X
تبلیغات
3000دروار

3000دروار

دروار

طراحی با قلم فلزی

طراحی با قلم فلزی

 

 

ابزارهای طراحی :

 

 

 

با قلموی خوب هم خط های پهن و هم خط هایی به باریکی مو می توان کشید که

 

خیلی نرم تر و ظریفتر از خط با قلم فلزی است .

 

بهترین قلمو ها از مو سنجاب و موش مصری یا سمور قرمز است . قلمو وقتی که

 

خیس می شود .باید مثل نوک سوزن تیز باشد . امروزه دیگر طراحان دردسر تراشیدن

 

پر غاز با قلم تراش را ندارند . نوک های فولادی با انواع ضخامت و درجه سختی

 

فروخته می شود .

 

که می توان طبق سلیقه آنها را انتخاب کرد. با تغییر فشار قلم خط های با کلفتی و

 

نازکی متفاوت به وجود می آید . قلم های نوک گرد وسیله ای برای ترسیم

 

خط های منظم و خط هایی است که بدو هیچ تفاوت محسوسی درفشار به

 

کار برده می شود . نوک پهن دو نوع خط ضخیم بسته به زاویه ای که نوک

 

نگه داشته می شود . به وجود می آورد.

 

نوک هایی دیگر که برای نوشتن ساخته می شود خطوط چندان حساسی برای

 

طراحی به وجود نمی آورد.

 

طراحی ایوان شیشکین (قلم فلزی )

 

آوازه شیشکین بخاطر شهرت نقاشی های اونیست بلکه شهرت او بعلت

 

آن همه کار خلاق و عاشقانه ای است که صرف آثار قلمی کرده است .

 

آثار قلمی شیشکین یادآور چاپ نقش های تیزابی با پردازش است که گاه

 

به صور ت موازی ؛ درمواردی  کوتاه و بریده اند . از دیگر ویژگیهای این آثار ریز

 

نگاری و تلاش برای ارائه ی بیشترین تعداد نشانه های تصویری است .

 

تصویر گری با قلم فلزی شیشکین رادربرابر پاره از مشکلات قرار می داد .

 

نقاش تنها می توانست از پردازه های کوتاه ؛ با تفاوت جزیی به نسبت فشار

 

قلم ؛ استفاده کند . مرکب همیشه یکسان و سیاه رنگ بود و امکان ارائه

 

درجات تاریک و روشن شفاف و ملایم چون دود را فراهم نمی آورد . باید درنظر

 

داشت داشت که شیشکین ازقلم نه برای طراحی مقدماتی ؛ که برعکس برای پرده

 

های ترسیمی که درمواردی نیز بسیار بزرگ بودند ؛ استفاده می کرد.   

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/21ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

طراحی با زغال

طراحی با زغال

 

  (زغال طراحی )

 

امروزه ؛ زغال طراحی به دو روش تهیه می شود :

درروش اول از سوزاندن شاخه های باریک درختان (بدو ن هوا ) زغال طراحی می سازند. اغلب برای تهیه ی زغال از شاخه های مو ؛ بید شمشاد و توس (غان ) با ضخامتهای مختلف استفاده می شود. درروش دوم با پرس کردن و متراکم کردن گرد زغال و چسب گیاهی زغال طراحی مصنوعی ساخته می شود. این زغالها بر اساس نوع قالب ؛ به شکل مکعب مستطیل یا استوانه ای ساخته میشود. وبه زغال فشرده معروف اند . به طور کلی زغال فشرده نسبت به زغال طبیعی تن تیره ترو قدرت پوشانندگی بیشتری دارد .

زغال ؛ تن سیاه مخملی خوش رنگی دارد که از تیره برین درجه ی مداد گرافیتی پر رنگ است . به همین دلیل فاصله سیاهی آ ن تا سفیدی کاغذ بیشتر از مدادهای طراحی است . یعنی تن های خاکستری بیشتر ی برای نمایش تیرگی و روشنی دراختیار طراحی قرار می دهد . زغال طراحی بسیار شکننده است . ودراثرفشارزیاد خرد می شود (به خصوص زغال طبیعی بنابراین هنگام استفاده از آن طراح باید فشار دست خود را بنا به نرمی و سختی زغال تنظیم کند.

سبکی ؛ انعطاف پذیری و غنای زنگی درایجاد درجات تیره و روشن متنوع بهترین کیفیت های این ماده است . زغال باید به سهولت روی کاغذ حرکت کند . و اثربگزارد . اگر زغال برروی کاغذبه سادگی نلغزد یا تاثیر آ ن تن کم رنگ قهوه ای به جای سیاه باشد . خوب به عمل نیامده است و کیفیت مناسبی ندارد .

 

یکی از عوامل مهم درتاثیر گذاری زغال استفاده از کاغذ مناسب است . کاغذ زبر و پر زدار؛ بهترین کیفیت را در ارائه تن های زغال ایجاد می کند . با استفاده از انواع کاغذ های زبرو پرز دار درطراحی با زغال بافتهای مصنوعی ایجاد می شود . برای محو کردن تن های خاکستری زغال کاغذ نرم مناسب تراست .

 

از آنجا که زغال فاقد مواد چرب است . به راحتی با پارچه ی نرم یا دستمال کاغذی یا پاک کن اسفنجی از روی کاغذ پاکی می شود . به همین دلیل برای تصحیح اشتباهات وتمرین طراحی وسیله ی بسیار مناسبی است .

 

 ویژگیهای ذغال :

 

زغال هم مانند مداد برای ایجاد آثار بسیار متنوع درطراحی به کار گرفته شده است . یکی از مهم ترین ویژگی های زغال ایجاد سطوح متنوع تیره و روشن است . درطراحی بازغال از دو روش برای ایجاد سطوح خاکستری تیره استفاده می شود :

 

روش اول : با کم یا زیاد کردن فشار دست برروی زغال میزان تیرکی و روشنی سطو ح ایجاد شده کنترل می شود . استفاده از این روش به مهارت و تجزیه نیاز دارد .

 

روش دوم : برای ایجاد سطوح تیره با فشار یکنواخت دست برروی زغال لایه ی خاکستری ایجاد می شود و سپس با تکرار لایه های جدید برروی طرح میزان تیرکی سطح افزایش می یابد تا به حد لازم برسد به این ترتیب درجات متنوعی از سایه روشن برای نمایش نور و تاریکی به وجود می آید .

 

 زغال برای نمایش نور و سایه در طبیعت و طراحی از انسان مجسمه و اشیائ درمورد استفاده قرار می گیرد . زیرا دراثر آن به سهو لت قابل تغییر و برای تمرین طراحی بسیار مناسب است .

