جنگل درایران 2
جنگل منطقه وسيعي پوشيده از درختان ، درختچه ها و گونه هاي علفي است كه همراه با جانوران وحشي نوعي اشتراك حياتي گياهي و جانوري را تشكيل داده و تحت تاثير عوامل اقليمي و خاكي قادر است تعادل طبيعي خود را حفظ كند.
حداقل سطحي كه براي تشكيل جنگل از نظر علمي لازم است بسته به نوع گونه درختي ، شرايط محيطي و غيره تغيير مي كند. اين مساحت در شرايط معمولي حداقل 3/0 هكتار ( 3 هزار متر مربع ) است. واژه « جنگل » از زبان سنسكريت است و به اكثر زبانهاي اروپايي نيز وارده شده است و معناي جنگل طبيعي و بكر را مي دهد. جنگل بسته به نوع پيدايش آن و خصوصيات ساختاري به جنگل بكر ، جنگل طبيعي ، جنگل مصنوعي يا جنگل دست كاشت طبقه بندي مي شود.
جنگل بكر يا جنگل دست نخورده ، جنگلي است كه بدون دخالت انسان بوجود آمده است و تركيب گونه هاي درختي و درختچه اي و علفي آن طوري است كه وضعيت كاملاً طبيعي را نشان مي دهد .چوب و ساير فرآورده هاي توليد شده در جنگل بكر در همان سيستم طبيعي تجزيه شده و به خود جنگل بر مي گردد. بعبارت ديگر از جنگل بكر هيچ گونه موادي ( زنده يا غير زنده ) به خارج از آن حمل نمي شود.
رويش چوبي جنگلهاي بكر كه به حالت تعادل رسيده باشند عملاً صفر است ، يعني همان قدر كه چوب و ساير مواد آلي توليد مي شود همان قدر هم تجزيه مي شود و يا مي پوسد. بعبارت ديگر چرخه رفت و بازگشت مواد در يك جنگل بكر چرخه اي بسته است.
علي رغم وسعت زياد و گسترده حوزه هاي آبخيز استان كه قريب 7/18 ميليون هكتار مي باشد به سبب شرايط خاص ادافيكي و اقليمي و بخصوص كمبود با زندگي منحصرا حدود يك ميليون هكتار ارضي جنگلي بصورت لكه اي و يا پراكندگي زياد در سطح استان مشاهده ميشود كه حدود 3/2 از اين سطح را پوشش هاي بياباني با گونه هاي تاغ و گز تشكيل مي دهند و بخشي از ان را پوشش هاي جنگلي گرمسيري با گونه هاي كهور ، كنار ، چش ، توج ، چگرد، كليرا و حرا و بالاخره جنگلهاي خشك با گونه هاي بادام كوهي و انبه تشكيل مي دهند ، اين جنگلها بصورت لكه هاي كم و بيش بزرگ در ناحيه بلوچستان جنوبي ارتفاعات تفتان و كوه بزمان و مناطق ارتفاعي سراوان استقرار يافته اند و بطور متوسط تراكم درختان در اين عرصه ها به 50 اصله در هكتار مي رسد از نظر گونه جنگلهاي كهور در ناحيه چاه هاشم ، جنگلها گز در جنوب چاه هاشم و تهلاب ، جنگلهاي تاغ در ريگ چاه ، دشت سمسور ، تگرو دامنه شرقي تفتان - جنگلهاي كهور ، گز و آكا سيا در چاهان جنگلهاي كهور و كلير در زرآباد و جنگلها ي گاز رخ درسازندهاي فليش واقع در حد فاصل چاله جازموريان و درياي عمان حضور دارند.در ادامه تعدادی از مهمترین گونه های جنگلی معرفی میشوند:
چش ، كرت
تيره : كهور
مرفولوژي : درختي است تنومند به ارتفاع 6 تا 8 متر، برگها مركب ، برگچه ها ريز و كوچك ، گل ها زرد كروي و خوشبو ، خارهاي بلند و نوك تيز، تاج آن توپي شكل ، تنه به شكل
ميوه غلاف دارتكنولوژي چوب
با آنكه چوب به طور كلي براي همة افراد مأنوس و آشنا است ولي ناآگاهي از پايههاي علمي و عمل نكردن براساس اصول و ضوابط فني در ارتباط با اين ماده، باعث هدر رفتن بيش از حد چوب و كمدوامتر شدن آن ميشود. اين مسأله در كشور ما كه با كمبود منابع توليد چوب مواجه هستيم، اهميت بيشتري دارد و بايد با پرورش هر چه بيشتر و بهتر متخصصان در رشته چوبشناسي و صنايع چوب در هر يك از مقاطع تحصيلي از اتلاف اين ماده گرانبها جلوگيري نمائيم.
