباس تقي‌پور" افزود: به دليل رطوبت زياد جنگل‌هاي شمال، جنگل‌كاري با اين گونه به ويژه در دامنه‌هاي شمالي موفقيت آميز بوده است.

وي همچنين گفت:چوب ون مطلوبيت زيادي براي نجاران دارد زيرا خَمش ‌پذير است و روستاييان از چوب‌هاي نازك آن، دسته بيل و كلنگ مي‌سازند.

اين كارشناس ارشد جنگلداري ادامه داد: برگ ون، مركب شانه‌اي فرد و مطلوب دام است و بال بذر آن كه "سامار" ناميده مي‌شود، شباهت به زبان گنجشك دارد و به همين دليل، نام ديگر ون، زبان گنجشك است.

تقي پور بااشاره به كمياب بودن گونه ون و لزوم حمايت ازآن گفت: اين درخت هم زيستي خوبي با پلت و شيردار يافته است و در نشانه‌گذاري ها، درختان مزاحم آن را اغلب قطع مي‌كنيم.

كارشناس ناظر اداره كل منابع طبيعي غرب مازندران ‌اظهار داشت: ون اغلب از پايين بند تا اوايل بالابند در جنگل‌هاي شمال ديده مي‌شود و نهال‌هاي آن تا يك سالگي، خوراك دام مي‌گردد.

وي گفت: اين گونه، بيشتر با راش و ممرز و گاهي با زير اشكوب شمشاد، تيپ آميخته تشكيل مي‌دهد و به ندرت تيپ خالص به وجود مي‌آورد كه در اين صورت، مساحت آن از نيم تا يك هكتار بيشتر نمي‌شود.

 

رئيس گروه توليد نهال دفتر جنگل‌كاري و پارك‌هاي جنگلی سازمان جنگل‌ها و مراتع كشور گفت: گونه ون، دامنه بوم شناختي گسترده‌اي دارد و از شرق تا غرب جنگلهاي شمال، از جلگه تا ارتفاعات مي‌رويد.

"علي محمد پورعسکري" افزود: اين درخت تا ارتفاع ۲۳۰۰ ‬متري از سطح دريا مي‌رويد و در "جواهرده" رامسر، پايه‌هايي از آن با عمر ‪  ۷۰۰‬ـ ‪ ۸۰۰‬سال ديده مي‌شود.

وي اظهارداشت: سعي مي‌كنيم نهال هاي ون درهمان ارتفاعي كه قراراست جنگل كاري شوند، در نهالستان پرورش يابند تا بيشتر سازگاري يابند.

اين كارشناس سازمان جنگل‌ها و مراتع ادامه داد: بذري كه براي تهيه نهال هاي ون استفاده مي‌گردد، يا از درخت‌هاي نخبه و پراكنده درجنگل گرفته مي‌شود يا از محوطه‌هاي بذرگيري كه مجموعه‌اي پرورش يافته از درختان نخبه درجنگل است.

پورعسکري تأكيد كرد: بيشتر بذرها از محوطه‌هاي بذرگيري گرفته مي‌شود ولي به تازگي، باغ بذرهايي در نهالستان "شهر پُشت" نوشهر و چند جاي ديگر بدين منظور احداث شده است.

به گفته او علت آن كه در بسياري از جنگل كاري‌ها از درخت ون استفاده مي‌شود، نرمش بوم شناختي بالا و چوب مرغوب آن است كه استفاده‌هاي صنعتي‌متعدد نظير روكش‌سازي و پاركت‌سازي دارد.

رئيس گروه توليد نهال دفتر جنگل كاري و پارك‌هاي سازمان جنگل‌ها ومراتع كشور درباره ميزان تلفات نهال‌هاي ون مورد استفاده در جنگل كاري‌ها گفت: اين موضوع به مرغوبيت نهال و نحوه كاشت آن و وضع آب و هوا وابسته است و در حدود ‪ ۱۰‬درصد برآورد مي‌شود.

پورعسکري افزود: نحوه انتقال نهال هاي ون از نهالستان به جنگل ، به صورت "ريشه لخت" است و اغلب، نهالهاي يك ساله و حداكثر دو ساله استفاده مي‌شود.

وي بيان داشت: فصل كاشت نهال‌هاي ون و جنگل كاري با اين گونه، از آبان تا اواخر اسفند است و چون نياز آبي فراواني دارد، درمناطق مرطوب كاشته مي‌شود.

پورعسکري گفت: برخي‌از انواع ون، به خشكي مقاوم‌ترند و درمناطقي كه رطوبت كمتري دارند، كاشته مي‌شوند و به طور كلي ممكن است در صورت كمي باران، نهال ها آبياري شوند.

 نقش ون امروزه در صنعت چوب كشور بسيارضعيف است در حالي كه اين گونه، زماني در صنعت روكش‌سازي، خراطي، مبل‌سازي، وسايل ورزشي و دست‌افزار، جايگاه خاصي داشت و اكنون هم با وجود قيمت گزاف در بازار، متقاضيان زيادي دارد. براين اساس ، لازم است با توسعه آن، در جنگل‌هاي تخريب شده، ميزان ‌اين گونه را درجنگل‌هاي شمال، افزايش داد.


 

 
 


 


  
 



 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/23ساعت 12:16 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

منبت کاری، کنده کاری و مشبک کاری چوب

منبت کاری، کنده کاری و مشبک کاری چوب

شیوه ای از تولید محصولات چوبی است که طی آن طرح ها و نقوش سنتی با استفاده از قلم، چکش، مغار و سایر ابزار نجاری بر روی چوب های مرغوب و بادوام شکل می پذیرد. در مشبک کاری طرح به وسیله ی کمان اره مویی بر روی لایه های چوب پیاده می شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/23ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

خراطی با چوب دراستان ایلام

ناهمواريهای استان ايلام از رسوبات دوران اول تا چهارم زمين شناسی به يادگار مانده اند؛ ولی شکل گیری آنها عموماً به دوران دوم و سوم زمين شناسی مربوط است. اين کوهها چنان گسترده و فشرده اند که امکان شکل گيری دشتی آنها فراهم نشده است. شمال و شمال شرقی استان ايلام  کوهستانی و نواحی مغرب و جنوب غربی آن را اراضی پست و کم ارتفاع تشکيل داده اند. مهمترين ارتفاعات استان کبير کوه و دينار کوه و مهمترين دشتهای آن دشت عباس و دشت مهران، دهلران است.

 

از نظر اقليمی استان به سه منطقه تقسيم ميشود که عبارتند از:

 

 -  مناطق ميانی که دارای آب و هوای معتدل است .

 -  مناطق کوهستانی شمال و شمال شرقی که دارای آب و هوای سردسير با زمستانی طولانی است.

 -  مناطق جلگه ای غرب و جنوب غربی که دارای آب و هوای گرمسيری است .

 

تاريخچه استان ايلام

اين سرزمين، بنا به اسناد تاريخی فراوان، بخشی از کشور عيلام باستان بوده که در حدود 3000 سال پيش از  ميلاد به فرمان آشور بانی پال منقرض شد. در کتيبه های بابی، عيلام را " آلامتو" يا "آلام"خوانده اند. که به قولی به معنای کوهستان يا "کشور طلوع خورشيد" است. مدتی پس از سقوط عيلام، حوزه فرمانروايی آنان به دو منطقه تحت نفوذ پارسها و مادها در غرب تقسيم شد. در دوره هخامنشی جزئی از امپراطوری هخامنشی بوده است. بعد از تسخير ايران به وسيله اعراب مسلمان، احتمال دارد که اين ناحيه جزئی از ايالت کوفه باشد. از اوايل قرن چهارم تا اوايل قرن ششم خاندان حسنويه کرد بر لرستان و ايلام حکومت می کردند و از سال570 تا 1006 اتابکان لر بر لرستان و پشتکوه حکومت کرده اند. از سال 1309 شمسی در تقسيمات کشوری، ايلام جزو استان پنجم يعنی کرمانشاه گرديد.

 

صنايع دستی فعال امروز ايلام عبارتند از: گليم بافت و گليم گل برجسته در ايلام، سرآبله، ايوان، دره شهر، قالی بافی و قاليچه گل ابريشم در سرآبله، ايوان، دره شهر. گفتنی است ديگر صنايع دستی رايج در استان ايلام را دوج بافی، جيغ بافی، نمد مالی، خراطی، و ساخت زيورآلات تشکيل می دهد.

 

 گليم بافی:

گليم بافی يکی از اصيل ترين صنايع دستی ايران است که به مراتب بيش از قالی بافی قدمت دارد. از خصوصيات گليم آن است که از حيث وزن بسيار سبکتر از قالی بوده و به آسانی قابل حمل و نقل است ضمن آن که دارای ظرافت و زيبايی خاصی است.

 

گليم بافی در تمام ايران به عهده زنان بوده و زنان عشايری ايلام نيز آن را به گونه ای زيبا انجام می دهند، گليم گل برجسته را می توان از گليم های خاص يا گليم های يک رو ولی غير "سوماک" دانست، چرا که در بافت آنها از روش و تکنيک های مختلف گليم ساده(پودگذاری)، بافت گليم سوماک(پودپيچی) و شيوه بافت قالی(گره کامل) استفاده می شود و گليم گل برجسته ايلام دارای معروفيت خاص است. اين نوع گليم با استفاده از نقشه بافته  شود.

 

 موج بافی:

موج بافی از رشته های صنايع دستی رايج در ايلام است. موج بافی بيشتر در خانواده ها انجام می شود. انواع موج، احرامی، رانکه و چوغه (نوعی شال کردی که از حدود22 متر آن يک دست لباس تهيه می شود) است. دستگاه موج بافی چوبی بوده که گاه در روی زمين و گاه در داخل گودالی قرار می گيرد. هر دستگاه نيازمند دونفر است. يک نفر بافنده و يک نفر ماسوره پيچ. موج(رختخواب پيچ)، احرامی، در اطراف پاوه(نوسود) بافته می شود. شال کردی نيز در ايلام بافته می شود که کردها از آن لباس تهيه می کنند. اندازه موج به علت متغير بودن عرض دستگاهها متفاوت است ولی بيشتر آن را يک پارچه به طول 10 متر و عرض 50 تا 60 سانتيمتر می بافند. پس از بافت آن را به چهار تخته تقسيم کرده و از پهنا به هم می دوزند. در بعضی از کارگاهها که عرض دستگاه بيشتر و بين 65 تا 70 سانتيمتر است, موج از سه قطعه تشکيل شده است.

 

نمدمالی:

نمد کف پوشی است که از پشم حلاجی شده پهنه می شود و اگر در توليد آن دقّت و مهارت به کار رود دارای مزايای گوناگونی است. چون افزون برزيبايی رطوبت کمی را جذب می کند, حمل و نقل آن آسان است و بالاخره نسبت به هزينه اش بادوام است. نمد مورد مصرف ايلات و روستائيان است.

 

چادرنشينان معمولاً برای نمد پشم, چين اول گوسفند را مورد مصرف قرار می دهند که مرغوبتر است. محصولات توليدی از نمد عبارتند از: جليقه چوپانی و فرش نمدی.

 

 چپغ بافی:

چادرنشينان برای استراحت خود و داشتن سرپناه از چادری استفاده می کنندکه سقف آن معمولاً از موی بز است و توسط خود عشاير بافته می شود. ديواره آن را "چپغ" می نامند و آن عبارت است از بافت حصيری به صورت ديواره که قريب 5/1 متر پهنا دارد و در روی آن نقش های متفاوتی به وسيله نخ های رنگارنگ پشمی ايجاد شده است.

 

 خراطی:

در ايلام از چوب درخت "کيکم" برای خراطی استفاده می کنند. توليدات آنها بيشتر چوب سيگار و قوطی سيگار است. چوب سيگارها به شکل ماهی و يا اشکال ديگر بوده و بسيار ظريف و هنرمندانه ساخته می شود. چوب "کيکم" مصرفی را از جنگل مجاور شهر تهيه کرده و آن راتبديل به قطعات کوچکتر نموده واز آن, بدنه چوب سيگار را می سازند, سپس آن را با سوهان به شکل موردنظر درمی آورند. پس از تراش و پرداخت کامل آن را با روغن چرب می کنند و بعد از اين عمل چوب سيگار به رنگ نارنجی متمايل به سرخ درمی آيد که همراه با نقوش طبيعی چوب بسيار جالب می شود. در شهرهای مهران و ايوان نيز کار خراطی انجام می شود.

 

 ساخت زيورآلات:

کردها با توجه به اهميت نقره در گذشته و سنن قوی خويش دارای جواهراتی هستند که هر چند بی شباهت به جواهرات ترکمن نيست, اما دارای ريزه کاری های خاص خود است که با توجه ساکن شدن عشاير رونق ديرين خود را از دست داده است. جواهرات کردی در خانه ها ساخته شده و گاه نيز آنها را در مغازه های زرگری عرضه می کنند.

 

 قالی بافی:

بافت قالی و بويژه بافت قاليچه های ابريشمی و کرکی در مناطق شهری, روستايی و عشايری از استان ايلام رواج دارد و زيباترين قاليچه های ابريشمی و کرکی را در دره شهر و روستاهای اطراف آن و قالی های با رجشمارهای تا حدود 40 را در شهرهای ايوان, ايلام و روستاهای اطراف آبدانان و ... می بافند. توليد قاليچه های ابريشمی بويژه ظرف سالهای اخير در دره شهر از رونق قابل ملاحظه ای برخوردار شده است.

 

از استادکاران نمونه استان ايلام می توان خانم ثروت منصوری, فريده ملکی, نسرين گوهری, صنعت بيگ محمدی در رشته گليم برجسته, آقای خدارحم اولاد در قالی بافی, خانم بانو خورانی و جيران عبدل خانی در احرامی بافی, خانم معصومه شفيعی و آقای ارسلان امير پناهی در رشته معرق کاری را نام برد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/23ساعت 8:7 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

خراطی با چوب دردزفول

خراطي، هنري ماندگار در دزفول
131328.jpg
خراطي يا هنر طراحي وايجاد فرم ونقش بر روي چوب ازجمله رشته هاي متنوع صنايع دستي است كه قرنهاست در اكثر نقاط كشور جزو مشاغل رايج در شهرها وروستاها است.
اين هنر از جمله مشاغلي بوده كه توانسته، درميان هنرهاي مختلف دستي كه در حجره هاي كوچك بازارهاي قديمي در حال فراموشي است از خاستگاه ويژه اي در ميان شهرهاي مختلف ازجمله شهرستان دزفول برخوردار باشد .
اين هنر زيبا وظريف ، بسيار زمان بر و پرمشغله است . از طرفي دستگاههاي خراطي كه سالها قبل از آن استفاده مي شد از چوب بوده وبا حركات دست وپا كار مي كرد اما با پيشرفت علم ، دستگاههاي خراطي نيز تكامل يافت و درحال حاضراز جنس آهن و با نيروي برق كار مي كند كه كار برروي چوب را آسان كرده است.
عبدالرحيم فروتن از جمله خراطان دزفولي است كه با ۲۷ سال سابقه شغلي، هنوز هم به اين كار مشغول است . او در مورد محصولات مختلف خراطي مي گويد؛ محصولات خراطي دونوع است؛ كارهاي دكوري و تزييني كه بيشتر براي بردن سوغاتي و دادن هديه ساخته مي شود و ديگري كارهايي است كه براي استفاده روزمره به كار مي رود. چوبي كه در ساختن اين نوع محصولات به كار مي رود بيشتر از درخت «جغ» است كه در زبان محلي به آن «پنجم يا ششم » مي گويند. هدف از استفاده ازاين نوع چوب، استحكام بالا وقابل انعطاف آن است كه در هيچ شرايطي ترك برنمي دارد. دراين هنر علاوه براين نوع چوب مي توان از چوب درختان نارنج، ونو، چنار ، كنار كه در اطراف باغهاي دزفول به وفور يافت مي شود نيز استفاده كرد.
اين هنرمنددزفولي توضيح داد، با پيشرفت كار سطح كار را با روغن «سيلر كيلر » به خوبي صيقل مي دهند تا نقاشي با گواش وخطاطي روي آن به آساني انجام شود. در هنر خراطي گاهي به كارهايي با دونوع رنگ برمي خوريم كه به آن «كارهاي تركيبي » مي گويند. دراين نوع كارها معمولاً پنج برابر نسبت به كارهاي ديگر چوب مصرف شده واز نوع خاصي از چوب نيز استفاده مي شود. به عبارت ديگر كارهاي تركيبي دقت، ظرافت وتلاش بيشتري را نسبت به ديگر كارهامي طلبد.
فروتن در پاسخ به بازار كارهاي تركيبي هنر خراطي گفت؛ بازار اين نوع كارها خوب است ما بيشتر اين نوع كارها را در نمايشگاههاي مختلف در معرض عموم قرار مي دهيم. باتوجه به اينكه ذائقه مردم نسبت به سالهاي قبل تغيير كرده است سعي كرده ايم از نمايشگاههاي مختلفي كه درشهرهاي اصفهان وتهران برگزار شده است . از محصولات وكارهاي جديد استفاده كنيم كه خوشبختانه با استقبال خوب مردم روبرو شديم.
استاد فروتن تأكيدكرد باتوجه به تلاشهاي انجام شده در صورتي كه نسبت به شناسايي بيشتر اين هنر اقدام جدي صورت نگيرد، بتدريج اين هنر اصيل نيز همانند ساير هنرها از ذهن مردم خارج شده ومورد بي مهري قرار خواهد گرفت.
وي پيشنهاد كرد با قرار گرفتن هنر خراطي در بين رشته هاي فني وحرفه اي، ايجاد كلاسهاي آموزشي و نيزهمكاري رسانه ها بخصوص راديو وتلويزيون در تفكيك خراطي قديم با جديد بتوان علاقه مندان بيشتري را به اين هنر جلب كرد كه اين امر بدون مساعدت، برنامه ريزي دقيق وجامع مسؤولان شهري ، استاني وكشوري ميسر نخواهد شد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/23ساعت 7:56 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

خراطی با چوب

خراطي چوب يكي از صنايع دستي سنتي ايران است كه از زمانهاي قديم در اين مرزوبوم رواج داشته و به طور معمول در مناطقي از كشور كه چوب در آنجا بيشتر يافت ميشود رايج است زيرا ماده اوليه ي عمده ي آن چوب مي باشد چوب هاي مورد استفاده در خراطي شامل گردو، نارون، توسكا، زبان گنجشك ، بيد، چنار، چوب سفيد، كهور گلابي، كيكم و …. مي باشد و در دزفول نوعي چوب به نام جغ نيز مورد مصرف صنعتگران قرار مي گيرد از ديگر مواد اوليه ي مصرفي در صنعت خراطي مي توان سريشم ، لاك الكل ، و لاك سلولزي را نام برد.

 

محمدرضا حسن بيگي

محقق - روزنامه نگار

hasanbeigi2005@yahoo.com

خراطي چوب يكي از صنايع دستي سنتي ايران است كه از زمانهاي قديم در اين مرزوبوم رواج داشته و به طور معمول در مناطقي از كشور كه چوب در آنجا بيشتر يافت ميشود رايج است زيرا ماده اوليه ي عمده ي آن چوب مي باشد چوب هاي مورد استفاده در خراطي شامل گردو، نارون، توسكا، زبان گنجشك ، بيد، چنار، چوب سفيد، كهور گلابي، كيكم و . مي باشد و در دزفول نوعي چوب به نام جغ نيز مورد مصرف صنعتگران قرار مي گيرد از ديگر مواد اوليه ي مصرفي در صنعت خراطي مي توان سريشم ، لاك الكل ، و لاك سلولزي را نام برد.

ابزار كار صنعتگران شامل سوهان چاقو تيشه مته ي دستي چكش گيره سندان اره انبردست چرخ سمباده  و است .

در حال حاضر در كارگاه ها از دستگاه هاي خراطي برقي نيز استفاده مي شود.

محصولاتي كه حاصل كار صنعتگران مي باشد به صورت عصا، عصاي تعليمي ، مي قليان ،‌ چوب سيگار،‌ تنه ي قليان ، وردنه و ساير اشياء خراطي شده تجلي مي نمايد.

مناطقي از كشور كه در آن ها صنعت خراطي رواج دارد عبارت است از:

1 شهرستان ايرانشهر از توابع استان سيستان و بلوچستان كه تعدادي كارگاه در آنجا وجود دارد و مواد اوليه ي مصرفي آن را چوب كهور كه در بمپور به فراواني يافت مي شود ، تشكيل مي دهد.

2 در استان آذربايجان غربي و مركز عمده ي خراطي شهرهاي اروميه و بخش بوكان از توابع شهرستان مهاباد مي باشد.

3 در استان كردستان ، شهرهاي سنندج و بانه و سقز از مراكز خراطي محسوب مي شود.

4 در كرمان هم تعدادي كارگاه خراطي دايراست مخصوصاً‌ عده يي از عشاير در اين منطقه با وسايل ساده و ابتدايي مبادرت به توليد انواع كالاهاي چوبي مي نمايند.

5 در شهرستان دزفول از استان خوزستان تعدادي كارگاه خراطي داير و مشغول بكار است و جوب مورد مصرف دست اندركاران آن نوعي چوب به نام جغ است كه در باغات اطراف يافت مي شود.

6 در شهرستان رشت نيز تعدادي كارگاه خراطي چوب با استفاده از چرخ خراطي به توليد گلدان،‌ كاسه و ديگر انواع محصولات چوبي مبادرت مي نمايند.

7 در شهرهاي ساري چالوس و ساقي كلايه تعدادي كارگاه خصوصي به توليد انواع شمعدان، گلدان، شكلات خوري و زير سيگاري مشغولند و ضمناً پايه ميز و مبل و غيره را خراطي مي كنند.

8 در نطنز و حومه هم حدود 10 كارگاه خراطي وجود دارد كه توليدات آن ها عمدتاً چوب ميانه ي قليان مي باشد و چون داراي مصرف محلي نيست تماماً به تهران و قم به فروش مي رسد و تنها در كارگاه اين منطقه كه هنوز به شيوه ي سنتي اداره مي گردد با استفاده از چوب گردو و گلابي وسايلي از قبيل قندان و ساير ظروف مصرفي ساخته مي‌شود.

مراحل توليد در كارگاههاي خراطي به قرار ذيل مي باشد:

1 انتخاب نوع چوب در ارتباط با كالاي توليدي

2 برش چوب به وسيله ي اره ي نواري و رنده به اندازه ي مورد نياز شيئي كه ساخت آن مورد نظر است .

3 بستن چوب بريده شده به دستگاه خراطي و گرد كردن آن و يا اصطلاحاً به صورت نيمه كاره درآوردن آن.

4 در اين مرحله چنانچه توليد كالائي توخالي مورد نظر باشد، كار نيمه كاره را به وسيله سه نظام به دستگاه خراطي بسته و توي آنرا خالي مي كنند.

5 مرحله پنجم تكميل كار نيمه كاره و پرداخت قسمت خارجي آن توسط سمباده مي باشد و بعد از آن محصول را كيلركاري نموده و به بازار عرضه مي كنند.

منابع تأمين چوب در كارگاههاي خراطي بيشتر باغهاي اطراف شهرها و يا جنگل مي باشد.

در استان گيلان بيشتر كارهاي توليدي شامل انواع شكلات خوري، گلدان، قندان ، آجيل خوري ، عصا و . مي باشد.

توليدات اروميه بيشتر زاويه دار مي باشد و اقسام شكلات خوري ، پايه آباژور و رحل قرآن و را شامل مي شود. دزفول كارهايش شبيه گيلان است و چيزهاي ديگري مثل قليان ، سرقليان و مشابه آن توليد ميشود. توليدات كردستان نيز نقريباً شبيه اروميه مي باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/23ساعت 7:47 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

مشبک کاری درکاشان

خانه تاریخی احسان

احسان. خانه تاريخي احسان. كوچه فرهنگ 35. خيابان فاضل نراقي. اين خانه را ميرزا آقاي‌ احسان‌ حدود 120 سال‌ پيش‌ بخش‌ اندروني‌ كنوني‌ مجموعه‌ تاريخي‌ احسان‌ را از مالكيني‌ كه‌ 20ـ30 سال‌ قبل‌ در آن‌ سكونت‌ داشتند خريداري‌ مي‌كند و بخش‌ بيروني‌ و آب‌ انبار و ديگر ملحقات‌ اين‌ خانه‌ را با ثروت‌ خود بنا مي‌كند. اتفاقاً تمامي‌ آن قسمت ها توسط‌ ورّاث‌ به‌ فروش‌ مي‌رود و در حال‌ حاضر همين‌ بخش‌ اندروني‌ (شرقي‌) با حفظ‌ اسلوب‌ معماري‌ اوليه‌ خود باقي‌ مي‌ماند آقاي‌ احسان‌ يكي‌ از تجار معروف‌ كاشان‌ در زمينه‌ فروش‌ و ملك‌ بوده‌ و به‌ غير از آن‌ در بين‌ مردم‌ كوچه‌ و محله‌ و بازار از اعتبار خاصي‌ برخوردار بوده‌ است‌ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ كار قضاوت را هم‌ بيشتر در منزل‌ شخصي‌ خود انجام‌ مي‌داده‌ است‌.

 اين‌ بنا در محله‌ درب‌ باغ‌ كاشان‌ كه‌ از لحاظ‌ قدمت‌ اين‌ محله‌ بعد از ميدان‌ كهنه‌ واقع‌ شده‌ است‌ و اگر بيشتر دقت‌ كنيم‌ متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌ ساختمان‌ از لحاظ‌ جغرافيايي‌ در موقعيت‌ بسيار خوبي‌ قرار دارد، به‌ طوري‌ كه‌ توسط‌ انشعابات‌ از شمال به‌ مسجد جامع‌ و از شرق‌ به‌ بازار و از جنوب‌ به‌ مسجد آقابزرگ‌ و حسينيه‌ها و تكايا و از شمال‌ غربي‌ به‌ باغها و قبرستان‌ و محله‌ باباولي‌ راه‌ دارد. موضوع‌ مورد بحث‌ ما بخش‌ اندروني‌ بنا است‌. اندروني‌ شامل‌: ايوان‌، اتاقهاي‌ پنج‌ دري‌ و سه‌ دري‌، 2 مطبخ‌، چاه‌ آب‌، حوض خانه‌، آغل‌ و 2 زيرزمين‌ است‌.

 درب‌ ورودي‌ آن‌ از سمت‌ شمال‌ با سردري‌ زيبا و مجلل‌ است‌ كه‌ از آجر و ملات‌ گل‌ ساخته‌ شده‌ است‌. اين‌ درب‌ يكي‌ از اضلاع‌ هشت‌ ضلعي‌ است‌ كه‌ فضاي‌ خصوصي‌ خانه‌ را از فضاي‌ عمومي‌ كوچه‌ جدا مي‌سازد. دو ضلع‌ ديگر هشت‌ ضلعي‌ راه‌ ورود به‌ اندروني‌ و بيروني‌ خانه‌ بوده‌ كه‌ در حال‌ حاضر راه‌ ورود به‌ فضاي‌ بيروني‌ مسدود شده‌ است‌ و در ديگر اضلاع‌ طاقچه‌هايي‌ تعبيه‌ شده‌ است‌. دالان‌ خانه‌ ما را به‌ سمت‌ ايوان‌ هدايت‌ مي‌كند.

 

ضلع شمالی خانه

 

اين‌ قسمت‌ خانه‌ بخش‌ شمالي‌ و زمستان‌ نشين‌ است‌ به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ در معرض‌ مستقيم‌ نور آفتاب‌ قرار دارد. بر روي‌ ايوان‌ اتاق‌ سه‌ دري‌ (شاه‌ نشين‌) در وسط‌ و اتاقهاي‌ گوشواره‌ (سه‌ دري‌) در دو طرف‌ قرار دارند.

 اتاق‌ شاه‌ نشين‌ جهت‌ پذيرايي‌ از مهمان‌ است‌. رف‌ها و طاقچه‌ها، آينه‌ كاري‌ و گچ‌ بري ها زيبايي‌ خاصي‌ را به‌ اين‌ اتاق‌ داده‌اند. صندوق‌ خانه‌ در پشت‌ اين‌ اتاق‌ توسط‌ 2 درب‌ دو لنگه‌اي‌ محافظت‌ مي‌شده‌ است‌. دو راهرو راههاي‌ ارتباطي‌ بين‌ اين‌ سه‌ اتاق‌ و دربهاي‌ اتاق‌ها كاملاً روبروي‌ هم‌ هستند اين‌ راهروها باعث‌ مي‌شوند كه‌ از ورود مستقيم‌ به‌ اتاقهاي‌ جلوگيري‌ شود. در انتهاي‌ راهرو سمت‌ راست‌ مطبخ‌ (آشپزخانه‌) قرار دارد. آشپزخانه‌ با ديوارهاي‌ بلند خود و سقف‌ مخروطي‌ باعث‌ مي‌شده‌ است‌ كه‌ دود و گرد و غبار به‌ سمت‌ بالا هدايت‌ شده‌ و از منفذ نوك‌ مخروط‌ خارج‌ شود يك‌ تنور نان‌ پزي‌ در گوشه‌ جنوب‌ شرقي‌ اين‌ آشپزخانه‌ و در جهت‌ مخالف‌ گنجه‌ها و كمدهايي‌ جهت‌ انبار مواد غذايي‌ لازم‌ و ضروري‌ تعبيه‌ شده‌ است‌. در ضلع‌ جنوبي‌ پلكان‌ به‌ سمت‌ زيرزمين‌ دارد. در زيرزمين‌ چاه‌ آبي‌ است‌ كه‌ آب‌ مورد نياز خانه‌ را تامين‌ مي‌كرده‌ است‌ ساختن‌ راه‌ پله‌ به‌ اين‌ خاطر بوده‌ كه‌ در فصل‌ زمستان‌ به‌ غير از در دسترس‌ بودن‌ آب‌ افراد را از هواي‌ سرد در فصل‌ زمستان‌ محافظت‌ مي‌كرده‌ است‌ همچنين‌ هوا را از زيرزمين‌ به‌ سمت‌ بام‌ خانه‌ جهت‌ تهويه‌ به‌ جريان‌ مي‌اندازد.

 اتاق‌ بالا خانه‌ توسط‌ پلكاني‌ در انتهاي‌ راهرو كناري‌ ايوان‌ با آشپزخانه‌ در ارتباط‌ است‌. اين‌ اتاق‌ جهت‌ انبار مواد غذايي‌ و وسايل‌ مورد نياز مي‌باشد. اما بالاخانه‌هاي‌ غربي‌ جهت‌ اسكان‌ مهمانان‌ در شب‌ و يا اتاق‌ فرزندان‌ بوده‌ است‌. دنباله‌  راهرو غربي‌ به‌ ضلع‌ غربي‌ اتاق‌ گوشواره‌ منتهي‌ مي‌شود كه‌ اتاقي‌ است‌ به‌ شكل‌ مثلث‌ كه‌ در ضلع‌ وتر آن‌ پنجره‌اي‌ به‌ كوچه‌ دارد. به‌ نظر مي‌رسد محل‌ نگهداري‌ مواد غذايي‌ در وقت‌ زمستان‌ بوده‌ باشد. در زير ايوان‌ 3 فضاي‌ مجزا از هم‌ وجود دارد. در وسط‌ سرداب‌ است‌. در 2 طرف‌ ديواره‌ سرداب‌ دولابچه‌ها هستند.

 براي‌ نگهداري‌ مواد غذايي‌ و اسباب‌ و وسايل‌ مورد نياز در تابستان‌. درب‌هاي‌ آن‌ از جنس‌ چوب‌ مشبك‌ ساخته‌ شده‌اند در انتهاي‌ سرداب‌ كه‌ سكو مانند است‌ شاه‌ نشين‌ نام‌ دارد. بعد از آن‌ توسط‌ دو لنگه‌ درب‌ چوبي‌ مشبك‌ به‌ پس‌ سرداب‌ مي‌رسيم‌ كه‌ محل‌ نگهداري‌ صيفي‌ جات‌ و كوزه‌هاي‌ آب‌ است‌. منفذي‌ در گوشه‌ شمال‌ شرق‌ قرار دارد كه‌ راه‌ به‌ پشت‌ بام‌ دارد و كارش‌ تهويه‌ هواست‌. اين‌ اتاقك‌ معمولاً در كاشان‌ بدون‌ به‌ كار بردن‌ هيچ‌ مصالحي‌ و فقط‌ توسط‌ كندن‌ با كلنگ‌ ساخته‌ مي‌شود و اين‌ به‌ جهت‌ نوعي‌ خاكي‌ است‌ كه‌ در اين‌ لايه‌ از سطح‌ زمين‌ شهر كاشان‌ وجود دارد. دانه‌هاي‌ بسيار ريز و مقاوم‌. در دو طرف‌ اين‌ سرداب‌ 2 اتاق‌ ديگر و هم‌ سطح‌ حيات‌ و مستقل‌ از سرداب‌ هستند.

 در اتاق‌ سمت‌ راست‌ همان‌ چاهي‌ است‌ كه‌ در بالا از آن‌ سخن‌ به‌ ميان‌ آمد. اتاق‌ غربي‌ نزديك‌ آشپزخانه‌ است‌ كه‌ نگهداري‌ غلات‌  و استراحتگاه‌ خدمتكاران‌ بوده‌ است‌. در انتهاي‌ سمت‌ راست‌ اين‌ اتاق‌، دالان‌ با ارتفاع‌ بسيار كم‌ به‌ يك‌ اتاق‌ كوچك‌ مربع‌ شكل‌ راه‌ دارد. آشپزخانه‌ در ضلع‌ غربي‌ حياط‌ قرار دارد كه‌ بعداً راجع‌ به‌ آن‌ خواهيم‌ گفت‌.

 ضلع‌ شرقي‌

 گوشه‌ شمال‌ حياط‌ پلكاني‌ است‌ كه‌ به‌ آغل‌ و درب‌ شرقي‌ خانه‌ راه‌ دارد. درب‌ شرقي‌ خانه‌ بيشتر جهت‌ عموم‌ استفاده‌ مي‌شده‌ است‌. اين‌ درب‌ همانند درب‌ شمالي‌ داراي‌ هشتي‌ است‌، با اين‌ تفاوت‌ كه‌ درب‌ داخلي‌ بعد از هشتي‌ قرار دارد. درب‌ سمت‌ راست‌ به‌ بام‌ قسمت‌ شرقي‌ خانه‌ و درب‌ سمت‌ چپ‌ به‌ راهرو طويل‌ شيبدار به‌ سوي‌ حياط‌ باز مي‌شود. طويله‌ در انتهاي‌ چپ‌ اين‌ راهرو قرار دارد. در ضلع‌ شرقي‌ حياط‌، حوض خانه‌ است‌ كه‌ افراد پس‌ از ورود از درب‌ شرقي‌ به‌ همين‌ قسمت‌ و اتاقهاي‌ كناري‌ آن‌ در فصل‌ تابستان‌ هدايت‌ مي‌شوند. هواي‌ حوض خانه‌ توسط‌ كانالهايي‌ كه‌ به‌ بادگيرهاي‌ جنوبي‌ متصل‌ بوده‌اند. خنك‌ و به‌ وسيله‌ حوض‌ آب‌ در وسط‌ حياط‌ و حوض خانه‌ مرطوب‌ شده‌است‌. دو طرف‌ حوض خانه‌ راه‌ پلكاني‌ است‌ كه‌ به‌ هشتي‌ و از هشتي‌ به‌ اتاقها راه‌ پيدا مي‌كند. راه‌ ارتباطي‌ بين‌ دو هشتي‌ را صُفِّه‌ مي‌گويند. حوض خانه جايي‌ از خانه‌ است‌ كه‌ در هيچ‌ يك‌ از فصول‌ نور آفتاب‌ به‌ آن‌ نمي‌رسد. نام‌ اين‌ قسمت‌ در زبان‌ عاميانه‌ مردم‌ كاشان‌ نساقده‌ بوده‌ است‌. شايد ضرب‌ المثل‌ «تو جزء نساقده‌ها هستي‌» از مردم‌ كاشان‌ سرچشمه‌ گرفته‌ باشد. معناي‌ ضرب‌ المثل‌ اين‌ است‌ كه‌ هر گاه‌ در تقسيم‌ مال‌ يا چيزي‌ به‌ شخصي‌ چيزي‌ نرسد همانند آن‌ قسمت‌ از خانه‌ است‌ كه‌ نور آفتاب‌ به‌ آن‌ نمي‌رسد. اين‌ كار نياز به‌ تحقيق‌ و بررسي‌ بيشتري‌ دارد.

به‌ نظر مي‌رسد كه‌ آقاي‌ احسان‌ بيشتر وقت‌ خود را به‌ خاطر قضاوت‌ در همين‌ قسمت‌ خانه‌ صرف‌ كرده‌ باشد.

 ضلع‌ جنوبي‌

 نماي‌ جنوبي‌ به‌ قرينه‌ نماي‌ شمالي‌ است‌ با اين‌ تفاوت‌ كه‌ در داخل‌ زمين‌ بنا شده‌ است‌ به‌ طوري‌ كه‌ پشت‌ بام‌ جنوبي‌ و شرقي‌ هم‌ سطح‌ كوچه‌ مي‌گردند.

 

ضلع جنوبی خانه

 

 دلايلي‌ چند وجود دارد بر ساخت‌ اين‌ گونه‌ بناها:

 1. كاري‌ را كه‌ امروزه‌ با عنوان‌ شناژبندي‌ براي‌ ساختمانهاي‌ خود استفاده‌ مي‌كنيم‌ وقتي‌ قسمتي‌ از خانه‌ در داخل‌ زمين‌ بنا شود همين‌ قسمت‌ حكم‌ ميخي‌ است‌ براي‌ كل‌ ساختمان‌.

 2. از تابش‌ مستقيم‌ نور آفتاب‌ به‌ ديوارهاي‌ ساختمان‌ جلوگيري‌ مي‌شود تا گرماي‌ آن‌ وارد اتاقها نشود و بيشتر قسمت‌ جنوبي‌ و شرقي‌ خانه‌ در داخل‌ زمين‌ احداث‌ مي‌كردند به‌ عكس‌ قسمت‌ شمالي‌ كه‌ روي‌ سطح‌ زمين‌ ساخته‌ مي‌شود تا نور آفتاب‌ مستقيم‌ وارد اتاق‌ شود.

 3. رطوبت‌ زمين‌ فضاي‌ اتاقها را مرطوب‌ مي‌سازد.

 4. جريان هاي‌ هوايي‌ كه‌ توسط‌ بادگيرها به‌ داخل‌ سرداب‌ها و حوض خانه‌ها هدايت‌ مي‌شوند به‌ علت‌ اينكه‌ از داخل‌ زمين‌ مي‌گذرند آنها هم‌ مرطوب‌ مي‌شوند. و اين‌ درست‌ كار كولرهاي‌ امروزي‌ است‌ (پوشال‌ها و شبكه‌هاي‌ آهني‌ اطراف‌ كولر)

 5. آب‌هاي‌ زيرزميني‌ به‌ راحتي‌ وارد حياط‌ خانه‌ها مي‌شوند همانگونه‌ كه‌ از قسمت‌ جنوب‌ شرقي‌ خانه‌ آب‌ قنات‌ وارد مي‌شود اين‌ قسمت‌ را كاشاني‌ها «بَلْبَلِه» مي‌گويند و از آنجا به حوض‌ وسط‌ حياط‌ و حوض خانه‌ هدايت‌ مي‌شود.

 6. بار و علوفه‌ را به‌ وسيله‌ چهارپايان‌ از طريق‌ پشت‌ بام‌ وارد خانه‌ مي‌كردند بدون‌ اينكه‌ چهارپا به‌ داخل‌ حياط‌ راه‌ يابد. به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ چهارپا از طريق‌ درب‌ جنوبي‌ تا انتهاي‌ پشت‌ بام‌ شرقي‌ مي‌آمده‌ و از آنجا بار و علوفه‌ را از طريق‌ كوره‌ راهي‌ به‌ آغل‌ سرازير مي‌كردند و در آنجا انبار و يا به‌ جاهاي‌ ديگر خانه‌ منتقل‌ مي‌كردند.

 اتاق‌ شاه‌ نشين‌ (سه‌ دري‌) كه‌ در وسط‌ قرار دارد تزيينات‌ ساده‌ گچ‌ بري‌ و آينه‌ كاري‌ دارد در دو طرف‌ اتاقهاي‌ گوشواره‌ (سه‌ دري‌) و راهرو ارتباطي‌ بين‌ آنها بنا شده‌ است‌ پشت‌ اتاق‌ گوشواره‌ غربي‌ پستويي‌ جهت‌ نگهداري‌ مواد و وسايل‌ مورد نياز ساخته‌ شده‌ است‌ اين‌ اتاق‌ با اتاق‌ قسمت‌ بيروني‌ خانه‌ در ارتباط‌ بوده‌ است‌. در پشت‌ اتاق‌ گوشواره‌ شرقي‌ راه‌ پشتي‌ و مخفي‌ بين‌ فضاي‌ اندروني‌ و بيروني‌ خانه‌ بوده‌ است‌.

 زيرزمين‌ جنوبي‌ 2 اتاقي‌ را در طرفين‌ خود دارد و بوسيله‌ دربهاي‌ چوبي‌ مشبك‌ از هم‌ جدا شده‌اند. اتاق‌ شاه‌ نشين‌ در وسط‌ داراي‌ طاقچه‌ و رف‌ مي‌باشد قبلاً اتاق‌ غربي‌ زيرزمين‌ با اتاق‌ قسمت‌ بيروني‌ خانه‌ راه‌ ارتباطي‌ داشته‌ است‌.

 زيرزمين‌ جنوبي‌ نسبت‌ به‌ زيرزمين‌ شمالي‌ در سطحي‌ پايين‌تر قرار دارد ضلع‌ شرقي‌ زيرزمين‌ جنوبي‌ آجر چيني‌ به‌ صورت‌ مشبك‌ است‌ بدين‌ دليل‌ كه‌ هم‌ تزييني‌ و هم‌ باعث‌ تهويه‌ هوا مي‌گردند. بالاي‌ اتاقهاي‌ گوشواره‌ اتاقهاي‌ بالاخانه‌ هستند كه‌ راه‌ ارتباطي‌ بالاخانه‌ غربي‌ به‌ بيروني‌ و پشت‌ بام‌ خانه‌ است‌ و فعلاً را ارتباطي‌ با قسمت‌ بيروني‌ قطع‌ شده‌ است‌. بالاخانه‌ شرقي‌ توسط‌ پلكاني‌ از گوشه‌ ي‌ ساختمان‌ به‌ حياط‌ راه‌ مي‌يابد بالاخانه‌ها فقط‌ در مراسم‌ عروسي‌ و روضه‌ خواني‌ جهت‌ پذيرايي‌ از مهمانان‌ بزرگ‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گرفته‌اند آشپزخانه‌اي‌ كه‌ در ضلع‌ غربي‌ اندروني‌ خانه‌ قرار دارد به‌ هر 2 فضاي‌ بيروني‌ و اندروني‌ راه‌ داشته‌ است‌. سقف‌ آشپزخانه‌ بلند و تهويه‌ از طريق‌ بادگيري‌ كه‌ در ضلع‌ شمالي‌ آشپزخانه‌ قرار دارد صورت‌ مي‌گرفته‌ است‌. ظروف‌ و سوخت‌ هيزم‌ در پستوها نگهداري‌ مي‌شدند. در زير اين‌ آشپزخانه‌ توسط‌ پلكاني‌ كوتاه‌ به‌ داخل‌ زمين‌ راه‌ ارتباطي‌ ديگري‌ بين‌ فضاي‌ بيروني‌ و اندروني‌ خانه‌ بوده‌ است‌. هشتي‌ كه‌ در ميانه‌ ضلع‌ غربي‌ حياط‌ قرار داشته‌ راه‌ ارتباطي‌ بين‌ دو حياط‌ خانه‌ بوده‌ است‌ و هم‌ اكنون‌ به‌ دستشويي‌ تبديل‌ شده‌ است‌.

 لازم‌ به‌ ذكر است‌ كه‌ بعد از فروش‌ قسمت‌ بيروني‌ خانه‌ و شخصي‌ شدن‌ اين‌ قسمت‌ از ملك‌ كليه‌ راههاي‌ ارتباطي‌ بين‌ اين‌ 2 فضا كاملا بسته‌ شده‌ است‌.

اين‌ خانه‌ توسط‌ مهندس‌ مروج‌ از علاقمندان‌ به‌ فرهنگ‌ و هنر در نوروز 81 خريداري‌ شد و به‌ كانون‌ انديشه‌ جوان ـ‌ سپهري1 واگذار گرديد.

 



1- كانون انديشه جوان ـ سپهري با سابقه بيش از ده سال فعاليت خود سعي وافري در جهت ارتقاي فرهنگي و هنري و ادبي شهر كاشان و در حفظ و نگهداري اين خانه تاريخي دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/22ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

منبت کاری

منبت کاری

درباره كنده كاري روي چوب - منبت عبارت است از ايجاد نقش هاي برجسته بر روي چوب البته لغت منبت براي كارهاي برجسته گروه فلز نيز به كار برده ميشود . اگر ادعاي زمين شناسان را بپذيريم كه پس از سپري شدن دوران باران در ايران و خشك شدن زمين ها جنگل هاي وسيعي در غرب ايران به وجود آمد يعني جايي كه امروزه به ندرت درخت وجود دارد تا جايي كه داريوش بزرگ در سنگ نوشته بنياد شوش مي گويد تخته و چوب بكا از گاندرا و كرمانيا آورده شده است و كنده كاري چوب را مورخين و باستان شناسان يكي از ارزنده ترين هنرهاي صنعتي ايران مخصوصا از زمان استيلاي اعراب ميدانند و علت اينكه از دورتر از آن اثري در دست نداريم به علت خاصيت چوب است . و در آثار سنگي شوش و تخت جمشيد پاره اي از كارهاي كنده كاري چوب ديده ميشود قديميترين اثر اسلامي كنده كاري معجرالجايتو در سلطانيه است كه از چوب بسيار خوب تهيه شده كه بيشتر آن هنوز در وضع و حالت اوليه خود ميباشد در موزه گنجينه اسلامي است . كنده كاري چوب امروزه در بيشتر نقاط ايران مخصوصا در آباده ساخته ميشود نويسندگان قرون وسطي از صنايع كنده كاري چوب آباده در آثار خود فراوان نام برده اند از جمله اشيايي كه امروزه كنده كاري ميشود كشكول درويشان _ قاشق شربت خوري _ صندوق _ تخته شطرنج و...ميباشدو مناسب ترين چوب براي منبت كاري چوب نوفل _ چوب افرا _ چوب انار زرد ميباشد براي كارهاي ظريفتر از چوب گلابي استفاده ميشود. منبت يعني كار برجسته روي چوب يا فلز و يكي از روشهايي كه زياد به كار برده ميشود وبا برجسته كاري تركيب ميشود مشبك كاري است گرچه مجستمه هاي چوبي فعلاكمتر ساخته ميشود مگر در موارد خاص مثلا مهره شطرنج اما كار منبت همچنان ادامه دارد منبت كار از ابزار معمولي برش چوب استفاده ميكند مانند اره تيشه و غيره ... اما ابزار ويژه اي مانند تيغه منبت كاري قلم مخصوص كه مقار ناميده ميشود و شامل چند قلم مانند مقار لوله اي و مقار كبريتي ميگردد و قلم هايي كه داراي لبه صاف برش هستند چاقو ناميده ميشوند . ابتدا طرح مورد نظر را روي كاغذ مخصوص مي كشند و سپس آن را روي چوب كار نسب ميكنند و بعد با اره هاي مخصوص ميبرند علاوه بر منبت نوع ديگر كار مشبك كاري است كه توسط اره هاي مخصوص چوب را به شكل طرح هاي خاص سوراخ ميكنند و سپس به كمك رنده مخصوص و سوهان صاف آرايش ميدهند و جهت اشياء تزئينتي كاربرد دارد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/22ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

منبت و مشبک:درقزوین

منبت و مشبک:

در روزگاری که پنجره و اُرُسی در کارهای چوبی و معماری سنتی ايران بويژه در شيوه معماری قزوين از اهم وسايل اصولی و عناصر تزئينی هر بنا و ساختمان بخصوص ساختمان های قزوين به شمار می آمد، درهايی منقش به منبت و مشبک ساخته می شد و تقريباً تمام وسايل چوبی يک ساختمان نيز پوششی از نقاشی داشت. بهترين نمونه آثار منبت در قزوين، ضريح و درهای ورودی صحن شاهزاده حسين (عليه السلام) فرزند امام هشتم(ع) است که در دوران پادشاهی شاه طهماسب صفوی به سال 967ه.ق. به دست علاءالدين محمدنجار" از چوب گردو و گلابی ساخته شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/22ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

مشبک کاری فلزی

بخوردان مسی مشبک کاری شده ِازکشورمصر قرن اول ودوم هجری
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/22ساعت 4:56 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

مشبک کاری درارگ شیراز

ارگ كريم خاني در ابتداي خيابان كريم خان زند( شیراز ) نبش ميدان شهرداري قرار گرفته است؛ کریم خان به هنگام پایه گذاری حکومت در شیراز تحت تاثیر معماری صفوی قرار گرفت. به این صورت که بعد از بازدید از میدان نقش جهان اصفهان تصمیم به ایجاد میدان وسیعی در شمال شیراز قدیم گرفت. این میدان به میدان توپخانه شهرت داشت. در شمال میدان دیوان خانه کریم خان، درشرق میدان بازار وکیل و چندین کاروانسرا، در جنوب میدان حمام و مسجد وکیل و در جنوب غربی باغ و در غرب ارگ و اندرونی را بنیان می گذارد. بعد از فتح شیراز توسط آقا محمد خان بنا به خصومتی که با کریم خان داشت تصمیم به تخریب بناهای کریم خانی گرفت، به دنبال این تصمیم تعدادی از بناهای عصر زندیه را تخریب شد از جمله حصار شهر که به وسیله کریم خان احداث شده بود.خوشبختانه بنای ارگ از تخریب محفوظ مانده و از آن به عنوان دارالحکومه امرائی که از طرف حکومت مرکزی به امیری و استانداری فارس برگزیده شده بودند استفاده می شد.

امرا و فرمانروایان عصر قاجار بنا به سلیقه های شخصی در این بنا دخل و تصرف هایی ایجاد نمودند از جمله در حیاط مرکزی دست به ایجاد یک سلسله عمارت زدند که نسبت به ارگ وصله ناجوری بود و دیگر اینکه سطح نقاشی های دوران زندیه را پوشاندند و تزییناتی دیگر مطابق با سلیقه خود ایجاد نمودند. برای انجام این کار چون گچ به راحتی بر روی لایه های قبلی گچ قرار نمی گرفت سطح دیوار را با تیشه زخم کرده و به همین دلیل بیشترین تخریب را در بنا ایجاد کردند.
در سال 1310 به دنبال ساخت مرکز شهربانی این بنا کاربرد زندان شهربانی می یابد ازاین سال تا سال 1350 که ارگ کریم خانی تحویل دفتر فنی حفاظت آثار باستانی شد تخریباتی به بنا وارد گشت، به دلیل اینکه جهت اسکان زندانیان تالارها را دو طبقه کرده، و سطح نقاشی های عصر قاجاریه را با گچ پوشاندند و بنا به نیاز گرمازایی و روشن کردن آتش، سطح اتاقها با لایه ای از دود پوشیده شد.
در دوره پهلوي كه بنا تبديل به زندان مي شود در مقابل ارسي ها جرزي به ضخامت 50 سانتي متر كشيده بوده اند و اتاق ها و تالار ها را دو طبقه كرده و هر كدام به 4 تا 6 سلول تبديل شده بوده اند.
در سال 1350 کار مرمت بر روی این بنا آغاز شد و در حال حضر جهبه شمال و غربی و نیمی از جنوب مرمت گردیده است.


• مشخصات ساختمانی ارگ کریم خانی
ارگ اندرونی ، کاخ سلطنتی کریم خان و خانواده اش بوده که در زمینی به مساحت 12800متر مربع با حدود 4000متر مربع زیر بنا در غرب میدان توپخانه قدیم واقع است.
پلان، زمینی به شکل مستطیل است. در چهار گوشه ارگ، چهار برج مدور سه طبقه قرار گرفته است که ارتفاع آنها حدود 14 متر می باشد و ارتفاع ديوارهای ارگ نیز به 12 متر می رسد. به هنگام تماشای ارگ ظاهری خشونت آمیز و بدور از هرگونه تزیین پیش چشم تماشاگر جلوه می نماید. معماری ارگ به شیوه اصفهانی و ازنوع معماری درونگرا است که وجود تزیینات ظریف و زیبای داخل ساختمان در مقابل تزیینات خشن و ساده دیوارهای بیرونی گواه این مطلب است. عمده مصالح در بنای ارگ سنگ و آجر است.

در بالای ورودی اصلی، کاشکاری از نوع هفت رنگ مشتمل بر صحنه نبرد رستم و ديو سفید مربوط به دوره قاجاریه است.بعد از ورودی در بخش داخلی هشتی قرار گرفته است. در بخش شمالی حیاط خلوتی به اضافه چند اطاق کوچک مجزا از سایر مجموعه اطاق های ارگ قرار دارد. در گوشه جنوب شرقي هشتی نیز حمام اختصاصی کریم خان ساخته شده است. در چهار گوشه بنا در کنار برجها چهار حیاط خلوت با حوضی در مرکز آن قرار گرفته است که احتمالا کاربردهایی از قبیل ایجاد سرویس دهی و آشپزخانه داشته اند.
بخش های مسکونی بنا در سه جبهه شمالی، جنوبی و غربی واقع شده اند. در مرکز هر جبهه یک ایوان ستوندار با دو ستون سنگی قرار دارد که در زمان قاجاریه ستونهای اصلی ايوانهاي جنوبي و غربي برداشته شده و ستونهای چوبی با تزیینات مارپیچی شکل جایگزین شده است. در دو طرف هر ایوان ستوندار و تالار و میان تالارها دو راهرو دو طبقه بکار رفته است.

نمای تالارها با پنجره های چوبی مشبک کاری شده همراه با شیشه های رنگی پوشیده شده است. تالارها به وسیله دو سقف پوشیده شده اند که یکی سقف طاقدار با مقرنس های گچی در بخش داخلی آن تزیین شده و دیگری سقف کاذب که با فاصله ای نسبت به سقف اصلی ایجاد گردیده، بخش داخلی سقف اصلی تالار ها با نقاشیها و تذهیب های بسیار زیبایی که از نقاشیهای عصر صفوی الگو گرفته اند تزیین شده است. در ترسيم این نقاشی ها از موادی مانند طلا، جیوه، شنگرف، گل اخرا و سایر مواد معدنی استفاده شده است.
• حمام داخل ارگ
در گوشه جنوب شرقي ارگ حمامي از دوره زنديه هنوز پا بر جا مي باشد. رختكن اين حمام بصورت يك هشت ضلعي ساخته شده است به اين ترتيب كه اضلاع اصلي آن يك چهار ضلعي است كه در چهار گوشه چهار ضلعي، چهار ضلع ديگر تعبيه و بدين ترتيب بصورت يك هشت ضلعي در آمده است.
در ورودي حمام در گوشه جنوب غربي حمام قرار گرفته است و به وسيله دالان كوتاهي به رختكن مربوط مي شود، در چهار سمت رختكن چهار ايوان تعبيه شده است در پاي هر يك از ايوانها سه محفظه كوچك تعبيه شده كه اختصاص به كفش ها دارد.

در وسط صحن رختكن يك حوض هشت ضلعي ديده مي شود كه پاشويه هاي آن كمي از سطح زمين بلند تر است و يك فواره سنگي در وسط حوض ديده مي شود. سقف رختكن از يك عرق چين آجري ساده تشكيل شده است كه در گوشه هاي آن ترنجهاي آهكبري بسيار زيبايي نصب شده است. در گوشه شمال غربي رختكن دالان نسبتاً طولاني است كه به صحن گرمخانه حمام مربوط مي شود جالب ترين قسمت حمام چهار ستون سنگي يكپارچه داخل گرمخانه آن است كه داراي تزيينات بسيار جالبي مي باشد كه ستونهاي مذكور از ته ستون، ستون و سرستون تشكيل شده است.
در گرمخانه حمام 3 مخزن آب وجود دارد كه ازآب آنها براي استحمام استفاده مي شده است. در كف خزينه وسط ديگي مسي قرار دارد كه براي گرم كردن آب آن استفاده مي شده است و از طريق انباري که در پشت حمام قرار دارد هيزم زير آن قرار مي دادند.
در كف حمام دالان هايي وجود دارد كه در اصطلاح به آنها گربه رو مي گويند و كاربرد آنها انتقال گرماي حاصل از آتش زير ديگ آب گرم بوده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/22ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

مشبک کاری چوبی

مراحل انجام مشبک 

موضوع: دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 14:10

مراحل انجام مشبک 

الف ) طراحی : طراحی پروژه انتخابی و ابتدایی (طرح اولیه) است که موضوع و ایده هنرمند را بر روی صفحه کار منتقل می کند .