 

روش های بکار گیری ذغال

 

 

زغال ابزاری است که با نوک آن می توان خطوطی باریکی مشابه خطوط مدادی ایجاد کرد. اما مهمترین ویژگی آ ن استفاده از پهنای زغال برای

 

ایجاد سطوح است . به طور کلی با زغال به سه روش زیر طراحی می کنند :

 

الف  :طراحی با نوک زغال : ایجاد خطوط متنوع با زغال امکان ایجاد طراحی های گوناگو نی را به وجود

 

آورده است . دراین روش زغال به شیوه طراحی با نوک مداد مورد استفاده قرار می گیرد .

 

 

ب : طراحی با پهنای زغال : برای ایجاد سطوح پهن زغال را در قطع مناسب با پهنا برروی کاغذ میکشیم  بااستفاده از این روش می توان با

 

سرعت سطوح بزرگ را پوشاند . برای ایجاد تیرگی بیشتر می توان لایه های جدیدی را برروی کاغذ ایجاد کرد .

 

 

ج : روش ترکیب پهنا و نوک زغال :

 

دراین روش از ترکیب خطوط و سطوحی که زغال ایاد میکند استفادهمی شود .

 

درطراحی به روش کلاسیک که اغلب برای طراحی از مجسمه کاربرددارد . خطوط ظریف و کم رنگ برای ایجاد طرح کلی موضو غ و تصحیح

 

تناسبات به کار می رود . سپس با پهنای زغال سطوح تیره و روشن ایجاد می شود .

 

معانی برخی از اصطلاحات :

 

زغال فشرده : میزان ترکیب گوگرد زغال با چسب گیاهی

 

درجه ی فشردگی آ نرا تعیین می کند . اغلب زغال فشرده با

 

 

سه درجه نرم ؛ متوسط و سخت تهیه میشود.

 

 

کاغذ های مناسب  : مقوا هایی که سطح زبر و مات دارند .

 

کاغذ اشتنباخ ؛ کاغذ پاستل ؛ کاغذ برش ؛ کاغذ واتمن ؛

 

کاغذ دیواری که سطح زبر و پرز دار یا دانه دار داشته باشد

 

و کاغذ لفاف برای ای نکار مناسب هستند . کاغذ های کلفت

 

دیگر را که سطح زیر ندارند برای کار با زغال با سمباده

 

میکنند . همچنین از پارچه های ریز بافت برای کار با زغال

 

استفاده می شود .

 

 

سطح مناسب : درچنین مواردی باید اطمینان بیابیم که سطح

 

زیاد از حد نرم نباشند

 

تا زغال روی آ ن سر نخورد و کاغذ سوراخهای ریزی

 

نداشته باشد که گرد زغال درون آن باقی بماند.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/12ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

طراحی با مداد 2

ایجاد سایه روشن با مداد و ذغال

هنگامی که هنرمند یک جسم ساده انتخاب کرده مثلا کوزه . گلدان ؛ قوری  اشیایی از این دست ؛ کاغذ نقاشی و مداد طراحی را آماده کرده و ساختار جسم را با خط طرح می کند. سپس به تفکیف رنگ ها می پردازد . برای آنکه رنگ مایه ها را بهتر بیند. باید یک چشمش را ببندد و چشم دیگر را به حالت نیمه باز نگه دارد و به جسم خیر ه شود . درپی این عمل مرز تاریک ها مشخص می شود . با نوک مداد طراحی خطوط مرزی سایه را باید رسم کرد.

پس از آنکه جای رنگ مایه ها تعیین شد . لکه های تیر ه و روشن با تاریک ترین و روشن ترین رنگی که دراطراف می بیند مقایسه کند و از این راه کیفیت رنگمایه ها (شدت و ضعف خاکستری ها ) را ارزیابی کند. سپس با نوک مداد سایه را ایجاد می کند .تاریکی ها را می سنجد ؛ کم و زیاد می کند و جا  به جا می کند و آن قدر این کار را با دقت ادامه می دهد تا سرانجام طرحش کیفیتی سه بعدی پیدا می کند . این گونه حجم یابی به تراش دادن سنگ و یا به مجسمه سازی شباهت دارد . هر اندازه که سطح رنگ مایه ها دقیقتر رنگ بندی شود  به همان اندازه کیفیت سه بعدی اجسام نمودار می شود . همین طور طراح به کمک خطوط هاشوری سطوح تیره روشن ایجاد می کند. به کمک نوک مداد می توان خطوط موازی با فاصله یک سان ایجاد و با تغییر فاصله با دور ی و نزدیکی آنها ارزش تیره گی و روشنی ایجاد کرد . اگر فاصله خطوط موازی کم باشد . سطح تیر ه اگر زیاد باشد روشن به نظر می رسد . چند دسته خط موازی درجهات مختلف با هم ترکیب شوند تیره گی بیشتری ایجاد میکنند

اجسامی که درطبیعت وجود دارند. رنگین هستند . کیفیت رنگین اجسام با تغییر تابش نور و به طور کلی نسبت ب محیطی که جسم درآن قرار دارد کم یا زیاد می شو د. چون سرو کار طراح برای طراحی با مداد با مایه های سیاه و سفید است باید رنگی ها را به مایه های خاکستری ؛ سیاه و سفید تبدیل کند . مثلا اگر جسمی به رنگ سبز تیر ه و دیگری به رنگ زرد و یا صورتی باشد ؛ سبز تیر ه را به خاکستری پر رنگ و زرد را به خا کستری روشن برگرداند و نیم رنگ های بین آن دو را به انواغ خاکستری ها تبدیل کند و این رنگ مایه ها را با رنگ های سبز تیر ه و زرد ارزیا بی کند و سپس هر رنگ مایه را در فرم یا جای ویژه خودش بگذارد و اگر این رنگ مایه ها درست تشخیص داده شوند به طور یقین برجستگی ویا فرو رفتگی های آن جسم نمودارمی شود و طرح سه بعدی درسطح دو بعدی کاغذ پدید می آید

باید به خاطر سپرد همه  تاریکی ها را نباید درهم محو کرد به ویژه درمرحله اول حجم یابی سعی کنید هر دریک مایه در شکل یا محدوده ویژ ه اش دیده شو

از دو روش برای ایجاد انواع خاکستری استفاده می شود .

1-روش استفاده از پهنای مغز مداد

2-روش استفاده از نوک مداد برای ایجاد خطوط ها  شوری

 

ایجاد سطوح تیره و روشن با پهنای مغز مداد  

 

می توان سطوح تیر ه و روشن متنوع را با پهنای مغز مداد ایجاد کرد . هر چه مداد پر رنگ تر باشد (شمار ه B آن  بیشتر باشد )  فاصله تیرگی آ ن تا سفیدی کاغذ بیشتر است و درجات خاکستری متنوع تری را به وجود می آورد . (فشار دست بر ارزش تیرگی و روشنی خاکستری ایجاد شد ه تاثیر دارد ) هنگام طراحی بیشتر از یک نوع مداد استفاده  می شود .بنابراین طراح ازیک مداد چندین خاکستر ی به وجود می آورد . برای افزایش توانایی درایحاد خاکستری های متنوع از یک ابزار جدول خاکستری تهیه می شود به کمک این تمرین علاوه برتوانایی ایجاد درجات متنوع خاکستری حساسیت طراح نسبت به درجات تیره و روشن افزایش می یابد .