دانشجويان كارداني تكنولوژي چوب ضمن آشنايي با خواص مختلف چوب و عواملي كه در تغييرات اين خواص تأثير مي گذارند با حفاظت، تبديل، كاربردهاي متفاوت چوب و مديريت واحدهاي توليد آشنا ميشوند. به اين ترتيب فارغالتحصيلان اين دوره، چوب را به طور اصوليتر و صحيحتر در واحدها توليدي به كار ميبرند و از هنگام قطع درخت تا زمان توليد فرآوردههاي مصرفي بر آن نظارت دارند و ميتوانند در مراحل اجرائي روند توليدات چوبي خدمت كنند.
فارغالتحصيلان اين دوره ميتوانند در مجتمع صنايع تبديل مكانيكي و شيميايي چوبِ بخشهاي دولتي، دفاتر صنايع چوب سازمان جنگلها و مراتع، واحدهاي توليدي خصوصي و مؤسسات آموزشي و پژوهشي به عنوان همكاران اجرايي مشغول به كار شوند.
درسهاي اين رشته در طول تحصيل :
دروس پايه:
شيمي عمومي، رياضيات عمومي، فيزيك و هواشناسي، گياهشناسي عمومي، اكولوژي، شناخت و حمايت محيطزيست، مسّاحي و نقشهبرداري
دروس اصلي:
جامعهشناسي روستايي، جانورشناسي، درختها و درختچههاي ايران، اقتصاد منابع طبيعي، اصول حسابداري، جنگلكاري.
دروس تخصصي:
آلودگيهاي محيطزيست، كارگاه عمومي، بيولوژي چوب و اصول چوبشناسي، تكنولوژي چوب، اصول چوببري، اصول استاندارد و درجهبندي چوب، تبديل مكانيكي چوب، تبديل شيميايي چوب، اصول چوب خشككني، اصول حفاظت چوب، مبلسازي و درودگري، كارورزي.
جنگل ها فقط مناطق وسيع پوشيده از درختان و درختچه ها نيست٬ جنگل با مفهوم امروزی يک واحد زنده متشکل از تعداد زيادی اجتماعات گياهی و جانوری است٬ حتی بعنوان يک ارگانسيم زنده به شمار میآيد.
WWF بيناد حفظ طبيعت دنيا با هدف جلوگيری از تخريب و نابودی عرصههای جنگلی (بخصوص جنگلهای کهن سال) و تامين بهرهبرداری مستمر از منابع جنگی فعاليتهای را در پيش گرفته است.
پروژه خشکدارها و جنگلهای زنده (در بعضی از کشورها)٬ در مورد نقش و اهميت خشکدارها ودرختان مسن برای حفظ تنوع بيولوژيکی جنگلها جهت بالابردن آگاهی مديران و طراحان منابع طبيعی٬ دانشجويان رشته جنگل٬ و حتی در سطوح تحصيلی ابتدايی تلاش می نمايد. اين پروژه با حمايت بيناد محيط زيست زمين٬ برنامه حمايتی کوچک سازمان ملل تحقق می يابد.
با توجه به گزارش ارائه شده از طرف بنياد حفظ طبيعت دنيا سازمان ملل (WWF) تخليه درختان مسن و خشکدارها يکی از دلايل مهم کاهش تنوع بيولوژيکی در جنگلهاست. طبق گزارش٬ يک سوم گونه های موجود در اکوسيستم جنگلی برای تداوم حيات به درختان در حال مرگ و مرده٬ به پوست و شاخههای خشکيده درختان نياز دارند.