ب ) معرق کاری و موزائیک : از قرار دادن چوبهایی به رنگ طبیعی و استخوان و صدف و ... در کنار هم و به هم آمیختن آنها و ایجاد یک سری طرح و هارمونی زیبا و بدیع ، مانند نقوش مختلف هندسی و برگ اسلیمی ( گل و مرغ ) و مینیاتور و ... به دست می آید .

ج ) درودگری : این فن جزء اصول مقدماتی آموزش فرایند هنرهای چوبی است .

د ) رنگ کاری و رویه کوبی ، آماده سازی نهایی کار : چوب را از گزند آفات ( رطوبت ، گرما و ...) مصون و محفوظ می دارد .
ه ) طراحی و خطاطی : طراحی ، خطاطی ، علاقه و چشتکار جزء لاینفک کار محسوب می شود . بدین ترتیب حاصل کارش معنای ظریفتری پیدا می کند.

و ) کاربرد هنر مشبک کاری : اغلب برای تزیین و زیبا سازی و ... درها و پنجره های مساجد ، کاخها ، اماکن معتبر ، مقبره های بقاء متبرکه ، وسایل زینتی تجملی ، قابها و تابلوهای نفیس خوشنویسی ، انواع لوسترها .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/22ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گره کارنمونه

صداي يكنواخت و كشيده زنگ در حياط روي حال خيالش پرده كشيد. نگاه بهت زده خيالش از روي كنده چوب هاي استخوان دار گذشت. آرام و پا كشان از زير سايه خشك درخت توت و از باريكه آجر فرش حاشيه كنار باغچه رد شد و در چوبي و دو لتی حياط را باز كرد.
حال و رنگ خنده اي بي صدا گوشه چشم هاي شوخ نگاهش خانه گرفت. نفسش تازه شد، شانه هايش را كنار كشيد و راه داخل شدن را باز كرد و به راه افتاد.
از كنار داربست طاق نصرت مانند نسترن آتشي كه مي گذشتيم، برگ هاي لب سوخته و زمين خورده حاشيه باغچه را با نعل گيوه هايش پس زد. زير درخت بيد مجنون روي لبه تخت چوبي چارگوش دوره دار كه نشستيم، نگاهش را به شاخه هاي واژگون و تركه هاي سخت بيد مجنون گره زد.
حال و رنگ خنده بي صداي گوشه چشم هايش سرد شد. اثر زخم و درد خجالت كشيدن لا به لاي چين و چروك پيشاني بلند و گونه هاي استخواني اش پنجه كشيد.
دلگير شدي؟ آره؟! نمي خواد چيزي بگي. از گپ و گفت و رگ و ريشه ات خبر دارم. خودم بزرگت كردم. خيلي خوب حاليم شد. فهميدم تشنگي امانتو بريده آرام و خسته حال خم مي شود و از زير دستگاه يك تكه چوب نازك و رنده خورده شمشاد را برمي دارد. با مداد روي تنه صاف و خوش بوم شمشاد عدد سال هاي 1321 را از رقم هاي امسالي كه در آنيم كم مي كند، باورت مي شه، آه مي كشد. اي دل غافل انگار همين ديروز بود. مادر خدا بيامرزم يه نصفه نشان سنگك برشته و 3، 4 تا گل شامي كباب گذاشت ميان دستمال نان پيچه ام و گوشه هاي دستمال را دو تا دو تا بهم گره زد و نهار اون روزمو داد دستم، پدر خدا بيامرزم دستمو گرفت و راه افتاديم نزديك در حياط مادرم از زير قرآن ردمان كرد. آفتاب تازه در آمده بود كه رسيديم به دكان اوستا مرتضي خدا بيامرز. ما را كه ديد دستش را انداخت دور گردن بابام، بابام دستمو گذاشت تو دست سيد مرتضي و گفت: « اين يكي تو كار جور ديگه ايه، هر كاريش كردم پايبند ملات و ماله و سيمان و شمشه و شاغول بشه نشد كه نشد، خدايي شو بگم. مي خواستم ازش يه اوستا كار معمار پدر پيشه بسازم. كارم جور در نيامد. هيچ جوري دل به كار گل نمي ده. در عوض تا دلت بخواد عشق چوب داره و تيشه تا يه تيكه چل چوب و تخته مخته اي گير مياره مي افته به جانش و تا يه چيز خوش آب و گلي و يه گل مرغي از زير دستش در نياد ول كن كار نيست.»
* پس اين طوري بود كه رفتيد زير دست حاج مرتضي خان گره چين و فوت و فن كار را پيدا كرديد و شديد استاد نصرت الله بابائي، خوب حالا اين گره چيني يعني چي يعني چه كاري؟

_ راستش بايد هندسه بداني و رياضيات و كار با چوب و رنگ ها رو هم خوب بشناسي. گره چيني هم ساختن و هم پرداختن سطوحي مركب از مجموعه شكل هاي هندسي يا ميان پر به وسيله شيشه رنگي، قطعات چوبي معرق، آيينه، الماس تراش و منبت كاري شده يا حتي ميان خالي كه در نهايت اثري يك پارچه، همگن، متجانس، متوازن و متقارن را پديد مي آورد، مثل همين تخته شطرنج كه روبروت گذاشته ام.

* به تخته شطرنج كه از دست و پنجه استاد بيرون آمده است نگاه مي كني نگاهت به دوايري در كناره و پيچش هايي از امواج در حاشيه تخته شطرنج به حركت در مي آيد تصويري از دو چشم و مغز انسان كه تا حد و مرز وسعت تخته ادامه مي يابد. آن گاه نگاهت به درون مي آيد به نقطه اي به نام مركز تقارن مي رسي. بعد مي ايستي و ثابت مي ماني تا به عرصه رسيدن انديشه، آن وقت مي انديشي و مي انديشي، هر چه هست فروتني است. عين در زورخانه اي كه براي وارد شدنش بايد سر خم كني.

* استاد از خصوصيات و جنس اين هنر بگوييد!؟

¬_ ترديدي نيست كه خواص معيني از قبيل هماهنگي، تناسب، وحدت، تنوع سادگي، صحت اندازه گيري، وضوح، اتحاد ميان اجزا؛ و شايستگي براي انجام دادن هدفي كه اثر هنري براي آن به وجود آمده است، زيبايي را به وجود مي آورد اما زيبايي بيش از آن چه در خواص ظاهري اشيا باشد، در ذهن هنرمند است. بنابراين مقصود از اين هنر بر انگيختن لذت و تلفيق احساس است، پس زيبايي لذتي است تجسم يافته و هنر عبارت است از ديدن و درك زيبايي ها و بيان آنها به وجهي مطبوع و دلپسند چنان كه هنر گره چيني هنر خلق زيبايي است با قطعات ترد و برش خورده چوب و شيشه هاي رنگي در شكل و هيات اشكال مختلف و متعدد الاجرا و وحدت گراي هندسي كه به طور هماهنگ در يك كادر مشخص و تكرار شونده در كنار هم قرار گرفته باشند.

* دوباره كه به تخته شطرنج چشم مي دوزي در اين نقش ميان تخته شطرنج نقشي مي بيني كه از بي نظمي پديد آمده است. چوب چنار از كهربايي به صورتي و از صورتي به سفيد و خال خال هاي ريز عين پره هاي گل كه افشانده شده باشد. نورهايي كه در پس گره ها قايم شده اند و چوب انابي گره خورده كه اجازه سكون را از تو مي گيرد و تو پويا مي شوي اين جنس هنر است و وقتي نگاهت را به گردش در مي آورد ذهن را نيز فعال مي كند و زنده بودنت را به تو مي نماياند.

_ استاد مي گويد: «يادش بخير، خانه اي در كاشان ساخته بودم، درها را گره چيني كرده بودم و لا به لاي آن را شيشه هاي رنگي كار گذاشته بودم، دست روزگار خانه را قسمت كس ديگري كرد كه شايد از من كس تر بود، به هر حال اگر خواستي نمونه هايي را ببيني منبر متعلق به مسجد جامع اصفهان كه در سال 546 هجري قمري ساخته شده است، پنجره هاي گره كاري در عمارت چهل ستون. يكي از درهاي مسجد جامع يزد مربوط به قرن هفتم، منبر منبت و گره بخش اسلامي موزه ايران باستان و در ورودي حوضخانه كاخ گلستان نمونه هاي بسيار خوبي است.»
حرفش كه تمام مي شود نگاهش را به جاي ديگري مي دوزد و دست دست مي كند تا سئوال ديگري بشنود.

* چه چيز بايد در اختيار يك گره چين باشد؟

_ مهم ترين و اصلي ترين مواد اوليه انواع چوب هاي درختان جنگلي ايران از نوع آزاد و راش و احيانا سرخه دار و درختان دست كاشت گردو است، در وجه مطلوب و مورد اتفاق راي استادكاران درخت چنار مهم ترين عنصر مورد نظر است كه به دست آوردن اين ماده اوليه چندان دشوار نيست.

* بلند مي شود و ميز خطاطي گره چيني معرق ساخته دست و پنجه خودش را روبرويم مي گذارد مي گويد حالا به اين نگاه كن...

_ صفحه اي است به نام ميز خطاطي كه از زيبايي خط فارسي از مفهوم شعر و ادبيات فارسي از زيبايي هاي رنگ هاي طبيعي چوب بهره گرفته است تا صفحه اي مهيا شد براي خطاط. كه نه تنها زيباست، نه تنها گوياست و نه تنها جنبه تزييني دارد، بلكه لذتي را در خطاط مي پروراند كه منظم فكر كند و منظم پرورش دهد. مثل سفره قلم كار كه نقش و نقوش دارد و لذت غذا خوردن را در انسان دو چندان مي كند. مثل ترعه هاي مجمعه هاي مسي غذا و مثل باغ گل نشا كردن روي وسعت قالي، اين هنر از ريشه و اعتقاد وحدت مدار انسان ايراني مي تراود و مي تراود...

* و حالا از فرق گره چيني دست ساز با گره چيني صنعت گرا مي پرسم، بابايي گوشه چشمي به قالي مي اندازد و مكث مي كند و سر تكان مي دهد، مي گويد: «امان بده تا متني دست نوشته از زنده ياد «رسام عرب زاده» را برايتان بخوانم. عرب زاده خدا بيامرز نوشته است. فرش ماشيني در همان ديد اول براي چشم مي تواند مقدمه يك انفعال باشد و در ديد دوم ديگر چيز تكراري است و در ديد سوم هيچ ندارد و فرقش همين است با يك فرش دستي كه سازنده را كنار فرش مي بيني. گرهي با گره ديگر با يك روح و حال بافته شده است، در كنار هر دانه اي يك انسان را تداعي مي كند كه او و احوالش بر شما نشاط مي دهد. در حالي كه در فرش ماشيني و همچنين منبت ها و گره چيني ماشيني يك چرخ دنده و گردونه را مي بينيد كه انفعال از رنگ ها و قالب ها بر چشم شما نيش مي زند. آدم اهل حال در كنار آثاري كه عاطفه و لطف هنري دارند، موثرش را، نقاشش را و حتي روستا و محله اش را مي بيند.

_ براي خداحافظي كه بلند مي شوم جلوي آيينه گره چيني شده مي ايستم درست مي گويد استاد. وقتي در برابر چنين اثري قرار مي گيري ترجيح مي دهي به توازن و تقارن هندسي گره چيني ها و معرقي كه آيينه را قاب گرفته اند، نگاه كني. به دست هاي پينه بسته و انگشتان لاغر و زحمت كشيده موثرش نه به خودت. آن وقت است كه به قول استاد در خودت گم مي شوي و در ديگري
پيدا...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/17ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گلیم بافی4

مراحل و شيوه بافت

           نخستين مرحله بافت گليم نقش برجسته چله كشي و استقرار تارها بر روي دار است كه تعداد تارها بر اساس تعداد خانه هاي  نقشه مورد نظر تعيين مي شود .

          چله كشي توسط دو نفر انجام مي شود ، بدين صورت كه دار را در وضعيت افقي روي چهار قطعه چوب مكعب شكل با ارتفاع تقريبي 25 سانتيمتر از سطح زمين قرار داده و چله كشي را انجام مي دهند .

              در ابتدا يك رشـــــته طناب ( كه در اصطلاح چله كشي با عنوان زهوار مورد اشاره قرار مي گيرد )  ، به فــــاصله 30 سانتيمتر به موازات زير انداز بسته ميشود ،  سپس سر نخ پنبه اي كه داراي ظرافــــت يـــــــا ضخامت مورد نظر براي تار ( چله ) بوده و قبلاً بصورت گلوله در آمده به منتهي اليه سمــــــت راســــت يا چپ زيردار گره زده مي شود ، آنگاه گلوله نخ را از پشت رشته طناب ( زهوار ) و از روي سردار به پشت آن مي برند و از زيــر دار خــــــــــارج مي كنند با تكرار اين عمليات و مخصوصاً حركت متناوب نخ چــــــله از پشت و روي رشته طناب ( زهوار ) نخ هاي تار بصورت يكي در ميان قرار مي گيرد .( شكل 8 )

                                                     شکل۸

 

 

            بعد از اتمام چله كشي تخته چوبي به عرض 5 سانتيمتر و قطر 1 سانتيمتر كه طول آن اندكي بيش از عرض چله در طرفين است در بين رشته هاي تار و بر روي زيردار قرار مي دهند ، اين تخته به يكدست شدن چله ها در روي دار كمك ميكنند  ، ضمن آنكه باعث مي شود چله ها در حين بافت و دفتين زدن در روي دار جابجا نشده و ثابت بماننـد . بـعد از ايـن مرحـله چـوب استـوانه اي شكلي ( هاف ) كه داراي طولي كمتر از عرض دار است به جاي زهوار قرار داده و زهوار را حذف مي كنند . چوب هاف كه به زير رو كردن رشته هاي تار در حين بافت كمك ميكند ، اندكي بالاتر از نصف طول قرار ميگيرند ، در مرحله بعد نوبت به بستن كجو مي رسد . كجو يا كجو چو كه با عنوان چوب نيره نيز از آن ياد مي شود ، قطعه چوبي استوانه اي شكل به قطر تقريبي 3 سانتيمتر و طول معادل عرض اسمي ( عرض كامل دستگاه بافندگي ) دار گليم بافي است و به بافندگان اين امكان را مي دهد تا عمل بافت را با سرعت بيشتري انجام دهند .

          نحوه بسـتن كجـو ( نيره چوبي )  به اين صورت  بوده كه مقداري نخ ( از نوع نخ چله ) انتخاب كرده و يك سر آن به سمت راست ميله چوبي گره زده مي شود ، آنگاه بافنده ضمن آزاد گذاشتن مقداري نخ ، سر ديگر آن را از زير چوب به پشت اولين تار زيرين برده و از روي چوب به جلو مي آورد و از داخل حلقه تشكيل شده عبور مي دهد و مي كشد تا جايي كه تار زيرين مختصري تحت كشش قرار گيرد ، سپس بافنده كليه تارهاي زيرين را جدا كرده و ضمن عبور نخ از لابلاي آن ها ( به شيوه گفته شده ) ، سر ديگر نخ را به انتهاي چوب كجو مي بندد ، در اين مرحله بافندگان كه از مهارت و تجربه كافي برخوردارند با انگشتان دست چپ  خود طوري فاصله تارهاي زيرين را با كجو تنظيم مي كنند كه در پايان كار تماماً داري فاصله اي يكسان با كجو خواهند بود . لازم به ذكر است كه موقعيت كجو در روي دار پاين تر از گرد چوب ( هاف ) است . ( شكل 9 )

                                        شکل ۹

 

              پس از تكميل مرحله چله كشي ، توليد گليم نقش بر جسته با بافت چند رج ساده كه نزد بافندگان به گيس بافي شهرت دارد آغاز مي شود ،براي اين كار حدود 15 سانتيمتر از ابتداي چله به منظور ريشه گليم در نظر گرفته مي شود و سپس مقداري ازگليم با نخي از جنس نخ چله بصورت يكي در ميان ( صوفي بافي ) بافته مي شود ، گاهي نيز بافندگان براي اين قسمت از نخ هاي رنگين استفاده نموده و عمل بافت را بصورت دو تا رو ، دو تا از زير انجام مي دهند و بعد از بافت حدود ده رج به طور ساده ( كه البته بسته به اندازه گليم نقش برجسته اين تعداد رج متغير است ) ، دو رج بافت زنجيره اي به ابتداي گليم مي افزايند .

           در بافت زنجيره اي كه به كمك دست و گاه با بهره گــيري از قـلاب انجام مي شود ، معمولاً از دو نخ با رنگ متضاد استفاده مي شود و روش كار چنين است كه ابتدا سر دو قطعه نخ را به يكديگر گره زده و هر يك را مخالف ديگري از لابلاي چله ها عبور مي دهند و در برگشت دقت ميكنند تا دو رنگ مشابه روي يكديگر قرار گيرد و شكلي زنجيره اي ايجاد نمايد .

             پس از بافت قسمت زنجيره اي گليم نقش برجسته بافت اصلي آغاز مي شود و بافنده طبق نقشه و با استفاده از نخ رنگين به محصول شكل مي دهد .

            بطور معمول حاشيه باريكي به اندازه 5 سانيمتر بوسيله گره زدن در دور تا دور گليم نقش برجسته در نظر گرفته مي شود . لازم به ذكر است كه پس از بافت هر رج گره ، دو رج پودگذاري ساده ( بوسيله نخي كه بعنوان زمينه گليم كاربرد خواهد داشت ) ، انجام مي شود و اين پودگذاري با نخ زمينه دقيقاً همانند پود گذاري در قالي يا پود نازك و ضخيم است ( شكل 10 و 11 ) .

           هر رديف گره زدن يا پود گذاري يك رج ناميده مي شود و لازم است روي هر رج بافته شده دفتين زده شود تا درگيري تار و پود با گره ايجاد شده و استحكام كافي به خود بگيرد .

          روش صحيح دفتين زدن كه يكي از مراحل نسبتاً حساس گليم بافي است اهميت ويژه اي در توليد يك محصول مرغوب دارد ، براي اين كار لازم است بافنده دسته دفتين را طوري نگهدارد كه فاصله آرنج تا مچ دست كاملاً افقي قرار گيرد و دفتين با حركت مچ دست بالا و پايين برود .

شکل ۱۰دار در حال بافت-شکل ۱۱ صوفي بافي و بافت زمينه گليم نقش بر جسته

 

دفتين زدن به اين طريق ضمن آنكه مانع خستگي كتف و بازوي بافندگان خواهد شد ، مـــوجب مي شـــود ضربـــات تحت نيروي وزن خود دفتين بر گره و پود گليــــم نقش برجسته وارد شود و حالتي كاملاً يكنواخت داشته و از ناميزاني بافت جلوگيري نمايد ، همچنين لازم به تذكر است كه وقتي عمل بافت ( پود گذاري ) از راست به سمت چپ جلو رفت و هنگامي كه بافت از چپ به راست آغاز شد بايد عكس اين عمل را انجام داد و دقت كافي به خرج داد تا پود جديد كاملاً در پشت پود قبلي قرار گيرد .

گره مورد استفاده در گليم نقش برجسته  از نوع گره تركي باف ( متقارن ) است كه نخ از روي دو چله و از كناره ٍآن به عقب برده شده و سپس از داخل چله ها بر مي گردد و با كشيدن سفت مي شود . (شكل 12 و 13 )

شکل سمت راستشماره 13گره فارسي باف (نامتقارن)

شکل سمت چپ شماره 12 گره تركي باف (متقارن)

 

 

          كاربرد گره تركي در گليم نقش برجسته به پيشينه استعمال آن توسط بافندگان ايلامي در بافته هايي نظير قالي برميگردد و از نظر فني بسته به ماهيت خود گره است كه بدليل تقارن فيزيكي و استحكام بيشتر باعث مي شود در ارتباط و اتصال با رشته هاي پود گذاري شده يكنواختي بيشتري در كناره نقوش و سطح بافته حاصل شود .

             در بافت گليم نقش برجسته ، از همان نخي كه در زمينه بكار مي برند ( بافت گليم ساده ) در پود گذاري روي گره ها نيز استفاده مي شود ( نظير پود نازك و ضخيم در بافت قالي ) ، بدين معني كه بر اساس نقشه ، ابتدا گره هاي مربوط به هر رج با رنگهاي مختص به خود زده شده و پس از اتمام گره هاي هر رج ، پود گذاري انجام مي شود . نخ پود ( كه از نظر نوع و ضخامت ، همانند نخ گره است ) از يك طرف زمينه گليم و از زير و روي رشته هاي تار گذشته و پس از عبور از روي گره هاي زده شده ( براي ايجاد نقش )در انتهاي رج برگشت داده شده تا به نقطه شروع حركت برسد و باز از روي قسمت زمينه عبور داده شده تا به ابتداي گره هاي نقش برسد و مجدداً برگشت داده مي شود ، در مجموع فرآيند حاصله شامل دو حركت رفت و برگشت ( 4 رديف پود ) در قسمت زمينه و يك حركت رفت و برگشت ( 2 رديف پود ) بر روي گره هاي نقش است . در واقع دليل يك حركت رفت و برگشت  اضافي نخ پود در قسمت زمينه اين است كه زمينه با گره هاي زده شده هم سطح شود. البته گاهي در حين بافـت پـيش مي آيد كه با دو رديف پود اضافه سطح رجهاي زمينه نسبت به گره هاي آن رج پايين تر است كه با پود گذاري بيشتر مي توان آن را جبران كرد . به اين نكته نيز اشاره شود كه در طرفين گليم نقش برجسته معمولاً 4 الي 6 رشته در نظر گرفـته شده و در اطـراف آنهـا نـخي 4 لا ( همرنـگ با حاشيه كناري ) پيچيده مي شود كه  به آن كناره پيچ گفته مي شود ، عمل كناره پيچ در ضمن بافت انجام شده و نخ پود نيز با رشته هاي تار در گير شده تا گسستگي بوجود نيايد ،با اجراي دقيق عمليات گفته شده طبق نقشه ، بافت گليم نقش برجسته به پايان مي رسد كه در نهايت بايستي داري ويژگي ها و محاسن زير باشد :

          1 ) گليم نقش برجــسته بـايستي سبك وزن باشد ، به اين معنا كه هر چه وزن گليم نقش بر جسته سبك تر باشد مرغوبيت بيشتري دارد و همين امر نشان مي دهد كه براي بافت آن از تار و پود و پرز ظريفتري استفاده شده است ، علاوه بر آن به جهت كاربري تزئيني گليم نقش برجسته كه طبيعتاً بر روي ديوار نصب شده و يا در محل خاصي آويزان مي شود ، سبكي وزن امتياز خاصي براي آن به شمار مي رود .

          2 ) گليم نقش برجسته كه طبق نقشه بافته ميشود هماهنگي رنگ و طرح و تقارن نقوش در بافت بر ارزشهاي هنري آن مي افزايد ، در اين نوع بافته بايستي تعادل بر قـرار باشد ، بدين معنا كه نيمه چپ و نيمه راست آن بايد عيناً مثل هم باشد ( نظير قالي ) و همچنين نيمه فوقاني و نيمه تحتاني نيز بايد يكسان باشد ، رعايت موارد ذكر شده بيننده را قادر مي سازد كه طرح و نقش گليم نقش برجسته را از دو سر آن و حتي از دو طرف آن مورد تحسين قرار دهد . به طور مسلم رعايت تقارن ، طــرحهاي ، 1/1 ( طرح يك طرفه نظير نقوش تصويري ... ) را شامل نمي شود و دقت در اجراي تناسب نقش مد نظر است .

        3 ) قسمت زمينه گليم نقش برجسته داري پودهاي بيشتر و متراكم تري باشد ، همان طوري كه گفته شده براي بافت اين نوع گليم از نخ پنبه اي سفيد رنگ به عنوان تار استفاده مي شود به هنگامي كه پود ها را فشرده به هم نبافند اين تارها به صورت دانه هاي سفيد رنگي در زمينه گليم نمودار مي شود ( به اصطلاح سفيدك مي زند و اين سفيدي ها نشان دهنده آن است كه گليم به خوبي بافته شده و داري بافت متراكمي نيست .

         4 ) كيفيت و ثبات رنگ گليم نقش برجسته در نتيجه استفاده از خامه هاي مصرفي كه به روش صحيح رنگرزي شده و دوبار شسته شده اند ضرورت دارند .

          5 ) يك گليم نقش برجسته خوب بايد سره نداشته باشد و در صورت داشتن سره مقداري آن بسياري كم باشد كه بتوان آن را ناديده گرفت ، بدين معني كه عرض گليم نقش بر جسته از ابتدا تا انتها به يك اندازه باشد .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/17ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گره چینی

گره چینی :

گره چینی عبارت است از اتصال قطعات چوبی بوسیله اتصالات چوبی به نحوی که نقش گره ای

 

در آن مشاهده شود. برای گره چینی که اغلب مشبک و همراه با شیشه (ولی چند تکه ) ساخته می

 

شود نیاز به یک طرح گره ای است که بر اساس آن قطعات چوبی را به طول و ضخامت مورد نظر

 

بریده و سپس بسته به جای آن از نوع اتصال مناسب آن استفاده می کنند . در گره چینی اتصالات

 

زیادی به کار می رود و ممکن است بر خلاف و سایل زیر ساختی در یک اتصال آن از چندین قطعه

 

چوب استفاده شود و یک اتصال چندین چوب را به هم متصل کند. امروزه دیگر گره چینی در

 

بوشهر رایج نیست اما در دوره قاجاریه بسیار مورد استفاده و رواج داشته ولی امروزه هنرمندان تنها به

 

مرمت آن مشغولند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/17ساعت 1:21 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

صنایع چوبی 4

نوع از رنگها علاوه بر پوشاندن سطح و حفاظت آن لايه شفافي را بر روي چوب به وجود مي آورد بدون آن كه در نقش و موج چوب تغييري ايجاد كند و به دسته هاي زير تقسيم مي شود
رنگ لاك و الكل: لاك ازحشره اي به نام كوكوس لاكا به دست مي آيد اين حشره بعد از مكيدن شيره درختان محلي(انجير) مايع قهوه اي رنگي از خود ترشح مي كند اين مايع پس از تصويه شدن در بازار به عنوان لاك به فروش مي رسد. بهترين نوع لاك به رنگ زرد روشن تا زرد مايل به نارنجي است كه در اين صورت آن را شلاك مي نامند. در عمل لاك و الكل كاري لاك را در الكل حل مي كنندو هر چه درجه خلوص آن بالاتر باشد لاك بهتر در الكل حل خواهد شد.رنگ لاك و الكل را در سه مرحله به كار مي زنند :

1_ رنگ دسته اول (بوم كردن)براي پر كردن خلل و فرج چوب
2_ رنگ دسته دوم (پوشش) براي ايجاد كردن قشر رنگ روي سطح كار
3_ رنگ دسته سوم(پرداخت) براي صاف كردن روي رنگ ايجاد شده

براي زدن لاك و الكل بر روي چوب معمولاً از كهنه رنگ كاري استفاده مي شود.كهنه رنگ كاري عبارت است از تكه پارچه اي لاي آن پنه و يا پشم گذاشته باشند. لاك و الكل در مقابل اسيد، رطوبت، و حرارت مقاوم نيست چنانچه آب بر روي آن ريخته شود لكه سفيدي بر روي آن باقي مي ماند
براي زدن لاك و الكل بر روي چوب معمولاً از كهنه رنگ كاري استفاده مي شود.كهنه رنگ كاري عبارت است از تكه پارچه اي لاي آن پنه و يا پشم گذاشته باشند. لاك و الكل در مقابل اسيد، رطوبت، و حرارت مقاوم نيست چنانچه آب بر روي آن ريخته شود لكه سفيدي بر روي آن باقي مي ماند.
1_ سيلر
مايعي است كرم رنگ و شفاف و براي غير قابل نفوذ كردن خلل و فرج چوب قبل از رنگ نهايي (كيلر) به كار مي رود پس از استعمال سيلر و خشك شدن آن قابليت جذب رنگ كم مي شود و باعث سختي رنگ نهايي مي شود. سيلر را به وسيله تينر فوري رقيق نموده و به وسيله پستوله و قلمو بر روي چوب پاچيده مي شود.
 2_ كيلر
رنگي است شفاف كه به عنوان رنگ نهايي، و همراه سيلر مورد مصرف قرار مي گيرد حلال اين رنگ تينر فوري است. كيلر با استفاده از پيستوله و قلمو بر روي سطح چوب پاچيده مي شود. كيلر به دو صورت كيلر مات وكيلر براق وجود دارد .
3_ رنگهاي پلي استر
 پلي استر رنگي است شفاف و بي رنگ.اين رنگ در تينرهاي فوري بسيار قوي حل مي شود. رنگ هاي پلي استر در مقابل رطوبت، حرارت، الكلها، اسيدها، روغن و چربي، مركب و جوهر تا حدودي مقاوم هستند.
پلي استر خود به دو دسته نيم پلي استر و پلي استر تقسيم مي شود
نيم پلي استر: جزو رنگهاي نيمه هوا خشك هستند و از سه جزء ماده اصلي رنگ (رزين، روغنهاي كوتاه، اوره فرمالدئيد ) حلال(اتيلن) و سخت كننده(پاراتولوئن) تشكيل يافته است. اين رنگها پس از مصرف احتياج به پوليش ندارند و به دو صورت مات و براق در بازار عرضه مي شوند
پلي استر: اين رنگها از يك جزء ماده اصلي رنگ و يك جزء هاردنر (سخت كننده) تشكيل شده اند و ماده رقيق كننده اي ندارد و به علت اينكه در اثر رقيق نشدن تبخير نمي شود لذا ضخامت لاك به همان ضخامت اصلي روي كار باقي مي ماند اين دسته از لاكها فوق العاده شفاف هستند.در مورد چوبهايي كه شيرابه دارند نمي توان پلي استر را به خوبي به كار برد زيرا اين چوبها به سادگي خشك نمي شوند و به خوبي لاك را نمي پذيرند.
4_ روغن جلا
رنگي است قهوه اي روشن تا متمايل به قرمز كه به عنوان رنگ نهايي مورد مصرف قرار مي گيرد. اين رنگ به تنهايي يا همراه با سيلر و كيلر يا لاك و الكل به عنوان براق كننده مورد استفاده قرار مي گيرد. روغن جلا در مقابل آب و حرارت زياد و رطوبت مقاوم نيست.


رنگهاي غير شفاف

عبارت است از مايع رنگيني كه روي سطح چوب را مي پوشاندكه اين مايع رنگين پس از خشك شدن به شكل يك قشر سخت و غير شفاف روي چوب باقي مي ماند و به كلي نقش چوب را مي پوشاند و تشخيص چوب را غير ممكن مي كند .رنگهاي غير شفاف خود به دسته هاي زير تقسيم مي شوند :
رنگ روغني: رنگ روغني تركيبي است از پودر رنگ، حلال، روغن جلا، اسكاتيف، مواد انعطاف دهنده و غيره است كه به نوع پودر رنگ داراي رنگهاي متفاوتي است.رنگ روغني به دو دسته مات و براق تقسيم ميشود.براي زدن رنگ روغني لازم است سطح چوب را به روغن اليف آغشته و سپس با بتونه روغني پر نموده و آن را رنگ نمود.حلال اين نوع از رنگها تينر روغني مي باشد.از اين رنگ براي مصارفي كه در معرض رطوبت قرار مي گيرند مانند: در و پنجره هاي ساختمان ، كابينت آشپز خانه و كلاً اشياي قابل شستشو استفاده مي شود
1_انامل
نوعي جلاي غير شفاف است كه بافت چوبي را مخفي مي كند و در عوض رنگ مطلوبي به آن مي دهد. انامل خيلي سخت و داراي قابليت ارتجاعي خوبي مي باشد. اين جلا در مقابل تغييرات آب و هوايي مقاوم است.انامل را مي توان به وسيله تينر رقيق كرد.
2_ رنگ پلاستيك
ماده اصلي اين رنگها مواد شيميايي پلاستيكي است كه در آب قابل حل است. اين رنگها در مقابل رطوبت و حرارت دواوم ندارند. از اين رنگها روي سطوح گچي و سيماني و.... استفاده ميشود.
 

تاثيرات رواني رنگها


الف_ مربوط است به دريافت احساس رنگ(فامداري) كه از طيف مرئي ناشي نشده باشد اين را احساس ذهني مينامند. هركاه فشار ملايم بر روي پلكهاي بسته وارد آيد، و يا انسان در يك اتاق تاريك از طريق پيشاني تحت تاثير شوك الكتريكي قرار گيرد_ در هر دو مورد _ احساس رنگ، فامدار به وجود ميايد احساس مزبور ناشي از اثر مريي خارج از چشم نيست، بلكه احساس ذهني است. علت اين پديده، تحريك اعصاب شبكيه به وسيله فشار يا الكتريسيته است. اصولاً ديدن رنگ ذهني مبتني است بر دو پديده كه با هم قرابت دارند: يكي پس تصوير(after_ tmage) بنا بر اين ديگري تباين((contrast بنا بر اين تصوير عبارت است از احساس رنگ پس از رفع تاثير يك محرك، به عبارت ديگر، احساس بصري است كه بلافاصله پس از قطع تحريك عامل خارجي حاصل ميشود. پس تصوير دو گونه است: مثبت و منفي
نوع مثبت پس تصوير آن است كه رنگ احساس شده، همان رنگ محرك است. يعني پس تصوير قرمز همان فام قرمزي است كه چشم را تحريك كرده است. اين پس تصوير پس از مدتي خيره شدن به يك محرك شديد(مثلاً نور يك پروژكتور) و پس از بستن چشمها اتفاق مي افتد. پس تصوير منفي آن است كه احساس شده، مكمل رنگ محرك است؛مثلاً پس تصويرقرمز؛سبز است.
پس تصوير منفي هنگامي رخ ميدهد كه بعد از خيره شدن به يك محرك شديد، چشمها به يك سطح سفيد خالي و يا خاكستري معطوف شودند، علت پس تصوير مثبت را تداوم روند شيميايي در شبكه پس از رفع اثر محرك، ذكر ميكنند، در باره علت پس تصوير منفي، غالباً روند خستگي شبكيه را مطرح، مي سازد

ب_ اثرات ذهني رنگهاي عيني. زمينه ديگر ملاحظه روانشناختي، به احساسهاي معيني وربوط ميشود كه رنگهاي عيني در بيننده ايجاد ميكنند؛ به عبارت ديگر در اينجا رابطه رنگهاي عيني با اثرات ذهني شان مورد بحث است. مثلاً آشكاراست كه برخي فامها، پيش آينده هستند و موجب ميشوند كه اشيا نزديكتر به نظر آيند ؛ بر عكس، برخي فامها پس رونده هستند و موجب ميشوند تا اشيا دورتر به نظر آيند. همچنين فامهاي داراي طول موج بلندتر( مثل قرمز و نارنجي) گرمتر از فامهاي طول موج كوتاهتر(مثل آبي و سبز) احساس ميشوند. احساس گرمي و سردي، پيش آيندگي وپس روندگي در واقع اثرات ذهني رنگهاي عيني هستند كه از جنبه روانشناسي رنگ_ نه از جنبه فيزيولوژيك رنگ_ مورد بحث قرار ميگيرد.
 1_ رنگ زرد
زرد رنگي است به توان پرتو افكني زياد،كه بيشتر پرتوهاي در يافتي را باز تاب ميكند. زرد رنگي است كه ژرفا و عمق ندارد. برد آن نسبت به ديگر زياد تر است. رنگ ترش است. رنگ زرد وقتي يكدست باشد، شادي آفرين و هنگامي كه با تغييرات زمينه هاي رنگي همراه ميشود ايجاد هيجان و ناراحتي و تا حدي اصظراب ميكند.زرد رنگي بي خوابي، بيداري، هيجان، اظطراب و تلاطم فكري است . رنگ زرد رنگ جواني، نشان روشني و نور و نشان دانش و معرفت است.
2_رنگ آبي
 رنگي است آرام و درونگرا. بيننده را به سوي خود ميكشد و درون آرامش خود، نرم مي سازد و به خواب ميبرد .آبي تيره گون، سكون مطلق و استراحت شبانه است.آبي رنگي است الاهي و آسماني. رنگي است مطيع، سر به راه و سازشكار، آبي رنگ زمستان و سرماي آن است. طعم آبي، بي طعمي و كمي متمايل به شيريني است.آبي با روان آدمي پيوند ميخورد و تا اعماق و انتهاي روح نفوذ ميكند.آبي معني ايمان است. سمبل جاويد است.
 3_ رنگ قرمز
رنگي گرم و داراي نيروهاي برون گرا است. رنگ توان و فعاليت بسيار زياد و رنگ مقوي قلب است.طعم آن شيرين است. قرمز رنگ حق و حقيقت، پيكار و بالاخره شهادت است. رنگ جواني به ثمر رسيده 30_25 سالگي است. رنگي است كه فرو رفتن و ماندن در آن ميسوزاند و كناره گيري از آن گرما ميدهد. رنگ عشق و تشكيل خانواده است. قرمز، سمبل حيات و زندگي ، عامل موثري در سازندگي و تشديد رويش گياهان و بيان كننده هيجان و شورش است، نشاني تثبيت شده از مبارزه، انقلاب و شورش و ...
4_ رنگ سبز
 سبز معتدل و اعتدالش سرد است. در سبز توان آرامش وجود دارد و با ويژگيهاي تاريك_روشن. تعغل، تفكر و آرامش خردمندانه است. رنگ صلح و صفا است. طعم رنگ سبز، نه شيرين است نه شور، نه ترش است نه بي مزه، نه تند است نه تلخ، طعم رنگ گوارا است و كمي مزه گس دارد و بالاخره رنگ سبز دنياي سبزيجات است كه معمول عمل فتوسنتز گياهان است.
5_ رنگ نارنجي
نارنجي رنگ جواني است. رنگ شادابي است. رنگ جشن و سرور است . آميخته با كمي سفيد رنگ بلوغ زنانه و آميخته با اندكي سياه، بلوغ مردانه است .
6_ رنگ بنفش
رنگ بنفش نمايشگر بي خبري، بي اخياري، ظلم و دشواري است و رنگي مرموز و برانگيزاننده احساسات. اگر در سطح وسيع به كار بريم حالت ترس را نشان ميدهد به خصئص اگر بنفش متمايل به ارغواني باشد. طعم بنفش گس است.بنفش سمبل هرج و مرج، مرگ، ستايش و عظمت است. بنفش آبي رنگ، القا كننده تنهايي است. بنفش قرمز، نشان عشقي يزذاني و سلطه روحاني است.


بتونه و انواع آن

بتونه به موادي گفته ميشود كه براي پر كردن خلل و فرجها، ترك خوردگيها، زدگيها، پوشاندن سر پيچها و ميخها و به دست آوردن سطحي صاف و يكنواخت به كار ميرود.

به طور كلي در انتخاب بتونه يايد موارد زير رعايت شود:
 
1_ محلي كه قرار است با بتونه پر شود
2_ نوع چوبي كه با بتونه پر شود
3_ نوع رنگي قرار است با بتونه پر شود
4_ نوع آستر همرنگي كه قرار است تغيير رنگ در زمينه چوب به وجود آورد

بتونه هاي مورد مصرف در صنايع چوب :

1_ بتونه چوب
2_ بتونه همرنگي

بتونه چوب: اين بتونه ماده اي است ژله مانند و شفاف كه از تركيب سلولز و مواد رقيق كننده به دست ميايد . از اين بتونه براي پر كردن زدگيهاي كوچك و خلل و فرج چوبهايي درشت بافت استفاده ميشود. حلال آن تينر فوري و رقيق شده آن ميتواند كار سيلر را انجام دهد. شفافيت اين بتونه باعث ميشود كه در زير رنگهاي شفاف تا عمق روزنه ها آشكار شود و زيبايي چوب را افزايش دهد. سطح مورد نظر را با تينر يا محلول رقيق شده نيترو سلولز ميپوشانند. بعد از خشك شدن آن سطح بتونه شده بايد سنباده شود تا فقط بتونه داخل روزنهاي چوب باقي بماند. بعد از پرداخت كار ميتوان سطح كار را آستري زد و يا رنگ كرد.

بتونه همرنگي

اين بتونه از مخلوط گلهاي معدني( رنكهاي معدني) آرد سريش يا سريشم و آب به دست ميايد . از اين بتونه براي پر كردن حفره ها و كنده كاريها ي چوبهايي كه بر روي آنها رنگهاي شفاف و يا آستري هم رنگي ميخورد و به منظور همرنگ كردن آنها با قسمتهاي ديگر چوب استفاده ميشود

رنگينه هاي معدني كه در تهييه اين بتونه به كار ميرود

_ گل مل : كه به رنگ سفيد متمايل به زرد است و بيشترين سهم در تهييه بتونه را دارد .
_ گل اخرا : يا اكسيد آهن كه به رنگ مايل به قهوه اي است .
_ گل امرا : كه به رنگ قهوه اي تيره است .
_ گل ماشي : به رنگ متمايل به نارنجي است .
_ لاجورد : كه به رنگ آبي تيره ( لاجوردي ) است .
_ گل زرد كرم: به رنگ زرد سير است .
_ گل سينكا : كه پودر خيلي نرم و به رنگ سفيد است .

در تهيه بتونه هاي همرنگي ازدوده نيز استفاده ميشود . از دوده به عنوان رنگ سياه استفاده ميشود .بهترين نوع دوده يدون چربي است ( دوده سوئدي) . بايد توجه داشت كه در ساخت بتونه غلظت آن بسيار مهم است . هر چه رقت بتونه زياد باشد چسبندگي آن نيز بيشتر خواهد شد ولي در عوض نشست آن بيشتر خواهد شد . و بعد از پرداخت در محل بتونه شده گودي به وجود ميايد براي اينكه بتونه نشست بشتري داشته باشد ميتوان بتونه را در دو مرحله بر روي كار زد .ابتدا بتونه را رقيق كرده بر روي كار ميزنيم و پس از خشك شدن و در مرحله بعد ميتوان از بتونه غليظ استفاده كرد .

بتونه روغني : اين بتونه را ميتوان به دو صورت رنگي و سفيد تهيه كرد كه نوع سفيد آن همان بتونه شيشه است كه براي محكم كردن شيشه از آن استفاده ميشود .
بتونه هاي ذكر شده كليه بتونه هاي مورد مصرف در چوب نمي باشد بلكه بتونه هايي ميباشد كه بسشترين كاربرد را دارند

نوشته شده توسط احمدرضا عابدزاده در چهارشنبه دهم مرداد 1386 | نظر بدهید
 

جدول كيفيت سختي در چوبهاي سوزني و پهن برگ

نوع درخت درجه سختي كيفيت سختي نام گونه

پهن برگان

1/5-2/.
3-5/.
6-3
9-6

20-9

خيلي نرم
نرم
نيمه سخت
سخت
خيلي سخت
بالزار/ بيد/ برخي از انواع صنوبرها
نمدار/ توسكا/ غان/ لرگ/ سپيدار/ انجيل
بلوط/ راش/ ون/ ملچ/ گردو/ اقاقيا
شمشاد/ ممرز/ انجيل/ ون
آرزوبه/ آبنوس/ بلوط سبز/ كهور/ افرا/ مار

سوزني برگان

2-1

4-2

9-4

نرم
نيمه نرم
سخت
نراد/ پيسه ها/ كاج آمريكايي/ سرو
كاج جنگلي/ كاج دريايي/ لاريكس
سرخدار/ ارس/ زربين
 

توسكا :  Alnus

دو گونه توسکاي قشلاقي و ييلاقي به نام هاي علمي Subcordate Alnus و Glutionose Alnuse در ايران وجود دارد. نام هاي محلي توسکا، تسکا و توسه است.
 چوب درون نامشخص، رنگ کرم مايل به قرمز، دواير ساليانه پهن با حدود نسبتا مشخص و موجدار در مقطع عرضي و پره چوبي آجري شکل قرمز رنگ در مقطع شعاعي و دوک هاي ظريف (پره ها) در مقطع مماسي از خصوصيات ظاهري چوب است. چوبي نيمه سنگين تا سبک است که به دليل پرداخت و رنگ پذيري شکاف خوري و ابزار خوري خوب در صنعت مبلمان مصرف دارد ولي کم دوام بوده که البته در آب دوام قابل توجهي دارد. بيشترين ميزان فروش را در بازار چوب فروشان پس از راش را داراست که البته در حال حاضر مهمترين مورد مصرف آن طبق آمار موجود در کارخانجات تخته لايه سازي آن در برابر آب در ساختن بناهاي آبي نيز مصرف ميشود. قيمت چوب توسکا به صورت الواري در سال بوده است. 

 

راش :   Brich 

نام علمي اين چوب Fagus orientalis نام فارسي و بومي راش و مرس و نام انگليسي آن Beech است. از خواص ظاهري چوب راش درون نامشخص و به رنگ کرم مايل به قرمز است.
دواير ساليانه فشرده و در نتيجه در مقاطع طولي داراي خطوط کم و بيش مشخص ناشي از آن است. از بارزترين خصوصيات شايد بتوان به پره هاي چوبي در مقاطع طولي اشاره کرده که در مقطع شعاعي به پرمگس و در مقطع مماسي به دوک معروفند و اين پره ها به صورت لکه هاي قرمز ديده ميشود. چه بسا گاهي اين پرمگس هاي زيبا عيب محصوب ميشوند چرا که به عقيده نجاران اين بخشهاي چوب پس از رنگ کاري سياه ميشوند. گونه راش چوبي نيمه سنگين و داراي بافتي همگن و تقريبا مقاوم در برابر حشرات و قارچهاست. گرده بينه هاي درجه 1 و 2 راش در ايران بيشتر به مصرف کارخانجات روکش و تخته لايه مي رسد و گرده بينه هاي درجه 3 پس از تبديل به الوار به بازار تهران (پل چوبي) روانه مي شوند. بنا به اطلاعات بازار ميزان تفاوت قيمت آن در 6 ماهه نخست در بازار تهران بوده است. به دليل بافت همگن و درجه سختي مناسب اين چوب بيشترين تقاضا را براي خريد به منظور تهيه مبل در بازار دارد. همچنين به دليل قابليت آغشتگي با انواع محلولهاي حفاظتي بيشترين گونه مصرفي در کارخانه هاي اشباع است. البته اخيرا گونه هاي خارجي راش از طريق آذربايجان وارد ايران شده است که بنا به ادعاي مبل سازان و فرشندگان چوب کيفيت چوب راش ايراني را ندارد ولي به دليل ابعاد و رطوبت مناسب تخته ها ميزان ضايعات کمتري، در امر فرآيند توليد دارد.
 

ملچ

چوبي به رنگ قهواي مايل به قرمز است و گاهي اوقات رگه هاي سبز رنگي در آن ديده ميشود. چوبي درشت بافت، نيمه سخت و نيمه سنگين، نسبتا بادوام و در برابر ضربه بادوام و نسبت خمش مقاوم است. از اين چوب بيشتر در ساختمانهاي چوبي، ساخت مبلمان، روكش، قايق سازي، وسايل ورزشي، در و پنجيره و تخته لائي استفاده مي شود .  

 

افرا  :  Maple

اين خانواده داراي گونه هاي مختلفي در ايران است از جمله ميتوان افرا پلت، افرا شيردار و کيکم را نام برد. بزرگترين و فراوان ترين افراي ايران اپلت با نام علمي insigne Bosso و نام انگليسي Maple است.
اين گونه چوب درون نامشخص، چوب سفيد مايل به کرم با درخشندگي کم و بيش صدفي دارد. دواير ساليانه به دليل فشردگي چوب تابستانه در مقطع عرضي کاملا مشخص و در مقطع مماسي نقوش مواج و در مقطع عرضي نقوش رگه اي مانند ايجاد کرده است که پره هاي چوبي ظريف و قهوه اي رنگ و براق در دو مقطع مختلف طولي به صورت لکه ها و دوک ها نمايان است. چوبي نيمه سنگين با پرداخت آسان و هم کشيدگي کم باعث شده تا در صنعت مبلمان و روکش گيري جايگاه ويژه اي داشته باشد. 

 

گردو

چوبي ريز بافت، به رنگ خاكستري مايل به قهواي تيره و داراي نقوش زيبا و نسبتاً با دوام است. اين چوب نيمه سنگين و نيمه سخت و در مقابل فشار، خمش و كشش مقاوم است. از اين چوب بيشتر در كارهاي هنري و تزييني، تهيه روكش، خراطي ساخت مبلمان، ساخت الات موسيقي، قنداق تفنگ، مجسمه سازي، منبت كاري و معرق كاري استفاده مي شود.
 

 

چنار

چوبي به رنگ سفيد روشن تا قرمز مايل به قهوه اي است كه لكه هاي قهوه اي صدفي دارد . چوبي است نيمه سخت وسنگين و با دوام كه از آن براي ساخت دربهاي اماكن متبركه، دسته ابزار، صندلي، غربال، صندوق استفاده مي شود.
 

بلوط

چوبي به رنگ قهوه اي روشن تا تيره، درشت بافت و با دوام است. اين چوب نسبتاً نيمه سخت و نيمه سنگين تا سنگين است و در برابر سايش مقاومت زيادي دارد و بهترين چوب براي پاركت، ساخت مبلمان تهيه روكش، تراورس را آهن، مدل سازي است.
 

تبريزي

 اين چوب به رنگ سفيد تا كرم روشن است و اغلب لكه هاي سياه رنگ و يا قهوه اي دارد. چوبي است نسبتاً نرم، سبك كه دوام زيادي ندارد و كار با آن آسان است. براي ساخت كاغذ سازي، كبريت سازي، جعبه سازي، ادوات كشاورزي از آن استفاده مي شود.
 

ممرز

چوبي ريز بافت به رنگ سفيد تا سفيد مايل به كرم و سخت و نيمه سنگين است . اين چوب در مقابل ضربه و سايش مقاومت دارد و در كاغذ سازي، تخته خرده چوب سازي، تخته فيبر، واگن سازي، دسته ابزار، چوبهاي تونلي از آن استفاده مي شود.
 

كاح ايراني (روس)

واژه چوب روسي در بازار چوب ايران به هر نوع چوب سفيد رنگ وارداتي از روسيه تلقي ميشود و کاربرد آن هم چندان تفاوتي نمي کند در حاليکه اين چوب سفيد خود شامل گونه هاي کاملا متفاوت چون نراد، نوئل و انواع کاجها مي شوند.
همچنانکه گفته شد يکي از گونه هاي چوبي که به چوب روسي معروف است Abies يا نراد است که نام رايج آن در دنيا Fir و Sapen است.
اين چوب فاقد درون چوب مشخص و به رنگ سفيد مايل به قرمز، فاقد مجاري صمغي، راست تار، سبک، واکشيدگي و همکشيدگي کم، قابليت ترک خوردن کم هنگام خشک شدن، بسيار خوش کار، سنباده خوري خوب، ميخ خوري و پيچ خوري عالي هستند ولي با وجود تمام مزايا به راحتي در مقابل قارچها دچار مرض لکه آبي يا لکه قرمز ميشوند از استحکام آن مي کاهد. حشرات نيز علاقه زيادي به لانه گزيني و تخم گذاري در آن دارند و بايد توجه داشت که چوبها داراي رگه قرمز به هنگام خشک شدن کاملا تاب بر مي دارند.
اين چوب به علت سبکي و ضريب الاستيته بالا از بهترين چوبها براي اسکلت ساختمان هاست. الياف بلند و خمير سفيد آن در کاغذسازي مصرف فراوان دارد. در ايران اين چوب غالبا در صنايع مبلمان استفاده مي شود.
 

نراد

چوبي به رنگ سفيد تا سفيد مايل به كرم تا قهوه اي مايل به صورتي است، راست تار و داراي نقوش زيبايي است. چوبي است سبك، نرم و كم دوام كه كار با آن آسان است و در كارهاي ساختماني، قفسه سازي، بسته بندي از آن استفاده مي شود.
 

ماهاگوني يا آكاژو

آکاژوها به دو دسته آکاژوي آمريکايي و آفريقايي تقسيم ميشوند که اغلب آکاژوي آفريقايي در بازار ايران يافت ميشود. نام علمي اين گونه Khaya inveeonsis و از خانواده Miliacea است. نام هاي محلي متفاوتي در کشورهاي مختلف آفريقا دارد. درون چوب قرمز رنگ و برون چوب نازک سفيد مايل به صورتي رنگ دارد. بافت يکدست و وجود پرمگسهاي درخشان و براق که با تغيير جهت نور درخشش متفاوتي دارند از ويژگيهاي شاخص اين چوب است. در مقطع شعاعي نقوش نواري صدفي و در مقاطع مماسي نقوشي متنوع چون موجي، مجعد، جناغي دارد. يکي از پرمصرف ترين چوب هاي دنيا براي تهيه روکش هاي قيمتي است. به دليل همکشيدگي و واکشيدگي کم در هنگام خشک شدن کمتر دچار عيب مي شود. ضربه پذيري خوب، پرداخت عالي، پيچ خوري و ميخ خوري بالا از خصوصيات بارز اين چوب است ولي رنگ پذيري و واکس خوري بايد همراه با بتونه کاري انجام شود. در تهيه روکش و مبلسازي بيشترين مصرف را داراست. به دليل ضربه پذيري و ضريب الاستيسيته بالا در تهيه قايق هاي بادباني و تفريحي مناسب است.لازم به ذکر است که چوبهاي ديگري نيز تحت عنوان آکاژو در بازار ديده ميشوند که اسامي واقعي آنها سيپو، کيسپو و ساپلي است.

آكونه (گابون)

چوبي است به رنگ صورتي كم رنگ تا پر رنگ، سبك، نرم، ريزبافت و كم دوام كه به خوبي ورقه ورقه مي شود. براي تهيه كاغذ سازي، قايقهاي سبك، و غيره از آن استفاده مي شود.
 

ساج (تيك)

چوبي است به رنگ قهوه اي طلايي تا قهوه اي پنج پر رنگ با خطهاي سياه كه بسيار سنگين و با دوام است. اين چوب در صنعت كشتي سازي، صنايع ظريف به خصوص خاتم كاري، ساخت ابزار آزمايشگاهي، روكش گيري، قسمتهاي بيروني و داخلي ساختمان موارد مصرف دارد.
 

چوب آبنوس

آبنوس درخت سياه رنگي است يا چگالي نسبتاً بالا و بسيار خوش بو. تنه داخلي چوب به رنگهاي مختلف زرد سفيد تا قهوه اي و سياه ديده مي شود و انواع مختلف چوب ابنوس : ابنوس سياه، آبنوس مرمري يا مرمري آندامان، آبنوس كاكي . آبنوس به دليل سختي و استهكام بالا در اخت وسايلي نظير انواع مبلمان، ميز و صندلي ، پيانو مورد استفاده قرار مي گيرد.
 

چوب افراي سياه
براي ساخت لوازمي هم چون خط كش و دكوراسيون بزرگ استفاده مي شود.
 
چوب والسا - بالسا

سبك ترين چوب تجاري است داراي سفتي و قابليت فرم دهي فراواني است. و به رنگهاي سفيد تا زرد روشن و قهوه اي ملايم ديده مي شود. از چوب بالسا در ساخت قطعات صنعتي ظريف مانند: ديوار سازي داخل هوا پيما، در ساخت ماكت ها ، و آثار هنري استفاده مي شود.

زبان گنجشك (ون)

چوبي است داراي مقاومت و سختي مناسب و داراي قابليت فرم پذيري مناسب. رنگ اين چوب عموماً زرد ملايم است كه براي ساخت كه براي ساخت قطعات چوبي مانند قاب و فرم تابلو ها، عصا، راكت تنيس استفاده مي شود.

چوب شمشاد

چوب شمشاد به دليل تراكم بالاي آوند ها و ليفهاي آن داراي چگالي بالا مي باشد. از اين چوب در كارهايي استفاده مانند خاتم كاري و و منبت كاري استفاده مي شود.
 

چوب لاله درختي

چوبي با بافتهاي نزديك و متراكم و به رنگ زرد وجود دارد و به دليل كيفيت عالي در ساخت انواع مبلمان قيمتي، ظروف چوبي ، جعبه ها ، اسباب بازي و غيره به كار مي رود.
 