طراح با چشم نیمه باز سایه ها را به سه بخش خلاصه می کند : خاکستری روشن ؛ نیمه روشن و تیره (سفیدی کاغذ برای قسمت های نوریا برق روی اشیا استفاده می شود . ) با قرار دادن این خاکستری ها روی طرح حجم موضوع نشان داده می شود .

درطراحی ؛ از طبیعت با سایه روشن ایجاد یک ترکیب بندی مناسب با حذف و اضافه اجزا انجام می شو د . بررسی موضوع از زوایای مختلف و تهیه اسکیس های متعدد تغییر و جا به جایی بزرگ و کو چک کردن اجزای تصویر ؛ حذف برخی از بخش ها علاوه بر ترکیب بندی خطی درمورد ارتباط سطوح تیر ه و روشن هم انجام می شود .  

+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/10ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

طراحی با مداد 1

مقدمه

 

روشن است . نمونه های گوناگون خط را می خواهیم با انواع صدا های پیانومقایسه کنیم . همان طور که و

سیله بیان  طراحی؛ خط وسایه و درموسیقی از ترکیب چند صدا و طنین های گوناگون آنها آهنگی پدید می

 آید . از ترکیب خطو ط نیز می توان هماهنگی هایی گاه تکان دهنده و گاه آرامش دهنده پدیدآورد . یک خ

ط به تنهایی کششی ویژه خود دارد . هر گاه آن را با خط دیگری با کیفیت متفاوت درهم آمیزیم از ترکیباتش کیف

یتی مشابه کیفیت یک نغمه دو صدایی پدیدار می شود .

 

 

گرم کردن دست پیش از طراحی :

 

معمولا ورزشکاران پیش از شروع به ورزش بدنشان را آماده می کنند . حرکاتی به دست و پایشان می دهن

د و بعد از آنکه بدن گرم شد . تمرین های اصلی ورزش را آغاز می کنند. به حرکت درآوردن دست و پا پیش

از ورزش موجب می شود تا عضلات و مفاصل از حالت خمودگی بیرون آمده و ورزشکار بتواند تمرین اصلی یعن

ی ورزش را به راحتی ادامه دهد.و همین وضع درطراحی نیز صدق می کند . طراح قبل از آنکه طراحی را آغاز

کند چند لحظه دست و بازو هایش را به حرکت درمی آورد . نفس عمیقی می کشد و سپس با ضربات محکم د

ست و پایش را پایین می آورد و خطهایی برصفحه کاغذرسم می کند .

 

 

 

 

طراحی با مداد :

 

وسیله یا ابزار کار درهنر طراحی با مداد با یک برگ کاغد؛ یک مدادنرم و یا زغال محدود می شود . پژوهش درزمینه شناخت سایه روشن درایجاد فضای دو بعدی کاغذاز جمله مطالبی است که باید آن را آغاز کرد ولی درمیدان عمل طراح همیشه درمحدوده سایه  های سیاه و سفید و خاکستری های بین آنها محدود می ماند . مهم این است که با این ابزار و امکانات محدود ؛ بتوانید دنیایی سرشار از عواطف انسانی و سرشار از نور زندگی بیافرینید .

طراحی علمی است که با ارده و نیروی جسمانی پدید می آید . پس طراح باید با نیرومندی و بدون ترس خط را رسم کند. خط کشیدن  های عجولانه و بی تهور ؛ نتیجه جالبی را ببار نخواهد آورد . حرکت دست هنرمند به هنگام طراحی و پیروی انگشتان که زغال را برکاغذمی فشارد . درگیرایی گویایی طرح ؛ سهیم است و زیر و بم آن نشانگر روحیه و خلق و خوی هنرمند است . هنرمند درهنگام طراحی از منظره ؛ از مدل یا طبیعت نباید بترسد .درصدد پیروی کورکورانه ازنمای ظاهری آن نباشد . نخست به تناسبات مدل و ساختمانی که از حرکت خط هاپدیدمی آید باید توجه کرد . چه بسا همین خط ها پیش از آنکه سیمای طبیعت را نشان دهند؛ به خودی خود ارزنده و گیرا باشندو هنرجو نباید از اینگونه رویداد های اتفاقی که درحین کار کردن پیش می آید بگریزد .

خطوط و یا لکه هایی که بدون اراده پدیدی می آیند . پیشنهاداتی با خود دارند و مطالبی را تداعی می کنند که هنرمند به فکرش نبوده است . نکته اساسی این است که چگونه این تداعی را با اندیشه هماهنگ ساخت و از آن پدیده نویی بیافریند.

 

طراحی از یک شاخه گل :

 

نخست باید محور عمودی کاغذ را با خط نقطه چین کرد . سپس نحوه ایستایی شاخه گل را نسبت به این خط عمودی سنجید. با چند خط کوتاه عمودی افقی؛ طول و عرض شاخه گل و اعضایی را که اشغال کرده مشخص کرد . مثلا تمامی شاخه گل را با ابعاد کاغذ و یا نسبت به شی دیگری که فرضا در کنار آن باشدبا چشم سنجید.لوازم اندازه گیری طراحی را بکار نگیرید.   هدف اینست که  چشم هنرمند رفته رفته ورزیده شود و تناسبات را تشخیص بدهد . اگر هنرمند اشتباهی درکارش انجام داد و یا تمرین مطابق دلخواهش نباشد  نباید دلسرد شود وباید  دوباره تکرارکند.

طراحی از شاخه ها و تنه درختان برای نمایش بافت آنها موضوغ جالبی است . بافت پوست شاخه ها و تنه  درختان ویژ  گی های متنوعی دارند که حساسیت مارا نسبت به درجات خاکستری و نحوه قرار گیری آنها درکنار هم تقویت می کند .

ساده کردن موضوع و انتخاب درجات خاکستری که جنس موضوع را نمایش می دهد به حساسیت بصری و تجربه طراح نیاز دارد .

 

طراحی از مو ضوعات مختلف با مداد :

 

با تغییر موضوع طراحی پی می بریم  برای اجرای طرح یا ایجاد ترکیب بندی به راه حل  های جدیدی و تلاش تازه نیاز است . طراحی هر بار از نو شروع می شود و مسیر تازهای را طی می کند ؛ اگر چه مراحل طراحی یکسان است اما نتیجه کار ها متفاوت است .