يكي از مهمترين اطلاعات موردنياز در جنگلداري شهري، آگاهي از مساحت يا نسبت فضاهاي سبز شهري است. امروزه در كشورهاي مختلف دنيا از روشهاي مختلفي به منظور نيل به اين هدف استفاده ميگردد. در اين تحقيق براي اولين بار در ايران از روشهاي مختلف آماربرداري شامل آماربرداري صددرصد با استفاده از نوارهاي 10 متري، نمونهبرداريهاي تصادفي ساده، بلوكي تصادفي، منظم تصادفي، دو مرحلهاي و نمونهبرداري با شبكه نقطهچين و با استفاده از عكسهاي هوايي براي برآورد مساحت درختان حاشيهاي خيابان وليعصر تهران به طول 5000 متر(500 نوار 10 متري در دو طرف خيابان) استفاده شد. در آماربرداري صددرصد كه به عنوان مبناي مقايسه با ساير روشها در نظر گرفته شد، با اندازه گيري گستره عرضي تاج درختان(كه همان عرض نوارهاي 10 متري بود) مساحت نوارها محاسبه شد. در ساير روشها نيز از بين نوارهاي اندازهگيري شده، تعدادي انتخاب و با استفاده از فرمولهاي مربرطه، با استفاده از آزمون كاياسكور نرمال بودن دادهها اثبات شده و از آزمون t براي تعيين معنيدار بودن اختلاف بين روشهاي مختلف نمونهبرداري با آماربرداري صددرصد استفاده شد. در اين مرحله تنها اختلاف روش بلوكي تصادفي(حالت اول) با آماربرداري صددرصد معنيدار بود، كه از مقايسهها حذف و براي تعيين روش آماربرداري بهينه مقدار E2%×T براي ساير روشهاي نمونهبرداري محاسبه شد. در بين ساير روشهاي نونهبرداري كمترين مقدارE__2%×T مربوطه به روش نمونهبرداري با شبكه نقطهچين(2306.56) بود. علاوه بر اين چون اين روش نياز به زمان و نيروي كار كمتري دارد، به عنوان مناسبترين روش آماربرداري در جنگلداري شهري پيشنهاد ميگردد.
جنگلهاي شمال ايران ( جنگلهاي هيركاني يا خزري ) با مساحت كنوني در حدود يك مليون و هشتصد و چهل و هشت هزار هكتاردر حاشیه جنوبی دریای خزر و در امتداد دامنه هاي شمالي رشته كوه البرز از استارا درغرب تا گليداغي در شرق قرار گرفته اند . البته در گذشته سرتاسر جلگه هاي شمال ( حدفاصل درياي خزر تا البرز ) را نيز شامل مي شده است . تخریب انسانی از دو حاشیه فوقانی و پایینی جنگل در دهه های اخیر کاهش قابل توجه سطح این جنگلها را در پی داشته است
از لحاظ تقسيم بندي جهاني اين جنگلها جزء جنگلهاي پهن برگ خزان كننده با اقليم نيمه مديترانه اي مرطوب هستند. ميانگين بارندگي ساليانه از 600 ميليمتر در شرق ( گرگان ) تا دو هزار میلیمتر در غرب جنگلها ( بندر انزلی ) در نوسان است . بر اساس روش آمبرژه نیمرخ شمالی البرز از جلگه به سمت ارتفاعات بالاتر دارای اقالیم مرطوب معتدل , مرطوب سرد ( بالاتر از 2000 متر ) و اقلیم ارتفاعات فوقانی ( بالاتر از 2500 متر ) می باشند . گاهی اوقات اقلیم مرطوب معتدل که مخصوص ارتفاعات پایین و کوهپایه هاست در ارتفاعات بالاتر نیز وارد می شود