چوب كاج بلسان ( Balsam fir )

چوب كاج بلسان يا چوب نراد كه از خانواده كاج است و به رنگهاي سفيد،قهوه اي، و با رگه هاي صاف و ظريف ديده مي شود و به طور عمده براي خمير كاغذ و جعبه سازي مورد استفاده قرار مي گيرد. اما شيره و صمغ حاصل از اين درخت به عنوان چسب شفاف به كار مي رود و در رنگهاي مختلف روغني از آن استفاده مي شود.
 

 

ويژگيهاي چوبهاي مختلف مورد مصرف در مبل سازي

نام حالت ظاهري خواص مكانيكي خواص فني مورد مصرف
راش _سفيد مايل به صورتي _قابليت تورق كم
_قابليت خمش كم 
_كار با آن آسان
_مقاومت در برابر قارچها كم
_كنده كاري و مبل سازي،روكش و تخته چند لا
ون _سفيد صدفي مايل به صورتي _قابليت تورق متوسط _قابليت ارتجاع خوب _كار با آن آسان
_ خوب برق ميشود
_مبل سازي
_اربابه سازي
نارون _چوب جوان، سفيد و زرد رنگ
_چوب پير قهوه اي مايل به قرمز
_قابليت تورق كم
_ قابليت خمش زياد
_كار با آن آسان
_چوب پير مقاوم در برابر عوامل مخرب
_مبل سازي و خراطي _نجاري ساختمان
بلوط _قهوه اي
_قسمت مركزي منظم
_ لكه هاي بزرگ
_قابليت تورق متوسط _كاربا آن نسبتاً
_ مقاوم در برابر عوامل مخرب 
_مبل سازي
_ پاركت
_ بشكه سازي
شاه بلوط _ قهوه اي مايل به زرد
_ رشته مركزي نامنظم
_قابليت تورق زياد _كار با آن آسان
_ مقاوم در برابر قارچها و حشرات
_مبل سازي
_ پاركت
_ بشكه سازي
نمدار يا زيزفون _زرد كم رنگ يا صورتي _قابليت تورق كم
_قابليت خمش و الاستيكي چوب
_كار با آن آسان
_ ميخ كاري آسان
_منبت كاري و مبل سازي
_ اسباب بازي سازي و خراطي
گردو _خاكستري كم رنگ يا قهوه اي _قابليت تورق كم
_ قابليت ارتجاع كم
_ مقاومت در برابر ضربه متوسط
_كار با آن آسان حساسيت در مقابل كرم چوب خوار _مبل ساي
 _خراطي
_ مدل سازي
افرا _سفيد مايل به زرد يا صورتي _ قابليت تورق كم
_ قابليت ارتجا ع كم
_كار با آن آسان _حساسيت در مقابل كرم خوردگي _مبل ساي
 _خراطي
_ مدل سازي
چنار _سرخ مايل به قهوه اي _قابليت تورق كم
_ مقاوت در برابر ضربه كم
_ مقاومت در برابر فشار زياد
_كار با آسان _حساسيت در مقابل كرم خوردگي _ارابه سازي
_ ملزومات چوبي
كاج ايراني _سفيد تا زرد يا قرمز و قهوه اي روشن _قابليت تورق زياد _كار با آن خيلي آسان
_ مقاومت در مقابل عوامل مخرب 
_كلاف مبل سازي و آشپزخانه
_  كاغذ سازي
توسكا _صورتي سرخ تا قرمز روشن _قابليت تورق خوب
_ شكننده ولي كمي حالت الاستيسيته دارد
_كار با آن اسان_ به آساني شكاف ميخورد و خوب رنگ ميشود _جعبه سازي
_ خانه هاي چوبي
 

روكش


روكشهاي طبيعي(چوبي) : اين نوع از روكش از گونه هاي مرغوب پهن برگان و گاهي سوزني برگ تهيه مي شود و به روشهاي لوله بري، تراشه زني (كاردي يا اسلايسر )، تكه بري (محوري) و اره اي تهييه كرد

طبقه بندي روكشها از نظر كاربرد

روكشهاي نمايي: اين قبيل روكشها از چوبهاي منقش پهن برگ مانند، ملچ،افرا به روش كاردي تهييه مي شود.اين نوع روكشها به علت نقوش زيباي آن مانند:نقوش چشم بلبلي، نقوش مواج، نقوش نواري، و لايه اي بسيار گران قيمت هستند

روكشهاي تجاري: اين نوع روكشها اغلب از چوب پهن برگان به روش لوله بري تهييه مي شوند و بيشتر براي مبلمان درجه دو استفاده مورد استفاده قرار مي گيرد

روكشهاي بسته بندي: اين نوع روكشها از چوبهاي ارزان قيمت تهييه مي شوند و نا مرغوب هستند و از آن براي كارهاي كم ارزش استفاده مي شود

  گونه هاي مورد مصرف در تهيه روكش: در كشور ما به علت وجود جنگلهاي پهن برگاز گونه هاي راش، توسكا، گردو، افرا، و به ندرت از بلوط روكش تهييه مي شود.در كشورهاي اروپايي از گونه هاي بلوط، راش، توس، و تعدادي از گونه هاي سوزني برگ مانند دوگلاس استفاده مي شود در ضمن انواع چوبهاي منقش مانند: زبرانا، ماهاگوني، جك(پاليساندر)نيز از مناطق استوايي و نيمه استوايي امريكا،افريقاو هندوستان به اروپا و امريكاحمل و در آنجا تبديل به روكش مي شود

موارد مصرف روكش: از روكش مي توان در صنعت تخته لايي، صنايع فرميكا ، صنايع دكوراسيون چوبي، و روكش كردن تخته خرده چوب استفاده نمود.از روكشهاي ضخيم مي توان در صنايع ديگر مانند: كبريت سازي، خلال دندان سازي، چوب بستني، سبد سازي استفاده نمود

منابع مهم توليد روكش در ايران: شركت ايران چوب، درب و تخته چند لايي شهيد رجايي، روكش چوبي ايران، شركت سهامي نكا چوب

روكش مصنوعي: روكشهاي مصنوعي ورقه هاي نازك كاغذي يا پلاستيكي هستند كه براي پوشش فراورده هاي چوب به كار ميروند. روكشهاي مصنوعي از نظر نوع رنگ و نقش (نقش موج چوب،موزاييكي،ساده،رنگي،...)و ضخامت داراي انواع متفاوتي است. به علت كاربرد مواد حفاظتي، رنگي و چسب بر روي روكشها مصنوعي، صفحاتي كه با اين روكش پوشش داده مي شوند، در برابر رطوبت و حرارت مقاوم هستند و در كارهاي ساختماني، دكوراسيون،وموارد ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد

 

هنرمنبت كاري

مقدمه

كلمه ي منبت به معني كنده كاري روي چوب مي باشد و منبت كار كسي است كه روي چوب عمل كنده كاري را انجام مي دهد. اين فن ، سابقه اي بسيار طولاني دارد؛ تا حدي كه آغاز تاريخ منبت را مي توان به زماني نسبت داد كه انسان براي اولين بار با ابزارهاي تيز و برّنده آشنا و چوب را تراش داده است .

منبت كاري در ايران پيشينه اي بسيار طولاني دارد و يادگاري از دوران گذشته مي باشد كه براي رسيدن به مراحل فعلي راهـي بس طولاني را پيموده است و شـايد بتوان گفت كه تاريخ منبت كـاري در ايران به زماني مي رسد كه ايرانيان با مصارف گوناگون چوب آشنا شدند ؛ و با اين توضيح در واقع نمي توان  تاريخ منبت كاري را جدا از تاريخ استفاده چوب دانست.

باستان شناسان و مورخان تاريخ ، استفاده از چوب براي ساخت خانه ها را در ايران مربوط  به 4200 سال پيش از ميلاد مسيح دانسته اند كه مقارن با عصر حجر و دوراني كه بومي ها قبل از مهاجرت آريايي ها در ايرن زندگي مي كردند، مي دانند.

قطعات چوبي در يكي از مقبره هاي شهرستان فسا، در استان فارس، به دست آمده كه مربوط به 5000 سال قبل بوده و نشان دهنده ي اين است كه ايرانيان باستان از چوب براي ساخت ابزارهاي مختلف استفاده مي كرده اند.

استفاده از چوب در زمانهاي  مختلف در ايران مرسوم بوده و در كشاورزي ، خانه سازي و همچنين ساخت آلات و ابراز استفاده مي شده است. از ظهور سلجوقيان تدريجاً استفاده از چوب شكل عوض كرده و كنده كاري روي چوب مرسوم شده كه متأسفانه نمونه هاي چنداني از هنر صنعت چوب ِ در اين دوره در دست نيست؛ ولي با توجه به دو قطعه از يك منبر ساخته ي قرن 12 ميلادي كه مربوط به اواخر دوره ي سلجوقيان است و هم  اينك در موزه  نگهداري مي شود ، درمي يابيم كه تزئين چوب با گل و بوته هاي برجسته و فرو رفته (شبيه به منبت امروزي) رواج داشته است. آثار صنعت منبت  كاري در دوره ي چنگيز و تيمور نسبتاً بيشتر است و نقوش ايراني و طرح هاي چيني فراواني به چشم مي خورد، از آثار اين دوره مي توان منبر مسجد نائين به تاريخ سال 711 هجري قمري و مرقد حضرت عبدالعظيم در شهرري  را نام برد كه   با اشكال هندسي و برگ هاي مدور تزئين شده است .

در عصر تيموريان شيوه ي منبت كاران دوره ي مغول ها ادامه يافت و از نمونه هاي خوب اين دوره " دو لنگه ي در " متعلق به نيمه هاي دوم قرن پانزدهم ميلادي (قرن 9 هجري قمري) است كه در موزه متروپوليتن نگاهداري مي شود. رُويه ي اين دولنگه در، به قطعات مربع تقسيم و داخل هر كدام نيز تقسيمات ديگري شده و تزئينات آن عبارت است از اشكال هندسي و برگهاي ظريفي كه معمولاً تذهيب كاران دوره تيموري از آنها استفاده مي كردند. در دوره ي زنديه و قاجار، منبت كاري رو به انحطاط رفت و ساختن درهاي منبت و قطعات بزرگ ، جاي خود را به قطعات كوچكتر مانند رحل قرآن و قاب آئينه داد.

به طور كلي آثار معتبري از گذشتگان در دست نيست و علت آن امر را مي توان عمر كوتاه چوب كه به مرور از بين مي رود و همچنين عدم نگهداري درست وسايل چوبي به دليل نبود مواد و وسايل حفاظتي (مانند لاكها و رنگهايي كه امروزه استفاده مي شود) دانست. ولي با اين حال ، آثار نسبتاً قديمي از منبت كاري در كشور ما به جاي مانده كه بيشتر بر روي در مقبره ها، منابر و در مساجد انجام شده و دليل سالم ماندن آن نيز به خاطر احترام مذهبي مردم به اين اماكن مي باشد كه قدمت بعضي از آنها به 1000 سال هم مي رسد.

در حال حاضر منبت كاري در گوشه و كنار ايران رواج دارد و مي توان گفت كه در شهرهاي تهران، اصفهان، شيراز، آباده، شاهرود و ... نسبتاً منبت كاري بيشتر انجام مي شود. طرح هاي اصيل ايراني شامل اسليمي ها، ختايي، گل و بوته، گل و مرغ و ... مي باشد كه تدريجاً انواع طرح هاي خارجي مانند گوشواره اي، فرشته اي و ... جاي آن ها را مي گيرند.

باستان شناسان و مورخان ، تاريخ استفاده از چوب براي ساخت خانه ها در ايران را مربوط  به 4200 سال پيش از ميلاد مسيح دانسته اند كه مقارن با عصر حجر است يعني زماني كه بومي ها قبل از مهاجرت آريايي ها در ايران زندگي مي كردند .

 
 
خاتم سازی

هنر ایرانی یکی از کهنترین هنرهای جهان است
هنرهای سنتی ایران، هنرهای اصیل مردمی و نشات گرفته از فطرتی پاک است که از دیر باز در تمامی شئون زندگی مردم رسوخ کرده و به صورت جزئی تفکیک ناپذیر درآمده اند.

این هنرها، از گذشته دور تا کنون، بدون تغییرات زیاد باقی مانده اند و اگر به آنها توجه نشود رفته رفته به بوته فراموشی سپرده خواهند شد.

خاتم سازی
خاتم سازی یکی از هنرهای با ارزش شرق است. از گذشته خاتم سازی اطلاعات زیادی در دست نیست، زیرا مواد اولیه خاتم اکثرا چسب و چوب است و این دو ماده بر اثر مرور زمان از بین می روند. با این همه در اماکنی که جنبه تقدس داشته و در نتیجه از آنها به خوبی نگه داری شده، به خاتم هایی بر می خوریم که قدمت دویست تا سیصد ساله دارند.

مهمترین مرکز خاتم سازی جهان امروز، ایران است. هر چند در کشورهای هندوستان، سوریه، عراق و فلسطین نیز هنر خاتم کاری وجود دارد، اما به قدمت و ظرافتی که در ایران انجام می شود نیست، در حقیقت این هنر ویژه ایران است. خاتم های ایران در نمایشگاههای جهانی و بین المللی، همواره در رده اول و ممتاز بوده است.

در موزه های جهان، انواع مختلف خاتم های مرغوب ایران وجود دارد؛ از جمله تخته شطرنج خاتم کاری شده ای که در موزه "بناکی" در شهر آتن نگه داری می شود و در زمره بهترین نمونه خاتم عصر صفوی است. شاید بهترین نمونه این هنر در عصر حاضر، میز خاتمی است که در نمایشگاه بروکسل – سال 1958- مدال طلا را نصیب خود کرد. در هنر خاتم سازی از چوبهای گوناگون از قبیل عاج، استخوان، برنج و گاهی طلا و نقره استفاده می شود.

ابتدا چوب، استخوان یا فلز را به صورت منشورهای مثلث القاعده می برند و آنها را بنحوی کنار هم قرار می دهند که برش عرضی آنها دارای اشکال هندسی منظم باشد، زیرا شکل عمومی بیشتر خاتم ها را نقوش هندسی تشکیل می دهد.

بعد این برش ها را در کنار هم و بوسیله سریشم ، روی ورقه نازکی از چوب، می چسبانند و نهایتا ورقه را بر اشیاء گوناگونی مانند میز، صندلی، جعبه، قاب و غیره می نشانند. اخیرا خاتم های خطی نیز ساخته می شود که در آن کلماتی مانند اسماء خداوندی بعنوان نقش ظاهر می شوند.

در خاتم های گرانقیمت، قسمت های فلزی خاتم از طلا یا نقره تشکیل میشود و به جای استخوان در ساخت آنها عاج به کار می رود. مرغوبترین انواع خاتم، به "پره وارو" و "سیم دار" مشهور است. این هنر از دویست سال پیش تا کنون بدون تغییرات زیاد باقی مانده و نمونه کارهای قدیمی و معاصر تفاوت چندانی باهم ندارند.


نمونه ای از خاتم کاری برروی گلدان
مواد و مصالح خاتم سازی
چوب
چوب فوفل، آبنوس، عناب، شاه چوب، آزاد، بقم، نارنج و چوب شمشاد.

فلز
مفتول های طلایی یا نقره ای، مس، برنج، آلومینیوم.

استخوان
استخوان ساق پا و دست شتر یا اسب، عاج فیل، استخوان مصنوعی

رنگ سبز
این رنگ از ترکیب نشادر، براده مس و سرکه تهیه می شود. استخوان های بریده شده را در ظرف حاوی محلول رنگی می ریزند و مدت شش ماه در معرض نور خورشید قرار می دهند. امروزه از آنجائیکه تهیه استخوان شتر مشکل است، از چوب نارنج به جای استخوان شتر استفاده می کنند و برای رنگ کردن آن، از رنگ سبز مخصوص رنگرزی پشم استفاده می کنند.

وسایل و ابزار خاتم سازی عبارتند از: رنده، تنگ، اره، سوهان، پرگار، گونیا، چکش، گازانبر، مغار، پرس.

روغنکاری خاتم
اصولا سطح یک خاتم به دو علت روغن زده می شود : براق شدن خاتم و حفاظت آن در مقابل رطوبت، گرما و سرما. در گذشته برای این کار روغن جلا یا سندلوس ( شیره درخت کاج ) به کار می رفت. بعد ها از روغن هاویلوکس استفاده شد و امروزه از پلی استر استفاده می کنند.

خاتم از نظر گل تنوع زیادی دارد، از میان آنها می توان به: خاتم پره وارو، پره ای، ابری، نه گلی لایه دار، شش و لوز، بته جقه ای، خیابانی، طاقی، قمی، جناقی و خاتم دورنگ اشاره کرد. از انواع حاشیه نیز می توان حاشیه شش گلی، جویی، بازوبندی، طوره دار، شمسه دار و حاشیه تخمه دار را نام برد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  
 
 
 
منبت
 
 
  
  
  
 

 

img/daneshnameh_up/d/d1/Honarmoragh1.jpg

معرق در معنای کلام «اصولاً هر چیز رگه دار را گویند » ولی مفهوم آن در این نوع بخصوص
هنر، ایجاد نقش ها و طرح های زیبایی است که از دوربری و تلفیق چوب های رنگی روی زمینه ای از چوب یا پلی استر سیاه شکل می گیرد.
تاریخ پیدایش این هنر به درستی مشخص نیست؛ ولی از تطبیق آن با هنر کاشی کاری ، بدون شک رابطه این دو هنر را درمی یابیم. برای آشنایی با ریشه ی این هنر ، صحبت از تاریخ تکوین به میان می آید و به عنوان مقدمه می توان از گنبد سرخ مراغه که در زمان ایلخانیان ساخته شده است، یاد کرد؛ این گنبد نوع بسیار ساده ی کاشی کاری بدین سبک است.
کاشی کاری معرق در دوران مغول نیز به همین منوال بود و تداول آن در عصر صفوی به اوج شکوفایی خود رسید و آثار ارزنده ای در هنر کاشی کاری پدید آمد. این شکوفایی در زمان افاغنه و زندیه رو به افول نهاد. در دوران قاجاریه نیز کاشی کاری معرق، تقلیدی ناقص از آثار گذشتگان بود. تا این دوران نقشهایی که در کاشی کاری معرق به کار برده می شد نقش های اسلیمی بود. اما با سفر عده ای از هنرمندان به اروپا و گرایش آنان به هنر و فرهنگ اروپایی، تغییرات و دگرگونی های بسیاری در نقشهای کاشی کاری به عمل آمد و از آن پس طرح انسان و دیگر اشکال مانند اسلحه جنگی در هنر کاشی کاری دوران قاجاریه نمایان شد .
از آن دوران تا به امروز، این هنر، چونان گذشته رونق نداشته است و تنها عده ی کمی از هنرمندان در زنده نگهداشتن آن کوشا بوده اند.


وجه تشابه
کاشی کاری معرق با معرق کاری روی چوب در شیوه ی عمل است که در هر دو ، نقش ها از ترکیب قطعات رنگی جنس مورد نظر شکل می گیرد.
یکی از نمونه های قدیمی موجود آمیزه ی این دو
هنر، دری قدیمی و بزرگ، متعلق به عصر قاجاریه است که در ضلع شمال غربی محوطه وزارت آموزش و پرورش فعلی قرار دارد. ارتفاع این ساختمان در حدود چهار و نیم متر و عرض آن سه متر است و سردری نیم دایره در بالای آن قرار گرفته است. هر طرف این در به سه قسمت مربع شکل تقسیم شده است:
مربع بالایی آن شیشه و دو مربع پایینی چوب برجسته و مسطحی است که نقشهای اسلیمی معرق کاری شده در این قسمت جای گرفته است.

img/daneshnameh_up/0/0a/Honarmoragh2.jpg


سابقه ی معرق کاری و آموزش آن در اداره کل هنرهای سنتی به سال 1309 ه . ش برمی گردد. در آن سال به پایمردی استاد حسین طاهرزاده بهزاد ، گروهی از هنرمندان نام آور هنرهای سنتی از سراسر کشور در
تهران گرد هم آمده و مدرسه صنایع مستظرفه را بنیاد گذاشتند. این مؤسسه از دیرباز تا به امروز با عنوان های گوناگونی مانند: مدرسه صنایع قدیمه و هنرستان هنرهای ملی، اداره هنرهای ملی و مدتی نیز به عنوان یکی از واحدهای اداره کل آفرینش هنری و ادبی در وزارت فرهنگ و هنر سابق، در تعالی و تکامل هنرهای سنتی سهم بسزایی داشته است. این اداره کل در سال 1346 به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام داد و سرانجام در سال 1357 به عنوان یکی از واحدهای دفتر پژوهش و آفرینش به حیات خود ادامه داد . پس از پیروزی انقلاب، اداره ی مذکور به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام یافت و فعالیت های خود را در اداره ی کل هنرهای سنتی دنبال کرد. تا این زمان هنرجویان آن را منحصراً افراد علاقه مندی تشکیل می دادند که طی فراگیری به استخدام رسمی درمی آمدند.


از سال 1360 به استناد موافقتنامه معاونت فرهنگی وقت، واحد آموزش مستقلی برای تعلیم هنرهای سنتی آغاز به کارکرد و سرانجام در سال 1362 تأسیس رسمی اداره آموزش این اداره کل، برای عموم مشتاقان به فراگیری هنرهای سنتی، سرآغاز نوینی بر تداوم این هنرها شد و در کنارآن کارگاه منبت و معرق به سرپرستی استاد سید کمال میرطیبی همچنان به فعالیت های هنری خود ادامه داد.
در طی سالیان، معرق همپای حرکت زمان پیشرفت کرد و تحولات و نوآوری های مختلفی در آن پدیدار شد. برای آشنایی با مسیر حرکت این هنر، باید به اولین کارگاه منبت و معرق اشاره کرد که در سال 1310 تحت سرپرستی استاد احمد امامی، تأسیس شد باید اشاره کرد و همچنین از اساتید متقدمی چون پرویز زابلی، عباس شهمیرزادی ، علی و خلیل امامی ، و احمد رعنا یاد کرد. ابتدا اهم فعالیت آن کارگاه،
منبت کاری بود و به تدریج در کنار آن هنر معرق نیز پای گرفت.

img/daneshnameh_up/c/c2/Honarmoragh3.jpg


این
هنر در آغاز برای تزئین سطح میز، بوفه، در و تکیه گاه صندلی به کار برده می شد، و تنها نقش های اسلیمی یا گره یا پنج رنگ محدود چوب های آبنوس، فوفل ، گلابی، سنجد و توت مورد استفاده قرار می گرفت و گاه برای تنوع، از برش های خاتم برای اشباع نقش ها استفاده می کردند. رنگ خاتم ها به همان پنج رنگ فوق الذکر محدود بود و به خاتم چوبی شهرت داشت.
در آن ایام، شیوه معرق کاری در مقایسه با روش امروزی بسیار متفاوت بود و بیشتر به روش معرق هندی اجرا می شد. بدین طریق که هنرمندان ابتدا به وسیله کارد مخصوص منبت، محل قرار گرفتن نقش ها را روی شیء مورد نظر مطابق طرح می کندند و سپس نقش ها را از چوب های رنگی به وسیله ی مته ای که اختصاص به تعمیر چینی داشت و سوهان های مخصوص و ارّه ای به نام چکی، دوربُری می کردند و در محل مقرر قرار می دادند.

نخستین
تاریخی که در مورد اشباع نقش های کنده شده به وسیله چوب های رنگی موجود است تابلویی مربوط به سال 1313 با نقش دوسوار کار است که به وسیله احمد رعنا ساخته شده و متعاقب آن تابلوی دیگری مربوط به سال 1314 با نقش یک زن است که توسط عباس شهمیرزادی اجرا شده است. هم اکنون دو تابلوی مذکور در نمایشگاه اداره کل هنرهای سنتی نگهداری می شوند.
عباس شهمیرزادی هنگام اجرای تابلوی بعدی خود ، به جای کندن سطح چوب به فکر ایجاد زمینه در اطراف نقش ها افتاد و از کنار هم قرار دادن قطعات چوب زمینه ای در اطراف نقش ها به وجود آورد. این تابلو، با مقطع بیضی، نشانگر نقش دو زن بود .
نخستین نمونه های موجود این روش، دو تابلوی مربوط به سالهای 1317 و 1319 است که نقش پیکار دو سوار با یک شیر را نشان می دهد. این تابلوها مربوط به امتحان کلاس معرق «علی و خلیل امامی» است و هم اکنون در موزه
هنرهای ملی نگهداری می شوند.


به دنبال این دگرگونی ها، در سال 1316 احمد رعنا با اثر ابداعی خود به نام شکارگاه، معرق را از حالت مسطح خارج کرد و به صورت نیم برجسته مطرح نمود که همین شیوه تا امروز با نام منبت معرق متداول است. زمینه ی فکری این نوآوری از نقش های منبت کاری شده ی درهای کاخ مرمر شکل گرفت.
تا سال 1334 اجرای معرق با همان پنج رنگ محدود، متداول بود تا این که محمد طاهر امامی که در پی تنوع رنگ بیشتری در معرق بود ، در اندیشه ی به کارگیری مواد شیمیایی رنگی شد و جهت آزمون، نقش هایی روی یک راکت
تنیس روی میز با استفاده از مواد یاد شده به وجود آورد. بدین منوال در پی شناسایی گوناگونی ِ رنگ، انواع چوب های صنعتی شناخته شد. ( این پی گیری همچنان ادامه دارد. )
در سال 1335، تعدادی پاراوان و بوفه ی معرق کاری شده از طرف دولت چین به دولت ایران اهدا شد که هنگام حمل، تعدادی از آنها خسارت دید! مرمت بعضی از آنها با زمینه سیاه به محمد غفوری محول شد . وی با تهیه ماده سیاهی ترکیب یافته از جوهر نیکروزین، پارافین و لاک الکل، قسمت های آسیب دیده را ترمیم کرد. لازم به توضیح است که تا قبل از شناخته شدن جوهر نیکروزین برای سیاه کردن زمینه اشیای چوبی، صفحات موسیقی را می کوبیدند و سپس در
الکل حل کرده و مقداری پارافین به آن اضافه می کردند و ماده سیاه به دست آمده را به وسیله پنبه بر روی شیء مورد نظر منتقل می کردند.
این گونه آزمون های پیاپی موجب پیدایش اندیشه نوینی در هنر معرق شد و بدین سان در سال های 36 یا 37 یک پاراوان کوچک با نقش گل و مرغ توسط عزیزالله ویزایی با زمینه سیاه که به شیوه ی معرق های چینی بود ساخته شد و بدین ترتیب این سبک معرق در میان انواع آن جای گرفت.
در ادامه این تحولات در سال 1344 محمد طاهر امامی تابلویی با عنوان مرغ و آشیانه به وجود آورد که مرغ تماماً از جنس صدف تهیه شده و کاملاً برجسته است و تنها به وسیله یکی از بالهایش به زمینه ی تابلو متصل شده است. وی با اجرای این تابلو به معرق تمام برجسته دست یافت.
در میان آثار معرق روی چوب که تاکنون به وجود آمده ، «معرق خاتم» چنانکه از نامش برمی آید، ترکیبی از دو
هنر بیان شده است که مقام ویژه ی خود را از دیر باز حفظ کرده است. از بدو پیدایش کارگاه منبت و معرق، نوع ساده ی معرق خاتم در میان شمسه ی نقش های گره با همان پنج رنگ طبیعی محدود اولیه به کار گرفته می شد.


img/daneshnameh_up/8/80/Honarmoragh4.jpg


در سال 1337 در کارگاه خاتم سازی ، میز تحریری با نقش سیمرغ و اژدها، به سرپرستی شادروان علی نعمت تهیه شد و برای نقش های مذکور از برش های
خاتمبا رنگهای متنوع استفاده کردند که همه به شیوه ی معرق، دُوربری و جاسازی شده بود. این تجربه ، انگیزه ی خلق تابلویی با طرح یک طوطی از خاتم های رنگی شد که در سال 1342 توسط عزیزالله ویزایی، خارج از محیط کارگاه ها به مرحله اجرا در آمد و در سال 1349 اکبر سریری نخستین هنرمندی بود که از این شیوه جهت ایجاد نقش یک پرنده بر روی تابلو استفاده کرد و بدین ترتیب این سبک معرق با نام «معرق خاتم» متداول شد.
در ادامه این دگرگونی ها در سال 1349 تابلویی به سبک
امپرسیونیسم از طبیعت یک روستا که توسط رضا شهابی (یکی از شاگردان کمال الملک) نقاشی شده بود، به وسیله ی محمد طاهر امامی با رعایت اصول سبک یاد شده به صورت معرق ساخته شد.
از آن پس تا به امروز، شاهد تحولاتی چند در هنر معرق بوده ایم که این تحولات عبارتند از :

- نمایش بُعد از طریق فضاسازی ، که تحولی در ترکیب بندی های سطح گذاشته است.(تابلو بزم درویشان).

- استفاده از
فلزات و سنگ (تابلو گلدان گل و زنان عشایر)

- نمایش نقش در دو سطح (دو پلانه)

- نشان دادن عمق با استفاده از پلی استر (تابلو عقاب)


 
 
مجموعه اثاراستاد قرایی
 

  

 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/17ساعت 1:20 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

گره چوبی

- چرا زمان ساخت نخستين مصنوعات چوبي معين نيست؟

زيرا چوب ماده اي است، آسيب پذير که شرايط مختلف جَوّي، محيطي و گذشت زمان بر روي آن تأثير مستقيم و غيرمستقيم داشته، آن را فرسوده و به تدريج نابوده مي کند. بنابراين تاريخ و زمان مشخصي در مورد استفاده انسان از اين ماده در دست نيست.



  2- چه شواهدي از کاربرد در زمان هخامنشيان در دست است؟ دو مورد بيان كنيد.

داريوش در فرمان بنياد شهر شوش مي گويد: «تخته و چوب يکا از گاندرا و کرمانيا آورده شد)». واژه (يکا) در زبان فارسي همان درخت جگ است که چوبي قهوه اي رنگ و سخت دارد. از اين نقش برجسته قصر آپادانا در دوره هخامنشي آشکار مي شود که چوب را براي استفاده کاربردي و تزئيني در دوران مادها نيز به کار مي گرفتند. در قسمتي از اين نقش برجسته يک درباري ماد در حال حمل يک صندلي چوبي مشاهده مي شود که مربوط به سده پنجم پيش از ميلاد است.

3- ساسانيان به چه منظور در ساختن ديوارها از (کلافهاي چوبي) استفاده مي کرده اند؟

در زمان ساسانيان استفاده از چوب در ساختمان رواج بسيار داشته است. به ويژه استفاده از کلافهاي چوبي در ميان ديوارها به منظور استحکام بخشيدن رايج بوده است.
 



  4- جنسيت کاري را تعريف کنيد؟

واژه منبّت از نبات به معني گياه، گرفته شده است و در اصطلاح به نقش برجسته و کنده کاري روي چوب گفته مي شود.

5- ابزار و وسايل مورد نياز در منبّت کاري را نام ببريد؟

1. مغار
2. چکش چوبي (تخماق)
3. ديگر وسايل و ابزار
 



  6- مغار را تعريف کنيد و انواع آن را ذکر کنيد؟

مغار: تيغه اي است فولادي با دسته چوبي يا پلاستيک فشرده که در مقابل ضربه، مقاوم است. مغارها به چهار گروه تقسيم مي شوند:
1. مغارهاي تخت :
که تيغه اي تخت با لبه برش صاف دارد و براي دوربري خطوط و کنده کاري زمينه منبّت استفاده مي شوند.
2. مغارهاي نيم واز :
که داراي تيغه اي ناوداني شکل با لبه برش هلالي است و براي دوربري قسمتهاي منحني شکل و ساخت و ساز استفاده مي شود.
3. مغارهاي لگويي :
با تيغه اي ناوداني شکل و لبه برش نيم دايره است و از آن براي دوربري قسمتهاي دايره اي شکل و ساخت و ساز نقوش استفاده مي شود.
4. مغار شفره :
با تيغه اي ناوداني با لبه برش به شکل هفت است و از آن براي شيار زدن و دوربري اوليه نقوش استفاده مي شود.
 



  7- چکش چوبي چه کاربردي دارد؟

چکش چوبي وسيله اي است که از يک دسته و يک سر چوبي درست شده و منبت کاران براي ضربه زدن به سردسته مغار از آن استفاده مي کنند.

8- مراحل توليد منبت را توضيح دهيد؟

1. انتخاب و آماده نمودن طرح و قطعه چوب مناسب براي منبت کاري؛
2. انتقال طرح روي چوب :
که از طريق چسباندن طرح روي چوب، طراحي مستقيم، کپي کردن طرح، گرده کردن طرح روي چوب مورد نظر انجام مي گيرد.
3. دوربري :
براي شکل گيري نقش منبت، ابتدا دوربري و سپس زمينه ي اطراف نقوش را کنده کاري مي کنند.
4. کنده کاري :
با استفاده از مغاز تخت، ابتدا چوب اضافي کناره هاي زمينه کار و در نهايت چوب اضافي بخشهاي مياني زمينه را برمي دارند.
5 . ساخت و ساز و روسازي :
پس از تراشيدن زمينه کار، با مغار مناسب، ساخت و ساز را شروع مي کنند.
 



  9- معرق چوب چيست؟

معرق چوب تلفيق و ترکيبي است از انواع چوبهاي خودرنگ، مواد و مصالحي مانند استخوان، صدف، روي، مس، عاج، خاتم و غيره که در روي سطح چوبي، نقشي را به وجود مي آورد.

10 - چه مواد مصالحي در ساخت معرق چوب کاربرد دارد؟

مواد و مصالحي که در ساخت معرق چوب به کار مي رود، به دو گروه چوبي و غير چوبي تقسيم مي شوند:
1. مواد و مصالح چوبي :
در معرق چوب از انواع چوب خودرنگ مانند گردو، چنار، عناب، نارنج، سنجد، زبان گنجشک، راش، گلابي، فوفل و بسياري از چوبهاي ديگر، بنا به طرح مورد نظر و سليقه معرق کار انتخاب و استفاده مي شود.
2. مواد و مصالح غير چوبي :
هنرمند معرق کار، بنا به ذوق و سليقه خود و طرح کار مي تواند از مصالح ديگري مانند عاج، استخوان، صدف، فيبرهاي مصنوعي، خاتم، مس و برنج استفاده کند.
 



  11- ابزار و وسايل مورد نياز در ساخت معرق چوب را بيان کنيد؟

1. ميز کار :
که بايد متناسب با قد معرق کار باشد.
2. تخته پيشکار :
تخته اي کوچک و معمولاً نئوپان يا هفت لايي است که در جلوي آن شکافي به شکل هفت وجود دارد.
3. کمان اره :
که اره مويي بر روي آن بسته مي شود.
4. اره مويي :
تيغه اي برنده و بسيار ظريف است که اندازه هاي مختلفي دارد.
5. در معرق کاري ابزار و وسايل ديگري مانند چوبساي، چکش، ميخ سايه، ميخ کش، تيزک و رنده به کار مي رود.
 



  12- روش توليد معرق چوب را توضيح دهيد؟

1. رنگ بندي :
طرح مورد نظر را با توجه به رنگ، بافت و جنس مصالح مورد استفاده در معرق، رنگ بندي مي کنند.
2. علامت گذاري و خُرد کردن طرح :
با توجه به رنگ بندي، طرح مورد نظر را علامت گذاري و شماره گذاري نموده، خرد کرده، بر اساس نوع مصالح، دسته بندي مي کنند.
3 . برش کاري :
هر قطعه طرح را با اره مويي به دقت مي برند.
4. جفت و جور کردن :
همه قطعه هاي طرح را مطابق علامت گذاري، کنار هم چيده، به يکديگر مي چسبانند، سپس در محل مربوطه روي زير کار پرس مي کنند.
5. پر کردن زمينه با چوب :
معرقي که زمينه آن با چوب پر مي شود، معرق «زمينه چوب» نام دارد.
 



  13- معرق منبت چيست؟

به معرقي که نقشهاي آن برجسته است، معرق منبت گفته مي شود. براي ساخت معرق منبت ابتدا همه قطعه ها را مانند معرق مي بُرند و بعد آنها را به طور مجزا به شيوه منبت کاري ساخت و ساز نموده، کنار يکديگر جفت و جور مي کنند. در پايان کار، قطعه ها را روي زير کار در محل مربوطه نصب مي کنند.

14- خاتم سازي را تعريف کنيد؟

هنر آراستن سطح اشياء، به صورتي شبيه موزاييک، با مثلثهاي کوچک و طرحهاي گوناگون، خاتم سازي است. خاتم همواره به صورت اشکال منظم هندسي بوده است. اين اشکال هندسي را با قرار دادن مثلثهاي کوچک در کنار هم نقش بندي مي کنند. هر چه مثلثها ريزتر و ظريفتر باشند، خاتم مرغوبتر است.
 



  15- مهمترين شاهکارهاي خاتم دوره صفويه را نام ببريد؟

از شاهکارهاي خاتم دوره صفويه مي توان صندوق مرقد امام موسي کاظم (ع)، صندوق مرقد امام حسن عسگري (ع) و ضريح حضرت سيد علاء الدين حسين در شيراز را نام برد.

16- گره چيني را تعريف کنيد؟

گره چيني چوب از هنرهاي ظريفي است که از اوايل دروه اسلامي در ايران رايج بوده است. گره ها اتصالات کوچکي از چوب هستند که به صورت زبانه اي به يکديگر قفل مي شوند و نقشهاي زيبايي را به وجود مي آورند، که هرچه ظريفتر باشند، از نظر هنري ارزش بيشتري دارند.
 



  17- ابزار و وسايل مورد نياز براي ساخت گره را ذکر کنيد؟

از چوب چنار، گردو، نارنج، گلابي و عناب براي ساخت گره چيني استفاده مي شود. ابزاري که براي ساخت گره، مورد استفاده قرار مي گيرد تقريباً همان ابزاري است که در يک کارگاه درودگري وجود دارد؛ مانند: انواع اره، رنده، گيره، ميز کار، خط کش و ...

18- روش توليد گره چيني را توضيح دهيد؟

1. تعيين اندازه کار؛
2. طراحي و رسم گره مورد نظر بر اساس اندازه کار که نياز به تجربه و تسلط و وقت دارد.
3. الگو برداري :
از روي قسمتهاي مورد نياز گره رسم شده، الگو يا قالب برداشته مي شود.
4. ساخت چارچوب :
چارچوب در اندازه مورد نظر ساخته مي شود.
5. برش چوب آلتها :
براي ايجاد نقش گره، چوبها به ضخامت بند رسم شده بريده مي شود.
6. واگرفتن قالب روي چوب آلتها :
به تعداد مورد نياز چوبهاي واگيره، از قالبهاي آماه شده، تهيه مي شود.
7. نشان کردن آلتها :
به وسيله اره پشت بنددار، زوايه هاي اتصالات روي چوب آلتها برش مي خورد.
8. ابزار زدن روي آلتها :
با رنده ابزار، روي آلتها ابزار مي زنند.
9. ساخت اتصال آلتها :
دو سر هر يک از آلتها فاق و زبانه مي شود.
10. چيدن آلتها :
چيدن گره و درگير نمودن اتصالهاي ساخته شده، آخرين مرحله کارگر چيني است.

19- خراطي، چه هنري است؟ تعريف کنيد؟

خراطي، ساختن اشياء از چوب است که سابقه اي بسيار طولاني دارد. بقاياي نقش برجسته هاي کاخ داريوش در تخت جمشيد نشان مي دهد که تخت و چهار پايه و عود سوز آن به شويه خراطي تهيه شده است.
 



  20- در حصير بافي از چه مواد و مصالحي استفاده مي شود؟

انواع ني، بوريا، علف، ساقه برگي نخل، پوست بعضي از درختان، ترکه بيد يا درختان ديگر در بافتن حصير به کار مي رود.

21- حصير به چند روش بافته مي شود؟ (شکل صفحه 58)

حصير به طور عمده با دو روش «مارپيچ» و «درهم بافته يا مشبک» بافته مي شود.
 



  22- روش حصيربافي مارپيچ را توضيح دهيد؟

اين روش از دو عنصر تشکيل شده است: پايه و باريکه يا نواري که براي دوختن آن به کار مي رود. «پايه» قطعه اي طويل و انعطاف پذير و معمولاً با مقطع دايره يا بيضي است که از دسته اي علف، پوست درخت، چندين ترکه يا ترکيبي از آنها تشکيل مي شود، براي بافتن سبد پس از مارپيچ کردن پايه به دور خود، آن را با نواري از جنس علف يا تراشه محکم مي کنند. در صورت مرکب بودن پايه، آن را به هم مي بندند و هر مارپيچ را به ديگري متصل مي کنند. روش مارپيچ مناسب ساختن بسياري از شکلهاي مدوّر است.  



  23- روش درهم بافته يا مشبک را توضيح دهيد؟

نوع ساده اين بافت از به هم بافتن دو گروه نوار از ماده مصرفي به وجود مي آيد که معمولاً به شيوه تار و پود عمود بر يکديگر قرار مي گيرند. اما گاهي ممکن است از زاويه قائمه خارج شوند. تارها از نظر ضخامت و انعطاف با پودها يکسانند اما رنگ آنها مي تواند متفاوت باشد. در اين روش، تنوع کمي وجود دارد که در ميزان ظرافت توليدات آن به چشم مي خورد. اين روش در تهيه ظروف و زيراندازها به کار مي رود.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/17ساعت 10:35 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

شناخت چوب

چوب، از نظر گیاه‌شناسی، بخش جامد و سخت زیر پوست ساقه درخت یا دیگر گیاهان چوبی است که به شکل بافت آوندی وجود دارد.

گرچه در باور عموم چوب تنها در درخت و بوته یافت می‌شود، از نظر علمی‌در همه گیاهان آوندی وجود دارد. در چوب مجراهای زیر قابل مشاهده اس ت:

  1. بافت چوبی یا مجراهای چوبی، که شیره خام، آب و نمک‌های معدنی محلول را از ریشه به برگ‌ها و غنچه‌های هوایی می‌برد.
  2. آوند آبکشی یا مجراهای لیبر، که غذای آماده برای برگ‌ها (شیره تولیدی) به شکل محلول از طریق آنها برای تغذیه بقیه گیاه به گردش در می‌آید.

مجراهای چوبی بوسیله سلولهای مرده و دیواره‌های چوبی شده بوجود می‌آیند. در هر دو حال پروتوپلاسم سلولی پدیدار می‌گردد و دیوارها بوسیله ته‌نشین شدن ماده لیگنین (که سختی چوب از آن است) افزایش می‌یابند.

سطوح تار و آوندی در نخستین سال رشد خود را در فاصله‌ای معین در بافت میان آوندهای چوبی و آبکشی قرار می‌دهند، این لایه کامبیوم نامیده می‌شود. کامبیوم به دو بخش درونی (آوند چوبی) و بیرونی (آوند آبکشی) تقسیم می‌شود. همچنانکه سلولهای پیر با رشد پیوسته تنه فرو می‌ریزند، لایه‌های تازه آوند آبکشی کار خود را انجام می‌دهند.

چوب بی گمان یکی از بهترین و سودمندترین مواد خام طبیعت است و بی آن بشر هرگز به سطح پیشرفت و رفاه کنونی نمی‌رسید.

چوب ابتدا، ماده‌ای حیاتی برای ساخت ابزارهای اولیه، خانه و قایق برای حرکت در رودها بود. سپس، برای ساخت اکثر اشیا و ابزارهای سودمندی که انسان قرنها برای پیشرفت زندگی خود به آنها متکی بود، به کار رفت. بخشی از تکنولوژی چوب بر اثر تلاش صنعتگران باقی مانده، ولی بیشتر آن ناچار از بین رفته و با مواد و روشهای دیگر که نتیجه انقلاب صنعتی بشر است، جایگزین شده است.

چوب تنها منبع طبیعی تجدیدپذیر است. نفت و زغال و دیگر معادن سرانجام روزی تمام خواهد شد، ولی جنگلی که خوب نگهداری شود (حتی گاه بدون نگهداری) بطور نامحدود به تولید چوب ادامه خواهد داد. چوب جایگاه برجسته‌ای در اقتصاد جهانی دارد. تولید سالانه چوب در جهان ۲۵۰۰ میلیون متر مکعب است. خواص فیزیکی و شیمیایی و نیز مکانیکی چوب آن را فعلاْ بی جانشین کرده است.

  چوب

چوب یکی از قدیمی ترین و ابتدایی ترین مصالح ساختمانی موجود در طبیعت است که بشر در طول تاریخ از آن بهره برده است. چوب تنها مصالح ساختمانی است که از منبع قابل تجدید بدست می آید و از مصالح خوبی برای مناطق زلزله خیز می باشد.

داريوش در فرمان بنياد شهر شوش مي گويد: «تخته و چوب يکا از گاندرا و کرمانيا آورده شد)». واژه (يکا) در زبان فارسي همان درخت جگ است که چوبي قهوه اي رنگ و سخت دارد. از اين نقش برجسته قصر آپادانا در دوره هخامنشي آشکار مي شود که چوب را براي استفاده کاربردي و تزئيني در دوران مادها نيز به کار مي گرفتند. در قسمتي از اين نقش برجسته يک درباري ماد در حال حمل يک صندلي چوبي مشاهده مي شود که مربوط به سده پنجم پيش از ميلاد است.

از جمله مهمترین کاربرد های چوب، می توان به موارد زیر اشاره کرد :

استفاده از چوب برای اعضای باربر

استفاده از چوب برای نماسازی و تزئین

استفاده از چوب برای کارهای کمکی در ساخت و ساز، مانند قالب سازی، چوب بست و ...

نکته قابل توجه این است که در تعیین مشخصه های مکانیکی چوبها باید مواردی همچون ناهماهنگی چوب، مقدار رطوبت، نوع چوب، محل رویش، پهنی دایره سالانه، درجه حرارت، تعداد گره های روی چوب، شرایط نمونه گیری، شرایط لحظه ای آزمایش و دستورالعمل آزمایشی را در نظر گرفت.

 مقدمه

مقاومت چوب به صورت مستقیم به ناهماهنگی خواص آن بستگی دارد. مقاومت کششی چوب در جهت عمود بر الیاف کمتر از آن در جهت الیاف می باشد. معمولاً چوب را به ندرت در جهت عمود بر الیاف تحت بار کششی قرار می دهند.

درباره مقاومت فشاری چوب، این مقاومت در امتداد تارها افزایش می یابد و هر چه چوب فشرده تر گردد، مقاومت آن افزایش می یابد. بیشترین مقاومت چوب در حالت متراکم و زمانی که حجمی حدود 3/1 حجم اولیه را داراست، به وجود می آید. گاهی اوقات در حالت متراکم چوب، می توانیم به 10 برابر مقاومت فشاری در جهت عمود بر الیاف برسیم. مقاومت چوب در جهت مایل بر الیاف تقریباً برآیندی از مقاومت آن در دو جهت عمود بر هم است. جهت تاثیر نیرو در مقایسه با جهت الیاف سه حالت دارد:

  • نیرو در جهت الیاف ( در امتداد محور درخت )
  • نیرو در جهت عمود بر الیاف
  • نیرو در جهتی که با جهت الیاف، ایجاد زاویه کند.
  • وسایل مورد نیاز جهت آزمایش:
  • کولیس
  • متر نواری
  • سه عدد چوب با ابعاد گوناگون
  • ترازو
  • گرمچال
  • دستگاه اندازه گیری مقاومت فشاری
  • دستگاه اندازه گیری مقاومت خمشی


 شرح روش آزمایش

در ابتدا ابعاد سه قطعه چوب (نمونه های آزمایش که باید فاقد ترک باشند) را توسط متر و کولیس اندازه گیری می کنیم. از متر برای اندازه گیری ابعادی که نمی توانیم با کولیس اندازه گیری کنیم، استفاده می کنیم. نتایج این مرحله از آزمایش به صورت زیر می باشد:

  • نمونه 1 (کوچک) :
مقطع : mm54.1 57 mm * ارتفاع : 153 mm
  • نمونه 2 (متوسط) :
مقطع : 57 mm 57 mm * ارتفاع : 204 mm
  • نمونه 3 (بزرگ) :
مقطع : 54.2 mm * 56 mm ارتفاع : 652 mm

در این قسمت از چوب های نمونه 1 و 2 برای آزمایش مقاومت فشاری استفاده می کنیم. ( باید دقت کنیم نمونه، بدون هر گونه ترک باشد. )

الف- آزمایش فشار در جهت موازی با الیاف:

نمونه 2 را در امتداد الیاف تحت تست فشاری قرار می دهیم. نکته ای که وجود دارد این است که اگر نمونه چوب ما سالم باشد، باید با زاویه 45 درجه در آن گسستگی رخ بدهد و هیچ گونه جدا شدگی نباید اتفاق بیافتد. نمونه مورد آزمایش ما، نیروی 115.6 KN را تحمل کرد. نمونه مورد آزمایش پس از بارگزاری دچار جدا شدگی شده و در نتیجه نمونه ما ناسالم بوده و از این آزمایش رد می شود.

ب- آزمایش فشار در جهت عمود بر الیاف:

چوب نمونه 1 را در جهت عمود بر امتداد الیاف در دستگاه سنجش مقاومت قرار می دهیم. باید دقت کنیم تا نمونه فاقد هر گونه ترک یا جدا شدگی باشد. به تدریج فشار را افزایش می دهیم و سرعت افزایش فشار را در نظر می گیریم. روند افزایش فشار تا فشار 82 KN به طور تقریبی ثابت می ماند ولی بعد از این فشار، سرعت افزایش بار وارده بر چوی کم شده و عملاً چوب مورد آزمایش ما از نقطه تسلیم خود عبور کرده است. چوب در این حالت همزمان با افزایش فشار، دچار لهیدگی می شود و در حقیقت از 82 KN به بعد در اثر ایجاد لهیدگی، شاهد بار کاذب در دستگاه هستیم.

در عمل در هنگام کاربرد چوب به عنوان مصالح ساختمانی، بار وارده نباید ار بار مجاز که خود درصدی از حد جاری شدن می باشد بیشتر شود (نوعی ضریب اطمینان داریم). در این آزمایش جداشدگی ایجاد شده در نمونه، در جهت گره هایی است که قبلاً در داخل چوب وجود داشته است.

یکی از معایب چوب، گره های موجود در آن است. زیرا باعث به هم خوردگی و حتی انحراف در شیب الیاف می شوند که نتیجه آن کاهش مقاومت چوب است. نحوه توزیع و میزان و اندازه این گره ها در هر دو جهت درازا و پهنای مقطع چوب اهمیت دارد. سایر جدا شدگی ها در اثر محل و نحوه عمل آوری چوب، جنس چوب و اینکه از چه درختی است، می باشند.

ج- آزمایش مقاومت خمشی چوب:

چوب سوم با ابعاد استاندارد را در داخل دستگاه مربوطه قرار می دهیم. حال شروع به وارد کردن نیرو به چوب می کنیم. حال اگر نمونه چوب ما سالم باشد باید از وسط چوب یعنی محل اثر سومین تکیه گاه دستگاه به صورت عمود بر جهت الیاف شکسته شود و باید بین الیاف چوب فاصله ای نباشد.

با افزایش نیرو چوب مورد آزمایش تا 10.5 KN را تحمل می کند اما بعد از آن شروع به شکستگی می کند. در این حالت شکستگی چوب با جداشدگی الیاف همراه است که این وضعیت از ویژگی های خوب و مطلوب برای چوب نیست. اگر نمونه ما سالم بود می بایست از وسط و به صورت عمودی و متقارن می شکست و عدد بدست آمده برای آن حدود 20 KN می شد. در نتیجه نمونه ما از آزمایش مقاومت خمشی رد شد.

د- آزمایش تعیین درصد رطوبت چوب:

وقتی که چوب خشک باشد، از محیط اطراف رطوبت جذب می کند و چنانچه تر باشد، در محیط خشک از خود رطوبت دفع می کند. رطوبت چوب درختان زنده بین 30 تا 90 درصد متغیر می باشد. روش انجام آزمایش به این صورت است که ابتدا چوب ها را وزن می کنیم و مقادیر بدست آمده را ثبت می کنیم.

W1 = 225.2 gr
W2 = 172.7 gr

حال آنها را در داخل گرمچال در دمای 80 درجه سانتی گراد قرار داده و بعد از 24 و 48 ساعت، مجدد آنها را وزن می کنیم. لازم به ذکر است که درصد رطوبت استاندارد برای آزمایشهای چوب 12% می باشد. وزن نمونه ها بعد از 24 ساعت:

W1 = 212.3 gr
W2 = 161.2 gr

وزن نمونه ها بعد از 48 ساعت:

W1 = 208.9 gr
W2 = 158.6 gr

حال درصد رطوبت را از رابطه مقابل بدست می آوریم: u = 100 * (M-m) / m u : درصد رطوبت M : جرم چوب مرطوب m : جرم چوب خشک درصد های رطوبت بدست آمده به قرار زیر است: برای 24 ساعت : u1 = 6.07 % u2 = 7.13 % برای 48 ساعت: u1 = 7.80 % u2 = 8.89 % در نتیجه نمونه های ما، چوب هایی خشک بودند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/17ساعت 7:33 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

قلم زنی

تاريخچه

قلم زني هنر تزئين و ايجاد نقش روي فلز به وسيله انواع قلم ها، با استفاده از چكش است. هنر تزئين فلزات در ايران قدمت سه هزار ساله دارد. كاوش هاي باستانشناسي در نقاط تاريخي ايران از جمله بمپور، شهداد، تل ابليس، تپه سيلك و تپه زاغه نشان مي دهد كه ايرانيان از حدود هفت هزار سال پيش با ساخت اشياي فلزي ، به ويژه اشياي مسي آشنا بوده اند. ظروف ساده اي چون كاسه و اشياي فلزي نظير خنجر كه با كوبيدن قطعه اي سنگ بر روي صفحه مسي و شكل دادن آن ساخته مي شد.

پس از كشف فلزات ديگر و آلياژي چون مفرغ، تحول و تنوع بسياري در ساخت  آثار فلزي پديد آمد. آثار مفرغي بدست آمده در لرستان مربوط به عصر مفرغ (سه هزار سال قبل از ميلاد ) مي باشد. با تشكيل حكومت هخامنشي هنر فلز كاري تحول يافته و جايگاه ويژه اي در صنعت اين دوره پيدا كرد.
ساخت اشياء از فلزات مختلف مانند مفرغ، طلا، نقره و آهن و تزئين و منقوش ساختن آن رواج يافت. هنر فلزكاري در دوره ساساني، هنري درباري بود كه هنر مردمي را نيز تحت تاثير خود قرار داده بود.
ظروف نقره اي با نقوش پرندگان و پادشاهان در حال شكار كه گاه زراندود شده و با تزئين خط نوشته و انواع ظروف به شكل مجسمه حيوانات، آثار بدست آمده از اين دوران است.


در اوايل دوره اسلامي با استفاده از آلياژهاي مختلف و تقليد از هنر دوره ساساني، ظروف مختلف فلزي ولي بدون نقش ساخته مي شد. آثار فلزي بدست آمده از دوره سلجوقي نشانگر آن است كه اين هنر بخصوص در نواحي خراسان پيشرفت زيادي داشته. تفاوت در فرم تنگها و ايجاد خط هاي عمودي در بدنه و گردن آنها، ايجاد نقوش كوچك، ظريف و متراكم، استفاده از پيچكها و خط نوشته هاي در تقسيمات معروف به " بازوبندي " استفاده از خطوط عربي، تصوير پرندگان، حيوانات و به تدريج نقش انسان در حال نواختن موسيقي از ويژگيهاي هنر قلمزني اين دوره است.
در قرن هشتم هجري و با اشتغال سوره توسط غازان خان، هنرمندان فلز كار تحت حمايت وي در شهرهاي موصل، دياربكر،حلب و بعدها تبريز و فارس، مراكز بزرگ فلز كاري تاسيس كردند و اين ارتباط تغييراتي در هنر فلزكاري ايجاد كرد، ليكن اصول ،شكلها و تزئينات روي فلز تغيير نكرد.