 

طراحی خطی از مناظربا مداد:

 

برای طراحی از درختان مختلف شکل آنها را ساده کرده و سپس طرح کلی مو ضو

ع را درکادر پیاده می کنند . بعد از آن به کمک اندازه گیری واستفاده  

 

  از خطوط روابط عمودی و افقی ؛   طرح ها را تصحیح می کنند . بهتر است

 

ابتدا شکل های بزرگ و سپس کوچک را طراحی کرد و همین طور از کلیات به

جزییات و از نزدیک به دور شروع کرد و طراحی کرد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/09ساعت 7:52 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

طراحی 1

طراحی

 

 

 

 

بازتاب ذهن خلاق انسان برای بیان معانی / مفاهیم و ایجاد ارتباط, به شیوه های مختلفی صورت می گیرد . ازآن جمله است , ازراه صدا مثل موسیقی و از طریق تصویر مثل طراحی و نقاشی . ساده ترین نوع بیان

به روش تصویر , به وسیله ی خط برروی سطح صورت می پذیرد. که آن نیز به نوبه خود با طراحی عینیت یافته ؛ برای بیننده ملموس می گردد. بنابراین ساده برین عنصر دربیان تصویر ی و به ویژه درطراحی خط میباشد . ازطریق همین خطوط بسیار ساده است که انسان خلاق نخستین باز تاب ها به ذهن خود راروی کاغذ

می آورد و با درنظر گرفتن جهان بینی , سلیقه , ابتکار و خلاقیت به آن چهره ای جهانشمول می بخشد .

بنابراین : طراحی ابزاری است برای انتقال اندیشه و ایجاد ارتباط از طریق خط .

 

به دیگر سخن : طراحی یعنی بیان ذهنیات هنرمند از طریق خط. ولی ایجاد همین خط بسیار ساده برروی کاغدبا همان خماهنگی چند عامل فیزیکی و ذهنی صورت کی پذیرند که عبارتند از:

 

·       دیدن

·       یافتن

·       تفکر , تحلیل

·       انتقال (اجرا)

برای طراحی کردن باید چشمانی حساس ؛ دقیق و ظریف بین داشت . انسان

خلاق با چشم خود نگاه نمی کند بلکه می بیند . هرخط رنگ یا رخداد ی رابه دقت

دریافت می کند . درآن تامل می کند و به سادگی از آن نمی گذرد . دنیای محسوس را از طریق دیده به ذهن خلاق و پر تحرکش می سپارد و به نیازاز آن بهره می جوید . چشم انسان خلاق و تربیت شده با عوامل طبیعی و مصنوعی به شکل صوری برخورد نمی کند , بلکه در آن تعمق نموده تلاش دارد که درآن پدیده یا رخداد چیزی فراتراز آنچه دیگران می گیرند یا می بینند. دریافت کند. دراین میان  ذهن ؛ عوامل دیده شده و یافته شده را درخود حفظ نموده ؛ آنها را مورد بررسی و کنکاش قرارمی دهد . هنچنین ؛ عوامل حساس کاربررا درخود محفوظ داشته و عناصر بی ارتباط و عاری ازانرژی را به کناری می راند و آنچه درخور حوزه فعالیت خلاقه اوسترادرخود نگه می دارد . پس از بررسی و تحلیل نهایی که طی فرایند بسیار پیچیده ای صورت می گیرد ؛ ذهن ؛ از طریق سلسله اعصاب ؛ به دست فرمان می دهد که چگونه خطی را ترسیم کند ؛ چه فضایی را باقی بگذارد.

انجاست که نحوه دیدن ؛ ساختار ذهن ؛ شرایط اجتماعی ؛ محیط خانوادگی ؛ و حتی عامل توارث در شکل گیری عینی خط و نهایت فضای تصویری نقش تعیین کننده ای را ایفا می کنند . ذهن؛ تنها درمراحل نخستین آفرینش طراحی نیست که نقش سازنده خود را ایفا می کند . بلکه درتمام طول طراحی ؛ به حرکت فعال و آفریننده خود ادامه می دهد و با هر اتفاق و فضای جدیدی که برسطح رخ می دهد تدبیر نوینی می اندیشد و هنگام با سایر نمودهای عینی ؛ هماهنگی لازم را فراهم می آورد تا پدیده به شیو ا ترین شکل خود بر سطح کاغذ؛ مقوا یا بوم عینیت یابد .

میل به طراحی از دوران کودکی درانسان ایجاد می شود شاید بتوان گفت با ما به دنیا می آید . همه افراد بدون شک قبل از رفتن به کودکستان دیوار خانه شان ر ا خط خطی کردند. اگر هم اکنون به کودکانی که درمنزل شما هستند نگاه کنید این تمایل غریزی را درآنها مشاهده می کنید . یک مداد و یک  کاغذ  وسیله ای است که کودک را ساعتها سرگرم می کند و نیروی اندیشه و تخیل او را روی کاغذ می اندازد . دست کودک شکل های مبهمی برروی کاغذنقش می زند که برای ما بیگانه اند اما این تصاویر بیگانه اولین و بی پیرایه ترین واکنش ذهنی و حسی کودک را در برخورد با اجسام دربرمی گیرد .

 

به تدریج که مغز کودک رشد می کند دید او نسبت به اجسام تغییر میابد . درسنین بلوغ سعی براین داریم که اجسام راآن گونه هست نقش بزنیم . احساس کم می شود . و منطق بالا می رود و تمایل به یادگیری طراحی و به دست آوردن مهارت  در تجسم عینی شکلها از همین لحظات آغاز می شود . دراین مرحله اگر بتوانیم مهارت را با احساس کودکانه پیشین درهم بیامیزیم اثری به وجود خواهد آمد که از معنی واقعی هنر دور نخواهد بود . معمولا طراحی را تمرین اولیه برای تهیه تابلو رنگی تصور می کنند؛ درحالی که طراحی زبانی است که هنرمند ادراک و اندیشه خود را مستقیما به وسیله آن بیان می کند .  اسن وسیله ی بیا ن ؛ مثل هر زبان زنده ؛ دارای دستوری است واین دستور از دوران بشر اولیه تاکنون تغییری نکرده است ولی میل به طراحی دلیلی عمیقتر از ایجاد ارتباط دارد. عاملی که ما را وادار به طراحی می کند دیدن و یا لمس کردن تصوراتی است که درذهن ما موج می زند. طراحی ؛ سنگ زیرین هنر های تجسمی است . به گفته انگر ؛ هنر مند بزرگ فرانسوی پیش از آنکه  به فکرنقاشی کردن بیافتید مدت زیادی طراحی کنید . کسی که پی خانه اش را محکم بریزد با خیال آسوده درآن می خوابد .

طراحی واقعیت نیست ؛ بلکه تجسم سمبلیک و اقعیت است ؛ بیان مجردی است . که با علائم رمز گونه نگاشته می شود. ترکیب این علامت و نحوه ی به کار بردن خطها ؛ رموز روح و خصوصیات روانی طرح را نشان می دهد.