جوامع جنگلی ناحیه رویشی هیرکانی : جوامع جلگه و ارتفاعات پایین ( عمدتا بلوط شمشادستان , توسکاستان , توسکا لرگستان , جامعه انجیلی ), دامنه های متوسط ( عمدتا انجیلی ممرزستان , بلوط ممرزستان ) , دامنه های مرتفع ( راشستان و راش - ممرزستان ) و جوامع ارتفاعات فوقانی و مرز جنگل ( شامل گونه های غالب اوری , لور , سرو سابینا و کامونیس ) . جوامع راش - مشهورترین و گسترده ترین گونه درختی جنگلهای کوهستانی شمال - کلیماکس بخش وسیعی از جنگلهای هیرکانی را به خود اختصاص داده اند ؛ در زیر تصاویری از جوامع راش ایران مشاهده می شود
چندي پيش به همراه يكي از دوستان سفري داشتم به غرب كشور و استان كرمانشاه . تجربه بسيار خوبي بود . بازديد از فسمتهايي از جنگلهاي غرب به همراه دو روز كار جنگل در جنگلهاي بلوط جوانرود ، گفتگو با روستاييان ( دو وعده غذا هم ميهمان روستاهاي سرخده و ده سرخه بوديم ) ، بازديد از آثار باستاني ، حركت در پروفيل عرضي زاگرس و بازديد از اكوتون زاگرس – خليج عماني ( كه يكي از جالبترين مشاهداتم بود ) از جمله برنامه هاي سفر ما بودند . ميشه گفت تو اين سفر از دقايق استفاده كرديم و اين خيلي رضايت بخش بود .
متاسفانه در طي دو روز كار در جنگل تنها 6 مورد زادآوري بلوط مشاهده كرديم كه اينها هم همگي در يك قسمت بودند . با توجه به اينكه در خرداد ماه بوديم و هنوز نوبت به چراي دام در جنگلهايي كه ما كار مي كرديم نرسيده بود ، به احتمال زياد هم اكنون اون نونهالها هم خوراك دام شده اند . زادآوري بنه و بادام هم كه اصلا مشاهده نشد ، تنها يه نهال دو سه ساله بنه ديديم كه اميدوارم همونطور كه دو سه سال از چرا در امان مونده بتونه چند سال ديگه هم دووم بياره تا از معرض خطر خارج بشه . همونطور كه مي دونيد دامداري سنتي در جنگل ، زراعت و شخم زدن زمين جنگل ، فرسايش خاك و برداشت بي رويه بذور درختان از جمله دلايل توقف زادآوري در جنگلهاي بلوط غرب هستند .
وقتي صحبت از جنگل به ميون مياد ناخودآگاه تصويري از جنگلهاي شمال و يا جنگلهاي انبوه نواحي حاره در ذهن مجسم ميشه در حاليكه اينها تنها چند شكل شناخته شده از جنگل هستند ، اون چيزي كه از كودكي در ذهن نقش مي بنده و يك تصوير عرفي از جنگل . اما وقتي به علم جنگلداري و جنگلشناسي رجوع مي كنيم به دامنه وسيعي از اشكال رويشي تحت عنوان جنگل بر مي خوريم . منظورم اين نيست كه يكسري از پوششهاي غير جنگلي بعنوان جنگل در نظر گرفته مي شن بلكه مي خوام بگم با دونستن علم جنگل ، از ديد محدود گذشته رها مي شيم و ميتونيم جنگلهايي رو ببينيم كه تا حالا نمي ديديم ، چون در واژه نامه ذهن ما جنگل نبودن ، چيز ديگري هم نبوده اند و اين باعث شده سالها و بلكه قرنها و هزاره ها به چشم برهوت به اونها نگاه كنيم ، با اون به بدترين نحو رفتار كنيم و با عنوان آبادي اونرو نابود كنيم
موضوع بحث اين نوشته هم يكسري از اين جنگلها هستند . جنگلهايي كه مي تونيم بگيم ايراني اند ، مخصوص سرزمين ايران و شايد نمادي فراموش شده بر اين سرزمين . جاي تاسف داره كه بايد گفت جنگلهاي حاضر آخرين نسل اين جنگلها هستند و بدليل عمق تخريب ، زادآوري و تجديد نسل در اونها بسيار كمرنگ و حتي در غالب نقاط متوقف شده است