در دوره صفويه علاوه بر آلياژها، از آهن و فولاد نيز اشياي نفيسي با تزئين طلا كوبي ساخته شد.
در اين دوره اشكال جديدي در ساخت ظروف فلزي ايجاد شد و در تزئين آنها نيز تغييراتي پديد آمد. تنگ ها با بدنه كروي و گردن و دهانه گشاد، كاسه ها و قدح هاي قلع اندود و انواع قلمدان هاي فلزي از اين جمله اند. استفاده وسيع از نقوش اسليمي كه با ظرافت و دقت ترسيم مي شد، استفاده از نقوش انسان و حيوان، نوشتن كتيبه و شعرهاي فارسي به خط نستعليق از ويژگيهاي تزئين ظروف فلزي در اين دوره است تا چندي پيش اشياي فلزي بسياري چون سيني، دوري، كاسه،آئينه و شمعدان و بسياري ابزار و لوازم ديگر، با روش هاي ساخت و تزئين متفاوت و متنوع ساخته مي شد. امروزه نيز هنرمندان بسياري با استفاده از فلزاتي چون طلا، نقره، مفرغ، برنج ، مس، ورشو و فولاد و با تاثير از تجربه هاي چند هزار ساله و تلفيق آن با دانش فن آوري امروزي به ساخت و تزئين ظروف و اشياي هنري بسيار زيبا اشتغال دارند.

وسايل و ابزار قلم زني :

الف : انواع قلم ها
قلم پرداز- قلم نيم رو- قلم گرسواد- قلم گر سوم- قلم بادومي – و قلم هاي بدون آج مانند : قلم سنبه- قلم گيري- قلم نيم بر كلفت – قلم نيم رو- قلم يك تو – قلم دو تو – قلم بادومي – قلم  قلم ناخني – قلم خوشه – قلم كف تخت مربع- قلم تخت مستطيل – قلم تيز بر مشبك كاري و  قلم تيزبر

ب: چكش قلم زني
ج: پرگار
د: تسمه خط كشي

روش كار :

ساخت اشياي فلزي توسط دواتگران انجام مي شود. در حال حاضر با استفاده از ابزار و وسايل، سه شيوه براي ساخت ظروف فلزي به كاربرده مي شود: يك تكه يا بدون درز – چند يا درز دار و يا استفاده از دستگاه يا خم كاري.
قبل ازقلم زدن، بايد درون يا زير شئي مورد نظر را از قير مذاب انباشته كرد. قير بايد درون كار كاملا" بدون خلاء باشد و پس از سرد شدن كاملا سفت شده باشد. تا قلم، كا را فرو نبرد.
براي شروع كار ابتدا طرح مورد نظر را تهيه كرده سپس آنرا روي برنج سنبه گذاشته و با قلم سنبه نقاط طرح را نزديك بهم سوراخ مي كنند. براي انتقال نقشه روي كار لازم است تا سطح فلز مورد نظر چرب شود. نقشه را روي آن مي گذارند و با پودر ذغال كه در دستمال نرمي پيچيده شده روي نقشه مي كشند. پودر ذغال از سورخهاي روي نقشه عبور مي كند و روي سطح فلز مي نشيند و بدين ترتيب شكل طرح روي اثر منتقل مي شود. سپس هنرمند با استفاده از قلم هاي آج دار و يا بدون عاج شروع به قلم زدن مي كند.

از شيوه هائي كه در قلم زني به كار مي رود مي توان موارد ذيل را نام برد.:

شيوه عكسي :
با ايجاد سايه و خط در زمينه موضوع را نشان مي دهند. هيچ گونه اختلاف سطحي بين موضوع و زمينه مشاهده نمي شود.

شيوه زمينه پر:
همان گونه كه از نام بر مي آيد با ايجاد بافت در زمينه طرح اصلي را نشان مي دهنددر اين نوع نيز اختلاف سطح بين زمينه و طرح وجود ندارد.

شيوه منبت:
هنرمند با ايجاد حداكثر دو سانتي متر اختلاف سطح بين موضوع و زمينه روي فلز ايجاد نقش مي كند.

شيوه برجسته :
اختلاف سطح بين موضوع و زمينه بسيار زيادتر از منبت است و هنرمند براي آن كه بتواند بدون اشكال آنرا انجام دهد از دو جهت يعني از پشت و رو به فلز ضربه مي زند.

شيوه مشبك:
هنرمند با بريدن زمينه و جدا كردن آن از سطح كار، موضوع را نمايان مي سازد.
شيوه قلم گيري: هنرمند با ايجاد خراش و شيار به روي فلز آن را تزئين ميكند. اين كار به وسيله قلم انجام مي شود.
پس از اتمام كار قلم زني، قير به وسيله حرارت، مجددا مذاب مي شود و از درون كار بيرون آورده مي شود. سپس سطح كار را با مواد پاك كننده مانند نفت، شستشو مي دهند تا باقيمانده قير كاملا" از بين برود. در بعضي از آثار قلم زني براي اينكه بعضي از نقوش نظير گلها بهتر نمايان شود، روي كار را با روغن جلا مي پوشانند و قبل از خشك شدن روغن، سطح كار را به سرعت با پودر ذغال ، سياه مي كنند در نتيجه قسمتهاي فرورفته، با شيارهاي سياه باقي مي ماند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/16ساعت 2:42 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

انواع صنایع دستی 2

صنایع دستی فرهنگ ماندگار


فرهنگ بشری دستاوردی عظیم و حاصل همکاری و همیاری تمام ملل و اقوام ساکن زمین است، در این مجموعه هیچ ملتی را هر چند کوچک نمی توان در این فرهنگ سهیم ندانست ولی به جرات می توان گفت که بهره برخی ملل و اقوام دراین دستاورد بشری بیش از سایرین است، و حاصل آن را می توان در میزان آثار ادبی، سازه ها و آثار تاریخی، هنرها و صنایع سنتی و بسیاری دیگر از عناصر فرهنگی دانست. کشور ما از معدود کشورهایی است که صنایع وهنرهای ستی بیشمار آن نظر کارشناسان و گردشگران را به خود جلب کرده است، فراوانی محصولات سنتی مانند گلیم، گبه، فرش، انواع کاشی کاری، تذهیب، مینا کاری و دیگر انواع هنرهای سنتی خود گویای این حقیقت است.

صنایع دستی را در یک تعریف ساده و در عین حال گویا می توان چنین توضیح داد: "... صنایع دستی هم حالت کارگاهی و هم خانگی و قابلیت استقرار در شهر و روستا را دارد و بدون نیاز به تکنولوژی پیشرفته بیشتر متکی به تخصص های بومی و سنتی است و قسمت اعظم مواد اولیه مورد مصرف آن از داخل کشور قابل تهیه و تأمین است، صنایع دستی دارای ویژگی های هنری و مصرفی به طور توأمان بوده و علاوه بر داشتن جنبه های مصرفی قوی، برخوردار از بینش، ذوق، اندیشه و فرهنگ تولید کننده نیز هست و در مجموع می توان آن را یک هنر – صنعت نامید."(1)

هنرهای سنتی و صنایع دستی از دیرباز و پیش از صنعتی شدن زندگی بشر، به بسیاری از نیازهای زندگی انسان پاسخ می گفتند و زیستن را برای او تسهیل می کردند. در گذشته های نه چندان دور سفالگری و ظروف سفالی پاسخگوی نیاز بسیاری از مردم کشور ما به ظروف خانگی را پاسخ می گفت و یا تا اواسط دوره صفوی و پیش از آنکه دفاتر بازگانی انگلیسی و هلندی در ایران فعالیت خود را آغاز کنند و واردات انواع پارچه را متداول سازند، پوشاک مردم ما از پارچه های محصول کارگاه های کاشان و یزد، تهیه و دوخته می شد، ولی رفته رفته با صنعتی شدن زندگی، پارچه هایی نظیر ترمه و ابریشم و مخمل، به فراموشی سپرده شد و پته کرمان و مخمل کاشان را دیگر تنها در صندوق های مادربزرگ های می شد یافت.

صنایع دستی چنان که گفته شد بخشی از صنایع اولیه است و چون دیگر صنایع می تواند دارای اثرات بسیار مثبت اقتصادی واجتماعی باشد، از جمله:

1- نقش صنایع دستی در بالا بردن سطح اشتغال،

2- نقش صنایع دستی در ازدیاد درآمد سرانه،

3- نقش صنایع دستی در تولید ملی،

4- نقش صنایع دستی در توسعه گردشگری و مبادلات فرهنگی،

5- نقش صنایع دستی در توسعه صادرات.(2)

می توان با ایجاد نوآوری در رشته های صنایع دستی و بررسی نیاز بازار و سلایق موجود در کالبد صنایع دستی روح تازه ای دمید، و با آشنا کردن جوانان با این رشته ها ماندگاری آنان را تامین کرد. هم اکنون بر اساس گزارش سازمان صنایع دستی 253 شاخه هنرهای سنتی و صنایع دستی در کشور به ثبت رسیده است که از نظر میزان فعالیت به شاخه های زیر تقسیم می شود:

الف- رشته های در حال تولید و فعال صنایع دستی،

ب- رشته های کم رونق صنایع دستی،

ج- رشته های منسوخ شده صنایع دستی.

الف: رشته های در حال تولید و فعال شامل:

1- تراش شیشه

2- شیشه گری فوتی قالبی

3- معرق شیشه

4- نقاشی روی شیشه

5- هم جوشی شیشه (فیوزگلاسی)

6- ابریشم بافی

7- احرامی بافی

8- انواع پارچه های سنتی

9- بافتنی های سنتی

10- پلاس

11- پن بافی (نوار بافی)

12- جاجیم بافی (ماشته، موج بافی)

13- جیم بافی

14- چادر شب بافی

15- چپری

16- چفیه بافی

17- چنته

18- حمام سری

19- زری سری

20- ساچیم بافی

21- سجاده بافی

22- سرانداز بافی

23- سیاه چادر بافی

24- شعر بافی

25- شک بافی

26- شمه بافی

27- فرت بافی

28- قراقی

29- قلاب بافی

30- گزی بافی

31- گلیمچه (متکازین)

32- متقال

33- مداخله بافی

34- وریس بافی

35- جل اسب

36- خورجین بافی

37- زیلو

38- قالی گل برجسته

39- قالیبافی 

40- گبه بافی

41- گلیم دورو

42- گلیم گل برجسته

43- گلیم یک رو 

44- گلیم مسند

45- مفرش

46- البسه محلی

47- باشلق

48- برقع

49- پوشین دوزی

50- چوغا

51- عروسک محلی

52- گیوه بافی

53- گیوه دوزی

54- چاپ قلمکار

55-  چاپ کلاقه ای (باتیک) 

56- قلمکار نقاشی

57- نقاشی روی ابریشم

58- تسمه دوزی

59- تفرشی دوزی

60- توربافی با سوزن

61- تور دوزی

62- چشمه دوزی

63- چهل تکه دوزی (خاتمی دوزی)

64- حاشیه دوزی

65- خامه دوزی

66- خامه دوزی سیستان

67- خوس دوزی

68- درویش دوزی

69- دکمه دوزی

70- دور دوزی

71- ده یک دوزی

72- زرک دوزی

73- زغره دوزی

74- زمینه دوزی

75- زنار دوزی

76- ژور دوزی

77- ستاره دوزی

78- سجاف دوزی

79- سرافی دوزی

80- سرمه دوزی

81- سکه دوزی

82- سنگ دوزی

83- سوزن دوزی

84- سوزن دوزی بلوچ

85- سیاه دوزی ترکمن

86- شرابه دوزی

87- شمسه دوزی

88- صدف دوزی

89- ظریف دوزی

90- فتیله دوزی

91- قلاب دوزی رشت

92- قیطان دوزی

93- کتیبه دوزی

94- کردی دوزی

95- کم دوزی

96- گبر دوزی (زرتشتی دوزی)

97-گلابتون دوزی (بندرعباسی) 

98- گلدوزی اصفهان

99- گندمی دوزی

100- سمانه زنبور دوزی

101- سمایه دوزی

102- لچک دوزی

103- لمه دوزی

104- مخمل دوزی

105- مرصع دوزی

106- مروارید دوزی

107- مشبک دوزی

108- مضاعف دوزی

109- مغزی دوزی

110- ملیله دوزی

111- ممقان دوزی

112- منجوق بافی با سوزن

113- منجوق دوزی

114- منگوله دوزی

115- نقره دوزی

116- نقش دوزی

117- یراق دوزی

118- قلاب دوزی اصفهان

119- نوار دوزی

120- آجیده دوزی

121- آویز دوزی

122- آینه دوزی

123- ابریشم خام دوزی

124- ابریشم دوزی نقش زری

125- اشرفی دوزی

126- اشک دوزی

127- ایلگه دوزی (برودری دوزی)

128- بادبزن بمپور

129- بادله دوزی

130- بخارا دوزی

131- برجسته دوزی

132- بلیش دوزی (قزاق دوزی)

133- بندری دوزی

134- پنه دوزی (سلسله دوزی)

135- پریوار دوزی

136- پولک دوزی

137- پیله دوزی

138- تخمک دوزی

139- خرمهر سازی

140- سفال با نقاشی رو لعابی

141- سفال با نقاشی زیر لعابی

142- سفال لعاب دار (سرامیک)

143- سفالگری

144- کاشی معرق

145- کاشی معقلی

146- کاشی هفت رنگ

147- چارق – چموش

148- سراجی

149- نقاشی روی چرم

150- افزار فلزی

151- جُنده کاری

152- چاقو سازی

153- چلنگری

154- حکاکی روی فلز

155- دواتگری

156- ریخته گری

157- زرگری (طلا سازی)

158- زیور آلات محلی

159- ضریح سازی

160- علامت سازی

161- قلمزنی

162- کوفته گری

163- گرگور بافی

164- مسگری

165- مشبک کاری روی فلز

166- ملیله سازی

167- مینای پنجره ای (مشبک)

168- مینای خانه بندی

169- مینای مرصع

170- مینای نقاشی

171- آجر کاری

172- آینه کاری

173- کاربندی

174- کاشی کاری (سنتی)

175- گچبری

176- نقاشی سنتی دیواری

177- بامبو بافی

178- چیق بافی

179- حجم بافی چوبی

180- حصیر بافی (بوریا بافی)

181- خاتم

182- خراطی

183- سازهای سنتی

184- سوخت روی چوب

185- کپوربافی

186- کنده کاری روی چوب

187- گره چینی

188-معرق 

189- مروار بافی (ارغوان بافی)

190- مشبک چوب

191- معرق چوب

192- معرق منبت

193- منبت 

194- نازک کاری

195- نقاشی روی چوب

196- صنایع دستی دریایی

197- نقاشی روی صدف

198- تراش سنگهای قیمتی و نیم قیمتی

199- حجری (سنگ تراشی)

200- حکاکی روی سنگ

201- خراطی سنگ

202- فیروزه کوبی

203- مجسمه سازی با سنگ

204- مرصع سنگ

205- مشبک سنگ

206- معرق سنگ

207- موزائیک کاری سنگ

208- تذهیب 

209- تشعیر

210- جلد سازی

211-  خوشنویسی 

212- طراحی سنتی

213- کاغذ سازی دستی

214-نگارگری (مینیاتور) 

215- تن پوش نمدی (کپنک)

216- زیرانداز نمدی

217- کلاه نمدی

ب- رشته های کم رونق صنایع دستی

1- دارایی بافی(ایکات)،

2- عبابافی،

3- کاشی مینایی،

4- حکاکی روی چرم،

5- نقش اندازی ضربی،

6- ورشو سازی،

7- قواره بری،

8- پاپیه ماشه،

9- نقاشی گل و مرغ،

10- نقاشی لاکی،

11- زری بافی.

ج- رشته های منسوخ شده صنایع دستی

1- ارمک بافی

2- اهرامی

3- برک بافی

4- پتوبافی

5- پرده بافی

6- ترمه بافی

7- حوله بافی

8- شال بافی

9- عریض بافی

10- قناویز

11- کرباس بافی

12- مخمل بافی (مخمل گل برجسته)

13- نمکدان بافی

14- گره خورد (دندانی)

15- کاشی زرین فام

16- سوخت روی چرم

17- معرق چرم

18- اسلحه سازی

19- قفل سازی

20- آهک بری

21- ارسی سازی

22- زمود گری

23- چاپ سنگی روی کاغذ

24- صحافی سنتی

25- قطاعی (کاغذبری)

26- نقاشی قهوه خانه ای

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/16ساعت 2:41 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

مشبک کاری فلزی

هر اثر هنري بايد حاکي از ارزش خود باشد و جنس و اعتبار واقعي و اصلي آن اثر است که اهميت دارد . مادامي که تاريخچه آثار هنري را نشناسيم و قصد هنرمند خلاق را نيابيم چه بسا که در قضاوت راجع به آن اثر و خالق آن دچار اشتباه شويم .
از آنجا که نوسازي و صنعتي شدن سريع ايران در چند دهه اخير ، اثري عميق بر همه صنايع دستي و سنتي بخصوص فلزکاري داشته ، اغلب آثاري در ايران دچار رکود شده است .
<<شواهد و مدارک باستانشناسي اين نکته را تأييد مي کند که شمال و مرکز ايران جزء قديمي ترين مراکز صنايع فلزکاري جهان بوده است >>
يکي از شهرهايي که در زمينه فلز و ساخت ادوات جنگي نظير نيزه در زمان هخامنشيان رونق فراواني داشته شهرستان ني ريز در استان فارس مي باشد که تاريخ نويسان يکي از دلايل نامگذاري اين شهرستان را به دليل همين امر يعني نيزه سازي بيان مي کنند .
<< گفته شده که برخي از صنايع دستي بخصوص هنر فلزکاري از زمانهاي قديم توسط گروه يا نژاد معيني انجام شده است . >>

هنر فلز سازي در ايران ، خاصه در دوره صفوي ، يکي از نفيس ترين انواع فلزکاري در سراسر جهان به شمار مي رفته ، تزيين اشياء ساخته شده فلزي به روشهاي گوناگوني انجام مي شده و مي شود که در بين مردم به قلم زني معروف است ؛ مثلاً در شيراز تزيينات روي فلز را منبت کاري فلز مي نامند که در کتابهاي هنرهاي باختري با نام Repousse آمده است . منبت کاري فلز يک نوع تغيير شکل نرم فلز است که با قلمهاي مخصوص نوک تيز و نوک گرد انجام مي شود و از زير و روي آن چکش کاري مي کنند و ...
هر نوع طرح يک قلم منبت کاري مخصوص به خود دارد . نخستين اقدام در منبت کاري فلز تعقيب خطوط اصلي (کار قلم گيري با قلم نيم بر) نقشه است که با قلم پرداز به کار مي پردازند . مرحله بعدي سوراخ کردن يعني مشبک يا شبکه سازي فلز مورد نظر است . اين کار توسط هنرمند حکاک انجام مي شود ، اما اگر کار گسترده باشد توسط کارشناس و هنرمند مشبک کار (فلزکار) انجام مي گردد . امروزه در اصفهان و تهران اين نوع کارها روي اشيايي مانند عود سوز ، مشبک قلعه ، حباب چراغ ، فانوس ، آباژور و انواع گلدانها صورت مي گيرد .

زيباترين و جالبترين نگاره هاي قلم زني بر روي ظرفهاي مسي و ... از دوره قاجار رونق يافته است . نقشهاي غير اسليمي ، گلهاي در هم پيچيده و طراحي حروف و غيره از مشخصه هاي بارز اينگونه ظروف تزييني است . رايجترين نوع مشبک فلز در دوره قاجار نوعي فانوس در اندازه ها و شکلهاي مختلف و جنسهاي گوناگون براي تاباندن نور بر سر راه افراد در خيابانها بوده است . امروزه نيز مشبک کاران فلز ، ظروف تزييني مانند انواع آباژورهاي پر نقش و نگار (مسي و برنجي) و بخوردان و گلدان و ... را به بازار و خريداران اهل ذوق عرضه مي کنند .

مشبک کاري ورقه هاي پولاد از محصولات تزييني آهنگري است . شبکه کار صفحه هاي فولادي را با نام شبکه اسليمي ، که کاربرد خاص خود را دارد و بلندي بعضي از آنها نيز تا يک متر مي رسد ، انتخاب کرده و هنر و ذوق خود را در اين ورقه هاي پولادي به کار مي برد . اين مشبک هاي اسليمي فولادي اهميت مذهبي دارد و در مراسم سوگواري محرم مورد استفاده قرار مي گيرد .
سابقه استفاده از فرآورده هاي فلزي (آثار هني و صنعتي) در جهان نيز ، چنان پيوسته با هم بوده که به دشواري مي توان در اين زمينه (هنر و صنعت) ملت و قومي را جدا از ملت و قومي دانست يا ويژگيهاي رشته اي از آثار فلزکاري را از هم منتزع کرد . ممکن است فقط تکنيک کار و سلائق صاحبان ذوق و هنر و فرهنگ افراد (ملتها) با يکديگر مغاير بوده باشد ، اما در چگونگي به کارگيري مواد و مصالح و استفاده کاربردي از آثار ، با هم اشتراک مساعي و اتفاق نظر داشته اند . به همين سبب امکان بررسي هيچيک از مشتقات فلزکاري از لحاظ تاريخي به شکل مجرد وجود ندارد . قابل اشاره است که رونق کار مشبک فلز در دوره سلجوقيان (حدود 429 هجري قمري) به اوج رسيده است . استادکاران اين هنر ( مشبک سازي فلز ) با مهارت تمام ، ظروفي مانند شمعدان ، عودسوز و ... از خود به يادگار گذاشته اند که هم اکنون در موزه هاي معروف و مهم جهان ديده مي شود .
فلزکاران دوره سلجوقي همه گونه اشياء زيبا مي ساختند از جمله اشياء مفرغي پايه هاي شمعدان . اين پايه ها را معمولاً به منظور سبکي و زيبايي به صورت مشبک مي ساختند . فلزکاران دوره هاي بعد با ابداع و اختراع سبکهاي جديد کارهاي خود را توسعه دادند . ظرافت و ريزه کاري هايي که اين هنر ايجاب مي کند در آثار هنرمندان قديم (سلجوقي) به نهايت نرسيد ؛ اين در حقيقت يکي از اسرار ايراني است .
مفرغ کاري (فلزکاري) هاي دوره صفويه (907-1148) نيز زيباست و حتي ممکن است تا قرن هجدهم ميلادي از بهترين کارهاي جهان به شمار بيايد . در قرن دهم فلز فولاد ماده کار هنرمندان شد که فلزي است بسيار سخت ، ولي همين فلز در دست هنرمندان صفوي مانند قلم نقاشي مطيع و انعطاف پذير شده بود . نقش صفحه اي فولادي که متعلق به قرن دهم است ، چنان زيباست که با قلم نيز بهتر از آن را نمي توان ايجاد کرد .
طرح اين لوح به دست يک استاد تذهيب و يک استاد خطاطي به وجود آمده است .
در اروپا هيچ رقيبي براي درفش تيغه فولادي نمي توان يافت . اين درفش ظريف و زيبا ، که طرح آن مشبک کاري شده به دسته عاج منقوش است ، در نوع خود بي نظير مي باشد . منابع عظيم مالي و فني دنياي امروز نيز نتوانسته است حتي فندکي بسازد که با قوطي ابزار ساخت ايران در قرن هجدهم برابري و رقابت کند .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/16ساعت 2:30 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

صنایع دستی وتعریف آن

تعریف

از مجموعه تعاریف صنایع دستی، به نظر می رسد تعریف زیر كه توسط گروهی از كارشناسان سازمان صنایع دستی ایران ارائه گردیده، دقیق تر و جامع تر باشد؛ چرا كه با وضعیت فعلی این صنعت و هنر ارزنده انطباق بیشتری دارد: صنایع دستی به مجموعه ای از هنرها و صنایع اطلاق می شود كه به طور عمده با استفاده از مواد اولیه ی بومی و انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید به كمك دست و ابزار دستی محصولاتی ساخته می شود كه در هر واحد آن ذوق هنری و خلاقیت فكری صنعتگر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل، وجه تمایز اصلی این گونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و كارخانه ای      می باشد.

ویژگی ها

با توجه به تعریف فوق و سایر تعاریفی كه برای صنایع دستی ارائه شد، می توان ویژگی های زیر را برای محصولات دست ساخته قایل شد:

1-  انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید، توسط دست و ابزار و وسایل دستی، برای تولید هر یك از فراورده های دستی مراحل متعددی طی می شود ولی انجام كلیه ی این مراحل به وسیله ی دست و ابزار و وسایل دستی الزامی نبوده و چنانچه تنها قسمتی از مراحل اساسی تولید به این طریق انجام شود، محصول تولید شده با توجه به مواردی كه در تعریف ذكر شد، صنایع دستی محسوب           می گردد.

2-  حضور مؤثر و خلاق انسان در تولید و شكل بخشیدن به محصولات ساخته شده و امكان ایجاد تنوع و پیاده كردن طرح های مختلف در مرحله ی ساخت این گونه فراورده ها.

3-    تأمین قسمت عمده ی مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی.

4-    داشتن بار فرهنگی (استفاده از طرح های اصیل، بومی و سنتی).

5-    عدم همانندی و تشابه فراورده های تولیدی با یكدیگر.

6-    عدم نیاز به سرمایه گذاری زیاد در مقایسه با سایر رشته های صنعت.

7-    دارا بودن ارزش افزوده ی زیاد در مقایسه با صنایع دیگر.

8-    قابلیت ایجاد و توسعه در مناطق مختلف (شهر، روستا و حتی در جوامع عشایری).

9-    قابلیت انتقال تجربیات، رموز و فنون تولیدی، سینه به سینه و یا مطابق روش استاد و شاگردی

طبقه بندی

در زمینه ی طبقه بندی صنایع دستی نیز باید گفت كه این طبقه بندی به صورت های مختلف از جمله براساس مواد اولیه ی مصرفی یا شیوه و روش ساخت آن می تواند صورت پذیرد. در اینجا طبقه بندی انجام شده توسط كارشناسان سازمان صنایع دستی ایران كه به طور عمده بر مبنای روش و تكنیك ساخت  این گونه محصولات به عمل آمده است، ذكر می گردد:

1- بافته های داری: محصولاتی كه به كمك دارهای افقی یا عمودی مستقر در زمین در زمان بافت، تولید می شود، بافته های داری محسوب می گردند مثل قالی، گلیم، زیلو و نظایر آن.

2-  دستبافی:(نساجی سنتی): فراورده هایی كه به كمك دستگاه های ساده و سنتی بافندگی  (دستگاه ویژه ی بافت جاجیم، دستگاه دووَردی، دستگاه چهاروردی و ژاكار دستی) تولید می گردد، دستبافی محسوب می شود، نظیرجاجیم، زری،ترمه، شال و ...

از جمله  خصوصیات این رشته از صنایع دستی، این است كهاولاًكلیه مراحل سه گانه بافندگی، ایجاد دهنه كار، پودگذاری و دفتین زدن (آلتی است فلزی، دارای دسته ای شبیه شانه كه نساجان هنگام بافتن پارچه آن را در دست گیرند و لای تارها زنند تا آنچه بافته شده به هم پیوسته و محكم گردد.) با حركات دست و پا انجام می شود، در ثانی، امكان استفاده از پودهای رنگی به میزان نامحدود و همچنین تنوع طرح بافت با دراختیار داشتن كنترل حركات وَردها میسر می گردد كه این امر نشانگر حضور مؤثر و خلاق انسان در تولید است.

3-  بافتنی:انواع مصنوعاتی كه با كمك میل، قلاب و نظیر آن و با الیاف طبیعی تولید می شود، جزء بافتنی ها به حساب می آید نظیر دستكش، جوراب، كلاه، شال گردن و ...

4-  روكاری:(رودوزی): كلیه ی مصنوعاتی كه از طریق دوختن نقوش سنتی بر روی پارچه های بدون نقش و یا كشیدن قسمتی از نخ های تار و پود به وجود می آید، در گروه « رودوزی» و یا «روكاری» جای دارد. نظیرسوزن دوزی،قلاب دوزی،ملیله دوزی،خوس دوزی،گلابتون دوزی،پته دوزیو ...

5- چاپ های سنتی: كلیه پارچه هایی كه به وسیله قلم مو، مهر و نظایر آن رنگ آمیزی شده و نقشمی پذیرد جزء چاپ های سنتی به حساب می آید مانند چاپقلمكار وچاپكلاقه ای (باتیك).

6-  نمدمالی: انواع مصنوعاتی كه بر اثر درگیری و متراكم نمودن پشم و كرك در شرایط فنی مناسب از طریق ورز دادن تهیه می شوند، جزء گروهنمدمالی می باشند. نظیر كلاه نمدی، پالتوی نمدی، نمد زیرانداز و نمد پادری.

7-  سفالگری و سرامیك سازی :به محصولاتی كه با استفاده از گِل رُس و همچنین گِل حاصله از سنگ كوارتز و خاك كائولن، به كمك دست و چرخ سفالگری ساخته و سپس پخته می شود، سفال و سرامیك اطلاق می شود.

برای تكمیل اشیاء ساخته شده، برحسب سنت و رسوم، روی آنها نقاشی، كنده كاری و یا نقوش برجسته ایجاد می كنند و از لعاب مناسب برای پوشش سطح اشیاء استفاده می گردد. محصولات تولید شده ی این گروه شاملانواع پارچ و لیوان ظروف غذاخوری، گلدان و ...می باشد.

8- شیشه گری:محصولاتی را كه از طریق شكل دادن مواد معدنی ذوب شده نظیر سیلیس و خرده شیشه كه با تركیبی از این دو و با استفاده از روش دمیدن توسط لوله ی مخصوص و با به كارگیری ابزار دستی شامل انبر، قیچی و غیره حاصل می شود،شیشه دست ساز می نامند كه شامل مراحل تكمیلی و تزئینی، نظیر نقاشی و تراش هم می گردد.

9- تولید فراورده های پوست و چرم: محصولاتی كه با استفاده از پوست و چرم دباغی شده به شیوه سنتی تولید می گردد، نظیر پوستین، كلاه پوستی،چاروق، محصولات تكمیلی چرمی (نظیر تلفیق چرم با محصولات دستباف) جزء این گروه هستند.

10-ساخت محصولات فلزی وآلیاژ: فراورده هایی كه به شیوه  سنتی و با استفاده از ابزار دستی و انواع فلزات (مس، نقره، طلا و آهن) و انواع آلیاژها (برنج و ورشو) تولید می گردد نظیر انواع ظروف خانگی، چاقو، قندشكن، قلم تراش، قفل و ... جزء این گروه می باشند.

11-  قلمزنی، مشبك كاری، حكاكی روی فلزات و آلیاژها:هنر– صنعتی است كه طی آن طرح ها و نقوش سنتی با استفاده از قلم، چكش و سایر ابزار دستی بر روی اشیاء ساخته شده از فلز با آلیاژ شكل می گیرد.

12-  سنگتراشی ، حكاكی روی سنگ و معرق سنگ: شامل مصنوعاتی می گردد كه مواد اولیه اصلی آن را انواع سنگ ها نظیر فیروزه، مرمر، یشم، سنگ سیاه، سنگ سفید(آلاباستر) و ... تشكیل     می دهد و به كمك ابزار و وسایل مختلف  تراشیده یا حكاكی می شود نظیر انواع ظروف، پایه ی چراغ، قاب عكس، انواع نگین و ...

13-  خراطی چوب:خراطی، شیوه ای از تولید محصولات چوبی است كه طی آن و توسط ابزار و وسایل مختلف و به طور عمده به وسیله دستگاه خراطی، اشیائی نظیر انواع قلیان، گهواره، پایه آباژور و ظروف مختلف ساخته و پرداخته می شود.

14- ریزه كاری و نازك كاری چوب:روشی از ساخت فراورده های چوبی است كه طی آن به      وسیله ی وسایل نجاری نظیر ارّه، رنده، سوهان، مُغار و ... قطعات كوچك چوبی آماده شده به صورت روكش بر روی بدنه ی چوبی چسبانده و تحت فشار شكل گرفته اند و از این طریق انواع شكلات خوری، زیر سیگاری، قاب عكس و نظایر آن تولید و عرضه می گردد.

15-منبت كاری، كنده كاری و مشبك كاری چوب:شیوه ای دیگر از تولید محصولات چوبی است كه طی آن طرح ها و نقوش سنتی با استفاده از قلم، چكش، مغار و سایر ابزار نجاری بر روی چوب های مرغوب و بادوام شكل می پذیرد.

16- حصیر بافی:منظور از حصیربافی كه بامبوبافی، مرواربافی، تِركه بافی، چم بافی، سبد بافی و چیغ بافی را نیز شامل می شود، همان بافت رشته های حاصل از الیاف سلولزی (گیاهی) به كمك دست و ابزار ساده دستی است كه طی آن محصولات مختلفی نظیر زیرانداز، سفره ی حصیری، انواع سبد، انواع ظروف و ... تولید و عرضه می گردد . در مورد چیغ بافی ذكر این نكته ضروری است كه حین بافت، علاوه بر الیاف گیاهی از نخ پشمی رنگ شده نیز برای ایجاد نقوش و طرح های سنتی استفاده می گردد.

17- خاتم سازی:روشی از تولید فراورده های چوبی است كه با استفاده از روكش حاصله از به هم چسباندن قطعات كوچك فلزات، استخوان و انواع چوب  در اشكال و طرح های سنتی (بیشتر به صورت هندسی) و به كمك ابزار و وسایل مختلف، فراورده هایی نظیر انواع قاب عكس، جاسیگاری، شكلات خوری، میز، صندلی و ... ساخته می شود.

18-معرق  كاری:ترسیم طرح ها و نقش های سنتی بر روی زمینه ی چوبی یا سرامیك و خالی كردن داخل خطوط طرح ها و پركردن فضای خالی شده به وسیله قطعات آماده شده ی چوبی، سرامیك، فلزی، صدفی و سنگی  را معرق كاری می گویند.

19-كاشی گری:صنعتی است با سابقه كه طی آن انواع كاشی ها با استفاده از طرح ها و نقش های سنتی برای استفاده در ابنیه ی مذهبی و تاریخی از طریق قالب گیری گِل رُس و پختن آن در كوره ساخته و پرداخته می شود.

20-  ملیله كاری:منظور ساخت اشیاء مختلف نظیر سرویس چایخوری ، تنگ و همچنین برخی از زینت آلات با استفاده از مفتول های نقره، طلا و مس و به كمك ابزار و وسایل ساده فلز كاری نظیر حدیده، انبر، قیچی ، كوره مخصوص و ... می باشد.

21-میناكاری:در اینجا مراد، ساخت بدنه فلزی، لعاب كاری، پخت، نقاشی و پخت مجدد اشیاء در كوره می باشد كه تمامی این مراحل به كمك ابزار و وسایل ساده با استفاده از طرح های اصیل و سنتی در مرحله ی نقاشی انجام می پذیرد.

22-ساخت اشیاء مستظرفه و هنری:ساخت اشیاء و وسایل ظریفه ای است كه در آنها عامل هنر به مراتب بیش از فنون تولیدی دخالت دارد و شامل مینیاتورسازی، نقاشی روی صدف، نقاشی روی چرم، پاپیه ماشه و تذهیبمی شود.

23- ساخت زیور آلات:ساخت و تولید انواع جواهرات محلی و همچنین انواع زینت آلات با استفاده از طلا، نقره و انواع آلیاژها می باشد.

24- ساخت سایر فراورده های دستی:منظور ساخت سایر محصولات دستی نظیر فیروزه نشانی (فیروزه كوبی) طلاكوبی روی فولاد، انواع عروسك های محلی، تخت كشی گیوه (آجیده و لته یی) و ماسك ، كایت و چترهای تزئینی است كه با ابزار و وسایل دستی و با استفاده از طرح های سنتی ساخته و پرداخته می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/16ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

مشبک کارنمونه

استاد اکبر صوتي (کرماني) يکي از هنرمندان ممتاز هنر مشبک کاري است که بيش از نيم قرن در اين رشته با عشق زيسته و آثار ذي قيمتي خلق کرده است . وي در سال 1308 در خانواده اي مذهبي و هنرمند در شهر کرمان ديده به جهان گشود . فروغ آيات قرآن مجيد براي اولين بار در مکتب خانه بر جانش نشست و اولين شعله هاي عشق به طراحي را مرحوم حاج علي صوتي (دايي استاد اکبر صوتي) در قلب کودکانه او فروزان کرد و اولين کسي که دستان کوچک او را با کمانه مشبک کاري براي خلق آثار هنري آشنا نمود ، معلم عاشق و جان سوخته پنجم ابتدايي وي بود (ز بوسيدنيهاي روزگار يکي هم بود دست آموزگار) .
استاد اکبر صوتي تا اخذ ديپلم در دانشسراي مقدماتي به طور متفرقه به تحصيل ادامه داد ، سپس دانشسراي مقدماتي را به پايان برد و آموزگار شد و در حال حاضر معلم بازنشسته آموزش و پرورش است . اولين اثر استاد طراحي و اجراي چهره خيام بود و از آن پس تا کنون تعداد بيشماري ار آثار استاد در 30 نمايشگاه در سطح ايران و جهان در معرض ديد هنردوستان قرار گرفته است .

در کار استاد صوتي مضامين مذهبي و اسلامي نقش اصلي را دارند . شايد اعجاز و قدرت آفرينندگي اين هنرمند در همين است که مايه هاي سنتي مذهبي و ملي را در سطح جهاني تبيين مي کند . ساختار آثار استاد صوتي از نظر فرم و قالب متکي بر يکپارچه بودن کار با حداقل اتصال اضلاع بر سطح چوب است و از نظر محتوا انتقال مضامين ديني و ملي و عرفان ايراني است . در نهايت بايد گفت جوهره ي وجودي آثار استاد صوتي ، مملو از پيامهاي انساني است که بازگويي اين پيام بدين شيوه کاري پيچيده و ارزيابي نهايي آن بسيار مشکل است .
نوشته شده توسط جواد دیده جهان  روش کار استاد 

موضوع:  
استاد ابتدا بر روي کاغذ ، طرح را پياده و سپس با کاربن آن طرح را بر روي تخته سه لايي منتقل مي کند . آنگاه بخشهاي زائد را با مته سوراخ کرده و پس از عبور يک سر اره مويي از آن ، با دقت و حوصله شروع به کار مي کند . پس از اتمام کار ، چون اثر ساخته شده شکننده است ، آن را بر روي مقوايي که پارچه بر روي آن کشيده شده است ، با نخ و سوزن دوخته و سپس آن را داخل قاب پشت شيشه قرار مي دهد . استاد در تزيين تابلو هاي خود از معروفترين خطاطان جهان اسلام همچون حامدي از ترکيه ، عراقي از عراق و استاداني چون زنجاني ، جليل رسولي ، محمد اياذيان ، سيد محسن مومني و نصرالله افجه اي بهره مي گيرد . وي خطوط خوشنويسان مشهور را در کار خود طوري تنظيم مي کند تا ضمن حفظ اصالت خط ، براي کار مشبک قابل استفاده باشد . هم اکنون استاد در دانشگاه الزهراء تهران و دبيرستان صالح به تعليم اين هنر مشغول است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/16ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

صنایع دستی استان بوشهر (منبت )

هنرهاي سنتي :

هنرهاي سنتي استان بوشهربه دليل دوربودن از مركز وهمچنين نبودن مواداوليه در منطقه، معدود و تنها شامل رشته هاي زير است:
حصير بافي ،عبابافي ، منبت ، گره سازي( گره سازي امروزديگر رايج نيست ) گليم ،گبه،قالي و جاجيم و رشته هاي گليم و گبه به دليل اينكه از بازارخوبي بهره مند است فعـــالمي باشد ، اماعبا بافي رو به فراموشي است. سفال گري به دليل نبودن بودجه كافي در دسترس هنرمندان و دور بودن از مركز از كيفيت خوبي برخوردارنيست .هنرهاي سنتي در اين منطقه انگشت شمار است، اما در بيشتر روستاهاي شهرستانهاي دشتي ، دشتستان گناوه، كنگان و دير به گبه بافي مشغولند.در گبه بافي ، روستاي شول شهرستان گناوه از اهميت خاصي برخوردار است زيرا قدمت بيشتري درگبه بافي دارد.گبه هاي شول به كشورهاي حوزه خليج فارس و حتي اروپا صادر مي شود.نقشه هايگبه هاي صادراتي توسط شركت ها سفارش داده مي شود و نقش هايي است كه مورد پســند بازار اروپا است و ريشه در گبه بافي محلي ندارد.

اما بعضي از بافندگان كه نقشهاي اصيل را نسل به نسل به خاطر سپرده ا ند و اين گبــــــــــــه هادر خانه هاشان ديده ميشود . درقديم پشم ها و نخهاي گبه رنگ نمي شد وبه رنگ طبيعـــــــــيخود پشم مي بافتند و به آن گبه خود رنگ مي گفتند.جاجيم بافي در استان بوشهر به گبه و قالي از بازار اقتصادي خوبي برخوردار نيست اما هنرمندان آنرا براي خودشان مي بافند و همينطور اهالي براي جهزيه به فرزندانشان از هنرمندان خريداري مي كنند .حصيربافي در منطقه : دستاوردهاي هنرمند حصيربافي در اكثر خانه هاي بوشهر ديده مي شود ، اما از قيمت كمي برخوردار است و جواب نياز هنرمندان رانمي دهد و هنرمندان به ناچار براي كسب وامرار معاش مجبورند به كار ديگري مشغول شوند .عبا بافي : به دليل اينكه تعداد استادكارها اندك است رو به انقراض است و اكثر هنرمندان آن افراد مسن هستند و نيروهاي جوان مايل به فراگيري اين صنعت نيست .سفالگري : اين رشته در اين منطقه بيشتر است و نوآوري در آن مشاهده نمي شود و اكثر همت كارگاه هاي سفالگري صرف ساختن قليان مي شود ، زيرا هنـرمندان با اين دستاوردها امــرار مـعاش مي كنند وجز اين درآمد ديگري ندارند و غالبا بدليل اينكه بودجه ندارند ، دست ساخت هاي آنان نيز تنوع خاصي ندارد ،در صورتي كه همه آنان مشتاقند تاآنچه راكه درذهن دارند دركوره هاشان مشاهده كنند و خلاقيت خويش را در اين دستاوردها به معرض نمايش بگذارند .


گبه و قالي :

شاخص ترين محصول صنايع دستي استان بوشهر نوعي فرش بنام گبه است . علاوه برآن بافت انواع قالي و قاليچه در تقاط مختلف روستايي در ميان عشاير ساكن در روستاها رايج مي باشد .در استان بوشهر بافندگان به دو قشر تقسيم مي شوند . يك عده بافندگاني هستند كه مواد اوليه را به سرمايه خوشان تهيه مي كنند و مي فروشند كه از وضعيت اقتصادي خوبي برخوردارند . قشر ديگر به صورت دستمزدي كار مي كنند و مواد اوليه را از ساير منابع تحويل مي گيرند . سابقه تاريخي : در هر جاكه دام وجود داشته است ، انسان به كاربرد پشم گوسفند پي برده و بعدها بافت گبه و گليم درهمان مناطق معمول شده است ، روستاي شول قدمت ديرينه در گبه بافي دارد. بعد از آن سرمك ، رود فارياب ، ده كهنه و غيره

مشخصات يك گبه مرغوب :

1-دار محكم باشد .

2-چله كشي به خوبي انجام شده باشد .

3-گره بايد محكم زده شود .

4-شانه به خوبي زده شود .

5-نخي را كه بعد از گره زدن مي بافند ، به اصطلاح زنجيري ، كه درروستاي شول به آن تپ كو مي گويند به خوبي بافته شود و روي آن شانه زده شود .

نقوش و رنگهاي گبه :

در اين منطقه طرح ها بيشتر الهام گرفته از طبيعت است كه در محل زندگي آنان وجود دارد ، مانند نقش بز ، پرنده و درخت كه در قالي و گبه ها ديده مي شود . ممكن است به صورت طرح بندي باشد ، يعني يك قطعه از طرح در سر تا سر فرش چه در طول چه در عرض تكرار شده باشد . طرح هندسي هم در بافته ها يشان ديده مي شود گبه هاي اين مناطق صادراتي هستند و براي كشورهاي اروپايي سفارش مي گيرند . گبــه هاي امروزي با استفاده از طـرح ها و نقش هاي كه به بافندگان داده مي شود آماده مي شود و طرح ها اصالت ديرين را ندارند . در گذشته همه گبه ها به رنگ خود پشم بافته مي شد و رنگ ديگري نداشت .

نقش هاي گبه در روستاي شول:

1-نقش دو لوزي سماور

2-نقش وسط چنگ

3-ماه و آفتاب

4-نقش حسين خاني

5-نقش كنگره اي

6-چنگ

7-قليوني (محل اتصال دو لوزي را قليوني مي گويند)

8-نقش چنار

9-بغل خوسي

10- نقش ساده شده حيوان مانند نقش آهو كه به آن شكال مي گويند .

نقش هاي موجود در روستاي كلمه :

1-ناظم

2-گل حاشيه و چهار شاخه

3-سراب

4-نقش بلبل

5-نقش تجريه ي حيوان

6-نقش كبك روي كوه

7-نقوش شطرنجي

گليم :

گليم يكي از بافت هاي داري است كه دراكثر نقاط كشورمان بافت آن رايج است . روستاي شنبه از توابع شهرستان دشتي و روستاي سرمك از توابع شهرستان دشتي بخش جم و ريز از توابع شهرستان كنگان و بسياري از روستاهاي استان بوشهربه گليم بافي مشغولند . نقوش گليم غالبا هندسي است ، اما در بعضي از مناطق مانند روستاي سرخره (دشتستان) گليم نقش دار ندارند و به صورت راه راه مي بافند . رنگ گليم متنوع است و به رنگهاي مختلف مي بافند .گاهي اوقات پشم را با رنگ گياهي رنگ ميكنند . مثلاً از پوست گردو رنگ قهوه اي مي گيرند و از گل درخت گز رنگ قرمز مي گيرند.

نقوش روستاي شنبه :

نقوشي حوضي ،چنگ ، تهراني كوچك ، تهراني بزرگ ، كشكولي ، دانه بيگي نقش خراساني.نقوش روستاي سرمك آقاجاري ، نيم خانه ، انگليسي ، نصف حوض ، بحروني ، خشت.تگين : نوعي گليم است كه اين محصول مخصوص پختن نان است يعني وسايل و ردنه زدن خمير را بر روي تگين مي گذرند و بر روي آن مي نشينند و نان درست مي كنند.

عبا بافي :

عبا بافي از رشته هاي صنعت نساجي است كه روزگاري در ايران و به ويژه در مناطق روستايي داراي گستردگي فراواني بوده است . اين صنعت در پاره اي از نقاط استان بوشهر مانند روستاهاي تنگ ارم ، بنار آزادگان، زيارت ، سعدآباد ، بردخون ، كردوان سفلي و عليا و حومه شهر اهرم رايج بوده كه علاوه بر تأمين نيازهاي روستاهاي استان به كشورهاي حوزه خليج فارس نيز صادر شده است . در حال حاضر (زمستان 1375) ارزش توليدات عبا در سال بيش از000/216/000 ريال مي باشد و تنها در سال گذشته مبلغ 000/108 مارك درآمد ارزي براي كشور داشته است .

نقوش و رنگها :

در اين بافت نقشي وجود ندارد . به صورت ساده بافته مي شود رنگ قهوه اي ، كرم رنگ . به ندرت مشكي است .

جاجيم :

جاجيم جزء فرآورده هايي است كه به كمك دستگاه بافندگي چهار ورودي بافته مي شود . نوع دستگاه آن در مناطق مختف با هم تفاوت دارد. مثلاً در منطقه سرخره روستاي شهرستان دشتستان با دار قالي جاجيم مي بافند و تفاوت آن با دار قالي اين است كه به آن چهار ورد اضافه مي كنند.در منطقه ممريز روستاي شهرستان دشتي دستگاه جاجيم بافي مختص به جاجيم است . در منطقه عيسوند دستگاه بافندگي جاجيم مانند دستگاه بافندگي عبا است .

نقوش و رنگها :

نقوش جاجيم بيشتر به صورت راه راه يا چهار خانه است و بعد از بافت روي آن را هم به سليقه خود تزئين مي كنند و به رنگهاي مختلف بافته مي شود.

حصير بافي :

حصير بافي يكي از قديمي ترين صنايع دستي و شايد كهن ترين آنهاست كه به عنوان منشأ نساجي شناخته مي شود و در بسياري از كشورهاي جهان به ويژه آن دسته از ممالكي كه به مـــواد اوليه مورد نياز اين رشته دسترسي دارند مرسوم و متداول بوده است .امروزه در مناطق مختلف كشورمان كه دسترسي به برگ درخت خرما ، ساقه گندم ، ني و تركه وجود دارد ، محصولات اين رشته به صورت حصير بافي ، سبد بافي ، مروار بافي ، تركه بافي ، چم بافي و چيغ بافي رايج است . در استان بوشهر به دليل فراواني برگ و الياف خرما و گياهان خودرو شبيه ساقه گنــــــدم كه در اصطلاح محلي خاكه ناميده مي شود. از دير باز توليد انواع محصولات حصيري به منظور استفاده محلي و فروش در ساير بازارها در حد گسترده اي رايج بوده است و امروزه به دليل جايگريني محصولات كارخانه اي وعدم ثبات بازار فروش اين محصولات از توليد آنها كاسته شده است و بيشتر به منظور مصرف داخلي روستائيان تهيه مي گردد. تعداد صنعتگران شاغل در اين رشته در استان بوشهر بالغ بر 800 خانوار مي باشد . ارزش توليدات حصيري در سطح استان تنها در سال گذشته بالغ بر 000/000/64 ريال بوده است . در روستــاهاي تابعه گناوه ، دشتستان ، دشتي ، تنگستان و كنگان حصير بافي رايج است . نقوش و رنگها : براي رنگ كردن برگ نخل جوهر رنگي از عطاري تهيه مي كنند كه نام آن بقم است .

بقم به چند رنـــــــگ وجود دارد و به رنگهاي سبز ، آبي ، بنفش و نارنجي . بقم را با زرد چوبه مخلوط مي كنند تا رنگ آن جلاي بهتري داشته باشد و روشنتر شود و براي اينكه رنگ تيره تر يا روشنتر شود مقدار زردچوبه را كم يا زيادتر مي كنند.نقش ها در حصير يا سبد و ديگر محصولات ذهني بافته مي شود و به صورت لوزي هاي كنگره دار و هندسي بافته مي شود.محصولات: مهمترين محصول حصيري استان بوشهر كه هم از نظر اقتصاد خود مصرفي داراي اهميت ويژه اي مي باشد و هم در گذشته در امارت متحده عربي داراي بازار مناسبي بود. نوع فرش حصيري به نام تك است كه معمولاً به عرض ده سانتي متر بافته مي شود و سپس به اندازه عرض مورد نظر قطعات ده سانتي حصيري در كنار يكديگر دوخته مي شود. از اين محصول به منظور پوشش سقف كپرهاي روستايي نيز استفاده مي شود زيرا به دليل نوع بافتنش به راحتي آب باران را از خود عبور مي دهد. محصول ديگر به نام مغرف كه نوعي زنبيل كوچك است .تويزه محصول ديگري است كه داراي قابي دايره اي شكل است و بيشتر به عنوان جاي نان مورد استفاده قرار مي گيرد.تلي محصول ديگري كه ظرف مناسبي براي نگهداري گندم ، جو و ساير حبوبات و غلات است .

سپك : ظرفي سيني مانند است و براي پاك كردن گندم مورد استفاده قرار مي گيرد.

كنده :جاي نگهداري ميوه است .

چاكان: سبدي براي جمع آوري خرما است و به عنوان كفه ترازو و نيز مورد استفاده قرار مي گيرد.

بادبزن : كه در انواع مختلف كوچك و بزرگ و ريز و درشت با تزئين و نوار دوزي رنگي بافته مي شود.

طناب : كه براي بالا رفتن از درخت خرما يا بالا كشيدن دلو آب از چاه مورد استفاده قرار مي گيرد.

كلاه حصيري: در اندازه هاي مختلف و به صورت ساده يا رنگي بافته مي شود.


سفالگري :

به دليل اهميت حياتي آب در منطقه كم آب و محروم بوشهر ، ساخت وسايلي كه بتواند نقشي در خنك كردن و خنك نگهداشتن آب داشته باشد از دير باز مرسوم بوده و كارگاههاي سفالگري كنگان و برازجان در جوار تهيه و توليد وسايل خنك كننده آب كه در اصطلاح محلي به آن حبانه مي گويند به ساخت ساير فرآورده هاي سفالين از قبيل كوزه آب ، كوزه قليان ، سر قليان ، كشك ساب و غيره مشغول بوده اند كه اين محصولات غالباً بدون لعاب به بازار عرضه مي شده اند.در حال حاضر علاوه بركارگاههاي سفالگري كنگان و برازجان در شهرستان دشتي و بندر ديلم نيزكارگاههاي سفالگري وجود دارد.

نقوش و رنگها :

بيشتر سفال ها به رنگ قهوه اي ـ حنايي و سبز ديده مي شود و نقش ها به صورت گل و برگ كنده كاري به صورت مارپيچ و نقش هاي لوزي وجود دارد.

منبت :

منبت سازي يا منبت كاري عبارت است از برجسته كاري روي چوب به نقوش مورد نظر و براي منبت دو روش عمده به كار مي رود : در روش اول چوب يكپارچه به وسيله مغار و سوهان برجسته مي شود(تراش زمينههاي ) ودر روش دم قطعات چوب جداگانه بوسيله مغار سوهان تراش شده و سپس كنار هم مطابق با طرح چيده مي شودند (زمينه معمولاً چوبي است ) منبت كاري در زمان قاجاريه در شهر بوشهر به اوج رسيده بود و قبل از آن هم ممكن است كه وجود داشته اما آثاري به جاي نمانده است .

نقوش و رنگها :

بيشتر نقش ها طبيعت ، گل و مرغ، نقوش تجريدي حيوانات و نقوش اسليمي مشاهده مي شود و از رنگ خود چوب استفاده مي شود.

گره چيني :

گره چيني عبارت است از اتصال قطعات چوبي بوسيله اتصالات چوبي به نحوي كه نقش گره اي در آن مشاهده شود. براي گره چيني كه اغلب مشبك و همراه با شيشه (ولي چند تكه ) ساخته مي شود نياز به يك طرح گره اي است كه بر اساس آن قطعات چوبي را به طول و ضخامت مورد نظر بريده و سپس بسته به جاي آن از نوع اتصال مناسب آن استفاده مي كنند . در گره چيني اتصالات زيادي به كار مي رود و ممكن است بر خلاف و سايل زير ساختي در يك اتصال آن از چندين قطعه چوب استفاده شود و يك اتصال چندين چوب را به هم متصل كند. امروزه ديگر گره چيني در بوشهر رايج نيست اما در دوره قاجاريه بسيار مورد استفاده و رواج داشته ولي امروزه هنرمندان تنها به مرمت آن مشغولند.

نقوش و رنگها :

در كار گره كاري نقش ها به شرح ذيل مي باشد1ـ پنج شمس مربع 2ـ هفت بند قوسي 3ـ شش بند قوسي 4ـ هشت قول 5ـ چهار قول 6ـ هشت شمس مربع 7ـ هلال خورسيدي 8ـ هلال كماني 9ـ هلال تيز

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/14ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

منبت کاری 2

دوران قبل از اسلام قطعات بزرگ چوبي به عنوان بخشي از ساختمان به كار مي رفته است. در اين دوره چوب به عنوان يكي از فراوان ترين مصالح طبيعي نقش مهمي در ساخت ابزار فني و كشاورزي و حتي وسايل خانگي ايفا مي كرده است. >
از دوره سلوكيان آثار چنداني در دست نيست و آثار چوبي دوره اشكاني نيز تا حد زيادي شباهت به دوره هخامنشي دارد. در دوره ساساني استفاده از كلافهاي چوبي در ساختمان متداول مي شود. در اين دوره نوعي رويه كوبي مربع هاي چوبي انجام مي شده كه نقش هندسي و انتزاعي داشته است. نقوش عبارت بودند ازنقوش انتزاعي، گياه و حيوان و انسان.

مهمترين وسايل چوبي كه ساخت آنها در قرون اوليه اسلامي متداول بوده عبارتند از كلبه ها و ساختمان هاي چوبي، كلافهاي ساختماني، ستون چوبي سقف هاي كاذب چوبي قابدار، وسايل به ساختمان مثل درب و پنجره ، وسايل كاربردي مثل منبر، ابزار آلات صنعتي و كشاورزي.