تاریخچه کوتاه طراحی

 

هنر طراحی سابقه بسیار کهنی دارد قدیمی ترین طرح ها مربوط به دورانی می شود که بشر درغارها زندگی می کرده است . نمونه ها یی از این طرح ها درغارهایی که دراسپانیا و جنوب فرانسه کشف شده اند چگونگی و روش طراحی بشر اولیه را برای ما روشن می سازند درآن دوران شکار و ماهیگیری تنها وسیله ی تغذیه انسان بود. گوشت حیوانات رامی خوردند ؛ با پوست آنها  بدنشان را گرم می کردند . آنها ابزارهایی برای کندن زمین و دفاع ازخود می ساختند؛ و با همین استخوان های نوک تیزبردیواره غارها طراحی می کردند.

طراحی مردمان غارنشین با آیین ویژه وبدست افرادی معدودی انجام می گرفت . بردروازه غار آتشی دائمی افروخته بود و درشبهای غم انگیزو طولانی زمستان همه بدور آن حلقه می زدند .هنر طراحی غارنشینان درهمین شبهای سرد که با رنج و گرسنگی همراه بود بوجود می آمد . به امید اینکه فردا شکاری بدست آورد ند شکل حیوانات را بردیوار غار نقش می زدند و برای اینکه درزد و خورد قبیله ای پیروز شوند شکل تیرانداز ها را طراحی می کردند  

این طور حدس زده می شود که طراحان اولیه جادو گران و ساحرا ن قبیله ها بوده اند که برای جلو گیری از گرسنگی و سرما ؛ یا از ترس عوامل طبیعی مثل رعد وبرق و باد و طوفان یا به امید ریزش باران ؛ و یا برای ترساندن  دشمنان علامات و تصاویری برخاک نقش می زدند .نقوش و علاماتی که دعا نویسان هنوز هم برطلسم ها حک می کنند ؛ دنباله همین اعتقاد است .

طراح ها و علاماتی که بشر اولیه ابداع کرده از نظر معنی و محتوی از آنچه که طراحان درهزاره اخیر ساخته اند با ارزشتر است .

 

ابزارهای طراحی درگذشته

 

ابزار کار طراحان غارنشین بسیار ابتدایی وناچیز بود  با وجود این آثار ی چنین با عظمت از آنها بجا مانده آنها برای رنگ کردن طرح ؛ زغال نیم سوخته را با چربی حیوانات آغشته می کردند و با این ماده درون شیارهایی را که به وسیله استخوان  یا سنگ نوک تیز بر دیوار غار کنده می شد پر می کردند. گاهی نیز گل رس را با چربی یا با شیره درخت مخلوط و با خمیر قرمز رنگی که بدست می آمد ؛ طراحی و نقاشی می کردند. بشر اولیه با همین ابزار های ناچیز ؛ طرح هایی از زندگی چوپانی ؛ از صحنه های جنگی تن به تن ؛ از شکار  و از کشاورزی بجا گذارده است که می تواند برای ما سرمشقی باشد.

 

 

ابزارهای متداول  طراحی

 

 

متداول ترین وسیله برای طراحی ؛ مداد و کاغذاست . با ابزار خوب کار بهتری می توان انجام داد . کاغذنسبتا ضخیم و زبر ؛ مداد نرم ؛ پاک کن ؛ تیغ ؛ تخته شاسی و چند عدد پونز از جمل لوازم اولیه ای است که هر هنر جو باید همر اه داشته باشد .

 

 

روش طراحی در ایران

طراحان قدیمی ایرانی شکلها را خیالی نقش می کردند و اغلب به مصورکردن کتاب ها و افسانه های کهن می پرداختند . دست طراح ایرانی  به همان شیو ه که درخط نویسی مرسوم است ؛ با ملایمت و حرکت دورانی  قوس هایی رسم می کنند و با گرداندن نوک قلم ضخامت خط را تغییر می دهد . این عمل را در اصطلاح خطا طی فن قلم گیر ی می نامند. با قلم گیر ی یا پیچاندن قلم ؛ ضخامت خط را تغییر می دهند ؛ و تکرار این عمل موجب پیدایش تاریک –روشنی و حجم اجسام می شو د . برخلاف طراحان خاور دور که با نهایت سرعت طرح می کنند طراحان ایرانی با آرامی و متانت طراحی می کرده اند. اختلاف روحیه مردم این دو سرزمین درطراحی و خطاطی آنها تاثیر کاملی گذاشته است . این کیفیت را در شیو ه خطاطی این دو قوم می توان مشاهده نمود. خطاطان خاور دور کلمات را آزادانه و باضربه های تند ومحکم نقش می  کنند اما خطاطان ایرانی کاغذرا روی زانو می گذارند و با متانت و دقت اجزای کلمه را طرح و به هم متصل می کنند .

یکی از خصوصیا ت اصلی هنر طراحی مشرق زمین استفاده از خط منحنی ؛ عدم رعایت حجم و دوری و نزدیکی اشیا است . نرمی و لطافتی که در رقص خطوط موج دار و قوس ها و وجود دارد در هنر نقاشی و طراحی کشور های آسیایی عامل مشترکی است ؛ ولی با و جود تشابهی که از این نظر بین نمونه  های طراحی ونقاشی ملل مشرق زمین موجود است ؛ خصوصیات فردی جداگانه ای ؛ هنر کشور  های مختلف آسیایی را متمایز می سازد. این تفاوت ها ؛ گاه به دلیل وضع محیط و پیروی از سنت های باستانی پدید می آیند.

هانری ماتیس ؛ نقاش بزرگ فرانسوی ؛ با خطوط سیال لغزنده ؛ که از مینیاتور ایرانی  استخراج نموده ؛طراحی می کند و با رنگ های زنده و شفاف که از خصوصیات هنرقدیم کشور ما است بدون رعایت دوری یا نزدیکی و حجم اجسام نقاشی می کند . شکل ها را همچون مینیاتور ایران تغییر می دهد و نسبتهای صیحیح را رعایت نمی کند. ویژگی های هنر ایرانی , که در طرحها و نقوش سفال های دوره اسلامی ایران قرن های 11و12میلادی دیده میشود ( عدم رعایت نسبت های صحیح , عدم رعایت دوری و نزدیکی اجسام , خطوط منحنی , سادگی خط و تصاویر سطح و ارتباطات زیبا , پرسپکتیو غلط , رنگ های زنده , ایجاد تزئینات در اطراف تصاویر , ظرافت خط ورنگ ودوری جستن از تجسم عینیات), در آثار ماتیس و پاره ای از هنرمندان اروپایی قرن بیستم تاثیر شایان توجهی نموده و موجب پیدایش شیوه های نویی درهنر آن مرز و بوم شده است .