جنگلهاي كوهستانهاي ناحيه ايران - توراني همانطور كه از نامش پيداست بر ارتفاعات فلات ايران گسترش دارند . نه بصورت پيوسته بلكه بصورت لكه هاي بزرگ و كوچك از شمال غرب تا شمال شرق ، از شمالغرب تا ارتفاعات جنوبي ايران در امتداد دو رشته كوه البرز و زاگرس . عناصر درختي اصلي ارس (1) و بنه ( پسته وحشي ) (2) مي باشند ؛ همينطور درختچه هاي بادام كوهي (3) ، زرشك (4) ، ارجنك (5) شیر خشت (6) و ... در غالب اين جنگلها به چشم مي خورند
از لحاظ جامعه شناسي گياهي اين جنگلها شامل دو جامعه ارس و بنه - بادام هستند اما در حال حاضر تيپهاي زيادي در رويشگاههاي اين جنگلها مشاهده مي شود . تيپهايي با حضور گونه هاي درختچه اي و بوته اي كه غالبا معرف شرايط تخريب هستند و برحسب شدت تخريب از كليماكس ارس و يا بنه - بادام فاصله گرفته اند . جنگلهاي ارس عموما در ارتفاعات 1500 متر به بالا ( در جنوب بيش از 3000 متر ) در حاليكه جامعه بنه بادام از ارتفاع كمتر و زير جامعه ارس ظاهر مي شوند . مساحت جنگلهاي ارس 1 ميليون و سيصد هزار هكتار برآورد شده است
ارس در نقاط مختلف با گونه هاي درختي و درختچه اي متفاوتي همراه مي شود . چنانكه در توده هاي نيمه انبوه امين آباد فيروزكوه با زرشك ، پلاخور و شيرخشت همراه است . در سربندان فيروزوه زيراشكوب انبوه زرشك را همراه خود دارد ، در حوزه دماوند ارس با پلاخور ، زرشك و شير خشت همراه
است و در حوزه سد كرج با شيرخشت و در حوزه لتيان با بنه و شيرخشت همراه مي شود .
جنگلهاي بلوط غرب ( جنگلهاي زاگرس) با طول تقريبي 1300 كيلومتر در امتداد رشته كوه زاگرس از جنوب آذربايجان غربي تا استان فارس امتداد دارند . مساحت كنوني آن 5 ميليون هكتار تخمين زده شده است و سه گونه بلوط بارزترين گونه هاي درختي آن به شمار مي روند . بلوط ايراني (1) در سرتاسر اين جنگلها حضور دارد و دو گونه ديگر يعني دارمازو (2) و يوول (3) در قسمتهاي شمالي ديده مي شوند .
بارندگي اين ناحيه از 600 ميليمتر در قسمتهاي شمالي تا300 ميليمتر در جنوب غرب در نوسان است . اقليم منطقه نيز مديترانه اي نيمه خشك با زمستانهاي سرد است .
از ساير گونه هاي درختي اين جنگلها مي توان به افرا كيكم ، بنه ، زبان گنجشك ، گلابي وحشي ، وليك ، ارغوان ، انواع بادام و ... اشاره نمود . بطور كل مي توان گفت جوامع بلوط در ارتفاع 650 تا 2400 متر از سطح دريا حضور دارند كه بالاتر از اين ارتفاع جوامع ارس و پايين آن جوامع بنه - بادام ظاهر مي شوند . فرم غالب جنگلشناسي جنگلهاي غرب شاخه زاد بوده و اين دلالت بر تخريب ناشي از حضور طولاني مدت جوامع انساني دارد . متاسفانه به دليل رشد جمعيت در قرن اخير و نياز جنگلنشينان به سوخت ، منبع غذايي براي دامها و زمينهاي كشاورزي بهره برداري ديوانه وار از اين جنگلها بكلي چهره آنها را دگرگون كرده است و بجز در نقاط معدودي مانند قبرستانها نشاني از انبوهي سابق اين جنگلها نيست .