در آثار چوبي دوره مياني اسلامي كه مربوط به حدود قرون پنجم تا دهم هجري است اجزاي ساختمان هاي چوبي مثل ستون و سقف، وسايل متصل به ساختمان مثل در، پنجره، نرده به ميزان زيادي به چشم مي خورد ولي آثار كوچكتر مثل جعبه، قاب، رحل، وسايل خانگي، ابزار آلات، وسايل جنگي و شكار  نيز كم و بيش وجود دارد.
بيشترين نقوشي كه در منبت اين دوران مي بينيم عبارتند از : نقوش هندسي، شيارهاي موازي، كتيبه، اسامي ائمه (ع )، شكل محرابي ، لچك، ترنج، گل و بوته، ختايي و اسليمي، شكوفه،برگ ، نخل ، شمسه، حيوان و انسان .

در اكثر آثار چوبي صفوي مي توان تحولاتي از لحاظ نقش و شيوه هاي اجرايي ملاحظه كرد. صنايع دستي چوبي اين دوره كه مربوط به حدود قرن 10 و 12 مي باشد از لحاظ فني بسيار ظريف و بادوام و داراي عملكردي مفيد و صحيح هستند و از لحاظ هنري بر اساس نقوش و فرهنگي ايراني ساخته شده اند و از طرفي با دقت و نظم اجرا شده.
آثار اين دوره شامل ساختمان هاي چوبي و اجزاي وابسته به آن مثل ستون و سقف و در و پنجره و همچنين شامل وسايل كاربردي مثل رحل، جعبه، قاب، صندلي و ابزار آلات صنعتي و كشاورزي و جنگي است. هنر معرق كه از دوران قبلي آغاز شده و به طور ساده انجام مي شد از اين زمان تكامل بيشتري مي يابد.

منبت كاري دوره ميانه اسلامي در حدي بسيار ظريف و باروسازي و ريزه كاري فراوان ديده مي شود و پرداخت آن نيز در حد اعلاي خود مشاهده مي شود. منبت اين دوره بر اساس طرح هاي هندسي، شيارهاي موازي، خط ثلث و نسخ، اسليمي و ختايي به سبك ايراني، نقوش انتزاعي گياه و انسان و ترنج و محرابي مشاهده مي شود.

هنرهاي چوبي بعد از صفويه و به خصوص دوران قاجار نه تنها تكامل فني نداشت بلكه با افت كيفيت فني نيز روبرو بود. به طور كلي در آثار چوبي اين دوره به دو سبك وجود دارد. بخشي كه در آن سعي شده از روشها و نقوش دوران قبل پيروي شود و بخشي ديگر كه از اصول فني و هنري آثار چوبي اروپا الهام گرفته شده.
در اين دوره به دو نوع منبت بر مي خوريم. يكي منبت به شيوه صفوي با عمق كم و طرح ايراني كه ندرتا" ديده مي شود و ديگري منبت به شيوه فرنگي با عمق زياد و با نقش پيچك اجرا شده كه به ميزان زيادتر وجود داشته

معرق :

قرار گرفتن قطعات چوب هاي رنگي در كنار هم به وجود آوردن طرحي مشخص را معرق مي گويند. گاه ديده مي شود كه در كنار چوب هاي رنگي از مصالحي چون عاج، صدف، فلزات و استخوان هم استفاده مي شود. به طور كلي معرق به دو گروه اصلي تقسيم مي گردد.

الف – معرق زمينه رنگ : اگر در هنر معرق، زمينه كار هم از چوب بريده شود، معرق زمينه چوب ناميده مي شود. در واقع طرح اصلي توسط زمينه ايي از چوب احاطه مي شود. معرق زمينه چوب به روشهاي گوناگوني كار مي شود كه شامل معرق پازلي، معرق آجري، نازك بري در معرق منبت مي باشد.

معرق زمينه پازلي :

با همان شيوه معرق چوب كار مي شود، فقط زمينه طرح يا كار را به قطعه هاي پازل مانند بريده، در كنار هم مي چسبانند و سپس باز هم براي مراحل تكميلي به كارگاه رنگ فرستاده مي شود.

معرق زمينه آجري : با همان شيوه معرق زمينه چوب كار مي شود، فقط تفاوت كار در اين است كه زمينه طرح به صورت آجري بريده و در كنار هم چيده مي شود. آنگاه مراحل تكميلي را به صورت رايج طي مي كنند.

نازك بري در معرق : در اين شيوه از معرق، ابتدا قطعات طرح مورد نظر معرق بريده مي شود. آنگاه به وسيله اره مويي معمولي برش هاي بسيار ظريف و نزديك به هم در تمامي قسمت هاي طرح داده مي شود، برش هايي كه به فاصله هاي ميليمتري در كنار هم داده مي شود. سپس چوبهاي شكل داده شده در كنار هم بر روي زمينه اي از تخته روكش شده و غالبا" بدون هيچ نوع تزئيني چسبانده مي شود.

معرق منبت : معرقي كه نقشهاي آن برجسته است معرق منبت گفته مي شود براي ساخت معرق منبت ابتدا همه قطعه ها را مانند معرق مي برند و بعد آنها رابه طور مجزا به شيوه منبت كاري ساخت و ساز نموده، كنار يكديگر جفت و جور مي كنند. در پايان قطعه را رويزير كار در محل مربوط نصب مي كنند.

ابزار كاري كه در كارگاه معرق به كار مي رود عبارتند از :

اره دست – اره چوب بر – اره فلز – پرس دستي ( پيچ دستي ) – پيشكار – تيزك – چكش – سوهان تخت – سوهان چوب ساب – كمان اره – رنده دستي- سنگ نفت – گازانبر – ليسه – ماشين پرداخت – مته دستي – ميخ

مواد اوليه :

براي معرق كاري، وجود انواع چوب با تنوع رنگي ضرورت دارد و در انتخاب چوب بايد مواردي چون استحكام و خشك بودن چوب و قابليت اره شدن و رنده شدن را در نظر گرفت. هم چنين از صدف، عاج ، فلزات در معرق استفاده مي شود.

مراحل اجراي يك طرح معرق :

تخته پشت كار را به اندازه طرح مورد نظر انتخاب كرده، به روي آن يك ورق از نايلون قرار مي دهند، انگاه طرح و نقشه مورد نظر را بر روي كاغذ آورده و به وسيله چسب مايع آن را بر روي تخته سه لايي مي چسبانند، پس از آن تكه هاي مختلف طرح با اره مويي بريده شده قطعات مختلف آن را به وسيله ميخ سايه بر روي تخته زمينه به طورموقت نصب مي كنند. آنگاه قطعات طرح را جداگانه بر روي چوب ها با رنگ هاي مورد نظر به وسيله همان ميخ سايه نصب كرده و روي چوب پيشكار قرار داده و به وسيله اره مويي دور طرح را روي تخته بريده و حال قطعه چوب بريده شده را در جاي خود مطابق نقشه روي تخته پيشكار به وسيله ميخ سايه موقتا" نصب مي كنند. بدين ترتيب با اين روش همه نقش هاي خرد شده را از رنگ هاي مختلف چوب، صدف و عاج تهيه و جايگزين مدل مي كنند. هنگامي كه تمام چوب هاي رنگي جايگزيني طرح اوليه شده، چسبي از سريشم و پودر امرا تهيه كرده و به وسيله انگشت سبابه روي تمام شيارهاي بين تكه هاي قرار مي دهند. به اين طريق تمام شيارهاي بين نقوش پر مي شود و قطعات به طور كامل به هم چسبيده و ثابت مي شود. دراين مرحله ميخ هاي سايه را از روي طرحها بر مي دارند و آنگاه نوبت به نايلوني مي رسد كه قبلا" در زير كار و روي تخته پشت كار قرار داده شده بود، آن را نيز برداشته و نقش هاي چسبيده شده  را بر مي گردانند و پشت آنها را سمباده نرم مي زنند. در نتيجه چسب هايي كه از ميان شيارها به پشت كار نفوذ كرده، پاك مي شود. حال سطح تخته پشت كار را به وسيله كاردك به چسب گرم آغشته كرده، نقشه معرق شده را روي آن مي چسبانند و براي ثابت نگاه داشتن آن دو ميخ سنجاقي در بالا و پايين آن نصب مي كنند. در اين مرحله لايه اي از نايلون و قطعه اي از نمد يا پتوي ضخيم را روي نقشه معرق شده قرار داده تركيب فوق را در ميان دستگاه پرس گذاشته، تحت فشار مي دهند و بعد از گونيا كردن تابلو، اضلاع آن را رنده مي كنند. سطح تابلو رابه دليل متفاوت بودن ضخامت چوبهاي صنعتي، با ماشين سمباده مي سايند  تا يكنواخت و صيقلي شود. حال محيط تابلو را به وسليه نوار چسب كاغذي به طريقي كه 2 يا 3 ميليمتر آن از سطح تابلو بالاتر قرار گيرد چسبانده مخلوط پلي استر آماده شده را به طور يكنواخت روي صفحه مورد نظر مي ريزند تا كاملا" سطح را بپوشاند. بعد از خشك شدن پلي استر به وسيله سمباده لرزان آن را مي سايند تا رنگ چوب از زير پلي استر ظاهر شود و مجددا" براي شفافيت بيشتر، قشري از پلي استر شفاف بر آن پاشيده و سمباده مي زنند. در پايان به وسيله دستگاه پرداخت و مواد جلا دهنده سطح كار را پرداخت مي كنند.

منبت

هنر كنده كاري نقوش به روي چوب را منبت گويند. قابل توجه است كه منبت مي تواند به صورت يك تكه يا چند تكه انجام شود هرگاه منبت كاري بر روي چوب بزرگ يك تكه انجام شود، منبت يك تكه و هرگاه منبت كاري بر روي تكه هاي كوچكي انجام شود، منبت چند تكه خواهد بود.
منبت بر حسب نوع برجستگي كه در كار آن به وجود مي آيد به پنج دسته تقسيم مي گردد: منبت كم بر جسته، منبت نيم برجسته، منبت تمام برجسته، پيكره، قلم زني بر روي چوب

ابزار كار :

مغار: وسيله اي است براي تراشيدن چوب كه انواع آن در ذيل نام برده شده مغار كبريتي- مغار تحت يا صاف – مغار نيم باز – مغار گيلويي – مغار شتره
كليه مغارهاي نامبرده داراي خميده يا كج نيز هستند كه در جاهايي كه امكان استفاده از مغار صاف نباشد، از مغار كج استفاده مي شود.

سوهان : براي ساييدن چوب و ديگر ابزار منبت كاري به كار مي رود و انواع آن شامل موارد زير مي شود.
سوهان دو سر صاف – سوهان دو سر كج – سوهان سه پهلوي سه گوش- سوهان سه پهلوي صاف – سوهان نيم گرد – سوهان دم كاردي – سوهان دم موشي – سوهان گرد – چوب ساب

مواد اوليه :

شامل : 1- چوب هاي محكم و بدون گره كه براي اين منظور چوب هاي آبنوس، بقم ، شمشاد، فوفل، عناب ، و گردو و .... از همه مناسب تر هستند.

2- عاج، صدف و استخوان

روش كار :

ابتدا طرح بر روي زمينه چوب منتقل مي شود و با بستن كار به گيره دستي هنرمند شروع به كار كرده و ابتدا خطوط محيطي طرح با مغار مشخص مي شود سپس بابرداشتن زمينه كار به صورت يكنواخت و به وسيله مغارهاي مختلف منبت كار روي چوب ادامه پيدا مي كند.
پس از پايان كار منبت كاري، سطوح كار با سنباده بسيار نرم، صاف و صيقلي مي شود. در مرحله به سطح كار روغن با پلي استر زده مي شود تا چوب بر اثر مرور زمان ترك نخورد و در مقابل رطوبت مقاوم باشد.

انواع منبت

از انواع منبت مي توان نمونه هاي زير را نام برد:

منبت كمي بر جسته: نوعي از منبت است كه در آن هنرمند منبت كاري خود را به حدي برساند كه نقش برجسته اي كه به وجود آورده از سطح زمينه كار بيرون نيايد و هم سطح حاشيه اطراف كار باشد.
منبت بر جسته : شيوه كار اين گونه كه مراحل منبت يك چوب را تا آنجا پيش مي بريم كه برجستگي هاي طرح از رويه كار كاملا" بيرون خواهد زد.
پيكره : هنرمند طرح خود را بر روي حجمي از چوب به شيوه هاي چسباندن، فوكپي، يا از طريق كاغذ كاربن يا طراحي مستقيم بر روي چوب انتقال مي دهد، آنگاه از برجسته ترين قسمت طرح كار خود را آغاز مي كند و توسط مغار هاي و لوازم رايج در اين زمينه مشغول كنده كاري بر روي چوب مي شود. در تمام كار، طرح به صورت كاملا" بر جسته و داراي حجم چوب از داخل بيرون آمده و اطراف آن خالي از هر گونه چوب خواهد بود.

مختصري از كارگاه منبت و معرق

سابقه فعاليت كارگاه معرق ومنبت به سال 1309 مي رسد در ابتدا سرپرستي كارگاه را استاد احمد امامي به عهده داشتند. پس از ايشان اساتيد ديگري همچون علي امامي، آقايان ويزايي، گودرزي و عطا الله حاج غلامعلي سرپرستي كارگاه را به عهده داشتند. در طول اين مدت آثار بر جسته و چشم گيري ر كارگاه ساخته شد كه در نمايشگاههاي مختلف شركت داشته اند.
از سال 1370 استاد كمال مير طيبي سرپرست كارگاه مي باشند. از هنرمنداني كه دركارگاه فعاليت داشته اند عبارتند از :

پرويز زابلي- عباس شهميرزادي – حسين اعيان – عباس امين – قاسم شهريه – محمد علي شيرازي – حسن احيائي- شاپور گودرزي – اكبر حاج قاسمي – حسن خلج – اكبر سريري – مهدي طوسي – جمشيد پورگلي – منوچهر زنگنه – محمد حسن زاده خسرو ذوالقرانيان – جعفر سخواجه شيراني – حسن رضا هاشمي طاهري – فرانك امير كبيريان – مريم الياس زاده – رضوان انصاريون – گلاره خليليان – افسانه اسليمي- علي اصغر آبشاري – ريحانه زمان – داود ملايي اونجي – فاطمه مير طيبي

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/14ساعت 3:27 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

تاريخچه منبت كاري

تاريخچه منبت كاري

هنر تزئيني و باستاني منبت كه يكي از زيباترين و پرارزشترين آثار دستي هنرمندان كشور ما به شمار مي‌رود، از قرن‌ها پيش مورد توجه ايرانيان بوده و مي توان ادعا كرد كه پايه و اساس اغلب هنرهاي دستي امروز در اين كشور و ساير ممالك جهان بر روي قواعد و اصول اين هنر قرار دارد. آثار هنر منبت هم اكنون در تمام موزه‌ها، كاخهاي سلطنتي، معابد و مساجد قديمي ايران و ساير كشورهاي جهان كم و بيش موجود مي‌باشد.

مشاهدة اين آثار نشان مي دهد كه عشق به زيبائي در تمام دوره‌ها، موضوع اصلي هنرهاي ملي بوده هنرمندان سرزمين ما، هميشه زيبائيهاي طبيعت را به صورت طرحها و نقوش مختلف بر روي چوبها و كاشيها و صفحات كتابها منعكس ساخته‌اند.

در دنياي امروز نيز براي هنر منبت ارزش و اهميت خاصي قايلند و به همين جهت آثاري كه در زمينه منبت كاري و ساير رشته هاي آن مانند مشبك و معرق كاري در نمايشگاههاي بزرگ جهان عرضه شده با حسن استقبال و توجه زياد روبرو گرديده و به دريافت نشانهاي گرانقدري نيز نايل آمده است.

بايد دانست كه استادان هنرهاي تزئيني نيز قسمت عمده اي از اشتهار و معروفيت هنر خود را مديون دستهاي هنر پرداز هنرمندان منبت مي‌دانند.

يك فرد با ذوق و علاقمند به اين هنر، اگر بخواهد براي اولين بار با فنون و اصول منبت كاري آشنا شود و به فراگرفتن اين هنر اشتغال ورزد بايد گام نخستين را از كوي طراحي كه يكي از رشته هاي منبت كاري است بردارد و پس از آن با آشنائي كامل به انواع چوب‌ها و وسايل كار و آموختن فن«درودگري»، هنر مشبك را تعقيب و خود را براي فرا گرفتن اصول ساير رشته‌ها آماده سازد. رشته هاي موزائيك كاري- معرق كاري- رنگ كاري و رويه كوبي نيز كه هر كدام به موقع خود، داراي ارزش و اعتبار فوق العاده‌اي مي‌باشند در شمار    [25]    اصولي قرار دارند كه بايد براي تعليم يك هنر جوي منبت كاري مورد توجه واقع شوند.

به منظور مزيد استحضار خوانندگان گرامي مجلة«هنر و مردم» دربارة هر كدام از رشته هاي فوق اجمالاً و به طور اختصار در زير توضيح داده مي‌شود.

تصوير يكي از كارهاي جديد كارگاه منبت كاري

طراحي

در حقيقت، طراحي يك پروژه ابتدائي است كه موضوع و ايده هنرمند را برروي صفحات جامد منعكس مي كند، البته اين رشته بايد توأم با فرا گرفتن نقاشي ووجود وسايل و ابزار لازم براي فن مزبور باشد.

منبت كاري

اين رشته كه خود به دو نوع ريز و درشت برروي چوب و عاج و استخوان انجام مي شود شامل مجسمه سازي نيمرخ و تمام رخ -گلبرگهاي اسليمي، ختائي و غيره مي‌باشد.  

مشبك كاري

اين هنر براي تزيين قابها و ساير وسايل تجملي به كار برده مي شود و معمولاً بر روي چوبهاي گوناگون و عاج و استخوان انجام مي گردد.

ساختن دستة يكي از مبلهاي منبت

معرق كاري و موزائيك

موزائيك و معرق كاري عبارت از قرار دادن چوبهائي به رنگهاي طبيعي و عاج و استخوان و صدف در كنار هم و به هم آميختن آنها و ايجاد يك سري نقشه هاي زيبا و بديع مانند اشكال گوناگون هندسي، و برگ اسليمي، مينياتور و نظائر آن است.  

درودگري

همانطور كه در مقدمه اين مقال، ذكر شد، درودگري جزو اصول مقدماتي آموزش منبت كاري به علاقمندان و هنر جويان اين فن است زيرا درودگري وسيلة بسيار خوبي است براي شناساندن صحيح چوبهاي مختلف و آموختن استيل كار به هنر جوي منبت كار.

رنگ كاري روي صفحه اي از منبت و معرق

رنگ كاري و رويه كوبي

اين مرحله كه به منظور زيباتر ساختن و جلا بخشيدن به كارهاي منبت كاري است تقريباً در مراحل نهائي است و در هنر تزئيني منبت مورد نظر هنرمندان و صاحبنظران اين فن مي‌باشد. رنگ كاري و رويه كوبي علاوه بر افزودن بر زيبائي اثر، چوب را از گزند رطوبت و گرما و نظائر آن حفظ و حراست مي‌كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/14ساعت 3:23 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

تعریف منبت

منبت

هنر کنده کاری نقوش به روی چوب را منبت گویند. قابل توجه‌است که منبت می‌تواند به صورت یک تکه یا چند تکه انجام شود هرگاه منبت کاری بر روی چوب بزرگ یک تکه انجام شود، منبت یک تکه و هرگاه منبت کاری بر روی تکه‌های کوچکی انجام شود، منبت چند تکه خواهد بود. منبت بر حسب نوع برجستگی که در کار آن به وجود می‌آید به پنج دسته تقسیم می‌گردد: منبت کم بر جسته، منبت نیم برجسته، منبت تمام برجسته، پیکره، قلم زنی بر روی چوب

  ابزار کار

مغار: وسیله‌ای است برای تراشیدن چوب که انواع آن در ذیل نام برده شده مغار کبریتی- مغار تخت یا صاف – مغار نیم باز – مغار [گلویی] – مغار شفره کلیه مغارهای نامبرده دارای خمیده یا کج نیز هستند که در جاهایی که امکان استفاده از مغار صاف نباشد، از مغار کج استفاده می‌شود.

سوهان: برای ساییدن چوب و دیگر ابزار منبت کاری به کار می‌رود و انواع آن شامل موارد زیر می‌شود. سوهان دو سر صاف – سوهان دو سر کج – سوهان سه پهلوی سه گوش- سوهان سه پهلوی صاف – سوهان نیم گرد – سوهان دم کاردی – سوهان دم موشی – سوهان گرد – چوب ساب

  مواد اولیه

شامل: ۱- چوب‌های محکم و بدون گره که برای این منظور چوب‌های آبنوس، بقم، شمشاد، فوفل، عناب، و گردو و .... از همه مناسب تر هستند.

۲- عاج، صدف و استخوان

 روش کار

ابتدا طرح بر روی زمینه چوب منتقل می‌شود و با بستن کار به گیره دستی هنرمند شروع به کار کرده و ابتدا خطوط محیطی طرح با مغار مشخص می‌شود سپس بابرداشتن زمینه کار به صورت یکنواخت و به وسیله مغارهای مختلف منبت کار روی چوب ادامه پیدا می‌کند. پس از پایان کار منبت کاری، سطوح کار با سنباده بسیار نرم، صاف و صیقلی می‌شود. در مرحله به سطح کار روغن با پلی استر زده می‌شود تا چوب بر اثر مرور زمان ترک نخورد و در مقابل رطوبت مقاوم باشد.

 انواع منبت

از انواع منبت می‌توان نمونه‌های زیر را نام برد:

منبت کمی بر جسته: نوعی از منبت است که در آن هنرمند منبت کاری خود را به حدی برساند که نقش برجسته‌ای که به وجود آورده از سطح زمینه کار بیرون نیاید و هم سطح حاشیه اطراف کار باشد. منبت بر جسته: شیوه کار این گونه که مراحل منبت یک چوب را تا آنجا پیش می‌بریم که برجستگی‌های طرح از رویه کار کاملاً بیرون خواهد زد. پیکره: هنرمند طرح خود را بر روی حجمی از چوب به شیوه‌های چسباندن، فوکپی، یا از طریق کاغذ کاربن یا طراحی مستقیم بر روی چوب انتقال می‌دهد، آنگاه از برجسته‌ترین قسمت طرح کار خود را آغاز می‌کند و توسط مغارهای و لوازم رایج در این زمینه مشغول کنده کاری بر روی چوب می‌شود. در تمام کار، طرح به صورت کاملاً بر جسته و دارای حجم چوب از داخل بیرون آمده و اطراف آن خالی از هر گونه چوب خواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/14ساعت 3:21 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

منبت کاری

 

منبت کاری :

واژه منبت به معنای کنده کاری روی چوب است که سابقه ای ديرينه دارد. شايد بتوان آغاز تاريخ منبت کاری را زمانی دانست که انسان نخستين بار با ابزاری برنده چوبی را تراشيده است. مهمترين ماده ای که روی آن منبت کاری می کنند چوب است. اين چوب بايد محکم و بدون گره باشد. برای اين منظور از چوب های آبنوس، فوفل، بقم، شمشاد، عناب و گردو استفاده می کنند. شناخت راه چوب يکی از مهمترين اصول کار است. ( راه چوب همان مسير رشد عمومی درخت است و به آن اصطلاحاً راه راست می گويند ) از ديگر مصالح منبت کاری می توان از عاج، صدف، استخوان نام برد.

وسايل و ابزار منبت کاری :

مغار وسيله ای است که برای تراشيدن چوب و اندازه ها بر اساس پهنای آن تعيين می شود. انواع مغار عبارتند از : مغارکبريتی، مغار تخت يا صدف، مغار نيم باز، مغار گيلويي، مغار شفره، مغار صاف کج، مغارنيم باز کج، مغار گيلو کج، مغار شفره کج.

از ديگر وسايل و ابزار منبت کاری می توان به انواع سوهان، چوب ساب، چکش يا تخماق، روغن دان، سنگ نفت، گيره اشاره کرد.

روش کار منبت کاری :

ايجاد فرم اوليه، طرح، نحوه منبت کاری

فرم اوليه که توسط نجار صورت می گيرد. طرح : ممکن است طرح در ذهن هنرمند منبت کار وجود داشته باشد.

انواع منبت ازنظر فرم ظاهری عبارتند از روليف نقش برجسته که از وسط زمينه کار بيرون نيامده است. باروليف : نقش برجسته ای که از سطح زمينه بالاتر کار بيرون نيامده است.

باروليف: نقش برجسته ای که از سطح زمينه کار بالاتر آمده باشد.

اوروليف: مرحله کامل تری از باروليف است .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/14ساعت 3:13 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

معرق کاشي

معرق کاشي

كاشي ساز ايراني مجموعه كار ماده ها بدنه سازي ، لعابكاري و رنگ آميزي خود را در سه روش بنيادين به كار مي برد .
ديرينه ترين روش كه در ابنيه سده پنجم مشهود مي افتد مترتب بود بر جفت و جور كردن آجرهاي لعابدار ، به شكلهاي مربع و مستطيل و با تكرنگ فيروزه اي ، بر طرحي ساده و سياه . تدريجاً طيف رنگها گسترش يافت تا آبي را نيز دربرگيرد . از اين مرحله تحول منطقي بعدي به پيدايي معرقكاري كاشي انجاميد ، كه در آن طرح كلي به واحدها يا اجزاي كوچك از نگاره و رنگ تجزيه مي گرديد ، و هريك از آن واحدها با تيشه كاري از كاشيهاي لعابدار با تكرنگهاي متفاوت تراش خورده و جدا مي شد ، تا بر طرح كلي سراسر قاببند كاشي در جايگاه معين خود نصب گردد.
در مرحله نهايي از پشت بر اين قطعات در كنار هم جايگزين شده دوغاب غليظ گچ ريخته مي شد تا به هم الصاق يابند و به طور يكپارچه لوحه اي منقوش با كاشي معرق يا كتيبه سردري براي ساختمان به وجود آورند . اين اسلوب معرقكاري در دوره مغولي پيشرفت يافت ، و در دوره تيموري هم از جهت رنگ و هم نقش به اوج تكامليابي خود رسيد ، و ادامه بهره وري وافي از آن برصفويان و قاجاريان نيز شمول يافت .
فنون ديگري كاربست چند رنگ مختلف را بر هر خشت كاشي ايجاب مي كرد ، كه با رنگ آميزي به روشهاي رولعابي و زيرلعابي انجام مي گرفت . معمولترين روش رو لعابي كه به مراتب آسانتر و سريعتر از كاشيكاري معرق ـ بدور از آن همه مرارت براي تراشيدن صدها قطعات كوچك كاشي ـ اجرا مي شد ، كاشي هفترنگي ، يا معرق خشتي نام گرفت ، كه عبارت بود از نقش اندازي گل و بوته و مرغ و جانور ، واسليميها و مجلس يا منظره اي بر سطوح خشتهاي كاشي ، و سپس جا انداختن آنها در كنار هم و با درزگيري كامل ، تا تمامي نقش تشكيل قاببندي تزييني بر بدنه يا سردر ساختماني را بدهد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/14ساعت 8:43 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

معرق کاری دراستان اصفهان

مسجد امام

 

دردیوارهای این مسجد یک مجموعه معماری از دوره های مختلف تاریخ  بعد از ظهور اسلام وجود دارد . در مطالعات و بررسی های انجام شده  در طول حفاری دیوار ها ..سرامیک کاریهای متعلق به عهد ساسانی کشف  شده اند.

مسجد امام که بر جسته ترین وبا عظمت ترین اثر معماری صفوی شمرده میشود ودر ضلع جنوبی میدان نقش جهان  بنا شده است.

بنای این مسجد  در سال 1020 به زمان شاه عباس بزرگ آغاز شده است.چنان چه که از کتیبه سرد رمسجد که به خط ثلث وبا کاشی معرق به زمینه لاجوردی نوشته شده برمیاید سردر مسجد به سال 1025پایان گرفته .اما ساختمان بخشهای  داخلی مسجد تا زمان شاه عباس دوم ادامه یافته.معمارا ین بنای زیبا استاد  علی اکبر اصفهانی میباشد و نا م اورا در کتیبه سردر مسجد که به خط محمدرضا امامی است میتوان مشاهده کرد .اگر چه سردرمسجد امام مشرف بر میدان نقش جهان  بنا شده .اما بنای خود مسجد برای آنکه  در مقابل قبله قرار گیرد به طرف جنوب غربی ساخته شده است.

با وجود این با زدید کننده  پس از ورود به صحن مسجد  متوجه این انحراف نمیشود .ساختمان این مسجد چه از نظر معماری وچه از نظر کاشیکاری یکی از شاهکارهای هنری ایران بشمار می آید.

در کاشی کاری سردر هم کاشی معرق وهم کاشی های خشتی هفت رنگ بکاررفته .

در ورودی  مسجدنیز که خود از آثار زیبای این دوره بشمارمی آید ودر سال 1046 هجری ودر زمان شاه صفی ساخته شده وپوششی از طلا ونقره دارد.

در این مسجد باشکوه  کتیبه های متعدد از خوشنویسان مشهور عصر صفوی وجود دارد. خطاطان مشهوری چون علیرضا عباسی ...عبدالباقی تبریزی ...محمد صالح اصفهانی ومحمد رضا امامی هریک سهمی در نوشتن کتیبه های بسیار زیبا ی این مسجد دارند.

گنبد عظیم و کاشیکاری شده مسجد امام در حدود 54متر ودو مناره دارای 52متر ارتفاع داردواز داخل وخارج دارای کاشی کاری بسیار نفیس است.

مسجد امام چندین محراب نفیس مرمر وکاشی دارد که درشبستان های

متعدد این مسجد قرار دارد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/14ساعت 8:23 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

تاریخ معرق کاری3

معرق روی چوب

 

 

معرق در معنای کلام اصولاً هر چیز رگه دار را گویند. ولی مفهوم آن در این نوع هنر در کنار هم قرار دادن تکه های رنگین چوب و مصالح دیگر از جمله عاج، صدف، فلز و... به طوری که طرح مورد نظر حاصل شود. معرق در واقع قرار گرفتن خط در کنار خط است. پیدایش تاریخی این هنر به درستی مشخص نیست ولی از تطبیق آن با هنر کاشی کاری بدون شک رابطه این دو هنر را در می یابیم وجه تشابه کاشی کاری معرق با معرق روی چوب در شیوه عمل است که در هر دو مورد نقشها از ترکیب قطعات رنگی جنس مورد نظر شکل می گیرد.

سابقه معرق کاری و آموزش آن در اداره کل هنر های سنتی به سال 1309 ه.ش بر می گردد. در آن سال به پایمردی استاد حسین طاهر زاده بهزاد و گروهی از هنرمندان نام آور هنر های سنتی از سراسر کشور در تهران گرد هم آمده و مدرسه صنایع مستظرفه را بنیان گذاشتند. در طی سالیان زیاد معرق همپای حرکت زمان پیشرفت کرد و تحولات مختلفی در آن پدیدار شد. این هنر در آغاز برای تزئین سطح میز، بوفه، در و تکیه گاه صندلی به کار برده شد و تنها نقوش اسلیمی یا گره با 5 رنگ محدود چوبهای آبنوس، فوفل، گلابی، سنجد و توت مورد استفاده قرار می گرفت و گاه برای تنوع از برشهای خاتم برای اشباع نقشها استفاده می کردند. در آن ایام شیوه معرق کاری در مقایسه با روش امروزی بسیار متفاوت بود و بیشتر به روش معرق جایگزین اجراء می شد.

نخستین تاریخی که در رابطه با اشباع نقشهای کنده شده به وسیله چوبهای رنگی موجود است تابلویی مربوط به سال 1313 با نقش دو سوار کار است که به وسیله احمد رعنا ساخته شده است. عباس شهمیرزادی هنگام اجرای تابلوی خود به جای کندن سطح چوب فوفل زمینه ای در اطراف نقشها به وجود آورد. این تابلو با مقطع بیضی نشانگر نقش دو زن بوده است.

به دنبال این دگر گونی ها در سال 1316 احمد رعنا با اثر ابداعی خود به نام شکارگاه معرق را از حالت سطح خارج کرد و به صورت نیم برجسته مطرح گردانید. که همین شیوه تا امروز به نام منبت معرق متداول است.زمینه فکری این نوآوری از نقشهای منبت کاری شده در های کاخ مرمر شکل گرفت.

تا سال 1334 اجرای معرق با همان 5 رنگ محدود متداول بود و محمد طاهر امامی که در پی تنوع رنگ بیشتری در معرق بود در اندیشه استفاده از مواد شیمیایی رنگی شد و جهت آزمون نقشهایی روی یک راکت تنیس روی میز با استفاده از مواد یاد شده به وجود آورد.

در 1335 تعدادی پاراوان و بوفه معرق کاری شده از طرف دولت چین به دولت ایران اهداء شد که به هنگام حمل تعدادی از آنها خسارت دید. مرمت بعضی از آنها با زمینه سیاه به محمد غفوری محول شد. وی با تهیه ماده سیاهی ترکیب یافته از جوهر نیکروزین، پارافین و لاک الکل قسمتهای آسیب دیده را ترمیم کرد. تا قبل از شناخته شدن جوهر نیکروزین برای سیاه کردن زمینه اشیای چوبی، صفحات موسیقی را می کوبیدند و سپس در الکل حل کرده و مقداری پارافین به آن اضافه می کردند و ماده سیاه بدست آمده را به وسیله پنبه بر روی شیء مورد نظر منتقل می کردند. این گونه آزمونهای پیاپی موجب پیدایش اندیشه نوینی در هنر معرق شد و بدین سان در سالهای 36 یا 37 یک پاراوان کوچک با نقش گل و مرغ توسط عزیزالله ویزایی با زمینه سیاه که به شیوه معرق های چینی بود ساخته شد و بدین ترتیب این سبک معرق در میان انواع آن جای گرفت.

از آن پس تا به امروز شاهد تحولاتی چند در هنر معرق بوده ایم. این تحولات عبارت اند از :

      نمایش بعد از طریق فضا سازی.

        استفاده از فلزات و سنگ.

        نمایش نقش در دو سطح.

        نشان دادن عمق با استفاده از پلیستر

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/14ساعت 8:20 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

 هنر معرق کاری

ساختن یا نصب کاشی‌های معرق ، معرق کاری در قرن ۶ هجری یعنی در دوره سلجوقیان به سمت کمال رفت و بسیار متداول گردید. در قرن هشتم هجری هنرمندان معرق کار بمراتب از هنرمندان عهد سلجوقی جلو افتادند .در این قرن موفق شدند اجزایی را که اشکال معرق از آنها تشکیل می‌یابد کوچکتر کنند و لطیفترین و زیباترین اشکال بنائی و و هندسی را در مجموعه‌ای از رنگهای زیباولعاب صدفی دار بمراتب کمتر از هزینه آجرهای کاشی مینایی بود وعلت این امر واضح است . زیرا در کاشی لازم بود پس از کشیدن رنگ و نقش یک بار دیگر آن را درکوره گذارند و این عمل گذشته از هزینه اضافی که داشت چندان مورد اطمینان نبود و چه ممکن بود کاشیها از کوره سالم بیرون نیاید، صنعت معرق کاریدر قرن‌های نهم و دهم هجری به منتهای ترقی خود رسید در این دوره مراکز مهم معرق سازی شهرهای اصفهان ، یزد ، کاشان ، هرات ، سمرقند و تبریز بود. 

 

 در دوران قبل از اسلام قطعات بزرگ چوبی به عنوان بخشی از ساختمان به کار می‌رفته‌است. در این دوره چوب به عنوان یکی از فراوان‌ترین مصالح طبیعی نقش مهمی در ساخت ابزار فنی و کشاورزی و حتی وسایل خانگی ایفا می‌کرده‌است. از دوره سلوکیان آثار چندانی در دست با همان شیوه معرق چوب کار می‌شود، فقط زمینه طرح یا کار را به قطعه‌های پازل مانند بریده، در کنار هم می‌چسبانند و سپس باز هم برای مراحل تکمیلی به کارگاه رنگ فرستاده می‌شود.معرق زمینه آجری: با همان شیوه معرق زمینه چوب کار می‌شود، فقط تفاوت کار در این است که زمینه طرح به صورت آجری بریده و در کنار هم چیده می‌شود. آنگاه مراحل تکمیلی را به صورت رایج طی می‌کنند.نازک بری در معرق: در این شیوه از معرق، ابتدا قطعات طرح مورد نظر معرق بریده می‌شود. آنگاه به وسیله اره مویی معمولی برش‌های بسیار ظریف و نزدیک به هم در تمامی قسمت‌های طرح داده می‌شود، برش‌هایی که به فاصله‌های میلیمتری در کنار هم داده می‌شود. سپس چوبهای شکل داده شده در کنار هم بر روی زمینه‌ای از تخته روکش شده و غالباً بدون هیچ نوع تزئینی چسبانده می‌شود.معرق منبت: معرقی که نقشهای آن برجسته‌است معرق منبت گفته می‌شود برای ساخت معرق منبت ابتدا همه قطعه‌ها را مانند معرق می‌برند و بعد آنها رابه طور مجزا به شیوه منبت کاری ساخت و ساز نموده، کنار یکدیگر جفت و جور می‌کنند. در پایان قطعه را رویزیر کار در محل مربوط نصب می‌کنند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/14ساعت 8:18 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

صنايع دستي استان گيلان

صنايع دستي


    
    انواع صنايع دستي که در استان گيلان توليد مي شود عبارتند از: خراطي و نازک کاري چوب، منبت کاري ، معرق کاري ،

 

حصير بافي، بامبو بافي، مروار بافي، سفالگري و سراميک سازي، نقاشي روي کدو، نمد مالي، شالبافي، ابريشم بافي، جاجيم بافي، گليم بافي، چموش دوزي، قلابدوزي، چادر شب بافي، قالي بافي.


    
    منبت کاري

 
    
    منبت يکي از ظرايف صنايع دستي ايران است که چونان ديگر انواع اين صنعت پر پيشه تلفيق بليغي از هنر و حوصله محسوب مي شود و دست اندر کاران آن از مواد اوليه اي ارزان و فراوان محصولاتي گرانبها با ارزش هاي مصرفي و هنري فوق العاده بالا به وجود مي آورند. منبت کاري هنري است مشتمل بر حکاکي و کنده کاري برروي چوب براساس نقشه اي دقيق. از آنجا که چوب داراي مقاومت قابل ملاحظه اي در برابر رطوبت، عوامل جوي و ... نيست متأسفانه نمونه و اثري از چوبهاي منبت کاري شده در دوره پيش از اسلام در دست نيست.

 
    
    در استان گيلان به دليل وجود جنگل و درخت چوبهاي زيادي نيز در دسترس است. در نتيجه کارهاي بسيار زيبايي را مي توان در اينجا مشاهده کرد.


    
    خراطي و نازک کاري با چوب

 
    
    خراطي، آن دسته از کارهاي چوبي است که معمولاً با قرار گرفتن چوب برروي دستگاههاي خراطي که طي آن چوب حول مرکزيتي به دوران مي آيد انجام مي شود.
    فرآورده هاي توليدي اين رشته شامل گلدان، قندان، شکلات خوري، آجيل خوري، زير سيگاري، ميان قليان، عصا و ...

 

است.


    نازک کاري چوب، روشي از ساخت فرآورده هاي چوبي است که طي آن بوسيله وسايل نخاري نظير اره، رنده، سوهان، مغار و ... قطعات کوچک چوبي آماده مي شود. سپس بصورت روکش برروي بدنه چوبي چسبانده مي شوند. قطعات چسبانده شده تحت فشار قرار گرفته و شکل مي گيرند. از اين روش انواع شکلات خوري، زير سيگاري، قاب عکس و نظاير آن توليد مي شود.

 

    معرق روي چوب


    
    عمدتاً اين هنر در شهر رشت و به صورت خصوصي کار مي شود
    
    حصيربافي


    
    مهمترين مراکز عمده بافت: رشت، خمام، حسن رود، انزلي، اطراف لنگرود و رودسر است.
    
    بامبو بافي


    
    شروع کار بامبو بافي با کشت چاي در گيلان آغاز و رواج يافت و مهمترين مرکز توليد آن لاهيجان علي الخصوص منطقه ليالستان است. بامبو در فارسي به ني خيزران شهرت دارد که به طور طبيعي در مرداب ها و اطراف رودخانه هاي لاهيجان و رشت مي رويد.
    
    

مرواربافي


    
    مرواربافي يکي از رشته هاي صنايع دستي است که طي ساليان اخير در گيلان رواج يافته است. مروار يک نوع چوب ترکه اي است که در منطقه سولقان در اطراف تهران کاشته مي شود و از آن انواع و اقسام سبد در سايزهاي مختلف, جاميوه اي, جاناني, جا ليواني و ... مي بافند. از نظر شکل و ظاهر به محصولات بامبوبافي بسيار شبيه است.


    
   
                                     سفالگري و سراميک سازي


    
    از مراکز مهم اين رشته در استان گيلان مي توان آستارا, انزلي, رودسر, صومعه سرا, لاهيجان و تالش ياد کرد. در استان گيلان مواد اوليه و مورد مصرف سفال بسيار يافت مي شود و به دليل رطوبت هوا و بارندگي هاي تقريباً دائمي از گذشته هاي دور مصرف سفال سقف براي پوشش ساختمانها استفاده مي شد.

 


     
   
    نقاشي روي کدو


    
    در ليالستان لاهيجان نوعي کدو کشت مي شود که به کدوي قليايي معروف است و در شرايط خاص پرورش مي يابد. ابتدا کدوي نارس را درون قالبي چوبي که جداره آن به شکلهاي زيبا و متفاوت مشبک است قرار مي دهند و دهانه آن را مي بندند به طوريکه فقط ساقه کدو از دهانه قالب بيرون مي ماند. کدو که به تدريج رشد مي کند شکل قالب چوبي را به خود مي گيرد و از داخل روزنه هاي قالب مشبک به بيرون نفوذ مي کند. پس از رسيدن کامل کدو آنرا از ساقه جدا کرده و با احتياط قالب را باز مي کنند و سپس آنرا نقاشي کرده و براي آنکه رنگ آن تيره قهوه اي بشود, آنرا درون ظرف بزرگي با پوست انار و زاج سياه مي جوشانند و سپس قسمتهايي از پوست کدو را که باقي مانده است مي تراشند و در نتيجه نقش و نگار روي آن ظاهر مي شود. اين کدو پس از رسيدن خود به خود توخالي مي شود. از اين محصول بيشتر براي قليان، پايه آباژور و ... استفاده مي کنند. اين هنر از هنرهاي تزئيني است.


    
    نمد مالي


    
    نمد به عنوان يکي از زيراندازها و تن پوش هاي سنتي ايران سابقه اي طولاني دارد. ماده اوليه مورد نياز براي تهيه نمد بطور معمول ضايعات پشم و کرک قالي است. ولي از آنجا که توليد نمد بنا بر سفارش متقاضي به نمدمال صورت مي گيرد از پشمهاي مرغوب نيز در آن استفاده مي شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/13ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

معرق کاری درگیلان

 معرق روي چوب
عمده اين هنر در شهر رشت و به صورت خصوصي كار مي‌شود.

معرق هنري اصيل و در عين حال ظريف و شكيل است كه يكي از اقلام مهم صادراتي در زمينه صادرات صنايع دستي است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/13ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

معرق کاری دراستان سمنان

استان سمنان

از صنايع دستى رايج در استان مى توان به انواع جاجيم، قالى، گليم، قاليچه، سفره‌هاى قلمكار، سفال سراميك و نمد اشاره كرد. پسته دامغان نيز از بهترين سوغاتى‌هاى اين استان مي باشد
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/13ساعت 3:3 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

صنایع دستی استان مازندران (معرق)

از خانه بوي سوختن هيزم به مشام مي رسد و عطر چارقد سفيد ململ مادر بزرگ، بوي اسپند، بوي ريحان و...
از خانه بوي پشم مي آيد كه با دستان ظريف زن گاه تند و زماني آهسته با سر دوك نخ مي شوند و بعد خاطره ها نقش مي بندند و رنگ ها؛ سرخ، سفيد، نارنجي، سورمه اي، سبز و... و جاجيم بافته مي شود گليمچه، متكازين، گليم، قالي.


خانه مملو عطر خوش چوب و ني و واش و پشم است؛ چوب ها و ني ها و واش ها و پشم هايي كه توي آفتاب خشك شده اند و حالا منتظرند تا دستان قوي مرد بيايند و بعد حصير، كوب، ظروف، نمد و... جان بگيرند و بشوند هنر دستان هنرمند اهل خانه.


زن شمالي از صندوقچه قديمي اش چادر شب هاي سفيد با راه راه آبي و سورمه اي دست بافت مادر بزرگش را كه سر جهازش هديه گرفته بود، بيرون مي كشد و يكي يك دانه به دخترهايش يادگاري مي دهد تا دخترها به دختران خودشان هديه بدهند و بعد يادشان بماند مادرانشان چه هنرهايي داشته اند و...

صنايع دستي قديمي ترين حرفه زنان و مردان شمالي
صنايع دستي يكي از قديمي ترين حرفه هاي زنان و مردان شمالي است؛ مردان و زناني كه به كمك دستان خلاق و بي ادعايشان بدون استفاده از وسيله و ابزاري اشياء مصرفي و زيستي مورد نياز خود را با استفاده از نعمت هاي طبيعت مي ساختند و هنر، معنويت و احساس را در آن مي آميختند.


صنايع دستي در ايران نيز ريشه اي ديرينه دارد و كهن ترين حرفه و صنعت و كاربردي ترين هنر كشور از گذشته هاي دور تا به امروز بوده است.
پوشش جنگلي و تنوع چوب، وجود مرتع و اقليم بي نظير مازندران زمينه مشاغل كشاورزي، دامداري و صنايع دستي وابسته به آنها مثل بافته هاي دري و صنايع چوبي را فراهم كرده است.


شمالي ها در فصولي از سال كه از كشاورزي فارغ مي شدند، از مواد اوليه اي كه در دسترس شان بوده با هنر و ذوق شان صنايع دستي را خلق مي كردند. و از اين وادي طي قرن ها صنايع دستي نه تنها هنر مردم اين سامان كه شغل و محلي براي كسب درآمد آنها بوده است.


صنعتگران و هنرمندان مازني به دليل تنوع مواد اوليه در بيش از 70 رشته صنايع دستي فعاليت مي كنند. بافته هاي دستگاهي مثل جاجيم، گليمچه، متكازين، فرش و گليم در لاك تراشي كلز و لاك، و رشته هايي نظير منبت، معرق، معرق چوب و صدف، حصير بافي، كوب بافي، چلنگري حكاكي روي فلز، معرق ني، نمد مالي، سفالگري، مرواربافي و...


كشف اشيايي نظير سر دوك و ظروف سفالي در غارهاي كمربند و هوتو بهشهر كه قدمت آن به حدود 10 هزار سال پيش مي رسد نشان از كهن بودن صنايع دستي در اين سرزمين است و بيانگر آشنايي مردم اين ديار با سفالگري و ريسندگي و صد البته نشانه تمدن، فرهنگ و هنر مردمان اين سامان.


سابقه هزاران ساله صنايع دستي در ايران
سابقه صنايع دستي در ايران در تحقيقات و بررسي هاي بدست آمده توسط ايران شناسان به هزاران سال پيش مي رسد. براساس اكتشافات فراواني كه به وسيله اشخاصي مانند رمان گريشمن و هانري رنه دالماني و اريك اشميه در مناطق مختلف ايران انجام شده است؛ گنجينه اي از ميراث ذي قيمت و مجموعه اي از آثار نفيس و ارزشمند و گاه بي نظير از صنايع دستي ايران كه نمايانگر ذوق سرشار، ايمان و هنر مردم ايران زمين است كه از گذشته تا اكنون سهم ويژه و غير قابل انكاري در فرهنگ و هنر جامعه جهاني و توسعه و تكامل آن داشته اند.


آثار صنايع دستي ايران از دوره نوسنگي كه مردم در فلات ايران سكني گزيدند و به كشت غله و پرورش گاو و گوسفند پرداختند ابزار و وسايل ساده اي است كه از سنگ هاي صيقل خورده ساخته شده است و اين آثار زيبا و متنوع از هزاره هاي ششم قبل از ميلاد به اين طرف در دسترس بوده و هم اكنون زينت بخش موزه هاست.


همچنين است؛ جام هاي طلا و نقره هزاره هاي دوم و اول قبل از ميلاد و آثار ظريف دوره هاي بعد كه توسط ايرانيان ساخته شده است.


صنايع دستي در فرهنگ لغات
صنايع دستي به آن گروه از صنايع گفته مي شود كه مهارت، ذوق و بينش انسان در توليد آن نقش اساسي داشته باشد. صنايع دستي در فرهنگ لغات ايرانيان عبارت است از آنچه با دست ساخته مي شود از پارچه و قالي و ساخته هاي فلزي و غيره. صنايعي كه تمام يا قسمتي از مراحل ساخت فرآورده هاي آن با دست انجام گرفته در چارچوب فرهنگ و بينش هاي فلسفي و ذوق و هنر انسان هاي هر منطقه با توجه به ميراث هاي قومي آنان ساخته و پرداخته مي شود.


صنايع دستي از ويژگي هايي نظير؛ انجام قسمتي از مراحل اساسي توليد توسط دست و ابزار و وسايل دستي، حضور موثر و خلاق انسان در توليد و شكل بخشيدن به محصولات ساخته شده و طرح هاي مختلف در مرحله ساخت، تامين قسمت عمده مواد اوليه مصرفي از منابع داخلي با دارا بودن بار فرهنگي و بهره مندي از طرح ها، نقش ها و رنگ آميزي اصيل، بومي و سنتي، عدم نياز به سرمايه گذاري هاي كلان و... برخوردار است.


قالي هنر ايرانيان
نخستين قالي جهان «پازيريك» كه به سبك نقوش تخت جمشيد طراحي و ابعاد آن 200 در 183 سانتي متر مربع مي باشد در ايران بافته و در سال 1949 ميلادي توسط رودنكو باستان شناس روسي كشف شده است.


بافت گليم بيش از قالي در ايران سابقه و قدمت دارد. سابقه ي دستبافي در ايران به هزاره هاي قبل از ميلاد مي رسد و از 4 هزار سال قبل پارچه منسوج در اين سرزمين كهن وجود داشته است.
پارچه هاي دستبافي (نساجي سنتي)، جاجيم، جاجيمچه، روتختي، روميزي، روسري، لباس هاي محلي، ملحفه و شمد از صنايع اصيل و سنتي است.


صنايع دستي و اقليم مازندران
باتلاق و آب بندان در مازندران گياهان خودرو گاله و واش را پرورانده و زنان و مردان مازني پس از خشك كردن آنها در مقابل آفتاب واش ها را پود و گاله ها را تار قرار مي دهند و حصير مي بافند، زنبيل، باد بزن و...
پشم گوسفندان نژاد بومي كه جعد و تركيب طول و ضخامت الياف آن منحصر به فرد است پس از شستشو با آب گرم و صابون تبديل به نمد مي شوند با هنر نمدمالان مازني. نمد زيرانداز اين ديار است و تن پوش سنتي.


چوخا توسط مازندراني ها بافته مي شود براي پارچه پشمي كت و شلوار و تن پوش.
گليمچه براي پادري، پشتي، كيف، ساك و...
اين هنرها آنقدر زيبا و اصيل و ماندگار است؛ كه بعيد به نظر مي رسد با گذشت ساليان سال از شكل گيري اولين هايشان دستخوش تغيير و تحول چنداني شده باشند.


فعاليت حدود 3 درصد جمعيت مازندران در حوزه صنايع دستي
اكنون هنرمندان بسياري در رشته هاي مختلف صنايع دستي مازندران مشغول به فعاليتند، چيزي حدود يك صد هزار نفر. اما تنها حدود 35 هزار نفر آنها شناسايي و تعداد محدودتري از آنها در بخش صنعتگران و هنرمندان صنايع دستي استان ساماندهي شده اند. قريب به 470 كارگاه توليدي، 85 شركت تعاوني و دو تا سه درصد جمعيت استان نيز در حوزه صنايع دستي مازندران فعالند.


متكازين
تعدادي از اين هنرمندان در حال حاضر در روستاي متكازين از توابع شهرستان بهشهر در رشته هاي؛ گليمچه، متكازين، جاجيم بافي، چادرشب بافي، حوله، شمد بافي، حمام سري، فره و... كه در دستگاه كرك چال يا كرت چال بافته مي شوند، هنر مي آفرينند. گليمچه متكازين داراي نقوش حاشيه و متن است به نامهاي ماتي، چهار برج، چهار برج قديم، مل، پركلايي، گل، پياله، پنجوك و...


جاجيم
جاجيم هم داراي نقوش راهها با تركيب بندي رنگ هايي شاد و طبيعي مثل قرمز، سبز، سفيد، نارنجي و... است. درودگري نيز از ديگر هنرهاي سنتي اين منطقه است.


كوب بافي
كوب از زيراندازهاي زيباي مازندران است كه در دستگاههاي ساده با چله كشي به صورت زير و رو و در عرض هاي 90 تا 110 سانتي متر و طول هاي 3، 4، 5 و 6 متر مربع بافته مي شود. سيد محله يكي از روستاهاي شهرستان ساري است كه هنوز روستائيان آن كوب بافي مي كنند.


آلاشتي ها
آلاشتي ها را نه فقط مازندراني ها كه ايراني ها و غير ايرانيان نيز مي شناسند. شايد به خاطر صنايع دستي معروف شان و اينكه هنوز هم اهالي اين منطقه به صنايع دستي وفادار مانده اند. و دارها و دستگاههاي بافندگي توي خانه هر آلاشتي نگهداري مي شود. و اينكه چادر شب بافي، گليج، گليمچه، شمد، جوراب، موج بافي، كلاه نمدي، زيراندازهاي نمدي و... ديگر هنرها و حرفه هاي سنتي مثل آهنگري، حلب سازي و درودگري كه در اين روستا مرسوم است.


سفالگري
سفالگري هنر ديگر مازني هاست. يكي از هنرمندان اصيل سفالگري در يكي از روستاهاي جويبار هنوز هم به شيوه سنتي و با استفاده از گل رس سفال هاي مشبك قرمز رنگ مي سازد.


نمد
هر چند اين سال ها نسبت به گذشته پرداختن به صنايع دستي در مناطق مختلف استان بويژه در غرب مازندران رو به فراموشي گذاشته و دار قالي و جاجيم در روستاها و مناطق زيباي اين خطه نظير دشت زيباي كلاردشت پايين آمده و روي پا نشده! اما هنوز در روستاي ديدني و خيال انگيز كندلوس محصولاتي مثل نمد، كلاه نمدي، لباس و تن پوش نمدي، زيراندازهاي نمدي با نقش و بدون نقش با نقوشي شامل مرغابي، لوزي با حاشيه و بدون حاشيه توليد مي شود و نيز رشته هاي جاجيم باقي، قالي بافي، كنده كاري چوب، سبد بافي، قلم زني، زيور آلات سنتي، گلدوزي و... فعال است.


لاك تراشي
و اين گونه است در بخش چمستان نور در رشته كنده كاري چوب و ساخت محصولات متنوع لاك، لاك تراشي شامل: جوله، كلز، لاك، قند چوله، برنج شور، شكلات خوري، قاشق تراشي و قاشق، كچه، كترا، فيه و عصا تراشي.