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/08ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

موضوعات مورد بحث درطراحی

1.      تعریف طراحی

2.      طراحی با مداد

3.      طراحی با قلم فلزی

4.      طراحی آرم

5.      طراحی با ذغال

6.      طراحی پا ستل

7.      طراحی با قلم و مرکب

8.      طراحی با گچ

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/03ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

خصوصیات رنگ ها

آبی رنگی عمیق و زنانه است که در محیطی آرام استراحت می کند این رنگ مورد علاقه اشخاص بالغ است و نمودار نوعی پختگی است ولی در عین حال خاطرات طفولیت را بیدار می کند . آبی به زندگی درونی مربوط میشود ، مثل قرمز مایل به تظاهر نیست ، ولی میل دارد که با عشق تملک گردد و نه با خشونتی خودبخودی ، آبی البته آرام است ، ولی نه مانند سبز که بیشتر حالت استراحتی دنیوی و رضایت از خود را دارد ، در اینجا عمق دارای عظمتی با شکوه و مافوق دنیوی است که در آن ملاحظات معقول ناشناخته اند . هر چه آبی تاریکتر می گردد بیشتر بشر را بسوی بینهایت فرا می خواند؛ آبی روشنتر ، غیر قابل لمس تر و دارای کاراکتری بی تفاوت تر و تهی تر بوده ، رؤیا انگیز است ، مشاهده رنگ آبی احساس خنکی و پاکیزگی بهداشتی را ایجاد می کند بخصوص وقتیکه در مجاورت سفید قرار می گیرد .

آبی فیروزه ای قدرت عظیمی در خود نهفته دارد ، بیانی از آتش ، ولی آتشی سرد و درونی ؛ حالت خنک ظاهری آن یادآور دریاچه های کوهستانی در تابستان است .

زرد ، پرسرو صداترین ، خیره کننده ترین و نورانی ترین رنگهاست ، این رنگ جوان و بطرز مزاحمی پردوام است و به ظاهر نمودن باطن خود تمایل دارد . این کاراکتر در زردهای روشن کاملاَ واضح است . برخلاف آبی به هیچ وجه در زرد عمق احساس نمی شود . زرد طلایی فعال است ، زرد مایل به سبز رنگی مریض به خود میگیرد . با افزایش مقدار بسیار کمی قرمز ، زرد برای چشم خوش آیند است ، قلب را گرم می کند و احساس شادی و رضایتی ایجاد می کند شبیه آنچه که از نگاه کردن به خرمن های طلایی رنگ بما دست می دهد .

بنفش معادل اندیشه های متفکر و عرفانی است که با نگرانی رازی را پنهان می کند ؛ این رنگ غمگین ، محزون و مملو از وقار است ؛ وقتی که روشن می شود و تبدیل به رنگ گل یاس می گردد گسترش یافته و در این هنگام بیشتر سحرآمیز است تا عرفانی و بیشتر بیمارگونه است تا جدی .

رنگ یاس بنفش به اندازه بنفش جرأت تأیید خود را ندارد . این رنگ مزه رؤیاها و دنیای خیالی دورانی کودکی از دست رفته را به ما می چشاند .

           خصوصیت مشخص کننده رنگهای پاستل ملایم نمودن و تضعیف خصوصیات رنگهایی است که از آنها مشتق میگردند . رنگهای پاستل نشانه محیط درونی ، علاقه و چیزهایی است که دوست داریم در تنهایی و سکوت به آنها بنگریم .

            درعمل بکار بردن مجموعه ای از ترکیب دو یا چند رنگ متداول تر است ، در این مورد انسان هر یک از عناصر یک کمپوزیسیون را بطور جداگانه دریافت نمی کند ، بلکه برعکس مجموعه آنان را ضبط می نماید . بنابراین احساس کلی که انسان برداشت می کند معادل ترکیب خصوصیات روانی هر یک از رنگهاست .

مثال : قرمز ( فعال ، سریع ، محرک ) + زرد ( خوشحال ، بشاش ) = نارنجی ( پرهیجان ، منبسط ، البته با سطحی یکسان ) در یک کمپوزسیون ، افزایش سطح یکی از رنگها بطور منطقی تأثیر آن را تشدید می نماید .

           مطالبی که ذکر شد کوششی است جهت ارتباط تعاریف با ارتعاشاتی که رنگها در روح بیدار می کنند  ولی احساسات و تمایلاتی که بوسیله آنان ایجاد می شود ، به حدی دقیق و ظریف است که کلمات کاملا یارای بیان آن را ندارد .

 

|+| نظرات (1)

نوشته شده توسط گل کبود در شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۶ و ساعت 17:34

پديده رنگ | هنری

2 –پدیده رنگ( قسمت دوم)

 

آخرین گروه تجدید خاطرات ادراک متقارن است - که بعداَ درباره آن مفصل بحث خواهیم کرد- و بر حواسی که ظاهراَ با بینایی بیگانه اند تأثیر می گذارد از قبیل حس لامسه ، حس ذائقه ، حس شامه ، حس سنگینی و حس میزان حرارت . هر رنگ یا دقیق تر بگوئیم هر درجه رنگی دارای خصوصیت روانی مشخص است .

 

 سیاه  تیره و غلیظ  سمبل مرگ و اندوه است ، این رنگ کاراکتری ( خصوصیتی ) غیر قابل نفوذ را در خود پنهان نموده ، هیچی است بدون امکان ، سکوتی است ابدی ، بدون آینده ، حتی بدون امید یک آینده ؛ رنگی است که بیش از همه عاری از انعکاس می باشد ، بیان واحدی است خشک و بدون موضع ، سیاه با اشرافیت قابل قیاس است ، بخصوص وقتی که براق باشد ، نمود از تشخص و خوش سلیقگی است .

سفید معصومیت ، غیر قابل لمس و غیر قابل درک را القاء مینماید . بدلیل عدم وجود کاراکتر ، سفید یک حالت خلاء و بینهایت را ایجاد می کند ، سفید بر روح ما مثل یک سکوت کامل ، سکوتی که مرده نیست بلکه مملو از امکانات زنده است ، اثر می گذارد . سفید عمل خنک کننده و پاک کننده را بخاطر می آورد ، بخصوص وقتیکه در مجاورت آبی قرار گرفته باشد .

خاکستری دارای کاراکترمستقلی نیست ، نه مثل سفید مملو از امکان و نه به مثابه سیاه غیر فعال است در واقع او جرأت تأیید خود را ندارد . خاکستری بیان روحیه ایست مردد و بی طرف که سمبل بی تصمیمی و عدم وجود نیرو است . رنگ پریدگی خاکستری بازتاب وحشت ، پیری و مرگ است که نزدیک می شود ، هرچه خاکستری تاریک تر می شود بیشتر یادآور ترس ، یکنواختی و غم بی دلیل است ، خاکستری تیره کاملا رنگی کثیف می باشد .