در حالي که شرکت شفا رود و ساير شرکت هاي مجاز بهره برداري شمال همچنان به درو جنگل هاي باستاني شمال ادامه مي دهند ، در هفته منابع طبيعي ، جرايد خبر از موفقيت طرح صيانت از جنگل ها در سه ساله اخير مي دهند . به گونه اي که شگفت انگيز ترين خبر سال مبني بر اضافه شدن يک ميليون هکتار به سطح جنگل هاي کشور به چاپ مي رسد : « وسعت جنگل ها از 4/12 ميليون هکتار به 9/13 ميليون هکتار افزايش يافت - رئيس سازمان جنگل ها ، مراتع و آبخيز داري –روزنامه شرق 12 اسفند 83 »
اين در حالي است که تناقضات و مشکلات مطرح شده در اظهارات اخير مسئولين به خوبي نشان دهنده بزرگنمايي در مورد موفقيت اين طرح است :
- علي اوسط منتظري معاون سازمان جنگل ها در امور شمال مي گويد : « طبق تصميمات جديد معاون فني جنگل هاي شمال مقرر شده است در شيب بالاي 50 درصد اراضي جنگلي بهره برداري به شيوه قديم حذف شود ... روزنامه شرق 10 اسفند 83 » اين خبر نشان مي دهد که تا همين امروز با وجود گذشت بيش از دو سال از اين طرح بهره برداري در شيب هاي تند ادامه داشته است !
سطــح كل جنگلهاي ايران 4/ 12 ميليون هكتار مي باشد كه در حدود 6/ 7% از سطــح كل كشور را مي پوشـاند كه با توجه به جمعيت كشــور در حال حاضر سهم هــر ايراني 2/ 0 هكتار مي باشد.
بديهي است اين رقم با توجـه به سرانه جهــاني جنگــل كه 8/ 0 درصدهكتار مي باشد حاكي از فقر و كمبود شديد كشور ما در اين زمينــــه مي باشد. لازم بــه يادآوري است كه ا يـران در بين 56 كشور داراي جنگل درجهان مقــام چهــل و پنجم را دارا مي باشد.
جنگلهاي ايران را مي توان به پنج ناحيه رويشي بشرح زير تقسيم بندي نمود:
الف: ناحيه هيركاني (خزري) كه نوار سبز شمال كشور را تشكيل مي دهد.
ب : ناحيه ايران و توراني كه بطور عمده در مركز ايران پراكنده شده اند.
ج : ناحيه زاگرس كه عمدتا" جنگلهاي بلوط غرب كشور را تشكيل مي دهند.
د : ناحيه خليج فارس كه در نوار ساحلي جنوب پراكنده مي باشند.
ه : ناحيه ارسباراني كه متشكل از گونه هاي نادر و منحصر به فرد مي باشند.

خوزستان تحت تاثير محيط جغرافيايي گرم و مرطوب، از پوشش گياهي استپي و خاردار نيز پوشيده است. در زمستان ها به استپ هاي سرسبز و مراتع گران بهايي براي چراي احشام تبديل مي شود. درخت سدر يا كنار از گياهان خاص اين منطقه است كه از ميوه، بگ و چوب آن استفاده فراوان مي شود. درختان كهور، بده، خرزهره، استبرق و انواع اكاليپتوس نيز در خوزستان يافت مي شود. جنس درختان جنگلي بيش تر بلوط است. مراتع خوزستان از نوع مراتع قشلاقي نامرغوب است كه در مناطق كوهستاني پوشش گياهي غني تري دارد. در فصل بارندگي كه از نيمه ي آبان شروع مي شود و تا اواخر فروردين ماه ادامه مي يابد كم كم بر روي تپه ها و زمين هايي كه از خاک مناسب برخورداراند، گياهان خودرو مي رويند. در نواحي مرطوب؛ جنس گياهان از نوع گلسنگ، قارچ و خزه است. در نواحي غير مرطوب انواع گياهان بومي مي رويد. پوشش گياهي در ارتفاعات شمال خاوري موجب شده كه عشاير اين منطقه به پرورش دام بپردازند. اين منطقه به عنوان مراتع گرمسيري ايل بختياري مورد استفاده قرار مي گيرد. پوشش گياهي شمال و شمال خاوري به صورت استپ كوهي و كوه پايه اي است و درختاني از قبيل: بلوط، بن، انجير، بادام كوهي، كنار، سدر و بوته هايي از گون دارد. 