+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/13ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

صنایع دستی استان خوزستان

ت‍وج‍ه‌ ب‍ه‌ پ‍ی‍ش‍ی‍ن‍ه‌ ت‍‍اری‍خ‍‍ی‌ م‍ن‍طق‍ه‌ ز‌اگ‍رس‌ ک‍ه‌ در گ‍ذش‍ت‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ دور م‍‍ه‍د ت‍م‍دن‌ و ف‍ر‌ه‍ن‍گ‌ ‌ع‍ی‍لام‍ی‍‍ان‌ ب‍وده‌ ، ‌ای‍ن‌ س‍رزم‍ی‍ن‌ پ‍ی‍وس‍ت‍ه‌ ب‍س‍ت‍ر م‍ن‍‍اس‍ب‍‍ی‌ ب‍ر‌ا‌ی‌ رش‍د و ش‍ک‍وف‍‍ای‍‍ی‌ ‌ه‍ن‍ر و ص‍ن‍‍ای‍‍ع‌ دس‍ت‍‍ی‌ در زم‍ی‍ن‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍خ‍ت‍ل‍ف‌ ب‍ه‌ ش‍م‍‍ار ‌آم‍ده‌ ‌اس‍ت‌ . ‌ه‍م‍چ‍ن‍ی‍ن‌ ت‍‍ع‍دد و ت‍ک‍ث‍ر ق‍وم‍‍ی‌ و ف‍ر‌ه‍ن‍گ‍‍ی‌ م‍ردم‌ خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ (ب‍خ‍ت‍ی‍‍اری‍‍ه‍‍ا‌ی‌ س‍‍اک‍ن‌ ش‍م‍‍ال‌ و ش‍رق‌ خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ ، ‌ا‌ع‍ر‌اب‌ س‍‍اک‍ن‌ در ج‍ن‍وب‌ و ‌غ‍رب‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ و س‍‍اک‍ن‍‍ان‌ ب‍خ‍ش‍‍ه‍‍ا‌ی‌ م‍رک‍ز‌ی‌ ک‍ه‌ ‌ع‍م‍دت‍‍ا ش‍‍ه‍ر‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌ا‌ه‍و‌از، دزف‍ول‌ ، ش‍وش‌ و ش‍وش‍ت‍ر ر‌ا ش‍‍ام‍ل‌ م‍‍ی‌ ش‍ود) م‍وج‍ب‌ ش‍ده‌ ت‍‍ا ص‍ن‍‍ای‍‍ع‌ دس‍ت‍‍ی‌ در خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ ‌از ت‍ن‍و‌ع‌ چ‍ش‍م‍گ‍ی‍ر‌ی‌ ب‍رخ‍ورد‌ار ش‍ود. وج‍ود ‌ع‍ش‍‍ای‍ر ک‍وچ‌ رو ک‍ه‌ خ‍ود ح‍‍اف‍ظ ‌ه‍ن‍ر‌ه‍‍ا و ص‍ن‍‍ای‍‍ع‌ دس‍ت‍‍ی‌ خ‍‍اص‌ ‌ه‍س‍ت‍ن‍د م‍وج‍ب‌ ت‍ن‍و‌ع‌ رش‍ت‍ه‌ ‌ه‍‍ا و ن‍ی‍ز ت‍روی‍ج‌ ص‍ن‍‍ای‍‍ع‌ دس‍ت‍‍ی‌ ب‍ه‌ دی‍گ‍ر م‍ن‍‍اطق‌ ش‍ده‌ ‌اس‍ت‌ . ‌از ‌ع‍م‍ده‌ ت‍ری‍ن‌ ص‍ن‍‍ای‍‍ع‌ دس‍ت‍‍ی‌ ر‌ای‍ج‌ در ‌اس‍ت‍‍ان‌ م‍‍ی‌ ت‍و‌ان‌ ب‍ه‌ طور م‍خ‍ت‍ص‍ر ب‍ه‌ م‍و‌ارد زی‍ر ‌اش‍‍اره‌ ک‍رد:

 ک‍پ‍وب‍‍اف‍‍ی‌ : ی‍ک‍‍ی‌ ‌از ص‍ن‍‍ای‍‍ع‌ دس‍ت‍‍ی‌ ب‍وم‍‍ی‌ و خ‍‍اص‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ م‍ح‍ص‍ولات‍‍ی‌ ب‍ه‌ ن‍‍ام‌ ک‍پ‍و م‍‍ی‌ ب‍‍اش‍د ک‍ه‌ ب‍‍ا پ‍ی‍چ‍ش‌ س‍‍اق‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍رک‍ز‌ی‌ و ج‍و‌ان‌ ن‍خ‍ل‌ ب‍ه‌ دور س‍‍اق‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ک‍رت‍ک‌ ش‍ک‍ل‌ م‍‍ی‌ گ‍ی‍رد و ب‍‍ا ن‍ق‍ش‌ ‌ان‍د‌از‌ی‌ ک‍‍ام‍و‌ا‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌ال‍و‌ان‌ ، زی‍ب‍‍ای‍‍ی‌ ‌آن‌ چ‍ن‍د ب‍ر‌اب‍ر م‍‍ی‌ ش‍ود. م‍رک‍ز ب‍‍اف‍ت‌ ک‍پ‍و، د‌ه‍س‍ت‍‍ان‌ "ش‍‍ه‍ی‍ون‌ " و‌اق‍‍ع‌ در ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ دزف‍ول‌ ب‍وده‌ و م‍‍ع‍م‍ولا ب‍ه‌ ش‍ک‍ل‌ س‍ب‍د‌ه‍‍ا‌ی‌ در د‌ار و ب‍دون‌ در ب‍ه‌ ص‍ورت‌ س‍ی‍ن‍‍ی‌ در ‌ان‍د‌ازه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍خ‍ت‍ل‍ف‌ رن‍گ‍‍ی‌ و س‍‍اده‌ ب‍‍اف‍ت‍ه‌ م‍‍ی‌ ش‍ود.

ح‍ص‍ی‍ر: ح‍ص‍ی‍رب‍‍اف‍‍ی‌ ‌از ق‍دی‍م‍‍ی‌ ت‍ری‍ن‌ ص‍ن‍‍ای‍‍ع‌ دس‍ت‍‍ی‌ و ش‍‍ای‍د ک‍‍ه‍ن‌ ت‍ری‍ن‌ ‌آن‍‍ه‍‍ا در ‌اس‍ت‍‍ان‌ م‍‍ی‌ ب‍‍اش‍د. ‌ای‍ن‌ ‌ه‍ن‍رـ ص‍ن‍‍ع‍ت‌ در خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ ب‍س‍ی‍‍ار پ‍ررون‍ق‌ ب‍وده‌ ب‍ه‌ طور‌ی‌ ک‍ه‌ ف‍ر‌آورده‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌آن‌ در ‌ه‍م‍ه‌ ن‍ق‍‍اط ‌ای‍ر‌ان‌ ‌ع‍رض‍ه‌ م‍‍ی‌ ش‍ود. ‌ام‍روز در ن‍ق‍‍اط م‍خ‍ت‍ل‍ف‌ خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ ‌ه‍ر ج‍‍ا ک‍ه‌ دس‍ت‍رس‍‍ی‌ ب‍ه‌ ب‍رگ‌ ن‍خ‍ل‌ و ن‍‍ی‌ و ت‍رک‍ه‌ ‌ام‍ک‍‍ان‌ پ‍ذی‍ر ب‍‍اش‍د م‍‍ی‌ ت‍و‌ان‌ ح‍ص‍ی‍رب‍‍اف‍‍ی‌ ر‌ا دی‍د. ش‍‍ه‍ر‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌آب‍‍اد‌ان‌ خ‍رم‍ش‍‍ه‍ر، ش‍‍ادگ‍‍ان‌ و دش‍ت‌ ‌آز‌ادگ‍‍ان‌ ‌از م‍ر‌اک‍ز ‌ع‍م‍ده‌ ت‍ول‍ی‍د ‌ای‍ن‌ م‍ح‍ص‍ول‌ ‌اس‍ت‌ .

ق‍‍ال‍‍ی‌ م‍ح‍ل‍‍ی‌ : ن‍و‌ع‍‍ی‌ ق‍‍ال‍‍ی‌ ب‍‍ا ک‍ی‍ف‍ی‍ت‌ ب‍‍الا و ن‍ق‍وش‌ ب‍س‍ی‍‍ار م‍ت‍ن‍و‌ع‌ در ش‍م‍‍ال‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ ت‍وس‍ط زن‍‍ان‌ و دخ‍ت‍ر‌ان‌ ب‍خ‍ت‍ی‍‍ار‌ی‌ ب‍دون‌ ب‍ک‍‍ارگ‍ی‍ر‌ی‌ ن‍ق‍ش‍ه‌ ‌از پ‍ی‍ش‌ طر‌اح‍‍ی‌ ش‍ده‌ و ف‍ق‍ط ب‍‍ا ت‍ک‍ی‍ه‌ ب‍ر ذ‌ه‍ن‌ خ‍لاق‌ ‌آن‍‍ان‌ ت‍ول‍ی‍د م‍‍ی‌ ش‍ود. ن‍ق‍وش‌ ‌ای‍ن‌ ق‍‍ال‍ی‍‍ه‍‍ا ب‍س‍ی‍‍ار م‍ت‍ن‍و‌ع‌ و چ‍ش‍م‌ ن‍و‌از ‌اس‍ت‌ و ‌اک‍ث‍ر ن‍ق‍وش‌ ‌از طب‍ی‍‍ع‍ت‌ و م‍ح‍ی‍ط ‌اطر‌اف‌ زن‍دگ‍‍ی‌ ‌آن‍‍ان‌ م‍‍ان‍ن‍د گ‍ل‌ ، ک‍‍اس‍ه‌ ، م‍‍ا‌ه‍‍ی‌ ، پ‍رو‌ان‍ه‌ ، ش‍‍ان‍ه‌ و... ت‍ش‍ک‍ی‍ل‌ م‍‍ی‌ گ‍ردد. ش‍‍ه‍ر‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍س‍ج‍د س‍ل‍ی‍م‍‍ان‌ ، ‌ان‍دی‍م‍ش‍ک‌ و ‌ای‍ذه‌ ‌از م‍ر‌اک‍ز ت‍ول‍ی‍د ‌ای‍ن‌ م‍ح‍ص‍ول‌ م‍‍ی‌ ب‍‍اش‍د.

گ‍ل‍ی‍م‌ : ‌ه‍ف‍ت‍گ‍ل‌ ی‍ک‍‍ی‌ ‌از ب‍خ‍ش‍‍ه‍‍ا‌ی‌ ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ ر‌ام‍‍ه‍رم‍ز ‌از م‍ن‍‍اطق‌ ‌ع‍م‍ده‌ ت‍ول‍ی‍د گ‍ل‍ی‍م‌ در ‌اس‍ت‍‍ان‌ ‌اس‍ت‌ ک‍ه‌ ‌اک‍ث‍ر ب‍‍اف‍ن‍دگ‍‍ان‌ ‌آن‌ ت‍رک‌ زب‍‍ان‌ و ‌از ‌ع‍ش‍‍ای‍ر ق‍ش‍ق‍‍ای‍‍ی‌ ‌ه‍س‍ت‍ن‍د.

‌اح‍ر‌ام‍‍ی‌ : ‌اح‍ر‌ام‍‍ی‌ (س‍ج‍‍اده‌ ) ن‍و‌ع‍‍ی‌ زی‍ر‌ان‍د‌از م‍ح‍س‍وب‌ م‍‍ی‌ ش‍ود ک‍ه‌ درق‍دی‍م‌ ب‍ه‌ ‌ع‍ن‍و‌ان‌ س‍ج‍‍اده‌ ن‍م‍‍از و در ‌اب‍‍ع‍‍اد م‍ح‍دود 90 در70 س‍‍ان‍ت‍‍ی‌ م‍ت‍ر ت‍ول‍ی‍د م‍‍ی‌ ش‍ده‌ ‌ام‍‍ا ‌اک‍ن‍ون‌ در ‌اب‍‍ع‍‍اد م‍خ‍ت‍ل‍ف‌ ب‍‍اف‍ت‍ه‌ م‍‍ی‌ ش‍ود و گ‍‍اه‌ ب‍‍اف‍ت‌ ‌آن‌ ت‍‍ا طول‌ س‍ه‌ م‍ت‍ر ب‍ه‌ ‌ع‍ن‍و‌ان‌ ک‍ن‍‍اره‌ ی‍‍ا روژل‍ه‌ ‌ا‌ی‌ ‌ه‍م‌ س‍ف‍‍ارش‌ د‌اده‌ م‍‍ی‌ ش‍ود. ب‍ه‌ طور ک‍ل‍‍ی‌ ب‍‍اف‍ت‌ ‌اح‍ر‌ام‍‍ی‌ در خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ ‌از س‍‍اب‍ق‍ه‌ دی‍ری‍ن‍ه‌ ‌ا‌ی‌ ب‍رخ‍ورد‌ار ب‍وده‌ و ب‍ررو‌ی‌ د‌ار‌ه‍‍ا‌ی‌ س‍ن‍ت‍‍ی‌ دوورد‌ی‌ ت‍ول‍ی‍د م‍‍ی‌ ش‍ود. م‍و‌اد ‌اول‍ی‍ه‌ ‌آن‌ ر‌ا ن‍خ‌ پ‍ن‍ب‍ه‌ و پ‍ش‍م‌ ت‍ش‍ک‍ی‍ل‌ م‍‍ی‌ د‌ه‍د و م‍ر‌اک‍ز ب‍‍اف‍ت‌ ‌اح‍ر‌ام‍‍ی‌ در ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‍‍ه‍‍ا‌ی‌ ش‍وش‍ت‍ر دزف‍ول‌ و ب‍‍ه‍ب‍‍ه‍‍ان‌ ‌اس‍ت‌ .

گ‍ی‍وه‌ : گ‍ی‍وه‌ ، پ‍‍اپ‍وش‍‍ی‌ ‌اس‍ت‌ ب‍س‍ی‍‍ار س‍ب‍ک‌ و ر‌اح‍ت‌ ک‍ه‌ ت‍ول‍ی‍د ‌آن‌ در ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‍‍ه‍‍ا‌ی‌ دزف‍ول‌ ، ب‍‌ه‍ب‍‍ه‍‍ان‌ و ش‍وش‍ت‍ر رو‌اج‌ د‌اش‍ت‍ه‌ و م‍و‌اد ‌اول‍ی‍ه‌ ‌آن‌ چ‍رم‌ ، پ‍ن‍ب‍ه‌ و ن‍خ‌ ت‍‍اب‍ی‍ده‌ و پ‍‍ارچ‍ه‌ ن‍‍ازک‌ ن‍خ‍‍ی‌ ، ک‍ت‍ی‍ر‌ا، پ‍وس‍ت‌ دب‍‍ا‌غ‍‍ی‌ ش‍ده‌ ، م‍و‌ی‌ ب‍ز و چ‍س‍ب‌ ‌اس‍ت‌ ک‍ه‌ ب‍‍ا ‌اب‍ز‌ار س‍ن‍د‌ان‌ چ‍وب‍‍ی‌ ، م‍ش‍ت‍ه‌ ، درف‍ش‌ ، چ‍س‍ن‍‍ی‌ ، دو‌اگ‍ی‍ر، چ‍‍اق‍و، پ‍ر‌از و... ت‍ول‍ی‍د م‍‍ی‌ ش‍ود.

ن‍س‍‍اج‍‍ی‌ س‍ن‍ت‍‍ی‌ : ن‍س‍‍اج‍‍ی‌ س‍ن‍ت‍‍ی‌ در ‌اس‍ت‍‍ان‌ خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ ب‍وی‍ژه‌ در ش‍‍ه‍ر‌ه‍‍ا‌ی‌ ش‍وش‍ت‍ر ودزف‍ول‌ ‌از ق‍دم‍ت‌ ب‍س‍ی‍‍ار ب‍‍الای‍‍ی‌ ب‍رخ‍ورد‌ار ب‍وده‌ ت‍‍ا ب‍د‌ان‍ج‍‍ا ک‍ه‌ ق‍زب‍‍اف‍‍ی‌ (‌اب‍ری‍ش‍م‌ ب‍‍اف‍‍ی‌ ) در ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ ش‍وش‍ت‍ر ب‍ه‌ گ‍ذش‍ت‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ب‍س‍ی‍‍ار دور ب‍‍از م‍‍ی‌ گ‍ردد. ب‍ه‌ طور‌ی‌ ک‍ه‌ پ‍‍ارچ‍ه‌ پ‍وش‍ش‌ خ‍‍ان‍ه‌ ک‍‍ع‍ب‍ه‌ ‌از دی‍ب‍‍ا‌ی‌ ش‍وش‍ت‍ر ت‍‍ه‍ی‍ه‌ م‍‍ی‌ ش‍ده‌ ک‍ه‌ ب‍ه‌ ص‍ورت‌ دوورد‌ی‌ و چ‍‍ه‍‍ارورد‌ی‌ ب‍‍اف‍ت‍ه‌ م‍‍ی‌ ش‍ود. ‌از ‌ع‍م‍ده‌ م‍ح‍ص‍ولات‌ ‌ای‍ن‌ رش‍ت‍ه‌ ج‍‍اج‍ی‍م‌ ، زی‍ل‍و، م‍وج‌ ، م‍ل‍ح‍ف‍ه‌ و ‌ان‍و‌ا‌ع‌ م‍ن‍س‍وج‍‍ات‌ ‌اس‍ت‌ . ‌

ع‍ب‍‍ا: م‍رک‍ز ب‍‍اف‍ت‌ ‌ع‍ب‍‍ا در ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ و ‌از ق‍دم‍ت‌ ب‍‍الای‍‍ی‌ در ‌ای‍ن‌ زم‍ی‍ن‍ه‌ ب‍رخ‍ورد‌ار ‌اس‍ت‌ . م‍‍ع‍روف‍ی‍ت‌ ‌ع‍ب‍‍ا‌ی‌ ب‍‍ه‍ب‍‍ه‍‍ان‌ م‍دی‍ون‌ ک‍ی‍ف‍ی‍ت‌ ب‍‍الا در ب‍‍اف‍ت‌ و م‍و‌اد ‌اول‍ی‍ه‌ ‌آن‌ م‍‍ی‌ ب‍‍اش‍د. ‌ع‍ب‍‍ا در ب‍‍ه‍ب‍‍ه‍‍ان‌ ‌از پ‍ش‍م‌ ش‍ت‍ر و ن‍ی‍ز ‌از پ‍ش‍م‌ ن‍ژ‌اد خ‍‍اص‍‍ی‌ ‌از گ‍وس‍ف‍ن‍د ‌ع‍رب‍‍ی‌ ب‍‍اف‍ت‍ه‌ م‍‍ی‌ ش‍ود و ب‍ج‍ز ب‍‍از‌ار‌ه‍‍ا‌ی‌ د‌اخ‍ل‍‍ی‌ ب‍ه‌ ک‍ش‍ور‌ه‍‍ا‌ی‌ ح‍وزه‌ خ‍ل‍ی‍ج‌ ف‍‍ارس‌ ن‍ی‍ز ص‍‍ادر م‍‍ی‌ ش‍ود.

ت‍ول‍ی‍د‌ات‌ ‌ع‍ش‍‍ای‍ر‌ی‌ : وری‍س‌ ب‍‍اف‍‍ی‌ (ک‍‍ارت‍‍ی‌ )، خ‍ورج‍ی‍ن‌ ، چ‍وق‍‍ا، ح‍ور، ت‍وب‍ره‌ ، ج‍ل‌ م‍‍ه‍ده‌ و... ‌از ‌ان‍و‌ا‌ع‌ ب‍‍اف‍ت‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌ع‍ش‍‍ای‍ر ‌اس‍ت‌ . ‌ای‍ن‌ ب‍‍اف‍ت‍ه‌ ‌ه‍‍ا ک‍ه‌ ب‍ی‍ش‌ ‌از 10 ن‍و‌ع‌ م‍ح‍ص‍ول‌ ر‌ا ش‍‍ام‍ل‌ م‍‍ی‌ ش‍ود ‌ع‍م‍دت‍‍ا ت‍وس‍ط ‌ع‍ش‍‍ای‍ر ب‍خ‍ت‍ی‍‍ار‌ی‌ در ش‍م‍‍ال‌ خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ در د‌ام‍ن‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ج‍ب‍‍ال‌ ز‌اگ‍رس‌ ت‍ول‍ی‍د م‍‍ی‌ ش‍ود و ت‍م‍‍ام‍‍ی‌ م‍ر‌اح‍ل‌ پ‍ش‍م‌ چ‍ی‍ن‍‍ی‌ ، پ‍ش‍م‌ ری‍س‍‍ی‌ ، رن‍گ‍رز‌ی‌ ت‍‍ا م‍رح‍ل‍ه‌ ب‍‍اف‍ت‌ ‌آن‍‍ه‍‍ا ت‍وس‍ط خ‍ود ‌ع‍ش‍‍ای‍ر ص‍ورت‌ م‍‍ی‌ گ‍ی‍رد.

خ‍ر‌اط‍ی‌ : م‍رک‍ز ‌ه‍ن‍ر- ص‍ن‍‍ع‍ت‌ خ‍ر‌اط‍ی‌ خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ ، ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‌ دزف‍ول‌ ‌اس‍ت‌ ک‍ه‌ ‌از ق‍دم‍ت‌ زی‍‍اد‌ی‌ ب‍رخ‍ورد‌ار م‍‍ی‌ ب‍‍اش‍د و ت‍ول‍ی‍د‌ات‌ ‌آن‌ در ب‍‍از‌ار ق‍دی‍م‌ دزف‍ول‌ ک‍‍ام‍لا ر‌ای‍ج‌ ‌اس‍ت‌ . م‍ح‍ص‍ولات‌ زی‍ب‍‍ای‍‍ی‌ ‌از ق‍ب‍ی‍ل‌ م‍ب‍ل‍م‍‍ان‌ ، ج‍‍ال‍ب‍‍اس‍‍ی‌ ، ق‍ل‍ی‍‍ان‌ ، گ‍‍ه‍و‌اره‌ ، س‍ب‍د‌ه‍‍ا‌ی‌ ن‍گ‍‍ه‍د‌ار‌ی‌ م‍ج‍لات‌ و روزن‍‍ام‍ه‌ ، م‍ی‍ل‌ زورخ‍‍ان‍ه‌ ، ج‍‍اک‍ف‍ش‍‍ی‌ ، ظروف‌ م‍خ‍ت‍ل‍ف‌ و ق‍ط‍ع‍‍ات‌ ظری‍ف‌ ‌ه‍ن‍ر‌ی‌ ‌از ‌ع‍م‍ده‌ ت‍ول‍ی‍د‌ات‌ ‌ای‍ن‌ ‌ه‍ن‍ر- ص‍ن‍‍ع‍ت‌ م‍ح‍س‍وب‌ م‍‍ی‌ ش‍ود. م‍و‌اد ‌اول‍ی‍ه‌ ‌ای‍ن‌ رش‍ت‍ه‌ ‌ان‍و‌ا‌ع‌ چ‍وب‌ ب‍وی‍ژه‌ چ‍وب‍‍ی‌ ب‍ه‌ ن‍‍ام‌ "ج‍‍غ‌ " ‌اس‍ت‌ .

م‍ح‍رق‌ : ق‍دم‍ت‌ م‍ح‍رق‍ک‍‍ار‌ی‌ در‌اس‍ت‍‍ان‌ خ‍وزس‍ت‍‍ان‌ زی‍‍اد ن‍ی‍س‍ت‌ و رش‍ت‍ه‌ ‌ا‌ی‌ ج‍و‌ان‌ م‍ح‍س‍وب‌ م‍‍ی‌ ش‍ود ‌ام‍‍ا ب‍ه‌ دل‍ی‍ل‌ ف‍ر‌او‌ان‍‍ی‌ م‍و‌اد ‌اول‍ی‍ه‌ ‌آن‌ در ‌اس‍ت‍‍ان‌ ، گ‍س‍ت‍رش‌ وس‍ی‍‍ع‍‍ی‌ پ‍ی‍د‌ا ک‍رده‌ و ‌ه‍م‌ ‌اک‍ن‍ون‌ در ‌اک‍ث‍ر ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‍‍ه‍‍ا و درم‍ر‌اک‍ز ‌آم‍وزش‌ ص‍ن‍‍ای‍‍ع‌ دس‍ت‍‍ی‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ ب‍ه‌ ‌ع‍لاق‍ه‌ م‍ن‍د‌ان‌ ‌آم‍وزش‌ د‌اده‌ م‍‍ی‌ ش‍ود. م‍ح‍رق‌ ک‍‍ار‌ی‌ ش‍ب‍‍ا‌ه‍ت‌ زی‍‍اد‌ی‌ ب‍ه‌ م‍‍ع‍رق‌ چ‍وب‌ د‌ارد ب‍‍ا‌ای‍ن‌ ت‍ف‍‍اوت‌ ک‍ه‌ ت‍‍اب‍ل‍و‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍ح‍رق‌ ، س‍‍اده‌ ت‍ر و س‍ری‍‍ع‌ ت‍ر ‌از ت‍‍اب‍ل‍و‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍‍ع‍رق‌ س‍‍اخ‍ت‍ه‌ م‍‍ی‌ ش‍ود. م‍و‌اد ‌اول‍ی‍ه‌ ‌ای‍ن‌ ‌ه‍ن‍ر، س‍‍اق‍ه‌ ج‍و و گ‍ن‍دم‌ ‌اس‍ت‌ ک‍ه‌ ب‍‍ا ت‍ک‍ن‍ی‍ک‍‍ی‌ ب‍س‍ی‍‍ار س‍‍اده‌ ب‍ررو‌ی‌ زم‍ی‍ن‍ه‌ پ‍‍ارچ‍ه‌ ‌ا‌ی‌ ی‍‍ا س‍طوح‌ ص‍‍اف‌ چ‍س‍ب‍‍ان‍ده‌ م‍‍ی‌ ش‍ود.

ورش‍و: ورش‍وس‍‍از‌ی‌ دزف‍ول‌ ک‍ه‌ ‌از ن‍ظر ‌ا‌ه‍م‍ی‍ت‌ ، دوم‍ی‍ن‌ رت‍ب‍ه‌ ک‍ش‍ور ر‌ا د‌ار‌اس‍ت‌ ب‍‍ا ظروف‌ ب‍س‍ی‍‍ار م‍ت‍ن‍و‌ع‌ و ک‍‍ارب‍رد‌ی‌ ‌از‌ا‌ه‍م‍ی‍ت‌ وی‍ژه‌ ‌ا‌ی‌ ب‍رخ‍ورد‌ار ‌اس‍ت‌ . س‍م‍‍اور، ق‍ل‍ی‍‍ان‌ ، پ‍‍ارچ‌ و ل‍ی‍و‌ان‌ ، گ‍لاب‌ پ‍‍اش‌ ، ت‍ن‍گ‌ و ق‍دح‌ ، ‌آف‍ت‍‍اب‍ه‌ و ل‍گ‍ن‌ ‌از م‍ت‍د‌اول‌ ت‍ری‍ن‌ ت‍ول‍ی‍د‌ات‌ ‌ای‍ن‌ رش‍ت‍ه‌ ب‍ه‌ ش‍م‍‍ار م‍‍ی‌ ‌آی‍د.

م‍ی‍ن‍‍اک‍‍ار‌ی‌ : م‍ی‍ن‍‍اک‍‍ار‌ی‌ رو‌ی‌ طلا ‌از ‌ه‍ن‍ر‌ه‍‍ا‌ی‌ خ‍‍اص‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ ‌اس‍ت‌ ک‍ه‌ ت‍وس‍ط ص‍‍اب‍ئ‍ی‍ن‌ م‍ن‍د‌ای‍‍ی‌ - پ‍ی‍رو‌ان‌ ح‍ض‍رت‌ ی‍ح‍ی‍‍ی‌ (‌ع‌ )- در‌اس‍ت‍‍ان‌ ‌ان‍ج‍‍ام‌ م‍‍ی‌ ش‍ود. ت‍‍ع‍د‌اد‌ی‌ ‌از ‌ه‍ن‍رم‍ن‍د‌ان‌ ‌ای‍ن‌ رش‍ت‍ه‌ در ‌اس‍ت‍‍ان‌ ‌آو‌ازه‌ ج‍‍ه‍‍ان‍‍ی‌ د‌ارن‍د و ‌آث‍‍ارش‍‍ان‌ م‍ن‍ح‍ص‍رب‍ه‌ ف‍رد ‌اس‍ت‌ . ‌آن‍‍ان‌ ب‍‍اظر‌اف‍ت‌ خ‍‍اص‍‍ی‌ ن‍ق‍ش‍‍ه‍‍ا‌ی‌ ن‍خ‍ل‌ و ق‍‍ای‍ق‌ رو‌ان‌ ب‍ررو‌ی‌ ک‍‍ارون‌ و ک‍‍ارو‌ان‍‍ه‍‍ا‌ی‌ ش‍ت‍ر ر‌ا ب‍ر رو‌ی‌ م‍ی‍ن‍‍ا‌ی‌ ری‍خ‍ت‍ه‌ ش‍ده‌ ب‍ر ق‍ط‍ع‍‍ات‌ طلا در‌آورده‌ و دس‍ت‍ب‍ن‍د، ح‍م‍‍ای‍ل‌ ، گ‍ردن‌ ب‍ن‍د و س‍ی‍ن‍ه‌ ری‍ز، گ‍وش‍و‌اره‌ و ‌ان‍گ‍ش‍ت‍ر ب‍ه‌ ی‍‍ادگ‍‍ار م‍‍ی‌ ن‍گ‍‍ارن‍د. ‌ای‍ن‌ ‌آث‍‍ار ‌ع‍لاوه‌ ب‍ر ج‍ن‍ب‍ه‌ ‌اق‍ت‍ص‍‍اد‌ی‌ ، د‌ار‌ا‌ی‌ ‌ارزش‌ ‌ه‍ن‍ر‌ی‌ ب‍س‍ی‍‍ار ب‍‍الای‍‍ی‌ ‌ه‍س‍ت‍ن‍د.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/13ساعت 2:44 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

تعریف معرق کاری

. معرق كاري : در اين هنر، طرحها و نقشهاي سنتي را بر زمينه چوبي يا سراميك اجرا و سپس داخل خطوط طرحها را خالي و فضاي خالي شده را با قطعات آماده چوب، سراميك، فلز، صدف و سنگ پر مي‌كنند. هنر معرق، معرق چوب، كاشي معرق، معرق سوخت روي چرم را شامل مي‌شود. نظر به اهميت منبت‌كاري و معرق چوب و نيز خاتم‌سازي به عنوان هنر منحصر به فرد ايران اسلامي، اين رشته‌ها جداگانه و به تفصيل توضيح داده شده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/13ساعت 2:35 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

تاریخ معرق 2

مقدمه:

معرق، هنر ايجاد طرح ها و نقوش مختلف با استفاده از چوب هايي با رنگ ها، بافت ها، و نقش هاي متنوع را گويند. متداول ترين روش هاي  اجراي آثار معرق در دو شيوه سنتي و  جديد مي باشد. 

 

 

تاريخچه:

 پيدايش تاريخي هنر معرق به درستي مشخص نيست. در كاوش هاي انجام شده در شهر سوخته، محققان شانه اي كشف كرده اند كه در آن نقوشي با استفاده از چوب ايجاد شده بود. ولي سابقه معرق كاري و آموزش آن در اداره كل هنرهاي سنتي ايران به سال 1309 بر مي گردد.

با شكل گيري اين هنر و كوشش هنرمندان، سير تحول و گسترش آن آغاز گرديد؛ به طور نمونه، مي توان به اولين كارگاه معرق و منبت به سرپرستي استاد احمد امامي و زحمات و تلاش هاي اساتيد متقدمي همچون استاد پرويز زابلي، استاد احمد رعنا، استاد علي امامي، استاد خليل امامي اشاره نمود.

معرق، در آغاز به صورت كاربردي و براي تزيين سطح ميز، بوفه و تكيه گاه صندلي و با استفاده از نقوش اسليمي و چوب هاي محدودي از جمله: آبنوس، فوفل، توت، گلابي و سنجد اجرا مي شد و براي تنوع در آن برش هاي خاتم و صدف و عاج فيل نيز استفاده مي گرديد.

نخستين تاريخي كه در رابطه با اشباع نقش هاي كنده شده بوسيله چوب هاي رنگي موجود است تابلويي است با نقش دو سواركار كه توسط احمد رعنا در سال 1313 ساخته شده است.

در طول ساليان معرق اشكال و شيوه هاي متنوعي به خود گرفته و همواره با همت اساتيد بزرگوار، سير دگرگوني ها و نوآوري ها رو به ترقي و پيشرفت بوده؛ به طور نمونه، مي توان از تلاش ها و آثار ارزشمند اساتيدي همچون محمدطاهر امامي، ويزايي، آزادخاني، حسن زاده، حاج غلامعلي، ابراهيمي، ميرطيبي، خواجه شيراني، زنگنه اشاره نمود.

در سال هاي اخير، موجي نو در هنر معرق به وجود آمد كه در اين ميان استاد داريوش عباباف، با خلق آثار بسيار ارزشمند و به كارگيري روش هاي ابتكاري خود، نقش مهمي در پيشرفت رشته معرق ايفا نمود.

از ديگر اساتيد حال حاضر رشته معرق كه در تعالي اين رشته هنري، سهم بسزايي داشته اند مي توان از اساتيدي همچون: حميدرضا مهرپرور، مهران امير اينانلو، نادر نصيري، عليرضا دوستاني، شهرام اميري، خسرو جعفري، شهرام شيراني و ...  نام برد. 

 

ابزاركار:

كمان اره، چكش، ميخ كش، كاردك و ليسه، پيش كار، تيزك، تيغ اره، تخته سمباده، پيچ دستي، دلر و مته، ماشين پوست، ماشين سمباده لرزان، پيسوله 

 

مراحل اجراي تابلوي معرق: 

1-       انتخاب طرح و آماده نمودن آن در ابعاد و اندازه دلخواه

2-       چسباندن طرح با استفاده از يك لايه نازك چسب مايع بر روي تخته سه لايي

3-       خرد نمودن الگو به وسيله كمان اره به قسمت هاي كوچك تر و اتصال الگوهاي خرد شده بوسيله ميخ سايه بر روي زيركار مناسب

4-       انتخاب چوب هاي مختلف از نظر رنگ، بافت و نقش براي استفاده در تابلو و جايگزيني با الگو ها

5-       اتصال الگوها بر روي چوب مورد نظر بوسيله ميخ يا چسب چوب

6-       دور بري چوب بوسيله كمان اره مطابق الگو 

7-       جايگزين نمودن قطعات چوب به جاي الگوها بر روي زيركار و چسباندن آن بوسيله چسب چوب بر روي تابلو

8-       پوشش درزها و خطوط اره و پستي و بلندي ها با استفاده از لايه اي از پلي استر پس از تكميل تابلو

9-       برطرف نمودن پستي و بلندي ها و هم سطح نمودن تابلو با استفاده از سمباده هاي زبر و نرم

10-   پوشش محافظ مناسب با نوع طرح با استفاده از لايه نازكي از انواع پلي استر، سيلر و كيلر و غيره، بنا به سليقه و تكنيك معرق كار

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

آموزش گام به گام معرق

آموزش گام به گام معرق

وسايل و ابزار مورد نیاز در هنر معرق

 

1-     کمان اره شش گل چینی

2-    کمان اره لوله ای بلند

3-    میخ کش متوسط

4-    چکش صد گرمی

5-    کاردک متوسط

6-    تیغ موکت بر

7-    سه نظام انگشتی با 5 عدد مته

8-    سوهان کیفی

9-    تیغ اره موئی تایفون آلمانی نمره 0/2

10-   پنس

11-   چسب چوب شمال        یک کیلو

12-  میخ سیاه بنفش 2/1      50 گرم

13-  مشتی

14-  کمان کش

15-  لاستیک سمباده زنی

16-  سمباده

17-  تیزک

18-  گونیا فلزی

19-  پیچ دستی کوچک

20-  صابون

21-  تخته سه لائی

22-  پیشکار پلاستیکی یا چوبی

 

هنرجویان محترم من تمامی آموزشها را به کمک عکس و اگر بتوانم با فیلم به شما یاد خواهم داد تا با دیدن عکسهای مربوط به هر بخش بهتر متو جه اصول کار شوید .

 


+ 

خلاصه ای از چگونگی ساخت معرق

ماده اولیه و موارد نیاز معرق سازان چوب است که معمولا" انواع مختلف آن از داخل کشور تامین می شود و به ندرت چوبهای خارجی مانند بغم ، فوفل ، آبنوس که موطن آن کشور هندوستان می باشد استفاده به عمل آید ، علت این امر آب و هوای معتدل و وجود جنگل های متعدد در ایران و تنوع چوب های آن می باشد .

شیوه کار معرق سازان بدین شکل است که ابتدا طرح مورد نظرشان را که معمولا" اقتباسی از خطوط اسلیمی و ختایی یا مینیاتورهای ایرانی و دیگر طرح های اصیل و سنتی ایرانی و اسلامی و یا طرح های مدرن است (( رئال ، سورئال ، کوبیسم و ... )) بر روی کاغذ نازک ( کالک ) ترسیم یا تصویر برداری ( کپی ) می کنند و سپس آن را با چسب چوب بر روی یک قطعه تخته سه لایی می چسباند پس از آنکه طرح کاملا" صاف و بدون چروک بر روی صفحه چسبیده شد به وسیله کمان اره از راه خطوط بریده و به چند قطعه تقسیم می کنند سپس آن را به وسیله میخ های ریز 2/1 بر روی صفحه اصلی تابلو ( زیر کار ) محکم می کنیم صفحه اصلی کار که اصطلاحا" زیر کار نامیده می شود از تخته چند لایی با قطر حداقل 5 میلیمتر تا حداکثر 16 میلیمتر است که اطراف آن به وسیله زهوار قید یا کلاف که معمولا" ابزار خورده است اطراف زهواره را به وسیله دستگاه فرز و تیغچه های مختلف با نقش دلخواه شیار می دهند به جهت استحکام و نیز زیبایی تابلو محصور می شود .

صفحه تخته سه لایی را که طرح معرق بر روی آن چسبانده شده است اصطلاحا" زمینه می گویند و طرح بریده شده را قالب ، شابون یا مدل می نامند .

معرق کار سپس رنگ های مورد استفاده در طرح را مشخص می کند ( رنگ بندی ) و از میان چوب های خود رنگ موجود چوب مورد نطر را انتخاب کرده پس از بریدن کلیه خطوط طرح هنگامی که زمینه کار به صورت تابلویی (( جای نقش ها در آن خالی است )) در آمد برای تکمیل کار مدل را ( طرح ) به وسیله چسب چوب یا چسب دورو بر روی چوبی که نسبت به رنگ انتخاب شده که باید در تابلو داشته باشد چسبانده و مجددا" به اندازه قد و قواره مدل یا شابلون یک بار دیگر بریده می شود و چوب بریده را که معرق می نامند به جای قالب قرار می دهند .

برای چسباندن معرق بر روی متن (زیر کار) باید چسب چوب به صوت نقطه ای بر زیر آن مالیده شود . شایان ذکر است در کار برش معرق اصیل که مورد نظر ما است ، فراد راست دست بایستی از سمت چپ قالب برش دهند و کسانی که چپ دست هستند باید از سمت راست مدل برش بدهند به واسطه اینکه در حین بریدن هنرجو باید تیغ اره و حرکت آن قالب را ببیند و اگر در جهت چپ به چپ و راست به راست حرکت کند دید معرق کار و برش معرق میسر نخواهد شد .

شایان ذکر است که معرق کاری دو اصل ریشه و زیربنای کار می باشد :

1-    عمود بریدن

2-    صاف و بدون لرزش و روی خطوط برش دادن

گاهی برای تنوع بخشیدن به کار و زیباسازی آن از قطعات عاج ، استخوان ، صدف ، فلز و خاتم کمک می گیرند . در یک تابلو معرق اصیل رنگ ها تماما" باید طبیعی باشد و به هیچ وجه نباید از مواد رنگی اعم از گیاهی یا شیمیایی استفاده به عمل آید ، آخرین مرحله ساخت یک اثر معرق پلی استر کاری زیر و روی کار باشد که طی آن چندین مرحله از رنگ زیر تا رنگ رو و عمل سایش و در نهایت پرداخت ((پولیش )) شده و در معرض دید قرار می گیرد .

از معرق علاوه بر ساخت تابلوهای دیوار کوب ، برای تزئین روی میز ، پشتی صندلی رحل جعبه قرآن ، پاراون ، جعبه های قاشق و چنگال ، شکلات خوری ، سرویسهای چوبی ، منبر ، درب های مقابر ائمه اطهار و مساجد نیز استفاده شده و می شود . این هنر ارزنده هم اینک بیشتر در پایتخت کشورمان رواج دارد و دستاندر کاران آن با بهره گیری از تجریبات گذشتگان و مهارت های شخصی محصولات بسیار متنوعی با قابلیت های بالای هنری و مصرفی تولید می کنند .  

 

استاد صلاح الدین علامه زاده

استاد «صلاح‌‏الدين علامه‌‏زاده» كه در سال 1324 در بابل به دنيا آمد، وی در سال ۱۳۴۷ در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده ی فنی ، و در سال ۱۳۵۳ در رشته مهندسی بهداشت از دانشکده بهداشت دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد . بيش از 40 سال است كه معرق چوب را به عنوان يك رشته هنري دنبال كرده و نزديك به 30 سال است كه اين هنر سنتي ظريف ايراني را تدريس مي‌‏كند. در حدود 200 استاد در رشته معرق زيرنظر او آموزش ديده‌‏اند و هم‌‏اكنون خود اين هنر را در ايران و ديگر كشورهاي جهان از جمله كشورهاي اروپايي و اسكانديناوي, كانادا, ايالات‌‏متحده‌‏آمريكا و استراليا به علاقه‌‏مندان تدريس مي‌‏كنند.
يكي از كارهاي استاد علامه‌‏زاده تعليم هنر معرض تحت نظارت و به سبك خاص وي به نابينايان جوان است كه اين كار در تاريخ هنر جهان به ويژه هنر معرق سابقه ندارد. آثار اين هنرمندان نابينا تاكنون در نمايشگاه‌‏هاي متعددي به نمايش گذاشته شده و تحسين بينندگان را برانگيخته است.
استاد علامه‌‏زاده تاكنون چندين نمايشگاه در كشورهايي از جمله كانادا, انگلستان, فرانسه, اسپانيا, ايتاليا, امارات‌‏متحده‌‏عربي و همچنين در مقر سازمان‌‏ملل‌‏متحد در ژنو سوئيس برگزار كرده است.
بنابراين گزارش، در زمستان 1380 استاد علامه‌‏زاده نمايشگاهي را در «زاگرب» كرواسي برگزار كرد و در بهار 1381 در پاسخ به دعوت وزارت فرهنگ كرواسي, يك سري كلاس‌‏هاي معرق را در دانشگاه عالي هنر زاگرب تشكيل داد و در آنها اصول برش و معرق چوب را به استادان دانشگاه و دانشجويان آموخت. وي از سوي مردم و دولت كرواسي مورد تقدير قرار گرفت.

  

 

مقدمه :

دير زماني است كه از كشور عزيزمان ايران به نام سرزميني هنر خيز و هنر پرور ياد شده است و از غني ترين فرهنگ و هنر برخوردار بوده است . از ميان صنايع ظريفه اي كه در اين كشور به آن پرداخته مي شود هنر معرق است كه از صنايع سنتي و مانا به شمار مي رود .

 انشاالله ، گام به گام و ممارست بسيار با يكديگر در راه پويايي و شكوفا شدن هر چه بيشتر اين رشته گام برداريم .

همان گونه كه ميدانيد هنر معرق چوب ، يكي از رشته هاي پر پيشينه و ماندگار صنايع دسني ايران است .

 

تعريف صنايع دستي :

از مجموعه ي تعاريفي كه براي صنايع دستي گفته شده است ، به نظر ميرسد تعريف زير كه توسط گروهي از كارشناسان سازمان صنايع دستي ايران ارائه شده ، دقيق تر و جامع تر باشدچرا كه با وضعيت فعلي اين هنر ـ صنعت ارزنده انطباق بيش تري دارد :

صنايع دستي به مجموعه يي از هنـر ـ  صنعت ها اطلاق مي شود كه به طور عمده با استفاده از موارد اوليه ي بومي و انجام قسمتي از مراحل اساسي توليد به كمك دست و ابزار دستي ساخته مي شود كه در هر واحد آن ذوق هنري و خلاقيت فكري صنعتگر سازنده به نحوي تجلي يافته و همين عامل وجه تمايز اصلي اين گونه سمحصولات از مصنوعات مشابه ماشيني و كارخانه اي است .

هنر معرق در طبقه بندي صنايع دستي در رديف 18 با توجه به مواد اوليه ي مصرفي و يا شيوه و روش ساخت آن قرار گرفته است .

 

تعريف هنر معرق كاري :

ترسيم نگاره ها و نقش هاي سنتي زمينه ي چوبي يا سراميك و خالي كردن داخل خطوط نگاره ها و پر كردن فضاي خالي شده به وسيله قطعات آماده شده ي چوبي ، سراميك ، فلزي ،صدفي و سنگي را معرق كاري گويند .

 

خلاصه تاريخچه هنر معرق :

در ايران اين هنر ، ابتدا به صورت كاشي معرق در دوران حكومت ايلخانيان مغول پديدار شد كه به صورت نقشهاي هندسي و اسليمي انجام ميگرفت و بعدها در دوران حكومت قاجار به تاءثير از هنر اروپا اين نقشها نيز متحول گرديد و طرحهايي از انسان و اشيا وارد اين هنر گشت .

صنعت معرق كاري در قرنهاي 9 و 10 هجري قمري به منتهاي ترقي خود رسيد در اين دوره مراكز مهم معرق كاري تهران ، اصفهان ، يزد ، كاشان ، هرات ، سمرقند و تبريز بود .

قرنها بعد اين هنر توسط استاداني همچون استاد حسين طاهر زاده ، پرويز زابلي ، احمد رعنا ، علي و خليل امامي و عباس شهميرزادي در چوب نمايان شد.

شكل اوليه معرق بر روي چوب با آنچه كه امروزه انجام مي گيرد تفاوت داشت . در آن زمان ، هنر معرق بر چوب به اين صورت بود كه ابتدا محل نقوش و طرح مورد نظر بر روي وسيله چوبي كه مي توانست يك دريا سطح ميز ويا تكيه گاه صندلي و ... باشد با كارد كنده مي شد، سپس چوبهاي اصلي را كه قراربود در طرح جايگزين گردد ، در محلهاي كنده شده جايگذاري كرده و مي كوبيدند ،‌به طوري كه سطحي كاملا" يكدست ايجاد گردد.

بعدها شهميرزادي ، روش ساختن زمينه اي غير از اشيا را ابداع كرد يعني كار معرق را بر روي زمينه چوب به صورت تابلوي امروزي انجام داد و پس از آن توسط عزيزا ويزاني ، سبك زمينه مشكي با استفاده از مواد شيميايي در معرق شكل گرفت .

صدف و خاتم نيز توسط دو هنر مند ديگر به نامهاي محمد طاهر امامي و اكبر سريري وارد كار معرق چوب گرديد .

  

 


+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 3:21 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

تاریخ معرق

 دوران قبل از اسلام قطعات بزرگ چوبي به عنوان بخشي از ساختمان به كار مي رفته است. در اين دوره چوب به عنوان يكي از فراوان ترين مصالح طبيعي نقش مهمي در ساخت ابزار فني و كشاورزي و حتي وسايل خانگي ايفا مي كرده است. >
از دوره سلوكيان آثار چنداني در دست نيست و آثار چوبي دوره اشكاني نيز تا حد زيادي شباهت به دوره هخامنشي دارد. در دوره ساساني استفاده از كلافهاي چوبي در ساختمان متداول مي شود. در اين دوره نوعي رويه كوبي مربع هاي چوبي انجام مي شده كه نقش هندسي و انتزاعي داشته است. نقوش عبارت بودند ازنقوش انتزاعي، گياه و حيوان و انسان.

مهمترين وسايل چوبي كه ساخت آنها در قرون اوليه اسلامي متداول بوده عبارتند از كلبه ها و ساختمان هاي چوبي، كلافهاي ساختماني، ستون چوبي سقف هاي كاذب چوبي قابدار، وسايل به ساختمان مثل درب و پنجره ، وسايل كاربردي مثل منبر، ابزار آلات صنعتي و كشاورزي.

در آثار چوبي دوره مياني اسلامي كه مربوط به حدود قرون پنجم تا دهم هجري است اجزاي ساختمان هاي چوبي مثل ستون و سقف، وسايل متصل به ساختمان مثل در، پنجره، نرده به ميزان زيادي به چشم مي خورد ولي آثار كوچكتر مثل جعبه، قاب، رحل، وسايل خانگي، ابزار آلات، وسايل جنگي و شكار  نيز كم و بيش وجود دارد.
بيشترين نقوشي كه در منبت اين دوران مي بينيم عبارتند از : نقوش هندسي، شيارهاي موازي، كتيبه، اسامي ائمه (ع )، شكل محرابي ، لچك، ترنج، گل و بوته، ختايي و اسليمي، شكوفه،برگ ، نخل ، شمسه، حيوان و انسان .

در اكثر آثار چوبي صفوي مي توان تحولاتي از لحاظ نقش و شيوه هاي اجرايي ملاحظه كرد. صنايع دستي چوبي اين دوره كه مربوط به حدود قرن 10 و 12 مي باشد از لحاظ فني بسيار ظريف و بادوام و داراي عملكردي مفيد و صحيح هستند و از لحاظ هنري بر اساس نقوش و فرهنگي ايراني ساخته شده اند و از طرفي با دقت و نظم اجرا شده.
آثار اين دوره شامل ساختمان هاي چوبي و اجزاي وابسته به آن مثل ستون و سقف و در و پنجره و همچنين شامل وسايل كاربردي مثل رحل، جعبه، قاب، صندلي و ابزار آلات صنعتي و كشاورزي و جنگي است. هنر معرق كه از دوران قبلي آغاز شده و به طور ساده انجام مي شد از اين زمان تكامل بيشتري مي يابد.

منبت كاري دوره ميانه اسلامي در حدي بسيار ظريف و باروسازي و ريزه كاري فراوان ديده مي شود و پرداخت آن نيز در حد اعلاي خود مشاهده مي شود. منبت اين دوره بر اساس طرح هاي هندسي، شيارهاي موازي، خط ثلث و نسخ، اسليمي و ختايي به سبك ايراني، نقوش انتزاعي گياه و انسان و ترنج و محرابي مشاهده مي شود.

هنرهاي چوبي بعد از صفويه و به خصوص دوران قاجار نه تنها تكامل فني نداشت بلكه با افت كيفيت فني نيز روبرو بود. به طور كلي در آثار چوبي اين دوره به دو سبك وجود دارد. بخشي كه در آن سعي شده از روشها و نقوش دوران قبل پيروي شود و بخشي ديگر كه از اصول فني و هنري آثار چوبي اروپا الهام گرفته شده.
در اين دوره به دو نوع منبت بر مي خوريم. يكي منبت به شيوه صفوي با عمق كم و طرح ايراني كه ندرتا" ديده مي شود و ديگري منبت به شيوه فرنگي با عمق زياد و با نقش پيچك اجرا شده كه به ميزان زيادتر وجود داشته

معرق :

قرار گرفتن قطعات چوب هاي رنگي در كنار هم به وجود آوردن طرحي مشخص را معرق مي گويند. گاه ديده مي شود كه در كنار چوب هاي رنگي از مصالحي چون عاج، صدف، فلزات و استخوان هم استفاده مي شود. به طور كلي معرق به دو گروه اصلي تقسيم مي گردد.

الف – معرق زمينه رنگ : اگر در هنر معرق، زمينه كار هم از چوب بريده شود، معرق زمينه چوب ناميده مي شود. در واقع طرح اصلي توسط زمينه ايي از چوب احاطه مي شود. معرق زمينه چوب به روشهاي گوناگوني كار مي شود كه شامل معرق پازلي، معرق آجري، نازك بري در معرق منبت مي باشد.

معرق زمينه پازلي :

با همان شيوه معرق چوب كار مي شود، فقط زمينه طرح يا كار را به قطعه هاي پازل مانند بريده، در كنار هم مي چسبانند و سپس باز هم براي مراحل تكميلي به كارگاه رنگ فرستاده مي شود.

معرق زمينه آجري : با همان شيوه معرق زمينه چوب كار مي شود، فقط تفاوت كار در اين است كه زمينه طرح به صورت آجري بريده و در كنار هم چيده مي شود. آنگاه مراحل تكميلي را به صورت رايج طي مي كنند.

نازك بري در معرق : در اين شيوه از معرق، ابتدا قطعات طرح مورد نظر معرق بريده مي شود. آنگاه به وسيله اره مويي معمولي برش هاي بسيار ظريف و نزديك به هم در تمامي قسمت هاي طرح داده مي شود، برش هايي كه به فاصله هاي ميليمتري در كنار هم داده مي شود. سپس چوبهاي شكل داده شده در كنار هم بر روي زمينه اي از تخته روكش شده و غالبا" بدون هيچ نوع تزئيني چسبانده مي شود.

معرق منبت : معرقي كه نقشهاي آن برجسته است معرق منبت گفته مي شود براي ساخت معرق منبت ابتدا همه قطعه ها را مانند معرق مي برند و بعد آنها رابه طور مجزا به شيوه منبت كاري ساخت و ساز نموده، كنار يكديگر جفت و جور مي كنند. در پايان قطعه را رويزير كار در محل مربوط نصب مي كنند.

ابزار كاري كه در كارگاه معرق به كار مي رود عبارتند از :

اره دست – اره چوب بر – اره فلز – پرس دستي ( پيچ دستي ) – پيشكار – تيزك – چكش – سوهان تخت – سوهان چوب ساب – كمان اره – رنده دستي- سنگ نفت – گازانبر – ليسه – ماشين پرداخت – مته دستي – ميخ

مواد اوليه :

براي معرق كاري، وجود انواع چوب با تنوع رنگي ضرورت دارد و در انتخاب چوب بايد مواردي چون استحكام و خشك بودن چوب و قابليت اره شدن و رنده شدن را در نظر گرفت. هم چنين از صدف، عاج ، فلزات در معرق استفاده مي شود.

مراحل اجراي يك طرح معرق :

تخته پشت كار را به اندازه طرح مورد نظر انتخاب كرده، به روي آن يك ورق از نايلون قرار مي دهند، انگاه طرح و نقشه مورد نظر را بر روي كاغذ آورده و به وسيله چسب مايع آن را بر روي تخته سه لايي مي چسبانند، پس از آن تكه هاي مختلف طرح با اره مويي بريده شده قطعات مختلف آن را به وسيله ميخ سايه بر روي تخته زمينه به طورموقت نصب مي كنند. آنگاه قطعات طرح را جداگانه بر روي چوب ها با رنگ هاي مورد نظر به وسيله همان ميخ سايه نصب كرده و روي چوب پيشكار قرار داده و به وسيله اره مويي دور طرح را روي تخته بريده و حال قطعه چوب بريده شده را در جاي خود مطابق نقشه روي تخته پيشكار به وسيله ميخ سايه موقتا" نصب مي كنند. بدين ترتيب با اين روش همه نقش هاي خرد شده را از رنگ هاي مختلف چوب، صدف و عاج تهيه و جايگزين مدل مي كنند. هنگامي كه تمام چوب هاي رنگي جايگزيني طرح اوليه شده، چسبي از سريشم و پودر امرا تهيه كرده و به وسيله انگشت سبابه روي تمام شيارهاي بين تكه هاي قرار مي دهند. به اين طريق تمام شيارهاي بين نقوش پر مي شود و قطعات به طور كامل به هم چسبيده و ثابت مي شود. دراين مرحله ميخ هاي سايه را از روي طرحها بر مي دارند و آنگاه نوبت به نايلوني مي رسد كه قبلا" در زير كار و روي تخته پشت كار قرار داده شده بود، آن را نيز برداشته و نقش هاي چسبيده شده  را بر مي گردانند و پشت آنها را سمباده نرم مي زنند. در نتيجه چسب هايي كه از ميان شيارها به پشت كار نفوذ كرده، پاك مي شود. حال سطح تخته پشت كار را به وسيله كاردك به چسب گرم آغشته كرده، نقشه معرق شده را روي آن مي چسبانند و براي ثابت نگاه داشتن آن دو ميخ سنجاقي در بالا و پايين آن نصب مي كنند. در اين مرحله لايه اي از نايلون و قطعه اي از نمد يا پتوي ضخيم را روي نقشه معرق شده قرار داده تركيب فوق را در ميان دستگاه پرس گذاشته، تحت فشار مي دهند و بعد از گونيا كردن تابلو، اضلاع آن را رنده مي كنند. سطح تابلو رابه دليل متفاوت بودن ضخامت چوبهاي صنعتي، با ماشين سمباده مي سايند  تا يكنواخت و صيقلي شود. حال محيط تابلو را به وسليه نوار چسب كاغذي به طريقي كه 2 يا 3 ميليمتر آن از سطح تابلو بالاتر قرار گيرد چسبانده مخلوط پلي استر آماده شده را به طور يكنواخت روي صفحه مورد نظر مي ريزند تا كاملا" سطح را بپوشاند. بعد از خشك شدن پلي استر به وسيله سمباده لرزان آن را مي سايند تا رنگ چوب از زير پلي استر ظاهر شود و مجددا" براي شفافيت بيشتر، قشري از پلي استر شفاف بر آن پاشيده و سمباده مي زنند. در پايان به وسيله دستگاه پرداخت و مواد جلا دهنده سطح كار را پرداخت مي كنند.