سبز آرام ترین رنگهاست ، این رنگ در هیچ جهتی حرکت نمی کند و محتوی هیچ عنصری از شادی ، غم و عشق مفرط نیست ؛ سبز در اجتماع رنگها عیناَ مثل بورژوازی در اجتماع انسانها است ؛ یعنی : آدمی بیحرکت ، خشنود ، که برای کوششهایش نقشه می کشد و پولهایش را می شمارد . وقتیکه چیزی سبز می شود ، امید زندگی جدیدی باقی است و تجمع سبز امید که با آن آشنا هستیم از اینجا می آید . افزایش مقدار کمی زرد به این رنگ قدرتی فعال و حالتی آفتابی می دهد . اگر آبی موجود در سبز بیش از زرد باشد ، این رنگ جدی و مملو از تفکر می گردد چه روشن و چه تیره ، سبز حالت اولیه بی تفاوتی و سکوت خود را حفظ می کند در سبز روشن بی تفاوتی و سکوت خود را حفظ می کند در سبز روشن بی تفاوتی چیره می گردد ، در حالیکه سکوت بیشتر در سبز تیره احساس میشود .

قرمز ، این رنگ به مفهوم نیرو ، شادی زندگی ، قدرت ، مردانگی و تحرک است . این رنگ خشن و تا سرحد عصبانیت مهیج است و بدون قید و شرط خود را تحمیل می کند ، این رنگ هم حالت جدی بودن و وقار و هم حالت مهربانی و جذابیت را القاء می نماید . قرمز اساساَ گرم ، لبریز از زندگی با حرارت و منقلب است . با این وجود این رنگ کاراکترزایل کننده زرد را ندارد که در تمام جهات گسترش می یابد و تلاش می کند . قرمز با وجود تمام نیرو تمام شدتش  حاکی از قدرتی وسیع و غیر قابل مقاومت است که به هدف خود آگاه می باشد . قرمز نگاه ما را جلب می کند ، درست مانند کودکی که به سوی یک شکلات هوس انگیز دست دراز می نماید .

به تعداد درجات رنگی مختلف قرمز ، کاراکترهای روانی بخصوص وجود دارد:

 قرمز ارغوانی ، جدی ، سنتی ، غنی و با قدرت است و وقار بسیاری در آن نهفته است ؛ قرمز متوسط فعالیت ، قدرت ، جنبش و امیال شهوانی را مجسم می کند ، این رنگ ما را گیج و جذب می نماید ، هر بار که بخواهند قدرت اولیه ، حرارت ، مؤثر بودن و خواص تهییج کننده و تقویت کننده یک محصول را یادآور شوند از رنگهای مختلف قرمز استفاده می کنند . قرمز وقتی "آلبالویی " می شود کمی شهوت انگیز می شود . وقتی که روشن تر می شود به مفهوم قدرت ، هیجان ، نیرو ، خوشحالی و پیروزیست . بالاخره قرمز هرچه تیره تر باشد بیشتر جدی ، عمیق و جسمانی میگردد . بتدریج که کم رنگ تر می شود روحیه ای شاد و باذوق را بیان می نماید . صورتی خجالتی است و دارای ملایمتی شیرین و رمانتیک می باشد ، این رنگ بدلیل کمی تحرک تصویر مادی و زنانگی و محبت است ، صورتی ملایمت و الفت را القاء می کند .

از قهوه ای  حالت غلظت و ضرورت بسیار ساتع می گردد . این رنگ واقعی ترین رنگهاست ؛ با وجود آنکه قهوه ای نه مبتذل و نه خشن است ، زندگی ساده و کار روزمره را مجسم می نماید . هرچه این رنگ تیره تر می شود بیشتر خصوصیات سیاه را بعهده میگیرد .

نارنجی  بیش از قرمز مملو از تشعشع و انبساط است . این رنگ عملی است که بخاطر نفس آن عمل و با علاقه انجام می شود . نارنجی دارای کاراکتری استقبال کننده ، گرم و خودمانی است ، مثل آتشی که در بخاری میسوزد .

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/03ساعت 8:43 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

پاستل با خراش

 

 

وسایل لازم :

انواع مداد شمعی یا پاستل روغنی

مقوا بافت دار یا گلاسه و...

ابزار کمکی مانند اتود و یا ابزار نوک تیزبرای ایجاد خراش

روش اجرا :

طرح مورد نظر را بر سطح اثر پذیر ( مقوا ) رسم کنید و سپس رنگهای مورد نظر خود را از روشن به تیره

در جای مشخص شده بکشید . برای مثال آسمان این طرح ابتدا با آبی روشن سپس آبی تیره و بعد با مشکی پوشانده شده است.( اما در شیوه سایشی برای رنگ آمیزی با پاستل از رنگهای تیره به روشن رنگ آمیزی می کنند.)

 در مرزها و قسمتهای ظریف دقت کنید زیرا مداد شمعی به راحتی پاک نمی شود و اثر ان باقی می ماند .پس از اتمام این کار با اتود یا ابزار نوک تیز دیگر( کاتر ، سنجاق و ... ) شروع به ایجاد بافت در قسمتهای مورد نظر کنید .

در تکنیک سیاه قلم ( با پاستل ) بعد از رنگ گذاری ، تمام یا قسمتی از طرح با پاستل سیاه پوشانده میشود و سپس خراش داده میشود.

به جای مقواهای فابریانو و یا اشتنباخ می توانید از مقوای گلاسه استفاده کنید وپس از خراش دادن در قسمتهایی از کار سفیدی کاغذ گلاسه باعث زیبایی طرح میشود.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/03ساعت 8:42 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

پاستل

اول از طرز ساختن پاستل شروع میکنم.و به ترتیب هر روز ساختن یه تکنیک رو براتون میذارم.
برای ساختن پاستل:
10
گرم کتیرای پودر شده را در 2 لیتر آب حل میکنیم.سپس پودر رنگ را با هم وزن خود مل یا گچ دندانپزشکی (که طرز ساخت گچ را هم توضیح خواهم داد ) و چسب خمیر مخلوط کرده و به شکل مداد در آورید.

طرز ساخت گچ دندانپزشکی برای پاستل: گچ دندانپزشکی را با 10 برابر آب مخلوط کرده و به مدت 3 هفته هر روز روزی 1بار هم میزنید.روز آخر گچ را که سفت شده است به شکل قرص هایی درآورده و در ساختن پاستل و گواش مورد استفاده قرار میدهند.