منبت

هنر كنده كاري نقوش به روي چوب را منبت گويند. قابل توجه است كه منبت مي تواند به صورت يك تكه يا چند تكه انجام شود هرگاه منبت كاري بر روي چوب بزرگ يك تكه انجام شود، منبت يك تكه و هرگاه منبت كاري بر روي تكه هاي كوچكي انجام شود، منبت چند تكه خواهد بود.
منبت بر حسب نوع برجستگي كه در كار آن به وجود مي آيد به پنج دسته تقسيم مي گردد: منبت كم بر جسته، منبت نيم برجسته، منبت تمام برجسته، پيكره، قلم زني بر روي چوب

ابزار كار :

مغار: وسيله اي است براي تراشيدن چوب كه انواع آن در ذيل نام برده شده مغار كبريتي- مغار تحت يا صاف – مغار نيم باز – مغار گيلويي – مغار شتره
كليه مغارهاي نامبرده داراي خميده يا كج نيز هستند كه در جاهايي كه امكان استفاده از مغار صاف نباشد، از مغار كج استفاده مي شود.

سوهان : براي ساييدن چوب و ديگر ابزار منبت كاري به كار مي رود و انواع آن شامل موارد زير مي شود.
سوهان دو سر صاف – سوهان دو سر كج – سوهان سه پهلوي سه گوش- سوهان سه پهلوي صاف – سوهان نيم گرد – سوهان دم كاردي – سوهان دم موشي – سوهان گرد – چوب ساب

مواد اوليه :

شامل : 1- چوب هاي محكم و بدون گره كه براي اين منظور چوب هاي آبنوس، بقم ، شمشاد، فوفل، عناب ، و گردو و .... از همه مناسب تر هستند.

2- عاج، صدف و استخوان

روش كار :

ابتدا طرح بر روي زمينه چوب منتقل مي شود و با بستن كار به گيره دستي هنرمند شروع به كار كرده و ابتدا خطوط محيطي طرح با مغار مشخص مي شود سپس بابرداشتن زمينه كار به صورت يكنواخت و به وسيله مغارهاي مختلف منبت كار روي چوب ادامه پيدا مي كند.
پس از پايان كار منبت كاري، سطوح كار با سنباده بسيار نرم، صاف و صيقلي مي شود. در مرحله به سطح كار روغن با پلي استر زده مي شود تا چوب بر اثر مرور زمان ترك نخورد و در مقابل رطوبت مقاوم باشد.

انواع منبت

از انواع منبت مي توان نمونه هاي زير را نام برد:

منبت كمي بر جسته: نوعي از منبت است كه در آن هنرمند منبت كاري خود را به حدي برساند كه نقش برجسته اي كه به وجود آورده از سطح زمينه كار بيرون نيايد و هم سطح حاشيه اطراف كار باشد.
منبت بر جسته : شيوه كار اين گونه كه مراحل منبت يك چوب را تا آنجا پيش مي بريم كه برجستگي هاي طرح از رويه كار كاملا" بيرون خواهد زد.
پيكره : هنرمند طرح خود را بر روي حجمي از چوب به شيوه هاي چسباندن، فوكپي، يا از طريق كاغذ كاربن يا طراحي مستقيم بر روي چوب انتقال مي دهد، آنگاه از برجسته ترين قسمت طرح كار خود را آغاز مي كند و توسط مغار هاي و لوازم رايج در اين زمينه مشغول كنده كاري بر روي چوب مي شود. در تمام كار، طرح به صورت كاملا" بر جسته و داراي حجم چوب از داخل بيرون آمده و اطراف آن خالي از هر گونه چوب خواهد بود.

مختصري از كارگاه منبت و معرق

سابقه فعاليت كارگاه معرق ومنبت به سال 1309 مي رسد در ابتدا سرپرستي كارگاه را استاد احمد امامي به عهده داشتند. پس از ايشان اساتيد ديگري همچون علي امامي، آقايان ويزايي، گودرزي و عطا الله حاج غلامعلي سرپرستي كارگاه را به عهده داشتند. در طول اين مدت آثار بر جسته و چشم گيري ر كارگاه ساخته شد كه در نمايشگاههاي مختلف شركت داشته اند.
از سال 1370 استاد كمال مير طيبي سرپرست كارگاه مي باشند. از هنرمنداني كه دركارگاه فعاليت داشته اند عبارتند از :

پرويز زابلي- عباس شهميرزادي – حسين اعيان – عباس امين – قاسم شهريه – محمد علي شيرازي – حسن احيائي- شاپور گودرزي – اكبر حاج قاسمي – حسن خلج – اكبر سريري – مهدي طوسي – جمشيد پورگلي – منوچهر زنگنه – محمد حسن زاده خسرو ذوالقرانيان – جعفر سخواجه شيراني – حسن رضا هاشمي طاهري – فرانك امير كبيريان – مريم الياس زاده – رضوان انصاريون – گلاره خليليان – افسانه اسليمي- علي اصغر آبشاري – ريحانه زمان – داود ملايي اونجي – فاطمه مير طيبي

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

تاریخ معرق

 دوران قبل از اسلام قطعات بزرگ چوبي به عنوان بخشي از ساختمان به كار مي رفته است. در اين دوره چوب به عنوان يكي از فراوان ترين مصالح طبيعي نقش مهمي در ساخت ابزار فني و كشاورزي و حتي وسايل خانگي ايفا مي كرده است. >
از دوره سلوكيان آثار چنداني در دست نيست و آثار چوبي دوره اشكاني نيز تا حد زيادي شباهت به دوره هخامنشي دارد. در دوره ساساني استفاده از كلافهاي چوبي در ساختمان متداول مي شود. در اين دوره نوعي رويه كوبي مربع هاي چوبي انجام مي شده كه نقش هندسي و انتزاعي داشته است. نقوش عبارت بودند ازنقوش انتزاعي، گياه و حيوان و انسان.

مهمترين وسايل چوبي كه ساخت آنها در قرون اوليه اسلامي متداول بوده عبارتند از كلبه ها و ساختمان هاي چوبي، كلافهاي ساختماني، ستون چوبي سقف هاي كاذب چوبي قابدار، وسايل به ساختمان مثل درب و پنجره ، وسايل كاربردي مثل منبر، ابزار آلات صنعتي و كشاورزي.

در آثار چوبي دوره مياني اسلامي كه مربوط به حدود قرون پنجم تا دهم هجري است اجزاي ساختمان هاي چوبي مثل ستون و سقف، وسايل متصل به ساختمان مثل در، پنجره، نرده به ميزان زيادي به چشم مي خورد ولي آثار كوچكتر مثل جعبه، قاب، رحل، وسايل خانگي، ابزار آلات، وسايل جنگي و شكار  نيز كم و بيش وجود دارد.
بيشترين نقوشي كه در منبت اين دوران مي بينيم عبارتند از : نقوش هندسي، شيارهاي موازي، كتيبه، اسامي ائمه (ع )، شكل محرابي ، لچك، ترنج، گل و بوته، ختايي و اسليمي، شكوفه،برگ ، نخل ، شمسه، حيوان و انسان .

در اكثر آثار چوبي صفوي مي توان تحولاتي از لحاظ نقش و شيوه هاي اجرايي ملاحظه كرد. صنايع دستي چوبي اين دوره كه مربوط به حدود قرن 10 و 12 مي باشد از لحاظ فني بسيار ظريف و بادوام و داراي عملكردي مفيد و صحيح هستند و از لحاظ هنري بر اساس نقوش و فرهنگي ايراني ساخته شده اند و از طرفي با دقت و نظم اجرا شده.
آثار اين دوره شامل ساختمان هاي چوبي و اجزاي وابسته به آن مثل ستون و سقف و در و پنجره و همچنين شامل وسايل كاربردي مثل رحل، جعبه، قاب، صندلي و ابزار آلات صنعتي و كشاورزي و جنگي است. هنر معرق كه از دوران قبلي آغاز شده و به طور ساده انجام مي شد از اين زمان تكامل بيشتري مي يابد.

منبت كاري دوره ميانه اسلامي در حدي بسيار ظريف و باروسازي و ريزه كاري فراوان ديده مي شود و پرداخت آن نيز در حد اعلاي خود مشاهده مي شود. منبت اين دوره بر اساس طرح هاي هندسي، شيارهاي موازي، خط ثلث و نسخ، اسليمي و ختايي به سبك ايراني، نقوش انتزاعي گياه و انسان و ترنج و محرابي مشاهده مي شود.

هنرهاي چوبي بعد از صفويه و به خصوص دوران قاجار نه تنها تكامل فني نداشت بلكه با افت كيفيت فني نيز روبرو بود. به طور كلي در آثار چوبي اين دوره به دو سبك وجود دارد. بخشي كه در آن سعي شده از روشها و نقوش دوران قبل پيروي شود و بخشي ديگر كه از اصول فني و هنري آثار چوبي اروپا الهام گرفته شده.
در اين دوره به دو نوع منبت بر مي خوريم. يكي منبت به شيوه صفوي با عمق كم و طرح ايراني كه ندرتا" ديده مي شود و ديگري منبت به شيوه فرنگي با عمق زياد و با نقش پيچك اجرا شده كه به ميزان زيادتر وجود داشته

معرق :

قرار گرفتن قطعات چوب هاي رنگي در كنار هم به وجود آوردن طرحي مشخص را معرق مي گويند. گاه ديده مي شود كه در كنار چوب هاي رنگي از مصالحي چون عاج، صدف، فلزات و استخوان هم استفاده مي شود. به طور كلي معرق به دو گروه اصلي تقسيم مي گردد.

الف – معرق زمينه رنگ : اگر در هنر معرق، زمينه كار هم از چوب بريده شود، معرق زمينه چوب ناميده مي شود. در واقع طرح اصلي توسط زمينه ايي از چوب احاطه مي شود. معرق زمينه چوب به روشهاي گوناگوني كار مي شود كه شامل معرق پازلي، معرق آجري، نازك بري در معرق منبت مي باشد.

معرق زمينه پازلي :

با همان شيوه معرق چوب كار مي شود، فقط زمينه طرح يا كار را به قطعه هاي پازل مانند بريده، در كنار هم مي چسبانند و سپس باز هم براي مراحل تكميلي به كارگاه رنگ فرستاده مي شود.

معرق زمينه آجري : با همان شيوه معرق زمينه چوب كار مي شود، فقط تفاوت كار در اين است كه زمينه طرح به صورت آجري بريده و در كنار هم چيده مي شود. آنگاه مراحل تكميلي را به صورت رايج طي مي كنند.

نازك بري در معرق : در اين شيوه از معرق، ابتدا قطعات طرح مورد نظر معرق بريده مي شود. آنگاه به وسيله اره مويي معمولي برش هاي بسيار ظريف و نزديك به هم در تمامي قسمت هاي طرح داده مي شود، برش هايي كه به فاصله هاي ميليمتري در كنار هم داده مي شود. سپس چوبهاي شكل داده شده در كنار هم بر روي زمينه اي از تخته روكش شده و غالبا" بدون هيچ نوع تزئيني چسبانده مي شود.

معرق منبت : معرقي كه نقشهاي آن برجسته است معرق منبت گفته مي شود براي ساخت معرق منبت ابتدا همه قطعه ها را مانند معرق مي برند و بعد آنها رابه طور مجزا به شيوه منبت كاري ساخت و ساز نموده، كنار يكديگر جفت و جور مي كنند. در پايان قطعه را رويزير كار در محل مربوط نصب مي كنند.

ابزار كاري كه در كارگاه معرق به كار مي رود عبارتند از :

اره دست – اره چوب بر – اره فلز – پرس دستي ( پيچ دستي ) – پيشكار – تيزك – چكش – سوهان تخت – سوهان چوب ساب – كمان اره – رنده دستي- سنگ نفت – گازانبر – ليسه – ماشين پرداخت – مته دستي – ميخ

مواد اوليه :

براي معرق كاري، وجود انواع چوب با تنوع رنگي ضرورت دارد و در انتخاب چوب بايد مواردي چون استحكام و خشك بودن چوب و قابليت اره شدن و رنده شدن را در نظر گرفت. هم چنين از صدف، عاج ، فلزات در معرق استفاده مي شود.

مراحل اجراي يك طرح معرق :

تخته پشت كار را به اندازه طرح مورد نظر انتخاب كرده، به روي آن يك ورق از نايلون قرار مي دهند، انگاه طرح و نقشه مورد نظر را بر روي كاغذ آورده و به وسيله چسب مايع آن را بر روي تخته سه لايي مي چسبانند، پس از آن تكه هاي مختلف طرح با اره مويي بريده شده قطعات مختلف آن را به وسيله ميخ سايه بر روي تخته زمينه به طورموقت نصب مي كنند. آنگاه قطعات طرح را جداگانه بر روي چوب ها با رنگ هاي مورد نظر به وسيله همان ميخ سايه نصب كرده و روي چوب پيشكار قرار داده و به وسيله اره مويي دور طرح را روي تخته بريده و حال قطعه چوب بريده شده را در جاي خود مطابق نقشه روي تخته پيشكار به وسيله ميخ سايه موقتا" نصب مي كنند. بدين ترتيب با اين روش همه نقش هاي خرد شده را از رنگ هاي مختلف چوب، صدف و عاج تهيه و جايگزين مدل مي كنند. هنگامي كه تمام چوب هاي رنگي جايگزيني طرح اوليه شده، چسبي از سريشم و پودر امرا تهيه كرده و به وسيله انگشت سبابه روي تمام شيارهاي بين تكه هاي قرار مي دهند. به اين طريق تمام شيارهاي بين نقوش پر مي شود و قطعات به طور كامل به هم چسبيده و ثابت مي شود. دراين مرحله ميخ هاي سايه را از روي طرحها بر مي دارند و آنگاه نوبت به نايلوني مي رسد كه قبلا" در زير كار و روي تخته پشت كار قرار داده شده بود، آن را نيز برداشته و نقش هاي چسبيده شده  را بر مي گردانند و پشت آنها را سمباده نرم مي زنند. در نتيجه چسب هايي كه از ميان شيارها به پشت كار نفوذ كرده، پاك مي شود. حال سطح تخته پشت كار را به وسيله كاردك به چسب گرم آغشته كرده، نقشه معرق شده را روي آن مي چسبانند و براي ثابت نگاه داشتن آن دو ميخ سنجاقي در بالا و پايين آن نصب مي كنند. در اين مرحله لايه اي از نايلون و قطعه اي از نمد يا پتوي ضخيم را روي نقشه معرق شده قرار داده تركيب فوق را در ميان دستگاه پرس گذاشته، تحت فشار مي دهند و بعد از گونيا كردن تابلو، اضلاع آن را رنده مي كنند. سطح تابلو رابه دليل متفاوت بودن ضخامت چوبهاي صنعتي، با ماشين سمباده مي سايند  تا يكنواخت و صيقلي شود. حال محيط تابلو را به وسليه نوار چسب كاغذي به طريقي كه 2 يا 3 ميليمتر آن از سطح تابلو بالاتر قرار گيرد چسبانده مخلوط پلي استر آماده شده را به طور يكنواخت روي صفحه مورد نظر مي ريزند تا كاملا" سطح را بپوشاند. بعد از خشك شدن پلي استر به وسيله سمباده لرزان آن را مي سايند تا رنگ چوب از زير پلي استر ظاهر شود و مجددا" براي شفافيت بيشتر، قشري از پلي استر شفاف بر آن پاشيده و سمباده مي زنند. در پايان به وسيله دستگاه پرداخت و مواد جلا دهنده سطح كار را پرداخت مي كنند.

منبت

هنر كنده كاري نقوش به روي چوب را منبت گويند. قابل توجه است كه منبت مي تواند به صورت يك تكه يا چند تكه انجام شود هرگاه منبت كاري بر روي چوب بزرگ يك تكه انجام شود، منبت يك تكه و هرگاه منبت كاري بر روي تكه هاي كوچكي انجام شود، منبت چند تكه خواهد بود.
منبت بر حسب نوع برجستگي كه در كار آن به وجود مي آيد به پنج دسته تقسيم مي گردد: منبت كم بر جسته، منبت نيم برجسته، منبت تمام برجسته، پيكره، قلم زني بر روي چوب

ابزار كار :

مغار: وسيله اي است براي تراشيدن چوب كه انواع آن در ذيل نام برده شده مغار كبريتي- مغار تحت يا صاف – مغار نيم باز – مغار گيلويي – مغار شتره
كليه مغارهاي نامبرده داراي خميده يا كج نيز هستند كه در جاهايي كه امكان استفاده از مغار صاف نباشد، از مغار كج استفاده مي شود.

سوهان : براي ساييدن چوب و ديگر ابزار منبت كاري به كار مي رود و انواع آن شامل موارد زير مي شود.
سوهان دو سر صاف – سوهان دو سر كج – سوهان سه پهلوي سه گوش- سوهان سه پهلوي صاف – سوهان نيم گرد – سوهان دم كاردي – سوهان دم موشي – سوهان گرد – چوب ساب

مواد اوليه :

شامل : 1- چوب هاي محكم و بدون گره كه براي اين منظور چوب هاي آبنوس، بقم ، شمشاد، فوفل، عناب ، و گردو و .... از همه مناسب تر هستند.

2- عاج، صدف و استخوان

روش كار :

ابتدا طرح بر روي زمينه چوب منتقل مي شود و با بستن كار به گيره دستي هنرمند شروع به كار كرده و ابتدا خطوط محيطي طرح با مغار مشخص مي شود سپس بابرداشتن زمينه كار به صورت يكنواخت و به وسيله مغارهاي مختلف منبت كار روي چوب ادامه پيدا مي كند.
پس از پايان كار منبت كاري، سطوح كار با سنباده بسيار نرم، صاف و صيقلي مي شود. در مرحله به سطح كار روغن با پلي استر زده مي شود تا چوب بر اثر مرور زمان ترك نخورد و در مقابل رطوبت مقاوم باشد.

انواع منبت

از انواع منبت مي توان نمونه هاي زير را نام برد:

منبت كمي بر جسته: نوعي از منبت است كه در آن هنرمند منبت كاري خود را به حدي برساند كه نقش برجسته اي كه به وجود آورده از سطح زمينه كار بيرون نيايد و هم سطح حاشيه اطراف كار باشد.
منبت بر جسته : شيوه كار اين گونه كه مراحل منبت يك چوب را تا آنجا پيش مي بريم كه برجستگي هاي طرح از رويه كار كاملا" بيرون خواهد زد.
پيكره : هنرمند طرح خود را بر روي حجمي از چوب به شيوه هاي چسباندن، فوكپي، يا از طريق كاغذ كاربن يا طراحي مستقيم بر روي چوب انتقال مي دهد، آنگاه از برجسته ترين قسمت طرح كار خود را آغاز مي كند و توسط مغار هاي و لوازم رايج در اين زمينه مشغول كنده كاري بر روي چوب مي شود. در تمام كار، طرح به صورت كاملا" بر جسته و داراي حجم چوب از داخل بيرون آمده و اطراف آن خالي از هر گونه چوب خواهد بود.

مختصري از كارگاه منبت و معرق

سابقه فعاليت كارگاه معرق ومنبت به سال 1309 مي رسد در ابتدا سرپرستي كارگاه را استاد احمد امامي به عهده داشتند. پس از ايشان اساتيد ديگري همچون علي امامي، آقايان ويزايي، گودرزي و عطا الله حاج غلامعلي سرپرستي كارگاه را به عهده داشتند. در طول اين مدت آثار بر جسته و چشم گيري ر كارگاه ساخته شد كه در نمايشگاههاي مختلف شركت داشته اند.
از سال 1370 استاد كمال مير طيبي سرپرست كارگاه مي باشند. از هنرمنداني كه دركارگاه فعاليت داشته اند عبارتند از :

پرويز زابلي- عباس شهميرزادي – حسين اعيان – عباس امين – قاسم شهريه – محمد علي شيرازي – حسن احيائي- شاپور گودرزي – اكبر حاج قاسمي – حسن خلج – اكبر سريري – مهدي طوسي – جمشيد پورگلي – منوچهر زنگنه – محمد حسن زاده خسرو ذوالقرانيان – جعفر سخواجه شيراني – حسن رضا هاشمي طاهري – فرانك امير كبيريان – مريم الياس زاده – رضوان انصاريون – گلاره خليليان – افسانه اسليمي- علي اصغر آبشاري – ريحانه زمان – داود ملايي اونجي – فاطمه مير طيبي

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

معرق کاری3

معرق

 

 در دوران قبل از اسلام قطعات بزرگ چوبي به عنوان بخشي از ساختمان به كار مي رفته است. در اين دوره چوب به عنوان يكي از فراوان ترين مصالح طبيعي نقش مهمي در ساخت ابزار فني و كشاورزي و حتي وسايل خانگي ايفا مي كرده است. > از دوره سلوكيان آثار چنداني در دست نيست و آثار چوبي دوره اشكاني نيز تا حد زيادي شباهت به دوره هخامنشي دارد. در دوره ساساني استفاده از كلافهاي چوبي در ساختمان متداول مي شود. در اين دوره نوعي رويه كوبي مربع هاي چوبي انجام مي شده كه نقش هندسي و انتزاعي داشته است. نقوش عبارت بودند ازنقوش انتزاعي، گياه و حيوان و انسان.

مهمترين وسايل چوبي كه ساخت آنها در قرون اوليه اسلامي متداول بوده عبارتند از كلبه ها و ساختمان هاي چوبي، كلافهاي ساختماني، ستون چوبي سقف هاي كاذب چوبي قابدار، وسايل به ساختمان مثل درب و پنجره ، وسايل كاربردي مثل منبر، ابزار آلات صنعتي و كشاورزي.

در آثار چوبي دوره مياني اسلامي كه مربوط به حدود قرون پنجم تا دهم هجري است اجزاي ساختمان هاي چوبي مثل ستون و سقف، وسايل متصل به ساختمان مثل در، پنجره، نرده به ميزان زيادي به چشم مي خورد ولي آثار كوچكتر مثل جعبه، قاب، رحل، وسايل خانگي، ابزار آلات، وسايل جنگي و شكار نيز كم و بيش وجود دارد. بيشترين نقوشي كه در منبت اين دوران مي بينيم عبارتند از : نقوش هندسي، شيارهاي موازي، كتيبه، اسامي ائمه (ع )، شكل محرابي ، لچك، ترنج، گل و بوته، ختايي و اسليمی، شكوفه،برگ ، نخل ، شمسه، حيوان و انسان .

در اكثر آثار چوبي صفوي مي توان تحولاتي از لحاظ نقش و شيوه هاي اجرايي ملاحظه كرد. صنايع دستي چوبي اين دوره كه مربوط به حدود قرن 10 و 12 مي باشد از لحاظ فني بسيار ظريف و بادوام و داراي عملكردي مفيد و صحيح هستند و از لحاظ هنري بر اساس نقوش و فرهنگي ايرانی ساخته شده اند و از طرفي با دقت و نظم اجرا شده. آثار اين دوره شامل ساختمان هاي چوبي و اجزاي وابسته به آن مثل ستون و سقف و در و پنجره و همچنين شامل وسايل كاربردي مثل رحل، جعبه، قاب، صندلي و ابزار آلات صنعتي و كشاورزي و جنگي است. هنر معرق كه از دوران قبلي آغاز شده و به طور ساده انجام مي شد از اين زمان تكامل بيشتري مي يابد.

منبت‌كاری دوره ميانه اسلامي در حدي بسيار ظريف و باروسازي و ريزه كاري فراوان ديده مي شود و پرداخت آن نيز در حد اعلاي خود مشاهده مي شود. منبت اين دوره بر اساس طرح هاي هندسي، شيارهاي موازي، خط ثلث و نسخ، اسليمي و ختايي به سبك ايراني، نقوش انتزاعی گياه و انسان و ترنج و محرابي مشاهده مي شود.

هنرهاي چوبي بعد از صفويه و به خصوص دوران قاجار نه تنها تكامل فني نداشت بلكه با افت كيفيت فني نيز روبرو بود. به طور كلي در آثار چوبي اين دوره به دو سبك وجود دارد. بخشي كه در آن سعي شده از روشها و نقوش دوران قبل پيروي شود و بخشي ديگر كه از اصول فني و هنري آثار چوبي اروپا الهام گرفته شده. در اين دوره به دو نوع منبت بر مي خوريم. يكي منبت به شيوه صفوي با عمق كم و طرح ايراني كه ندرتا" ديده مي شود و ديگري منبت به شيوه فرنگي با عمق زياد و با نقش پيچك اجرا شده كه به ميزان زيادتر وجود داشته

معرق :

قرار گرفتن قطعات چوب هاي رنگي در كنار هم به وجود آوردن طرحي مشخص را معرق مي گويند. گاه ديده مي شود كه در كنار چوب هاي رنگي از مصالحي چون عاج، صدف، فلزات و استخوان هم استفاده مي شود. به طور كلي معرق به دو گروه اصلي تقسيم مي گردد.

الف – معرق زمينه رنگ : اگر در هنر معرق، زمينه كار هم از چوب بريده شود، معرق زمينه چوب ناميده مي شود. در واقع طرح اصلي توسط زمينه ايي از چوب احاطه مي شود. معرق زمينه چوب به روشهاي گوناگوني كار مي شود كه شامل معرق پازلي، معرق آجري، نازك بري در معرق منبت مي باشد.

معرق زمينه پازلي :

با همان شيوه معرق چوب كار مي شود، فقط زمينه طرح يا كار را به قطعه هاي پازل مانند بريده، در كنار هم مي چسبانند و سپس باز هم براي مراحل تكميلي به كارگاه رنگ فرستاده مي شود.

معرق زمينه آجري : با همان شيوه معرق زمينه چوب كار مي شود، فقط تفاوت كار در اين است كه زمينه طرح به صورت آجري بريده و در كنار هم چيده مي شود. آنگاه مراحل تكميلي را به صورت رايج طي مي كنند.

نازك بري در معرق : در اين شيوه از معرق، ابتدا قطعات طرح مورد نظر معرق بريده مي شود. آنگاه به وسيله اره مويي معمولي برش هاي بسيار ظريف و نزديك به هم در تمامي قسمت هاي طرح داده مي شود، برش هايي كه به فاصله هاي ميليمتري در كنار هم داده مي شود. سپس چوبهاي شكل داده شده در كنار هم بر روي زمينه اي از تخته روكش شده و غالبا" بدون هيچ نوع تزئيني چسبانده مي شود.

معرق منبت : معرقي كه نقشهاي آن برجسته است معرق منبت گفته مي شود براي ساخت معرق منبت ابتدا همه قطعه ها را مانند معرق مي برند و بعد آنها رابه طور مجزا به شيوه منبت كاري ساخت و ساز نموده، كنار يكديگر جفت و جور مي كنند. در پايان قطعه را رويزير كار در محل مربوط نصب مي كنند.

ابزار كاري كه در كارگاه معرق به كار مي رود عبارتند از :

اره دست – اره چوب بر – اره فلز – پرس دستي ( پيچ دستي ) – پيشكار – تيزك – چكش – سوهان تخت – سوهان چوب ساب – كمان اره – رنده دستي- سنگ نفت – گازانبر – ليسه – ماشين پرداخت – مته دستي – ميخ

مواد اوليه :

براي معرق كاري، وجود انواع چوب با تنوع رنگي ضرورت دارد و در انتخاب چوب بايد مواردي چون استحكام و خشك بودن چوب و قابليت اره شدن و رنده شدن را در نظر گرفت. هم چنين از صدف، عاج ، فلزات در معرق استفاده مي شود.

مراحل اجراي يك طرح معرق :

تخته پشت كار را به اندازه طرح مورد نظر انتخاب كرده، به روي آن يك ورق از نايلون قرار مي دهند، انگاه طرح و نقشه مورد نظر را بر روي كاغذ آورده و به وسيله چسب مايع آن را بر روي تخته سه لايي مي چسبانند، پس از آن تكه هاي مختلف طرح با اره مويي بريده شده قطعات مختلف آن را به وسيله ميخ سايه بر روي تخته زمينه به طورموقت نصب مي كنند. آنگاه قطعات طرح را جداگانه بر روي چوب ها با رنگ هاي مورد نظر به وسيله همان ميخ سايه نصب كرده و روي چوب پيشكار قرار داده و به وسيله اره مويي دور طرح را روي تخته بريده و حال قطعه چوب بريده شده را در جاي خود مطابق نقشه روي تخته پيشكار به وسيله ميخ سايه موقتا" نصب مي كنند. بدين ترتيب با اين روش همه نقش هاي خرد شده را از رنگ هاي مختلف چوب، صدف و عاج تهيه و جايگزين مدل مي كنند. هنگامي كه تمام چوب هاي رنگي جايگزيني طرح اوليه شده، چسبي از سريشم و پودر امرا تهيه كرده و به وسيله انگشت سبابه روي تمام شيارهاي بين تكه هاي قرار مي دهند. به اين طريق تمام شيارهاي بين نقوش پر مي شود و قطعات به طور كامل به هم چسبيده و ثابت مي شود. دراين مرحله ميخ هاي سايه را از روي طرحها بر مي دارند و آنگاه نوبت به نايلوني مي رسد كه قبلا" در زير كار و روي تخته پشت كار قرار داده شده بود، آن را نيز برداشته و نقش هاي چسبيده شده را بر مي گردانند و پشت آنها را سمباده نرم مي زنند. در نتيجه چسب هايي كه از ميان شيارها به پشت كار نفوذ كرده، پاك مي شود. حال سطح تخته پشت كار را به وسيله كاردك به چسب گرم آغشته كرده، نقشه معرق شده را روي آن مي چسبانند و براي ثابت نگاه داشتن آن دو ميخ سنجاقي در بالا و پايين آن نصب مي كنند. در اين مرحله لايه اي از نايلون و قطعه اي از نمد يا پتوي ضخيم را روي نقشه معرق شده قرار داده تركيب فوق را در ميان دستگاه پرس گذاشته، تحت فشار مي دهند و بعد از گونيا كردن تابلو، اضلاع آن را رنده مي كنند. سطح تابلو رابه دليل متفاوت بودن ضخامت چوبهاي صنعتي، با ماشين سمباده مي سايند تا يكنواخت و صيقلي شود. حال محيط تابلو را به وسليه نوار چسب كاغذي به طريقي كه 2 يا 3 ميليمتر آن از سطح تابلو بالاتر قرار گيرد چسبانده مخلوط پلي استر آماده شده را به طور يكنواخت روي صفحه مورد نظر مي ريزند تا كاملا" سطح را بپوشاند. بعد از خشك شدن پلي استر به وسيله سمباده لرزان آن را مي سايند تا رنگ چوب از زير پلي استر ظاهر شود و مجددا" براي شفافيت بيشتر، قشري از پلي استر شفاف بر آن پاشيده و سمباده مي زنند. در پايان به وسيله دستگاه پرداخت و مواد جلا دهنده سطح كار را پرداخت مي كنند.

منبت

هنر كنده كاري نقوش به روي چوب را منبت گويند. قابل توجه است كه منبت مي تواند به صورت يك تكه يا چند تكه انجام شود هرگاه منبت كاري بر روي چوب بزرگ يك تكه انجام شود، منبت يك تكه و هرگاه منبت كاري بر روي تكه هاي كوچكي انجام شود، منبت چند تكه خواهد بود. منبت بر حسب نوع برجستگي كه در كار آن به وجود مي آيد به پنج دسته تقسيم مي گردد: منبت كم بر جسته، منبت نيم برجسته، منبت تمام برجسته، پيكره، قلم زني بر روي چوب

ابزار كار :

مغار: وسيله اي است براي تراشيدن چوب كه انواع آن در ذيل نام برده شده مغار كبريتي- مغار تحت يا صاف – مغار نيم باز – مغار گيلويي – مغار شتره كليه مغارهاي نامبرده داراي خميده يا كج نيز هستند كه در جاهايي كه امكان استفاده از مغار صاف نباشد، از مغار كج استفاده مي شود.

سوهان : براي ساييدن چوب و ديگر ابزار منبت كاري به كار مي رود و انواع آن شامل موارد زير مي شود. سوهان دو سر صاف – سوهان دو سر كج – سوهان سه پهلوي سه گوش- سوهان سه پهلوي صاف – سوهان نيم گرد – سوهان دم كاردي – سوهان دم موشي – سوهان گرد – چوب ساب

مواد اوليه :

شامل : 1- چوب هاي محكم و بدون گره كه براي اين منظور چوب هاي آبنوس، بقم ، شمشاد، فوفل، عناب ، و گردو و .... از همه مناسب تر هستند.

2- عاج، صدف و استخوان

روش كار :

ابتدا طرح بر روي زمينه چوب منتقل مي شود و با بستن كار به گيره دستي هنرمند شروع به كار كرده و ابتدا خطوط محيطي طرح با مغار مشخص مي شود سپس بابرداشتن زمينه كار به صورت يكنواخت و به وسيله مغارهاي مختلف منبت كار روي چوب ادامه پيدا مي كند. پس از پايان كار منبت كاري، سطوح كار با سنباده بسيار نرم، صاف و صيقلي مي شود. در مرحله به سطح كار روغن با پلي استر زده مي شود تا چوب بر اثر مرور زمان ترك نخورد و در مقابل رطوبت مقاوم باشد.

انواع منبت

از انواع منبت مي توان نمونه هاي زير را نام برد:

منبت كمي بر جسته: نوعي از منبت است كه در آن هنرمند منبت كاري خود را به حدي برساند كه نقش برجسته اي كه به وجود آورده از سطح زمينه كار بيرون نيايد و هم سطح حاشيه اطراف كار باشد. منبت بر جسته : شيوه كار اين گونه كه مراحل منبت يك چوب را تا آنجا پيش مي بريم كه برجستگي هاي طرح از رويه كار كاملا" بيرون خواهد زد. پيكره : هنرمند طرح خود را بر روي حجمي از چوب به شيوه هاي چسباندن، فوكپي، يا از طريق كاغذ كاربن يا طراحي مستقيم بر روي چوب انتقال مي دهد، آنگاه از برجسته ترين قسمت طرح كار خود را آغاز مي كند و توسط مغار هاي و لوازم رايج در اين زمينه مشغول كنده كاري بر روي چوب مي شود. در تمام كار، طرح به صورت كاملا" بر جسته و داراي حجم چوب از داخل بيرون آمده و اطراف آن خالي از هر گونه چوب خواهد بود.

مختصري از كارگاه منبت و معرق

سابقه فعاليت كارگاه معرق ومنبت به سال 1309 مي رسد در ابتدا سرپرستي كارگاه را استاد احمد امامي به عهده داشتند. پس از ايشان اساتيد ديگري همچون علي امامي، آقايان ويزايي، گودرزي و عطا الله حاج غلامعلي سرپرستي كارگاه را به عهده داشتند.از سال 1370 استاد كمال مير طيبي سرپرست كارگاه مي باشند. در طول اين مدت آثار بر جسته و چشم گيري در كارگاه ساخته شد كه در نمايشگاههاي مختلف داخلی و خارجی شركت داشته اند.

 
از هنرمنداني كه دركارگاه فعاليت داشته اند عبارتند از :

پرويز زابلي- عباس شهميرزادي – حسين اعيان – عباس امين – قاسم شهريه – محمد علي شيرازي – حسن احيائي- شاپور گودرزي – اكبر حاج قاسمي – حسن خلج – اكبر سريري – مهدي طوسي – جمشيد پورگلي – منوچهر زنگنه – محمد حسن زاده خسرو ذوالقرانيان – جعفر سخواجه شيراني – حسن رضا هاشمي طاهري – فرانك امير كبيريان – مريم الياس زاده – رضوان انصاريون – گلاره خليليان – افسانه اسليمي- علي اصغر آبشاري – ريحانه زمان – هانیه محمد باقر– فاطمه مير طيبي -داود ملايي اونجي - محمد علی ودود - محمد رضا گرامی

و همچنين هنرمنداني كه در زمينه مشبك كاري فعاليت دارند محمد رضا گرامي - هانيه محمد باقر

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

آموزش معرق کاری

  بعد از برش های ابتدايی و به نوعی تمرينی كه انجام داده ايد بايدبه اندازه طرح مورد دلخواهتان  يك زيركار برای خودتان تهيه كنيد طرح اوليه بايد ساده و راحت باشد مثلاً يك طرح گل و مرغ ساده. بعد ابتدا طرح را بر روی سه لايی چسبانده و سه لايی را به عنوان الگو خورد كنيد يعنی برای مثال گل را از سه لايی در بياريد و روی چوب رنگ دلخواه بچسبانيد (من خودم برای چسباندن الگو به چوب از چسب كاغذی استفاده می كنم برای اينكه بعد از برش جدا كردن آن راحت تر است ولی شما اگر می خواهيد كارتان خيلی محكم بر روی چوب بچسبد می توانيد از چسب چوب استفاده كنيد فقط مواظب باشيد بعد از برش مجبور نشويد از اتو برای گرم كردن طرح و جدا كردن آن استفاده كنيد! نوعی چسب هم هست به اسم چسب دورو كه متأسفانه هم به سختی گير می آيد و هم گران است اگر پولدار بوديد چسب خوبی است.) و سپس طرح را كه با چوب برش داده ايد بر روی زير كار خودتان بچسبانيد. دوستان خوبم شما بايد در انتخاب رنگ چوب خيلی دقت داشته باشيد و چوبی را انتخاب كنيد كه به رنگ طبيعی گل شما نزديك تر است.

برای مثال برای گل شما می توانيد از عناب دو رنگ استفاده كنيد يعنی رنگ زرد و قرمز يا برای برگ گل از چوب توت يا اقاقيا استفاده كنيد و برای شاخه گل از چوب گردو كه رنگ قهوه ای دارد.

نكته : سعی كنيد از چسب  چوب شمال برای كارهايتان استفاده كنيد بدليل اينكه اين چسب بزودی مهو می شه و به رنگ شيشه ای درمی آيد و اگر شما مقداری از چسب را به ديواره طرح بماليد يا از زير طرح به بيرون بزند پس از رنگ در تابلو شما پيدا نخواهد بود و صحنه زشتی ندارد.

درس اول:

وسايل مورد نياز:

۱) كمان اره  ۲) تيغ اره    ۳) سه لايی   ۴) چسب چوب    ۵)مقداری كاغذ برای كشيدن طرح بر روی آن    ۶) صابون

اولين قدمی كه برای شروع كار معرق بايد برداشت اين است كه تيغ را به كمان اره ببنديد و راه آن هم اين است كه تيغ كمان اره يك جهت دارد كه بايد با دست كشيدن بر روی آن ، جهت تيغ ها را تشخيص بدهيد و تيغ را به نحوی ببنديد كه جهت تيغ ها به سمت پايين باشد يعنی دسته كمان ، در ابتدا تيغ را به دسته محكم ببنديد و سپس طرف بعدی تيغ را به سمت ديگر كمان به نحوی كه كمی به داخل فشار می دهيد تا كمان جمع تر شود محكم به وسيله يك آچار ببنديد.

سپس خطوطی را بر روی كاغذ كشيده و بر روی سه لايی با چسب چوب بچسبانيد . بهتر است ابتدا از خطوط صاف و سپس موج دار و سپس بصورت هفت و هشت و طرحهای دلخواه و پيچيده مثل دايره و مربع و يا ستاره و يا خطوط حلزونی  و ديگر اشكال استفاده كنيد در پايان از طرحهای پيچيده به شكل پازل استفاده كرده تا بتوانيد به اين ترتيب كار خود را كنترل نماييد .

بعد از چسباندن طرح شما بايد از روی خطوط به صورت كاملاً پيوسته و آرام و با استفاده از تمام تيغة كمان طرح را ببريد. نحوه برش قسمتهای گوشة‌طرح  برای مثال زاويه يا گوشه مربع نيز به اين شكل می باشد كه بايد شما كمان اره را به صورت پيوسته بالا و پايين برده ولی طرح خود را جابجا كنيد .

دوستان خوبم اصلا كار دشواری نيست فقط به كمی تمرين نياز دارد كه اميدوارم تمام شما خوبان با تمرين مداوم بتوانيد در اين كار موفق باشيد . دقت كنيد كه بايد كمان اره كاملاً بصورت عمود در دست شما قرار بگيرد ذره ای انحراف به سمت راست يا چپ باعث می شود كه طرح شما كج بريده شده و قسمت بالای طرح با قسمت پايين طرح يكسان نباشد دقيقاً مثل پازل بايد طرح ها وارد يا خارج شوند و به هيچ قسمتی از طرح گير نكنند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

معرق کاردرجه 1

معرفی


معرق کار درجه 1 کسی است که علاوه بر مهارت معرق کار درجه 2، بتواند از عهده رنده کاری با استفاده از رندهای دستی، کالک گرفتن و درز گرفتن طرح، تهیه چوب، زمینه، معرق کاری زمینه چوب، بکار بردن خاتم در معرق، بکار بردن فلزات در معرق، بکار بردن صدف در معرق، ساخت صدف مصنوعی، بکار بردن عاج و ریشه عاج و استخوان در معرق، رنگ بندی معرق، ساخت شبه عاج، برش چوب با دستگاه اره فارسی بر دستی، برش چوب با دستگاه اره مشبک بر، استفاده از انواع پودرهای رنگی در معرق، بتونه کاری و رنگ کاری پشت و دور کار معرق، پاشیدن پلی استر توسط پیستوله، برشکاری چوب و صفحات چوبی با دستگاه اره گره دستی برق، رنده کاری چوب با دستگاه کف رند ریختن خمیر مشکی بر روی معرق، تعمیر و ترمیم تابلوهای معرق و ... برآیند.

نمونه وظایف

اگر می خواهید یک معرق کار موفق شوید باید جسم سالمی داشته باشید پس قبل از هر چیزی از حوادث ناشی از کار جلوگیری نمایید و ایمنی را در حد بالای خود رعایت کنید. اکنون به برخی از مسئولیت ها و وظایفی که یک معرق کار باید در طول کار آنها را انجام دهد اشاره می کنیم.

1. انتخاب چوب جهت مصارف کاربردی آن
2. تشخیص و استفاده از وسایل و ابزار معرق کاری
3. برشکاری در معرق
4. نصب طرح بر روی تخته سه لایه
5. سنباده کاری دستی چوب
6. ساخت بتونه و عملیات بتونه کاری
7. رنگ کاری پشت کار با استفاده از پیستوله
8. برشکاری نئوپان و تخته چند لایه ریز کار معرق با استفاده از دستگاه اره گرد دستی برق بوم کردن چوبهای معرق، بکار بردن پلی استر در معرق، ساب زدن و پرداخت رنگ زمینه (خمیر مشکی) و پولیش کاری رنگ (روی کار) معرق.




ابزار و وسایل

1. انواع نمونع های چوبی سلم و معیوب
2. لباس کار
3. کفش ایمنی
4. گوشی حفاظتی
5. عینک حفاظتی
6. دستکش
7. کپسول آتش نشانی
8. سطل شن
9. جعبه کمکهای اولیه
10. انواع فیلم های آموزشی حفاظت و ایمنی در کار
11. انواع پوستر های آموزشی
12. حفاظت و ایمنی در کار
13. مداد
14. مداد پاک کن
15. راپید
16. چسب کاغذی
17. رنده پرداخت
18. رنده چوبی
19. گونیا




شرایط ارتقاء شغل

شرایط ارتقاء معرق کار با توجه به شغل معرق که کاری هنری و شخصی شده است بسیار دشوار است، فرد شاغل باید در انتخاب فرم ها و خلاقیتی که به خرج می دهد از آنچنان پشتکاری برخوردار باشد که بتواند نیازهای خود را متناسب با شرایط موجود مرتفع سازد.




ویژگی های شخصیتی

قطعاً شغل معرق کاری شغل اهل هنر و ذوق است معرق کاری شغلی ظریف با کارهای بسیاری از جمله رنده کاری، برشکاری، سنباده کاری، فرم دادن چوب با دستگاه فرز، ساخت تابلو دو بعدی، چسب کاری، ریختن خمیر، پرسکاری و قالب گیری است این همه کار بر روی چوبی به ضخامت یک یا دو سانت صورت می گیرد تا طرح زیبایی ساخته شود.
+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 2:30 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

معرق کاری 2

هنر معرق روي‌ چوب، يکي از رشته هاي پر پيشينه ي صنايع‌ دستي ايران است‌ که‌ به‌ نسبت‌ساير صنايع‌ چوب از قبيل خانم‌، منبت، نازک‌ کاري‌ چوب، خراطي و بافت‌ سبد و حصير داراي‌قدمت‌ بيشتري است‌ و طبق اسناد و مدارک‌ موجود، با وجودي‌ که‌ زادگاهش‌ هند است‌، اما‌از روزگاراني‌ خيلي دور به‌ ايران راه يافته و هنرمندان و صنعتگران ايراني‌ تکميل کننده و‌گسترش دهندهي آن بوده‌اند.‌
اين‌ هنرصنعت که‌ در ابتدا تلفيفي از چوب و فلز بود به‌ کمک ذوق‌ و انديشه ي معرق‌سازان هنرمند ايراني‌ تغيير شکل داد و صنعتگران کشورمان به‌ جاي يک‌ نوع چوب که‌‌معمولا متن اصلي دست‌ ساختهها را تشکيل مي‌داد به‌ استفاده‌ از انواع چوب با رنگ‌هاي‌مختلف پرداختهاند و هم‌ اينک استفاده‌ از حدود 72 نوع چوب مانن‌ رز، زيتون، شمشاد،‌نارنج‌، فوفل‌، عناب، گردو، اقاقيا، ممرز، کاج، سرو و... نزد صنعتگران مرسوم است‌ و افزون‌‌براين‌، بنا به‌ ضرورت‌ گاهي‌ از استخوان شتر، صدف، روي‌، مس‌، برنج‌، نقره، عاج و حتي طلا‌براي تکميل فرآورده‌هايشان استفاده‌ ميکنند و آنچه بوجود مي‌آورند آنقدر ظريف‌ و زيبا و‌چشم نواز است‌ که‌ به‌ راستي با کمک واژه‌ها و الفاظ نميتوان آنها را تجسم بخشيد و براي‌شناخت‌ معرق و کشف دقايق‌ آن حتما بايد معرق رااز نزديک‌ ديد.‌
چگونگي ساخت‌ معرق‌
ماده‌ ي اوليه و عمده ي موردنياز معرق سازان چوب است‌ که‌ معمولا انواع مختلف آن از‌داخل‌ کشور تامين مي‌شود و به‌ ندرت‌ از چوبهاي خارجي‌ استفاده‌ به‌ عمل مي‌آيد. علت اين‌‌امر، وجود جنگلهاي متعدد در ايران و تنوع موجود در کشور است‌.‌
شيوه ي کار معرق سازان به‌ اين‌ ترتيب است‌ که‌ ابتدا طرح موردنظ‌رشان را که‌ معمولا‌اقتباسي‌ از خط‌وط اسليمي و ختايي‌ يا منياتورهاي ايراني‌ و ديگر طرحهاي اصيل و سنتي ايراني‌ ‌و اسلامي‌ است‌ برروي‌ کاغذ نازک‌ (کاغذ کالک‌، کاغذ ماشيني يا کاغذ روغني) ترسيم مي‌کنند‌و سپس آن را برروي‌ يک‌ قطعه تخته ي سه‌ لايي‌ ميچسبانند و به‌ وسيله ي ميخهاي سوزني‌‌کوچک‌ برروي‌ زمينه ي اصلي کار که‌ بيشتر چوب فوفل‌ يا رز است‌ و حدود پنج ميلي متر قط‌ر‌دارد نصب مي‌کنند و بعد با دقت‌ بوسيله ي اره‌ ي موبي‌ به‌ بريدن خط‌وط اطراف آن‌ميپردازند.‌
پس از بريدن کليه ي خط‌وط طرح و هنگامي‌ که‌ زمينه ي کار بصورت‌ تابلويي‌ (که‌ جاي نقوش‌درآن خالي‌ است‌) در آمد تخته ي سه‌ لايي‌ را از آن جدا ساخته و استاد کار معرق ساز براي‌تکميل کار خود قسمتهاي مختلف طرح را به‌ نسبت رنگي که‌ بايد در تابلو داشته باشند‌مجددا از چوب هايي‌ که‌ هر يک‌ داراي رنگ‌ ويژه يي‌ است‌ بريده و در جاي خود قرار مي‌دهد و ‌باچسب به‌ متن ميچسباند و گاهي‌ براي تنوع بخشيدن به‌ کار و زيباتر ساختن آن از قط‌عات‌عاج، استخوان، صدف و فلز بهره ميگيرد.‌
در يک‌ محصول معرق اصيل رنگ‌ها تماما بايد طبيعي باشد و به‌ هيچ وجه‌ نبايد از مواد رنگي‌(اعم‌ از گياهي‌ يا شيميايي‌) استفاده‌ به‌ عمل آيد.‌
آخرين‌ مرحله ساخت‌ يک‌ اثر معرق پوليستر کاري‌ روي‌ کار است‌ که‌ طي آن سط‌ح‌ تابلو يا‌محصول به‌ وسيله ي کيلر يا سيلر پوشش‌ داده‌ شده و آماده‌ ي عرضه‌ به‌ بازار مي‌شود.‌
از معرق علاوه‌ بر ساخت‌ تابلوهاي ديوار کوب براي تزئين رويه‌ ي ميز، پشتي صندلي‌، رحل‌‌قرآن، جعبههاي قرآن، جاي قاشق‌ و چنگال، سرويس‌هاي چوبي‌، قوطي سيگار، ظروف‌ شکلات‌خوري‌ و درهاي مقابر ائمه ي اطهار نيز استفاده‌ شده مي‌شود.‌
اين‌ هنر ارزنده‌ هم‌ اينک فقط در تهران رواج دارد و دست‌ اندر کاران آن با بهره گيري از‌تجربيات گذشتگان و مهارت‌هاي شخصي محصولات بسيار متوعي‌ با قابليت هاي قوي مصرفي‌‌و هنري توليد مي‌کنند.‌
نکاتي‌ چند در مورد نگهداري‌ معرق‌
‎-1 از کشيدن اشيا زبر و خشن بر سط‌ح‌ تابلو خودداري‌ کنيد.‌
‎-2 از قرار دادن‌ تابلو در مقابل‌ نور مستقيم آفتاب و دستگاههاي برودتي‌ و حرارتي‌ خودداري‌ ‌فرمائيد.‌
‎-3 براي برطرف کردن‌ گرد وغبار، لکه هاي چوبي‌ و اثر انگشت از روي‌ تابلو از الکل و پنبه‌استفاده‌ کنيد.‌
+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

آشنايي با صنايع دستي ايران(معرق کاری )

آشنايي با صنايع دستي ايران

 

 

فصل چهارم - مصنوعات چوبي

1- چرا زمان ساخت نخستين مصنوعات چوبي معين نيست؟

زيرا چوب ماده اي است، آسيب پذير که شرايط مختلف جَوّي، محيطي و گذشت زمان بر روي آن تأثير مستقيم و غيرمستقيم داشته، آن را فرسوده و به تدريج نابوده مي کند. بنابراين تاريخ و زمان مشخصي در مورد استفاده انسان از اين ماده در دست نيست.

 

 

2- چه شواهدي از کاربرد در زمان هخامنشيان در دست است؟ دو مورد بيان كنيد.

داريوش در فرمان بنياد شهر شوش مي گويد: «تخته و چوب يکا از گاندرا و کرمانيا آورده شد)». واژه (يکا) در زبان فارسي همان درخت جگ است که چوبي قهوه اي رنگ و سخت دارد. از اين نقش برجسته قصر آپادانا در دوره هخامنشي آشکار مي شود که چوب را براي استفاده کاربردي و تزئيني در دوران مادها نيز به کار مي گرفتند. در قسمتي از اين نقش برجسته يک درباري ماد در حال حمل يک صندلي چوبي مشاهده مي شود که مربوط به سده پنجم پيش از ميلاد است.

 

 

3- ساسانيان به چه منظور در ساختن ديوارها از (کلافهاي چوبي) استفاده مي کرده اند؟

در زمان ساسانيان استفاده از چوب در ساختمان رواج بسيار داشته است. به ويژه استفاده از کلافهاي چوبي در ميان ديوارها به منظور استحکام بخشيدن رايج بوده است.

 

 

4- جنسيت کاري را تعريف کنيد؟

واژه منبّت از نبات به معني گياه، گرفته شده است و در اصطلاح به نقش برجسته و کنده کاري روي چوب گفته مي شود.

 

 

5- ابزار و وسايل مورد نياز در منبّت کاري را نام ببريد؟

1. مغار

2. چکش چوبي (تخماق)

3. ديگر وسايل و ابزار

 

 

6- مغار را تعريف کنيد و انواع آن را ذکر کنيد؟

مغار: تيغه اي است فولادي با دسته چوبي يا پلاستيک فشرده که در مقابل ضربه، مقاوم است. مغارها به چهار گروه تقسيم مي شوند:

1. مغارهاي تخت :

که تيغه اي تخت با لبه برش صاف دارد و براي دوربري خطوط و کنده کاري زمينه منبّت استفاده مي شوند.

 

2. مغارهاي نيم واز :

که داراي تيغه اي ناوداني شکل با لبه برش هلالي است و براي دوربري قسمتهاي منحني شکل و ساخت و ساز استفاده مي شود.

 

3. مغارهاي لگويي :

با تيغه اي ناوداني شکل و لبه برش نيم دايره است و از آن براي دوربري قسمتهاي دايره اي شکل و ساخت و ساز نقوش استفاده مي شود.

 

4. مغار شفره :

با تيغه اي ناوداني با لبه برش به شکل هفت است و از آن براي شيار زدن و دوربري اوليه نقوش استفاده مي شود.

 

 

7- چکش چوبي چه کاربردي دارد؟

چکش چوبي وسيله اي است که از يک دسته و يک سر چوبي درست شده و منبت کاران براي ضربه زدن به سردسته مغار از آن استفاده مي کنند.

 

 

8- مراحل توليد منبت را توضيح دهيد؟

1. انتخاب و آماده نمودن طرح و قطعه چوب مناسب براي منبت کاري؛

 

2. انتقال طرح روي چوب :

که از طريق چسباندن طرح روي چوب، طراحي مستقيم، کپي کردن طرح، گرده کردن طرح روي چوب مورد نظر انجام مي  گيرد.

 

3. دوربري :

براي شکل گيري نقش منبت، ابتدا دوربري و سپس زمينه ي اطراف نقوش را کنده کاري مي کنند.

 

4. کنده کاري :

با استفاده از مغاز تخت، ابتدا چوب اضافي کناره هاي زمينه کار و در نهايت چوب اضافي بخشهاي مياني زمينه را برمي دارند.

 

5 . ساخت و ساز و روسازي :

پس از تراشيدن زمينه کار، با مغار مناسب، ساخت و ساز را شروع مي کنند.

 

 

9- معرق چوب چيست؟

معرق چوب تلفيق و ترکيبي است از انواع چوبهاي خودرنگ، مواد و مصالحي مانند استخوان، صدف، روي، مس، عاج، خاتم و غيره که در روي سطح چوبي، نقشي را به وجود مي آورد.

 

10 - چه مواد مصالحي در ساخت معرق چوب کاربرد دارد؟

مواد و مصالحي که در ساخت معرق چوب به کار مي رود، به دو گروه چوبي و غير چوبي تقسيم مي شوند:

1. مواد و مصالح چوبي :

در معرق چوب از انواع چوب خودرنگ مانند گردو، چنار، عناب، نارنج، سنجد، زبان گنجشک، راش، گلابي، فوفل و بسياري از چوبهاي ديگر، بنا به طرح مورد نظر و سليقه معرق کار انتخاب و استفاده مي شود.

 

2. مواد و مصالح غير چوبي :

هنرمند معرق کار، بنا به ذوق و سليقه خود و طرح کار مي تواند از مصالح ديگري مانند عاج، استخوان، صدف، فيبرهاي مصنوعي، خاتم، مس و برنج استفاده کند.

 

 

11- ابزار و وسايل مورد نياز در ساخت معرق چوب را بيان کنيد؟

1. ميز کار :

که بايد متناسب با قد معرق کار باشد.

 

2. تخته پيشکار :

تخته اي کوچک و معمولاً نئوپان يا هفت لايي است که در جلوي آن شکافي به شکل هفت وجود دارد.

 

3. کمان اره :

که اره مويي بر روي آن بسته مي شود.

 

4. اره مويي :

تيغه اي برنده و بسيار ظريف است که اندازه هاي مختلفي دارد.

 

5. در معرق کاري ابزار و وسايل ديگري مانند چوبساي، چکش، ميخ سايه، ميخ کش، تيزک و رنده به کار مي رود.