طرز ساختن گواش
پودر رنگ را با هم وزن خود گچ دندانپزشکی یا مل مخلوط کرده،سپس 4/1 قاشق معمولی ماده گندزدا(سدیم ارتوفیل فنات)برای جلوگیری از گندیدگی به آن اضافه میکنیم.بعضی از رنگها برای خمیر شدن به ماده ی گندزدای بیشتر و بعضی به مقدار کمتری نیاز دارند.پس از مخلوط آنها،مواد را روی شیشه تخت با کاردک خوب بهم میزنیم تا خمیر شود و بعد در شیشه های در بسته نگه می داریم.
طرز ساختن رنگها ممکنه کمی مشکل باشه اما هم از نظر هزینه به صرفه تر هست،هم اینکه جالبه که بدونیم رنگهایی که باهاشون سرو کار داریم از چه موادی تشکیل شده اند
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/03ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  | 

نقاشی

نقاشي چاپ ايميل
 

نقاشی عمل بکار بردن رنگ دانه محلول در یک رقیق کننده و یک عامل چسپاننده (یک چسب ) بر روی یک سطح (نگهدارنده) مانند کاغذ ، بوم یا دیوار است. این کار توسط یک نقاش انجام می شود. این واژه بخصوص زمانی به کار می رود که این کار حرفه شخص مورد نظر باشد. قدمت نقاشی در بین انسانها ، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است.

در قیاس با نقاشی ، طراحی ، سلسله عملیات ایجاد یک سری اثر و نشانه با استفاده از فشار آوردن یا حرکت ابزاری بر روی یک سطح است.یک روش قابل اجرا برای تزئین دیوارهای یک اتاق با استفاده از نقاشی در ساختار جزئیات کار موجود است.

این مقاله بیشتر درباره نقاشی وری سطوح به دلایل و اهداف هنری است . نقاشی از نظر بسیاری افراد، در زمره مهمترین شکلهای هنر قرار دارد.

ظهر عاشورا
ظهر عاشورا اثر استاد فرشچیان

تاریخ نقاشی :

قدیمی ترین نقاشی ها در دنیا که متعلق به حدود 32000 هزار سال قبل می باشد، در گروته شاوه فرانسه قرار دارد. این نقاشی ها که با استفاده از افرای قرمز و رنگ دانه سیاه حکاکی و رنگ شده اند، تصاویری از اسب ها ، کرگدن ها، شیرها، بوفالوها و ماموت ها را نشان می دهند. اینها نمونه هایی از نقاشی در غار هستند که در تمام دنیا وجود دارند.

امروزه ،بسیاری از آثار شناخته شده و مشهور هنری مانند مونالیزا نقاشی هستند. در حال حاضر اختلاف نظرهای جزئی در مورد کاملا هنری بودن آثاری که به روشهای غیر سنتی و با روش های غیر از شیوه های کلاسیک خلق می شوند وجود دارد.از لحاظ مفهومی هنرمندانی که از صدا ، نور ، آتش بازی ، چاپگرجوهرافشان ، پیکسل های صفحه مانیتور و حتی پاستل یا مواد دیگر استفاده می کنند، یا رنگهای آمیخته با زرده تخم مرغ را بکار می برند، یکسان هستند. در نتیجه به اغلب کارهای هنری ، نقاشی گفته می شود.

درباره رنگ :

رنگ ترکیبی از رنگدانه ، حلال ، چسپاننده و در برخی موارد تسریع یا کند کننده ای برای خشک شدن ، بهبود دهنده بافت ، تثبت کننده و یا هر ماده اصلاح کننده دیگری است. قبل از آنکه رنگ بر روی بوم قرار گیرد، معمولا ابتدا آن را آغشته به نوعی زمینه (یک لایه پوششی که معمولا از جنس جسو می باشد) می کنند تا چسپندگی با رنگ را افزایش داده و حالت بافت سبدی بوم را برای جلوگیری از تراوش کاهش می دهد. با اینکه انتظار می رود رنگدانه هایی که برای نقاشی بکار می روند ثابت باشند، اما برخی از نقاشان از رنگهایی استفاده می کنند که دارای رنگدانه های فرار هستند.

ابزار مورد استفاده نقاش شامل انواع مختلفی است . از جمله :

    * قلم موی نقاشی
    * کاردک
    * پالت (از جنس چوب یا پلاستیک که در هنگام نقاشی رنگ را روی آن قرار داده و استفاده می کنند)
    * اسفنج
    * گیره
    * سه پایه
    * قوطی اسپری رنگ
    * اسپری رنگی دارای هوای فشرده

به این موارد می توان گچ ، مداد گرافیت ، پارچه کهنه یا دستمال کاغذ ی ، آینه ( که گاهی برای تغییر زاویه دید و پرسپکتیو و گاهی نیز برای نقاشی شخص از خودش بکار می رود) تربانتین یا هر رقیق کننده بی بوی دیگر (که معمولاً به همراه روغن استفاه می شود) ،مدل یا موضوع و شاید نور پردازی آتلیه را نیز اضافه نمود.

شام آخر
شام آخر اثر لئوناردو داوینچی

تکنیکهای نقاشی :

تکنیکهای نقاشی عبارتند از :

    * رنگ زنی غلیظ
    * آبرنگ
    * لعاب دادن
    * نقاشی یا رنگ مومی ( نقاشی یا رنگی که با موم آب کرده بسازند)
    * نقاشی دیواری که معروفترین نوع آن فرسکو می باشد.
    * سایش و نقاشی نقطه ای
    * فوماتو
    * سامی – ای
    * کلاژ
    * نقاشی بر روی تخته
    * نقاشی یا اسپری « گرافیتی )
    * (نقاشی) با مواد جدید
    * نقاشی یا کامپیوتر


حلال های رنگ :

حلال ماده ای است که رنگدانه در آن حل یا قرار داده می شود. تقریباً تمامی حلالهای طراحی در نقاشی نیز قابل استفاده هستند.
برخی از آنها عبارتند از :

    * رنگ روغن ، شامل رنگهای جدید قابل اختلاط با آب
    * رنگ اکریلیک
    * سایه روشن
    * رنگ انگشتی
    * مرکب
    * پاستل ، شامل پاستل خشک ، پاستل روغنی و موادهای پاستل
    * تمپرا (رنگهای آمیخته تا زرده تخم مرغ)
    * رنگ مومی
    * آبرنگ

نقاشي خط
اسب 1500 تا1000 سال قبل از میلاد
 


سبک های معروف نقاشی :

سبک های نقاشی می توانند با روشهای بکارگیری و یا با توجه به جنبش هنری که بیشترین تطبیق را با مشخصات غالب و حاکمی که نقاشی نشان می دهد دارند، مشخص شوند. سبک های معروف عبارتند از:

    * رئالیسم (واقع گرایی)
    * امپرسیونیسم (برداشت گرایی)
    * پوینتولیسم
    * هنر ابتدایی
    * کوبیسم (حجم گری)
    * مدرنیسم (نوگرایی)
    * آبستره (انتزاعی)
    * پست مدرنیسم (فرا نوین)
    * آوانگارد (پیشگام ، وابسته به مکتب های هنری نوین و غیر سنتی)
    * ساختار گرایی
    * کتاره سخت
    * گرافیتی
    * نقاشی اصیل ایرانی

اسب
 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/03ساعت 8:39 قبل از ظهر  توسط گیو تنگه  |