 

 

12- روش توليد معرق چوب را توضيح دهيد؟

1. رنگ بندي :

طرح مورد نظر را با توجه به رنگ، بافت و جنس مصالح مورد استفاده در معرق، رنگ بندي مي کنند.

 

2. علامت گذاري و خُرد کردن طرح :

با توجه به رنگ بندي، طرح مورد نظر را علامت گذاري و شماره گذاري نموده، خرد کرده، بر اساس نوع مصالح، دسته بندي مي کنند.

 

3 . برش کاري :

هر قطعه طرح را با اره مويي به دقت مي برند.

 

4. جفت و جور کردن :

همه قطعه هاي طرح را مطابق علامت گذاري، کنار هم چيده، به يکديگر مي چسبانند، سپس در محل مربوطه روي زير کار پرس مي کنند.

 

5. پر کردن زمينه با چوب :

معرقي که زمينه آن با چوب پر مي شود، معرق «زمينه چوب» نام دارد.

 

 

13- معرق منبت چيست؟

به معرقي که نقشهاي آن برجسته است، معرق منبت گفته مي شود. براي ساخت معرق منبت ابتدا همه قطعه ها را مانند معرق مي بُرند و بعد آنها را به طور مجزا به شيوه منبت کاري ساخت و ساز نموده، کنار يکديگر جفت و جور مي کنند. در پايان کار، قطعه ها را روي زير کار در محل مربوطه نصب مي کنند.

 

 

14- خاتم سازي را تعريف کنيد؟

هنر آراستن سطح اشياء، به صورتي شبيه موزاييک، با مثلثهاي کوچک و طرحهاي گوناگون، خاتم سازي است. خاتم همواره به صورت اشکال منظم هندسي بوده است. اين اشکال هندسي را با قرار دادن مثلثهاي کوچک در کنار هم نقش بندي مي کنند. هر چه مثلثها ريزتر و ظريفتر باشند، خاتم مرغوبتر است.

 

 

15- مهمترين شاهکارهاي خاتم دوره صفويه را نام ببريد؟

از شاهکارهاي خاتم دوره صفويه مي توان صندوق مرقد امام موسي کاظم (ع)، صندوق مرقد امام حسن عسگري (ع) و ضريح حضرت سيد علاء الدين حسين در شيراز را نام برد.

 

 

16- گره چيني را تعريف کنيد؟

گره چيني چوب از هنرهاي ظريفي است که از اوايل دروه اسلامي در ايران رايج بوده است. گره ها اتصالات کوچکي از چوب هستند که به صورت زبانه اي به يکديگر قفل مي شوند و نقشهاي زيبايي را به وجود مي آورند، که هرچه ظريفتر باشند، از نظر هنري ارزش بيشتري دارند.

 

 

17- ابزار و وسايل مورد نياز براي ساخت گره را ذکر کنيد؟

از چوب چنار، گردو، نارنج، گلابي و عناب براي ساخت گره چيني استفاده مي شود. ابزاري که براي ساخت گره، مورد استفاده قرار مي گيرد تقريباً همان ابزاري است که در يک کارگاه درودگري وجود دارد؛ مانند: انواع اره، رنده، گيره، ميز کار، خط کش و ...

 

 

18- روش توليد گره چيني را توضيح دهيد؟

1. تعيين اندازه کار؛

2. طراحي و رسم گره مورد نظر بر اساس اندازه کار که نياز به تجربه و تسلط و وقت دارد.

 

3. الگو برداري :

از روي قسمتهاي مورد نياز گره رسم شده، الگو يا قالب برداشته مي شود.

 

4. ساخت چارچوب :

چارچوب در اندازه مورد نظر ساخته مي شود.

 

5. برش چوب آلتها :

براي ايجاد نقش گره، چوبها به ضخامت بند رسم شده بريده مي شود.

 

6. واگرفتن قالب روي چوب آلتها :

به تعداد مورد نياز چوبهاي واگيره، از قالبهاي آماه شده، تهيه مي شود.

 

7. نشان کردن آلتها :

به وسيله اره پشت بنددار، زوايه هاي اتصالات روي چوب آلتها برش مي خورد.

 

8. ابزار زدن روي آلتها :

با رنده ابزار، روي آلتها ابزار مي زنند.

 

9. ساخت اتصال آلتها :

دو سر هر يک از آلتها فاق و زبانه مي شود.

 

10. چيدن آلتها :

چيدن گره و درگير نمودن اتصالهاي ساخته شده، آخرين مرحله کارگر چيني است.

 

 

19- خراطي، چه هنري است؟ تعريف کنيد؟

خراطي، ساختن اشياء از چوب است که سابقه اي بسيار طولاني دارد. بقاياي نقش برجسته هاي کاخ داريوش در تخت جمشيد نشان مي دهد که تخت و چهار پايه و عود سوز آن به شويه خراطي تهيه شده است.

 

 

20- در حصير بافي از چه مواد و مصالحي استفاده مي شود؟

انواع ني، بوريا، علف، ساقه برگي نخل، پوست بعضي از درختان، ترکه بيد يا درختان ديگر در بافتن حصير به کار مي رود.

 

 

21- حصير به چند روش بافته مي شود؟ (شکل صفحه 58)

حصير به طور عمده با دو روش «مارپيچ» و «درهم بافته يا مشبک» بافته مي شود.

 

 

22- روش حصيربافي مارپيچ را توضيح دهيد؟

اين روش از دو عنصر تشکيل شده است: پايه و باريکه يا نواري که براي دوختن آن به کار مي رود. «پايه» قطعه اي طويل و انعطاف پذير و معمولاً با مقطع دايره يا بيضي است که از دسته اي علف، پوست درخت، چندين ترکه يا ترکيبي از آنها تشکيل مي شود، براي بافتن سبد پس از مارپيچ کردن پايه به دور خود، آن را با نواري از جنس علف يا تراشه محکم مي کنند. در صورت مرکب بودن پايه، آن را به هم مي بندند و هر مارپيچ را به ديگري متصل مي کنند. روش مارپيچ مناسب ساختن بسياري از شکلهاي مدوّر است.

 

 

23- روش درهم بافته يا مشبک را توضيح دهيد؟

نوع ساده اين بافت از به هم بافتن دو گروه نوار از ماده مصرفي به وجود مي آيد که معمولاً به شيوه تار و پود عمود بر يکديگر قرار مي گيرند. اما گاهي ممکن است از زاويه قائمه خارج شوند. تارها از نظر ضخامت و انعطاف با پودها يکسانند اما رنگ آنها مي تواند متفاوت باشد. در اين روش، تنوع کمي وجود دارد که در ميزان ظرافت توليدات آن به چشم مي خورد. اين روش در تهيه ظروف و زيراندازها به کار مي رود.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

معرق کاری

مُعَرَّق‌کاری یکی از رشته‌های صنایع دستی است.

معرق کاری : ( فرهنگ دهخدا )

ساختن یا نصب کاشی‌های معرق ، معرق کاری در قرن ۶ هجری یعنی در دوره سلجوقیان به سمت کمال رفت و بسیار متداول گردید. در قرن هشتم هجری هنرمندان معرق کار بمراتب از هنرمندان عهد سلجوقی جلو افتادند .

در این قرن موفق شدند اجزایی را که اشکال معرق از آنها تشکیل می‌یابد کوچکتر کنند و لطیفترین و زیباترین اشکال بنائی و و هندسی را در مجموعه‌ای از رنگهای زیباولعاب صدفی دار بمراتب کمتر از هزینه آجرهای کاشی مینایی بود وعلت این امر واضح است . زیرا در کاشی لازم بود پس از کشیدن رنگ و نقش یک بار دیگر آن را درکوره گذارند و این عمل گذشته از هزینه اضافی که داشت چندان مورد اطمینان نبود و چه ممکن بود کاشیها از کوره سالم بیرون نیاید، صنعت معرق کاریدر قرن‌های نهم و دهم هجری به منتهای ترقی خود رسید در این دوره مراکز مهم معرق سازی شهرهای اصفهان ، یزد ، کاشان ، هرات ، سمرقند و تبریز بود.



موزائیک : ( فرهنگ دهخدا )

مجموعه مکعبهای کوچک رنگارنگ از مرمر یا اسمالت (smalt) که رسمی هندسی مانند کتاب را تشکیل می‌دهد و در سیمان کار گذاشته شده نوعی آجر که با سیمان ساده یا رنگین یا ساده ساخته شود


کاشی معرق : ( فرهنگ دهخدا )

قسمتی از خشت کاشی منقشی که نقشها را مانند عرق در آن قرار داده‌اند . قسمی کاشی مرکب از قطعات مختلف و رنگهای گوناگون که چون کنار هم قرار گیرند نقشی بدیع بوجود آید.

فهرست مندرجات

 

 پیشینه

در دوران قبل از اسلام قطعات بزرگ چوبی به عنوان بخشی از ساختمان به کار می‌رفته‌است. در این دوره چوب به عنوان یکی از فراوان‌ترین مصالح طبیعی نقش مهمی در ساخت ابزار فنی و کشاورزی و حتی وسایل خانگی ایفا می‌کرده‌است. از دوره سلوکیان آثار چندانی در دست با همان شیوه معرق چوب کار می‌شود، فقط زمینه طرح یا کار را به قطعه‌های پازل مانند بریده، در کنار هم می‌چسبانند و سپس باز هم برای مراحل تکمیلی به کارگاه رنگ فرستاده می‌شود.

معرق زمینه آجری: با همان شیوه معرق زمینه چوب کار می‌شود، فقط تفاوت کار در این است که زمینه طرح به صورت آجری بریده و در کنار هم چیده می‌شود. آنگاه مراحل تکمیلی را به صورت رایج طی می‌کنند.

نازک بری در معرق: در این شیوه از معرق، ابتدا قطعات طرح مورد نظر معرق بریده می‌شود. آنگاه به وسیله اره مویی معمولی برش‌های بسیار ظریف و نزدیک به هم در تمامی قسمت‌های طرح داده می‌شود، برش‌هایی که به فاصله‌های میلیمتری در کنار هم داده می‌شود. سپس چوبهای شکل داده شده در کنار هم بر روی زمینه‌ای از تخته روکش شده و غالباً بدون هیچ نوع تزئینی چسبانده می‌شود.

معرق منبت: معرقی که نقشهای آن برجسته‌است معرق منبت گفته می‌شود برای ساخت معرق منبت ابتدا همه قطعه‌ها را مانند معرق می‌برند و بعد آنها رابه طور مجزا به شیوه منبت کاری ساخت و ساز نموده، کنار یکدیگر جفت و جور می‌کنند. در پایان قطعه را رویزیر کار در محل مربوط نصب می‌کنند.

  ابزار

ابزار کاری که در کارگاه معرق به کار می‌رود عبارت‌اند از:

اره دست - اره مویی– اره چوب بر – اره فلز – پرس دستی (پیچ دستی) – پیشکار – تیزک – چکش – سوهان تخت – سوهان چوب ساب – کمان اره – رنده دستی- سنگ نفت – گازانبر – لیسه – ماشین پرداخت – مته دستی – میخ - سمباده - چسب چوب و در نهایت پس از پرداخت نهایی توسط سیلر - کیلر ویا رزین پلی استر اسپری میشود

  مواد اولیه

برای معرق کاری، وجود انواع چوب با تنوع رنگی ضرورت دارد و در انتخاب چوب باید مواردی چون استحکام و خشک بودن چوب و قابلیت اره شدن و رنده شدن را در نظر گرفت. هم چنین از صدف، عاج، فلزات در معرق استفاده می‌شود. --

  مراحل اجرای یک طرح معرق

ابتدا طرح مورد نظر را قلم گيري و نقوص آنرا برطرف كرده سپس با توجه به رنگ چوب و زيبايي كار چوب هاي لازم را تعيين كنيدو جهت راحتي كار و ير روي تمام قسمتهاي طرح نوع چوب مورد نظر را يادداشت كنيد سپس تخته پشت کار را به اندازه طرح مورد نظر انتخاب کرده، به روی آن یک ورق از نایلون قرار می‌دهند، انگاه طرح و نقشه مورد نظر را بر روی کاغذ آورده و به وسیله چسب آهن آن را بر روی تخته سه لایی می‌چسبانند، پس از آن تکه‌های مختلف طرح با اره مویی بریده شده قطعات مختلف آن را به وسیله میخ سایه بر روی تخته زمینه به طورموقت نصب می‌کنند. آنگاه قطعات طرح را جداگانه بر روی چوب‌ها با رنگ‌های مورد نظر به وسیله همان میخ سایه نصب کرده و روی چوب پیشکار قرار داده و به وسیله اره مویی دور طرح را روی تخته بریده و حال قطعه چوب بریده شده را در جای خود مطابق نقشه روی تخته پیشکار به وسیله میخ سایه موقتاً نصب می‌کنند. بدین ترتیب با این روش همه نقش‌های خرد شده را از رنگ‌های مختلف چوب، صدف و عاج تهیه و جایگزین مدل می‌کنند. هنگامی که تمام چوب‌های رنگی جایگزینی طرح اولیه شده، چسبی از سریشم و پودر امرا تهیه کرده و به وسیله انگشت سبابه روی تمام شیارهای بین تکه‌های قرار می‌دهند. به این طریق تمام شیارهای بین نقوش پر می‌شود و قطعات به طور کامل به هم چسبیده و ثابت می‌شود. دراین مرحله میخ‌های سایه را از روی طرحها بر می‌دارند و آنگاه نوبت به نایلونی می‌رسد که قبلاً در زیر کار و روی تخته پشت کار قرار داده شده بود، آن را نیز برداشته و نقش‌های چسبیده شده را بر می‌گردانند و پشت آنها را سمباده نرم می‌زنند. در نتیجه چسب‌هایی که از میان شیارها به پشت کار نفوذ کرده، پاک می‌شود. حال سطح تخته پشت کار را به وسیله کاردک به چسب گرم آغشته کرده، نقشه معرق شده را روی آن می‌چسبانند و برای ثابت نگاه داشتن آن دو میخ سنجاقی در بالا و پایین آن نصب می‌کنند. در این مرحله لایه‌ای از نایلون و قطعه‌ای از نمد یا پتوی ضخیم را روی نقشه معرق شده قرار داده ترکیب فوق را در میان دستگاه پرس گذاشته، تحت فشار می‌دهند و بعد از گونیا کردن تابلو، اضلاع آن را رنده می‌کنند. سطح تابلو رابه دلیل متفاوت بودن ضخامت چوبهای صنعتی، با ماشین سمباده می‌سایند تا یکنواخت و صیقلی شود. حال محیط تابلو را به وسلیه نوار چسب کاغذی به طریقی که ۲ یا ۳ میلیمتر آن از سطح تابلو بالاتر قرار گیرد چسبانده مخلوط پلی استر آماده شده را به طور یکنواخت روی صفحه مورد نظر می‌ریزند تا کاملاً سطح را بپوشاند. بعد از خشک شدن پلی استر به وسیله سمباده لرزان آن را می‌سایند تا رنگ چوب از زیر پلی استر ظاهر شود و مجدداً برای شفافیت بیشتر، قشری از پلی استر شفاف بر آن پاشیده و سمباده می‌زنند. در پایان به وسیله دستگاه پرداخت و مواد جلا دهنده سطح کار را پرداخت می‌کنند

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 2:2 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

انواع و خصوصیا ت چوب ها

افرا ممرز
اقاقيا راش
چنار شمشاد
گردو نئوپان
زبان گنجشك تخته سه لا

 

 

 

 

 

آبنـوس   ( تلفظ Abenous)

نام علمي :             Diosyros crassiflora Hiern

                        ( EBENACEAE)     

نامهاي تجارتي : شوارتسس اين هولتس ، بنين ابن هولتس ، گابون ابن هولتس ، كامرون ابن هولتس ، نيجريا ابن هولتس (در آلمان) ـ ابن دافريك ( در فرانسه و بلژيك ) ، آفريكن ابوني (در انگلستان ) ـ آفريكا آنس ابن (در هلند ) ـ ابانو ( در پرتقال و اسپانيا ) ـ آويلا (در گابون ) ـ ماويني ، ندو ( در كامرون ) ـ كانرو ، اوزي بين ( در نيجريه ) ـ آبنوس ( درايران ) .

رويشگاه طبيعي : سواحل گينه در آفريقا از گانا تا گابون در رويشگاه هاي محدود و پراكنده

اندازه و ويژگي : تنه بدون شاخه تا 10 متر ارتفاع و تا قطر 80 سانتي متر ـ چوب برون پهن ، به رنگ صورتي مايل به خاكستري تا خاكستري قهوه اي ، چوب درون با حدود مشخص و به رنگ سياه تيره ، گاهي هم داراي قسمتهاي سياه روش .

وزن مخصوص 06/1 ، چوبيست سنگين ، متراكم ، خيلي سخت ، همگن ، همكشيدگي زياد در مقاطع بزرگ بشدت ترك مي خورد ، با الياف خيلي درهم ، بخوبي قابل صيقل شدن و پرداخت ، خيلي با دوام.

كاربرد : براي روكش هاي تراش زني نمائي ، براي روكشهاي اره اي ، براي منبت كاري ، توليد افزار موسيقي بادي ، خراطي ، مبلهاي گرانبها ، مجسمه سازي ، دستگيره سازي ـ دسته چاقو ، دسته ظروف ، خاتم سازي ، موزائيك سازي و غيره .

 

 

 

 

 

 

افرا ( پلت )    ‌( تلفظ   Afra-Palat))

نام علمي :             Acer velutinum Var.glabrescens = Acer insigne Boiss.

                                                Murr.& Rech.f.     (ACERACEAE)

نامهاي بومي : گندلاش ( در آستارا ) ـ پلاش ( كوه درفك ) ـ بستام ، بسكام ، بسكم ( در طوالش ) ـ بلس ، سياه پلت ( در لاهيجان ) ـ پلت ( در رودسر و تنكابن ) ـ افرا ( در مازندران ).

اندازه و ويژگيها : در بين درختان افراي گونه هاي مختلف ايران ، اين گونه بزرگترين و مهمترين آنها به شمار مي رود به ارتفاع بيش از 25 متر مي رسد . تنه بدون شاخه آن به ارتفاع 15-18 متر و قطر 5/1 متر مي رسد . در جنگلهاي تنگ ، جست و شاخه زياد مي دهد.

وزن مخصوص آن حدود 53/0 ، چوبيست سبك ، نرم ، همگن ، سفيد رنگ ، خوش كار ، راست تار ، قابل تورق و بسيار مناسب براي روكش سازي ، معمولاً بايد روكش را از چوب تر و تازه آن تهيه كنند چون اگر گردبينه هاي آن مثل ساير چوبها پخته شود ، رنگ آن تيره تر ، كدر و نازيبا مي شود. پرمگسهاي آن كوچك ، فراوان و به رنگ زرد تا قهوه اي روشن و درخشان است و روكش هر دو برش مماسي و شعاعي آن زيبا و همگن است .)

پرورش تنه سالم پلت مشكل است و چون گونه اي است روشنائي پسند ، به محض اينكه جنگل آن تخريب و تنك شود ، روي تنه آن جستهاي فراواني مي رويد و اگر دقت نكنند ، مدتها روي تنه باقي مانده و بزرگ مي شود و تنه را معيوب و گره دار مي سازد و ارزش روكش سازي آن را كاهش مي دهد. تنه هاي سالم و بدون شاخه آن از جنگلهاي نيمه انبوه و نيمه روشن بدست مي آيد.

ـ در چوب افرا در صنايع روكش سازي به يك نكته مهم بايد توجه داشت. جستهاي كوچكي كه روي تنه آن مي رويد ، با تغيير شرايط نور جنگل خشك شده و گره هاي مرده سخت و سفت و سياه رنگي در درون چوب بوجود مي آورد كه در اصطلاح صنايع روكش سازي آن را آهنك   مي نامند . وجود چنين پديده اي بسيار نامطلوب است و گاهي كاملاً مزاحم مي شود و هنگام لوله بري ، لبه تيغه دستگاه ماشين لوله بري را بطور نامنظم مي پراند.

روكش افرا به علت داشتن رنگ روشن بويژه براي روكش كردن مبل هاي اطاق خواب ، مبلهاي اطاق بچه ها ، آشپزخانه ها ، قفسه هاي كتاب ، قفسه هاي لباس و غيره بسيار مطلوب ، و مد روز است و اهميت آن بقدري است كه حتي ارزش دارد در برخي موارد ، رژيم بهره برداري جنگل را براي خاطر آن عوض كنند و روشنائي جنگل را طوري تأمين نمايند كه طبيعت به جاي گونه هاي كم ارزش ديگر ، گونه افرا (پلت) بروياند. در موارد خاص ، البته جنگلكاري بوسيله اين گونه هم بسيار سودمند خواهد بود. بويژه اينكه اين گونه مي تواند از ارتفاعات پائين تا ارتفاعات بالا در حدود2000 متر از سطح دريا برويد. حساسيت افرا به ابتلاي به آفات و بيماريهاي قارچي زياد است و نبايد آن را پس از بريدن مدت زيادي در محيط مرطوب جنگل باقي بگذارند چون بزودي مبتلا به بيماريهاي قارچي شده و ارزش خود را از دست مي دهد .

كاربرد ـ چوب افرا در روكش سازي هم براي تهيه روكشهاي نمائي و هم براي لايه هاي وسطي تخته لائيها پوشش و سطوح بزرگ ديوارها ، رويه ميزها ، در و پنجره ، پوشش تخته هاي خرده چوب ، تخته هاي نووپان ، تخته هاي لامله و ديگر فرآورده هاي چوبي و همچنين در بسياري از صنايع ديگر چوب مانند تخته خرده چوب سازي ، تخته فيبرسازي ، كاغذ سازي و غيره مورد استفاده قرار مي گيرد.

 

 

 

 

 

 

اقاقيـا   ( تلفظ  Agaaghia‌)

نام علمي :                                   Robinia pseudoacacia Linn.

                                    (LEGUMINOSAE/PAPILIONATAE)

نامهاي تجارتي : فالشه آكاتسيه ، آكاتسيه ، روبينيه (در آلمان) ـ بلاك لكوست ، يلولكوست (در آمريكا ) ـ اقاقيا ، اقاقيه (در ايران) ـ فالس آكاسيا (در انگلستان) ـ روبينيه (در فرانسه) ـ روبينيا (در هلند) ـ ما آنرا جزء چوبهاي تجارتي ايران ذكر نكرده ايم.

رويشگاه طبيعي : جنوب شرقي آمريكاي شمالي ، در كشورهاي ديگر جهان از جمله ايران به صورت كاشته شده وجود دارد.

اندازه و ويژگي ها : تنه بدون شاخه آن تا 10 متر بلندي و 80 سانتي متر قطر مي رسد . (در ايران درختاني به اين ابعاد هنوز وجود ندارد . تاريخ ورود و كاشت آن در ايران مشخص نيست ولي درايران بصورت پراكنده در اكثر نقاط كشور كاشته مي شود.

ابعاد آن هميشه از اندازه هاي داده شده كوچكتر است . تنه آن نامظم و اكثراً پر شاخه است. غالباً كج و كوله مي رويد و سطح تنه داراي بي نظمي است و گرد نمي باشد . چوب برون آن باريك و تقريباً سفيد يا سفيد مايل به سبز ، چوب درون با حدود كاملاً مشخص ، زرد مايل به سبز يا زيتوني بعداً قهوه اي طلائي و درخشان .

وزن مخصوص 7/0 چوبيست نيمه سنگين ، بسيار سخت ، كج تار ، نسبتاً همگن با همكشيدگي متوسط ، قابل ارتجاع و بويژه قابل خمش ، اگر راست تار روئيده باشد ، بدون اشكال مي توان با آن كار كرد ، براي خراطي ، فرزكاري ، منبت كاري ، كنده كاري مناسب است و سطح رنده شده آن متراكم و صاف و صيقلي و شاخي بنظر مي رسد . از نظر خواص تكنولوژيكي ، تقريباً شبيه چوب مازوهاست ، با دوام است . دير خشك مي شود و موقع خشك شدن ، تمايل به ترك خوردن دارد.

كاربرد : در صنايع بزرگ كم مصرف مي شود زيرا هم تنه آن نامنظم است و هم الياف آن كج است و هم نسبتاً سخت و بدكار است . معمولاً براي قسمتهاي داخلي ساختمانها ، براي واگن سازي ، گاري سازي ، چرخ دنده سازي ، تيرك ، پايه چپر ، پاركت ، پله ، دستگيره سازي ، خراطي و فرزكاري كف واگن ها و كاميونها و امثال آن بكار مي رود.

 

 

 

 

 

 

چنـار   ( تلفظ  Tchenaar‌)

نام علمي :                       Platanus acerifolia Willd.

                                    (PLATANACEAE)   

نامهاي تجارتي : لوندون پلين ، انگليش پلين ، چوب ، بريده آن ليس وود ( در انگلستان ) اروپه ايس پلاتانن ( در هلند ) ، سيكومور ( در آمريكا ) ـ پلاتانه ( در آلمان ) ، چنار ( در ايران ).

رويشگاه طبيعي : اروپا بجز شمال و شمال شرق اروپا به صورت كاشته شده ، در ايران نيز يك گونه از چنار با نام علمي Platanus orientalis L. در اكثر نقاط مانند اصفهان ، تهران ، اروميه ، خراسان ، جنوب البرز و غيره كاشته مي شود كه چون به صورت پراكنده است ،

اندازه و ويژگي ها : تنه بدون شاخه آن تا 8 متر بلندي و 1 متر قطر مي رسد . در چنارهايي كه در ايران مي رويد ، تنه بدون شاخه آن تا 18 متر و قطر آن گاهي در تك درختان تنه كوتاه تا بيش از 4 متر مي رسد . چوب برون پهن و مايل به زرد ، چوب درون صورتي رنگ مايل به خاكستري و حدود آن كاملاً مشخص نيست. تنه گاهي كاملاً مستقيم نيست . وزن مخصوص57/0 ، چوبيست نيمه سنگين ، نيمه سخت ، همگن ، راست تار ، خوش كار ، پره هاي چوبي آن در برش شعاعي نقش بسيار زيبا و جالبي بوجود مي آورد كه  بويژه پس از لاك زدن ، بسيار قشنگ جلوه مي كند. زود خشك مي شود ولي تاب بر مي دارد ، كار با آن توسط همه ابزار آسان است.. براي خراطي عالي است و بخوبي لاك و الكل مي شود و پرداخت مي گردد ، چوبيست كم دوام ، استحكام آن در برابر مقاومت به ضربه كم است . قابليت تورق و تراش زني آن خوبست.

كاربرد : رويهمرفته مي توان از آن روكشهاي نمايي بسيار زيبا ( بويژه در رويه شعاعي ) بدست آورد كه جهت پوشش سطوح بزرگ ، براي قسمتهاي داخلي و خارجي ، در خراطي ، نجاري ، در ايران براي ساخت پايه هاي صندلي لهستاني و غيره به كار برده مي شود . در ايران سابقاً براي ساخت بدنها درهاي بزرگ كاروانسراها ، مساجد ، تكيه ها ، امامزاده ها و غيره بصورت ماسيو به كار مي رفت كه روي آن با چوب گرد و منبت كاري مي كردند.

 

 

 

 

 

 

گردو  ( تلفظ  Gherdou‌ )

نام علمي :    Juglans regia L.(1753)

                    (JUGLANDACEAE)

نامهاي بومي : گردو ( در اكثر نقاط ايران ) ـ گردكان ( در رودسر ، طوالش و آذربايجان ) ـ ووز (در شفا رود ) ـ آقوزبوله (درگيلك هاي اطراف رشت) ـ آقوز ، آقوزدار (در رامسر ، رودسر ، لاهيجان ، گليكهاي طوالش ) ـ اقوز ( درآمل ) ـ قز‌( در راميان و مناطق ترك زبان ) ـ گوز (قاسملوي اروميه ) ـ‌ جويز ( در سردشت و ارونق آذربايجان ) ـ جويزه و چوئيس.

رويشگاه طبيعي : اين گونه هم به صورت پراكنده در گروه هاي كوچك در جنگلهاي شمال ايران (حوزه خزر ) مي رويد و هم در بسياري از نقاط ايران كه داراي آب و هواي نيمه خشك يا مديترانه اي هستند مانند آذربايجان ـ كردستان ـ لرستان ـ شمال فارس تفرش و خمين ، اطراف اصفهان ـ اطراف تهران ـ خراسان ـ دامنه هاي جنوبي البرز همدان ، بافت كرمان و كوه هاي دلفارد و ساردوئيه جيرفت ـ جبال بارز و غيره كاشته مي شود. و گسترشگاه آن در ايران بسيار وسيع است.

اندازه ويژگي ها : درختان جنگلي اين گونه داراي قامت بلند و تنه هاي بلند تقريباً به ارتفاع 12ـ15 متر و قطر در حدود 40 ـ70 سانتي متر هستند در صورتي كه تك درختان كاشته شده از اين گونه در نقاط مختلف كشور ، داراي تنه كوتاه به ارتفاع 1ـ2 متر و گرزن بزرگ و گرد است و قطر تنه آن به 100 ـ 160 سانتي متر مي رسد.

درختان كهن سال و بزرگ گردو در ايران سابقاً زياد بود ولي كمي بعد از جنگ دوم جهاني كه پاي بيگانگان به ايران باز شد ، صاحبان صنايع چوب اروپا كارشناسان خود را بكرات به ايران فرستادند و هرچه توانستند ، درختان گردوي بزرگ را خريداري و به منظور استفاده از چوب آنها ، درختان را قطع و تنه هاي پرچوب و پرنقش و نگار گردوهاي ايران را به اروپا و مراكز صنايع روكش سازي ارسال نمودند بطوري كه امروزه در بسياري از نقاط ايران ديگر خبري از گردوهاي بزرگ نيست و تعداد درختان گردو در ايران بسيار كاهش يافته است.

به هر حال گردو يكي از درختان بسيار مرغوب و قابل توجه صنايع روكش سازي ايران است.

وزن مخصوص آن حدود 60/0 است. گرچه تنه آن غالباً كوتاه است ، ولي چوب درون آن داراي رنگ قهوه اي روشن تا تيره با رگه ها و نقش و نگار بي نظير و زيبا و بسيار دل انگيز است (البته بيشتر در محيط هاي غير جنگلي ) ، چوب نيمه سبك و نيمه نرم ، همگن ، بخوبي قابل تورق ، بطوري كه مي توان از آن بوسيله ابزار مدرن و ماشين هاي قوي ، روكش هايي به ضخامت تا    3/0 ميلي متر تهيه نمود. چوب گردو راست تار و خوش كار بوده و دوام آن بسيار خوبست و در داخل آب ريش ريش نمي شود يعني الياف آن زود جدا نمي شود . خواص تكنولوژيكي آن عالي است.

طبق تجربه نگارنده نقش و نگار چوبهاي گردوئي كه در نقاط خارج از جنگل ميرويد يا كاشته مي شود به مراتب بهتر و زيباتر از نقش و نگار چوب گردوهائيست كه در جنگل هاي مرطوب شمال مي رويد.

گاهي از گردو روكش هاي اره اي بسيار زيبا تهيه مي كنند. گردوي ايران سابقاً‌ جنبه صادراتي بسيار جدي داشت.

كاربرد : روكش هاي زيباي گردو براي تهيه روكش هاي نمائي ، در مبل سازي ، لايه روئي تخته لائي ها ، دكوراسيون چوبي و پوشش سطوح بزرگ ، پوشش روي تخته خرده چوبها ، نئوپان ها ، تخته هاي لامله ـ در و پنجره ، رويه ميز ، قفسه ها و در بسياري از موارد ديگر به كار مي رود و طرفداران جدي دارد. در معرق چوب بعلت تنوع رنگ و بافت متراكم آن بيشتر براي موي سر و ريش وسبيل بكار ميرود.

 

 

 

 

 

 

زبان گنجشك ها  ( تلفظ   Zaban-gondjeshg )

                             = ون ( تلفظ  Van )

نام علمي :                                                                       Fraxinus excelsior L. (1753)

                                                                                                            (OLEACEAE)

نام بومي : وان ، ون ، وند ( در آستارا ، گيلان ، نور و كجور مازندارن و گرگان ) ـ ونو ( در راميان و لرستان ) ـ سرو سر ( در كتول ) ـ تلك ، تلكوچي ( در گيلان و لاهيجان ) بنا و ( در كردستان و قاسملو اروميه ) ـ بنو ( در بختياري ) بناوج ( در مريوان ) ـ قوش ديلي ( در آذربايجان ) ـ بينو ( در خمين )  ـ اهر ( در فارس )  ـ خوش تپاخ  ( در اطراف اروميه )

رويشگاه طبيعي : در جنگلهاي شمال ايران از آستارا تا گرگان و در ديگر نقاط ايران مي رويد .

البته زبان گنجشگ گونه هاي ديگري نيز در ايران دارد كه در نقاط غير جنگلي كاشته مي شود.

اندازه و ويژگيها : درختي متوسط كه در جنگلهاي ايران به ارتفاع 18 متر مي رسد . تنه آن به بلندي 12 ـ15 متر و قطر تنه آن به 60-70 سانتي متر مي رسد . تنه كاملاً استوانه اي و صاف نيست.

درختاني كه در نقاط غير جنگلي ايران مي رويد يا كاشته مي شود ، معمولاً داراي ابعاد بسيار كوچكتر است و غالباً به صورت شاخه زاد بهره برداري مي شود.

وزن مخصوص چوب زبان گنجشك حدود 71/0 است. چوبيست نيمه سنگين ، نيمه سخت ، همگن ، بخش روزنه دار ، پس از رنده شدن صاف و صيقلي و درخشان ، راست تار ، خوش كار ، به خوبي قابل تورق ـ چوب برخي از زبان گنجشگ ها بسته به وضع رويشگاه در برش مماسي خود نقش زيتوني دارد و به نام زبان گنجشگ زيتوني گفته مي شود . كه روكش آنها ارزش بيشتري دارد.

اختلاف رنگ چوب درون و چوب برون كم است.

زبان گنجشگ در جنگلهاي ايران به صورت كمياب و پراكنده است ولي اگر فراوان باشد و در دسترس باشد ، مي توان روكشهاي خوبي از آن به دست آورد.

كاربرد : در كارخانه هاي روكش سازي اروپا و ايران از زبان گنجشك روكشهاي نمائي جالبي تهيه مي كنند . ولي اكثراً روكشهاي آن را براي لايه هاي وسطي تخته لايه ها به كار مي برند. از روكشهاي زبان گنجشك براي روكش كردن قطعات اطاقهاي اتومبيل ها ، واگن ها و ساير پروفيل هاي چوبي ، روكش كردن تخته خرده چوبها ، تخته نئوپانها ، تخته هاي لامله و غيره نيز استفاده مي شود.

علاوه بر صنايع روكش سازي ، چوب زبان گنجشك در صنايع ديگر مانند تهيه لوازم ورزشي و غيره نيز بكار مي رود.

 

 

 

 

 

 

ملـج   ( تلفظ   Maladje )

نام علمي :   Ulmus glabra Huds. (non Mill. ) (1762)

                               = Ulmus Montana Smith. (1796)

نامهاي بومي : ملج ( در كلاررشت و كلارستاق ، نورو كجورمازندران ) ، مليج ( در كتول وراميان) شلدار ( در مينودشت ) ـ لورت و سرخه ( در لاهيجان ، ديلمان و رودسر ) ـ لونگاه (در رامسر و تنكابن ) ـ وزم در آستارا و طوالش ) ـ قره آغاج ( در ارسباران ) و پشه خوار و پشه خام ( در كتب )

رويشگاه طبيعي : در جلگه هاي ساحلي و كم ارتفاع شمال ايران تا ارتفاع حدود 800 متر از سطح دريا ديده مي شود.

اندازه و ويژگي ها :

يكي از مهمترين چوبهاي گروه نارونهاي ايران است كه در جنگلهاي شمال ايران بطور پراكنده مي رويد ، ارتفاع درخت به 30 متر و تنه بدون شاخه آن به 20 متر و قطر تنه آن به 8/1 ـ 2 متر مي رسد ( نگارنده قطر تنه آن را در جنگلهاي نمك آبرود بين چالوس و ساقي كلايه حدود 180 سانتي متر اندازه گرفته ام ) ولي البته تنه هاي قطور آن كمياب است و غالباً قطر تنه آن بين 100 ـ 120 سانتي متر تغيير مي كند . تنه آن مستقيم ، استوانه اي و پرچوب است . وزن مخصوص چوب آن حدود 65/0 ـ 68/0 ، چوي است نيمه سنگين ، نيمه سخت ، همگن ، راست تار و خوش كار ، بسيار قابل تورق و بسيار مناسب براي روكش سازي ، چوب درون آن به رنگ خاكستري مايل به قهوه اي كم رنگ يا شكلاتي و از نظر خواص تكنولوژيكي عالي است. روكش هاي آن مد روز و زيبا هستند و طرفداران زياد دارد.

كاربرد : از ملج روكش هاي بسيار تميز و خوب و زيبا براي نماسازي و لايه هاي دروني تخته لائيها ، پوشش سطوح و ديوارهاي وسيع ، رويه تخته خرده چوبها ، رويه تخته هاي لامله ـ رويه نئوپان ها و ديگر فرآورده هايي كه بايد روكش شود ، بدست مي آورند ، ضمناً روكش ملج هاي ايران مرغوب است . اشكال چوب ملج در جنگلهاي ايران كميابي آنست و ديگر اينكه اخيراً يك بيماري قارچي به اين درخت حمله مي كند كه عامل انتقال آن يك حشره ( سوسك ) چوبخوار است و گفته مي شود كه حمله اين آفت به درختان ملج صدمه زياد مي زند و نسل آن را در ايران به خطر انداخته است.

 

 

 

 

 

 

ممـرز   ( تلفظ  Mamraz‌)

نام علمي :             Carpinus betulus L.

            (BETULACEAE)          

نامهاي بومي : ممرز ( در زبان فارسي مصطلح شده است ) ـ جلم ( در رامسر و رودسر ) ـ كرزل ( در كلاردشت و كجور ) ـ تغار و تغر ( در گرگان ) ـ ممرز ( در مازندران ) ـ مرز ( در ميان دره گرگان )

رويشگاه طبيعي : اين گونه در ايران در ارتفاعات پائين جنگلهاي شمال ( حوزه خزر ) تقريباً تا 1000 متر بالاتر از سطح دريا مي رويد در كشورهاي اروپائي ، قفقاز و تركيه نيز به همراه ديگر درختان جنگلي مي رويد.

اندازه و ويژگي ها : اين درخت در اروپا نسبتاً كوچك و اكثراً به صورت شاخه زاد است ولي در جنگلهاي ايران به صورت دانه زاد ، درخت نسبتاً بزرگ يا متوسطي است كه ارتفاع آن به 25 ـ 28 متر مي رسد ، تنه آن تا 15 ـ 18 متر بدون شاخه است و به قطر تا 70 ـ 80 سانتي متر مي رسد (در جنگلهاي ايران )  ولي تنه آن كاملاً مستقيم و استوانه اي نيست و معمولاً خميدگيهايي دارد. همكشيدگي آن زياد است و موقع خشك شدن ترك مي خورد.

وزن مخصوص چوب آن در حدود 7/0 است. چوبيست با الياف درهم ، كار با آن نسبتاً مشكل ، كج تار ، نسبتاً سخت ، نيمه سنگين ، چوب درون آن اختلاف زيادي با چوب برون ندارد ، رنگ چوب سفيد مات و داراي رگه هايي به رنگ بنفش كم رنگ و كمي ناصاف ، قابليت تورق آن نسبتاً خوبست . )

كاربرد : براي لايه هاي وسطي تخته لائيها مصرف مي شود از نظر روكشهاي نمائي زياد جالب نيست.

ممرز فراوانترين چوب جنگلهاي ايران در ارتفاعات پائين است و در حدود 30 ـ 35% تركيب جنگل را در ارتفاعات پائين تشكيل مي دهد. علاوه بر صنايع روكش سازي ، در صنايع ديگر نيز مانند كاغذ سازي ،‌تخته فيبرسازي ، ساختمان ، نجاري و غيره مصرف مي شود . روي هم رفته ارزانترين و فراوان ترين چوب ايران است. در ايران ممرز گونه هاي ديگري هم دارد كه در ارتفاعات مي رويد.

 

 

 

 

 

 

راش    ( تلفظ  Raash)

نام علمي :  Fagus orientalis Lipsky (1898)

                                    (FAGACEAE)

نام هاي محلي : راش ( در گيلان ، كلارستاق ، تنكابن ، كلاردشت ، نوروكجور ) ، چلّر ، چهلر(درنور) ، مرس ( در مازندران ) ،‌ راج( در منجيل و عمارلو) ، الاش ، الوش و آلاش (در كوه در فك و طوالش) ، قزل آغاج (درگرگان رود ) و قزل گوز ( در آستارا ).

رويشگاه طبيعي ـ در سرتاسر جنگلهاي شمال ايران ( حوزه خزر ) ، معمولاً در بالاتر از ارتفاع 700 متر از سطح دريا.

اندازه و ويژگي ها ـ درختي است بلند كه به ارتفاع 35 متر و قطر تنه آن به 150 سانتي متر مي رسد. گاهي داراي جنگلهاي نسبتاً خالص و يك دست است و اكثراً تنه هاي صاف ، مستقيم ، استوانه اي و پرچوب تشكيل مي دهد. تنه آن به بلندي 20ـ25 متر بدون شاخه مي رسد ، اين درخت براي صنايع روكش سازي از نظر كيفي و كمي شايد بهترين باشد.

وزن مخصوص آن حدود 67/0 ، رنگ چوب برون و چوب درون تقريباً يكنواخت و به رنگ صورتي كم رنگ تا پررنگ ، چوبيست بسيار حساس به خشك شدن و در حالت ماسيو به سرعت ترك مي خورد ، حساس به يخ زدگي است و در جنگلهاي كوهستاني مرتفع غالباً دچار يخ ترك مي شود.

در رويشگاههاي نامناسب و در شرايط ناسالم رشد ، اكثراً در درون چوب آن چوبدرون قرمز رنگ تشكيل مي شود كه به ويژگيهاي تكنولوژيكي آن آسيب مي زند ، رويهمرفته چوبيست نيمه سخت ، همگن ، راست تار ، خوش كار ( كار با آن بوسيله ابزار صنعتي آسان است ) ، قابل تورق و بسيار مناسب براي صنايع روكش سازي ( بوسيله لوله بري ) جهت تهيه روكش هاي نمائي . در برش شعاعي پرمگسهاي آن بسيار زيباست.

كاربرد آن براي روكش هاي نمائي ، روكش هاي لايه براي تخته لايه ها ، رويه ميز پوشش سطوح بزرگ و وسيع ، پوشش تخته خرده چوبها ، نئوپانها تخته لامله و ديگر فرآروده هاي چوبي.

 

 

 

 

 

 

شمشاد      ( تلفظ  Shemshaad‌)

نام علمي :                       Buxus sempervirens L.

                        = Buxus hyrcanus Pojark     

                                                (BUXACEAE)

نامهاي تجارتي : شمشاد ، شومشاد ، كيش ، شوشار ، شار ، شر ، شهد ، كتم ، فتم ، بقش ( در ايران ) توركيشه بوكس باوم ( در آلمان ) ـ پرزيش بوكس باوم ، اتشس بوكس هولتس (در آلمان) ـ سيمير (درتركيه ) ـ بوسو (درايتاليا) ـ بوج يابوي (در اسپانيا) ـ اروپئن بوكس وود ، تروبوكس (درانگلستان ) ـ بوي (در فرانسه) ـ توركس پالم هوت (در هلند ) ـ بوكس وود (در انگلستان و آمريكا)

رويشگاه طبيعي : جنوب اروپا ، شمال آفريقا ، خاورميانه ، تركيه ، شمال ايران (حوزه مخرز) در ارتفاعات پائين .

اندازه و ويژگي : درختي است بسيار كند رشد و در جنگلهاي طبيعي ايران پايه هاي بزرگ عرضه مي دارد. در ايران هم از اين چوب روكشهاي اره اي براي صنايع ظريفه تهيه مي كنند .

آن را با بيش از 10 متر بلندي تنه و بيش از 70 سانتي متر قطر تنه توخالي در لاهيجان ديده ايم (در سال 1327) . ولي امروزه چنين تنه هائي از چوب شمشاد در ايران وجود ندارد.

بلندي تنه معمولاً در حدود 4ـ5 متر و قطر تنه 10ـ30 سانتي متر ، چوب برون و چوب درون همرنگ و به رنگ زرد روشن ، كج تار ، اكثراً در امتداد الياف ترك مي خورد . وزن مخصوص  95/0 ، بسيار سخت ، بسيار سنگين ، بسيار محكم ، همكشيدگي آن زياد خيلي ترك مي خورد ، به زحمت خشك مي شود ، مقاوم بسائيدگي ، خيلي بادوام .

كاربرد : مناسب براي تهيه روكش هاي اره اي جهت صنايع ظريفه ، رويه خيلي صاف و صيقلي.

 

 

 

 

 

نئوپان :  

نئوپان از فشردن زياد همراه با حرارت خورده هاي چوب و اضافه كردن چسب به آنها در ضخامت هاي مختلف توليد مي شود . نئوپان را مي توان در هر دو طرف آن روكش نمود و بدين ترتيب سطوح بسيار زيبائي را كه معمولاً در برابر رطوبت نيز مقاوم اند بدست آورد . در نئوپان بعلت بهم خوردن كامل الياف چوب در شرايط نرمال ، احتمال تغيير حجم بسيار كم است ولي تغيير حالت آن در برابر آب و فشاريو كه در اثر خشك شدن پلي استر ايجاد مي شود بيشتر مي باشد . به همين خاطر به عنوان زيركار مناسب جهت معرق بكار نمي رود. و وقتي با روكش استخواني پوشيده شود براي سطح ميزها و پيشخوانها بسيار مناسب خواهد بود.  

 

مراحل توليد تخته خرده چوب ( نئوپان )

1ـ انبار چوب

2ـ خرد كردن چوبها

3ـ سرند كردن خرده چوبها

4ـ خشك كردن خرده چوبها

5ـ درجه بندي خرده چوبها

6ـ انباره كردن خرده چوبهاي خشك

7ـ چسب زدن خرده چوبها

8ـ لايه ريزي خرده چوبها روي نوار

9ـ پرس كردن كك خرده چوب

10ـ اندازه بري

11ـ سنباده كاري و پرداخت

12ـ انبار و توزيع

 

 

 

 

 

 

تخته سه لا :

تخته سه لا از سه يا چند لايه تخته درست شده است . اين لايه هاي مغزي ، تخته هاي دو طرف و بالاخره روكش ها را تشكيل مي دهند . غالباً تخته سه لاها طوري ساخته مي شوند كه بافت هاي      لايه هاي مجاور بر يكديگر عمود باشند ، ولي بعضي از تخته سه لاها كه از آنها مثلاً در ساختمان قايق ها و هواپيماها استفاده مي شود ، ممكن است بافت لايه هاي مجاور با يكديگر زاويه 45 درجه را تشكيل دهند تا بدين ترتيب به تخته سه لا انعطاف پذيري بيشتري داده شود. قسمت اصلي تخته سه لا مغزي يا لايه وسطي آنست . در بعضي از موارد چند لايه باريك به يكديگر چسبانده شده و به اين ترتيب ضخامت ، طول و عرض مناسب براي تخته سه لا درست مي شود و در برخي از موارد ، لايه وسط تخته سه لا ممكن است از تعدادي تخته متصل بيكديگر درست شود. ضخامت مغزي ، تابع ضخامت كلي تخته سه لا است .  

ضخامت لايه هاي تخته سه لا معمولاً در حدود 3 تا 5/4 ميليمتر و ضخامت روكش هاي سطح در حدود 9/0 ميلي متر است.  

مزاياي تخته سه لا :

الف ـ تخته سه لا از نظر مقايسه وزني بمراتب قوي تر از تخته هاي يك تكه است زيرا هريك از لايه هاي آن موجب تقويت لايه بعدي ميگردد.

ب ـ بطور كلي تخته سه لا وزن كمي را دارد.

ج ـ پيچ و ميخ را ميتوان خيلي نزديك به لبه هاي تخته سه لا فرو برد بدون آنكه در تخته سه لا ترك ظاهر شود.

د ـ چون جهت بافتهاي لايه هاي مجاور هم امتداد نيستند ، احتمال تاب خوردگي در آن بسيار كم است .

هـ ـ تخته سه لا بصورت ورقه هاي بزرگ در دسترس مي باشد و در نتيجه با استفاده از آن صرفه جوئي زيادي در وقت بعمل مي آيد . زيرا در غير اينصورت و با استفاده از تخته هاي عادي بايد براي تهيه يك سطح بزرگ ابتدا اين تخته ها را بهم چسباند و سپس با صرف زمان زيادي آنها را رنده كرده و سمباده زد تا سطح صاف مناسب بدست آيد.

و ـ تخته سه لا را مي توان با روكش هاي بسيار متنوعي خريداري كرد.

در روش دوبل تخته سه لايي به عنوان قالب مورد استفاده قرار مي گيرد و زيركار مناسبي براي كارهاي با ارزش كم مي باشد مانند خطهاي برش زده با چوب

مراحل توليد تخته لاي ( سه لايي )

1ـ انبار چوب ( گرده بينه )

2ـ آماده كردن گرده بينه

3ـ نرم كردن (پختن ) گرده بينه

4ـ اندازه بري

5ـ پوست كندن و تميز كردن

6ـ لوله بري و تهيه لايه

7ـ خشك كردن

8ـ قيچي كردن

9ـ چسب زدن لايه ها

10ـ پرس كردن لايه ها

11ـ دور كردن ( اندازه بري)

12ـ بسته بندي

13ـ انبار و توزيع

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/10ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

علوم جنگل

مقدمه

هر جنگلی برای خود یک جامعه زنده به حساب می‌آید و اگر این جامعه نباتی تنها از طریق عوامل طبیعی مورد تهدید قرار گیرد بنا به طبیعت و سرشت خویش ، قابلیت ترمیم خرابی و تجدید و احیای جامعه خود را دارد، مگر اینکه انسان ندانسته به کمک عوامل طبیعی تخریب بشتابد. در این صورت جامعه نباتی که محصول فعالیت طبیعی بوده و به یکباره و یا به تدریج از بین می‌رود و امیدی برای تجدید حیات آن در مدت محدود نخواهد بود. یکی از شناخته‌ترین عوامل طبیعی تخریب جنگلها ، باد می‌باشد.

تاثیر باد ...

بادی که می‌وزد مخرب نیست، ولی همین که سرعت باد از حد متعارف بگذرد، قدرت تخریب پیدا می‌کند. بادهای گرم و سوزان بخصوص در نواحی گرمسیری و حاره بسیار مضر می‌باشد و موجب تبخیر و تعریق زیاده از حد برگها و حتی خود درختان می‌شوند و گاهی ممکن است برگها را سوزانیده و درختان را بخشکاند. خسارت بادهای شدید به نسبت نیروی باد و طرز عمل آن و طبیعت نبات جنگلی متفاوت می‌باشد. بادهای تند سبب شکسته شدن و ریشه کن شدن و حرکت دادن ریشه‌های درختان می‌شوند.

تخریب بادهای سخت و تند ، آسیب جدی به جنگلها و مزارع وارد می‌کند که انسان نابخردانه به یاری عوامل تخریب طبیعی برخیزد و چنین روش ناهنجار در راستای تاریخ بخصوص چند صد سال اخیر بویژه در دوران معاصر در پیرامون کویرهای ایران و استانهای خوزستان ، فارس ، کرمان ، یزد و ... صورت گرفته است. قطع درختچه‌های کویری برای تهیه سوخت و زغال در طی صدها سال موجب گسترش کویر و پیشروی آن به سوی شهرها شده و بسیاری از مزارع سرسبز خرم و روستاهای آباد که روزگاری تپش زندگی در فضای آنها موج میزد به کام کویر فرو رفته است.

تاثیر گرمای شدید...

حرارت زیاد در سالهای خشک سالی ، عناصر نوزاد جنگلها را دستخوش آسیبهای جدی می‌کند. گاهی آنها را می‌سوزاند و از بین می‌برد و زادآوری آنها را مشکل می‌کند.

تاثیر یخبندانها ....

یخبندانهای زودرس پاییزه و همچنین یخبندانهای دیر رس بهاره به طرق گوناگون آسیبهای جدی به درختان جنگلی وارد می‌نماید.

تاثیر خشکیها

خشکی که در اثر عوامل جوی (نقصان بارندگی) پدید می‌آید، سبب می‌شود که حرارت شدید تابش آفتاب بر تبخیر رطوبت خاک بیفزاید و میزان ذخیره آن را در خاک تقلیل دهد. این خطر بیشتر در نواحی که بارندگی سالیانه آن کم است خودنمایی می‌کند.

بارانهای شدید ...

باران اگر به فواصل نامنظم و به صورت رگبار تند و شدید ببارد، سبب دریدگی برگها می‌شود، بخصوص اگر توام با وزش باد تند باشد، خطر تخریب بیشتر خواهد بود.

سیلابها

در صورتی که زمین جنگل در حالت طبیعی خود یعنی اسفنجی و متخلخل باشد، آبهای ناشی از بارندگی شدید به زمین فرو می‌روند و از جریان یافتن غیر عادی آن در سطح زمین که خود مقدمه پیدایی سیل است جلوگیری می‌کند. و اگر این حالت طبیعی زمین جنگل بر اثر انگیزه‌های غیر طبیعی بخصوص از طریق چرای دام از بین رفته باشد، آبها در سطح زمین راه افتاده و موجب سیل می‌شود و مهمترین خسارت سیل به جنگلها می‌رسد، بخصوص جنگلهایی که در قسمتهای زیرین دامنه کوهستانها واقع شده‌اند.



 

عوامل انسانی تخریب جنگلها

چرای دام ...

زیانهای وارده به جنگلها از راه چرای دام سابقه طولانی دارد. از روزگاری که اقتصاد شبانی زیر بنای تکاملی جامعه را تشکیل می‌داد و اشتغال به امور دامداری و نگاهداری دام از معتبرترین و سودآورترین رشته‌های سرمایه گذاری عصر فئودالیسم شناخته می‌شد، زمینه‌های تخریب جنگلها از طریق چرای دام فراهم گردید و چراگاههای جنگلی ایران به عنوان غنی‌ترین منابع علوفه‌ای در دسترس دامها گذارده شد. زیانهای ناشی از چرای دام در جنگلها شامل موارد زیر است:

  • رفت و آمد مدام دام در جنگلها ، باعث فشردگی خاک و خرابی وضع فیزیکی خاک می‌شود. به این ترتیب آب باران به جای آنکه در خاک فرو رود در سطح زمین جریان پیدا می‌کند در چنین اراضی رویش دانه‌هایی که بر روی زمین ریخته شده دشوار و در بعضی حالات غیر ممکن می‌شود.

  • چرای دام باعث می‌شود که تبدیل مواد آلی زنده به لاش برگ صورت نگیرد و افراط در چرای دام ، پوشش گیاهی را از عرصه جنگل حذف می‌کند و خاک جنگل عریان و بدون محافظ می‌ماند و به تدریج دچار فرسایش می‌شود.

  • در دامنه‌های کوهستانها که خاک عملا در معرض ریزش قرار دارد، تردد دامها سبب تشدید ریزش خاک و قطعات سنگی می‌گردد و فشار وارده از تصادم این ریزشها به درختان موجب زخمی شدن پوست آنها می‌شود.

  • دامها با جویدن پوست و ساقه‌های درخت ، آنها را زخمی کرده و زمینه تسهیل نفوذ و رخنه آفات و بیماریهای گیاهی را تدارک می‌بینند.

حریق ...

آتش سوزی در جنگلها نیز از عوامل مخربی است که قدمتی برابر با زیست اجتماعی انسانها دارد. منتها از نظر میزان خساراتی که به بار می‌آورد در کشورها و مناطق مختلف و نوع جنگلهایی که آتش سوزی رخ می‌دهد متفاوت می‌باشد. حریق در جنگلهای سوزنی برگ به سبب سرعت و قابلیت اشتعال خسارتی را که به ارزش تجاری درختان وارد می‌آورد، به مراتب سنگین‌تر از درختان پهن برگ می‌باشد و جای خوشبختی است که بیشتر جنگلهای ایران از نوع پهن برگ می‌باشد. حریق در صورت وسعت و شدت و تکرار در یک جنگل سبب تغییر ارزش کیفی گونه‌ها می‌شود و به ظهور گونه‌های پست و نامرغوبی می‌انجامد که از نظر تجاری فاقد ارزش می‌باشند.

مباحث مرتبط با عنوان

   

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/10ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر